بحران آب؛ عامل اقتصاد کم بازده

بحران آب در کشور بیش از هر چیز، نتیجه سوء مدیریت بوده و آثار گستردهای بر اقتصاد کشور برجای گذاشته است. امروز معیار اقتصادی طرحها نه تولید در هکتار، بلکه میزان سود ارزی حاصل از هر مترمکعب آب است. در این میان، مفهوم «آب مجازی» اهمیت ویژهای دارد؛ این مفهوم به معنای حجم آبی که برای تولید یک کالا مصرف میشود، است. بر اساس پژوهشهای انجام شده، تولید هر تن گندم، حدود دو هزار و 46 مترمکعب و هر تن برنج حدود دو هزار و پنج مترمکعب آب نیاز دارد. به همین خاطر بیتوجهی به آب مجازی، خسارتهای جبرانناپذیری بر اقتصاد آبی کشور وارد کرده است.
برای مشاهده جدیدترین اخبار کسب و کار کاماپرس را در اینستاگرام دنبال کنید.
در این راستا، کاماپرس در گفتوگوی اختصاصی با انوش نوری اسفندیاری، عضو اندیشکده تدبیر آب ایران، درباره پیامدهای بحران آب و ضرورت بازتخصیص منابع آبی کشور صحبت کرد.
گفته میشود که بخش زیادی از آب مصرفی کشور در بخش کشاورزی مصرف میشود، ارزیابی شما از این موضوع چیست؟
متوسط آب تجدیدپذیر کشور کاهش یافته است. اگر به طور متوسط ۲۰ تا ۳۰ سال گذشته را در نظر بگیریم، منابع آبی حدود ۱۰۰ تا ۱۱۰ میلیارد مترمکعب بوده است. اما در دورههای بلند مدت و بدون در نظر گرفتن تغییرات اقلیمی، این عدد ۱۲۰ تا ۱۲۵ میلیارد مترمکعب است.
بر اساس میانگین گذشته، حدود ۹۲ درصد آب کشور در کشاورزی مصرف میشد. این رقم امروز کمتر از ۹۰ درصد است، اما همچنان بسیار رقم بالایی است؛ یعنی به طور متوسط ۸۰ تا ۹۰ میلیارد مترمکعب آب در کشاورزی مصرف میشود.
با توجه به ارزش اقتصادی آب، تولید ناخالص داخلی به ازای هر مترمکعب آب کمتر از ۲۰ سنت است؛ رقمی ناچیز که نشاندهنده بازدهی پایین اقتصادی کشاورزی و مشکلات معیشتی کشاورزان است. بنابراین نیازهای توسعهای کشور باید از طریق جابهجایی یا بازتخصیص آب تامین شود؛ موضوعی که بیش از دو دهه مورد بحث است.
در دنیا، میانگین مصرف آب در بخش کشاورزی چقدر است؟
در جهان، حدود ۷۰ درصد آب در بخش کشاورزی مصرف میشود. تولید ناخالص داخلی به ازای هر مترمکعب آب بیش از ۱ دلار است و در برخی کشورها حتی به ۵ تا ۱۰۰ دلار هم میرسد. ۸۵ درصد تولید ناخالص دنیا در شهرها شکل میگیرد که نسبت به آب مصرفی، بازدهی بالاتری دارند.
برای افزایش تولید ناخالص داخلی، به ازای مصرف هر مترمکعب آب چه اقداماتی باید انجام شود؟
مهمترین اقدام، تغییر مسیر توسعه و تولید محصولاتی با مصرف آب کمتر است. تا برنامه ششم توسعه، تصور این بود که هرچه آب بیشتری داشته باشیم، رشد اقتصادی بیشتری نیز حاصل میشود. اما در دنیا این ارتباط تضعیف شده و در ایران هم باید قطع شود.
در برنامه ششم مقرر شد ضمن دستیابی به رشد اقتصادی بالا، ۱۱ میلیارد مترمکعب از مصرف آب کم شود. در برنامه هفتم این رقم ۱۵ میلیارد مترمکعب تعیین شده است؛ یعنی باید هم رشد اقتصادی داشته باشیم و هم مصرف آب را کاهش دهیم. این کار نیازمند تحولی بزرگ در سبک زندگی و تولیدات است.
چقدر این اتفاق امکانپذیر است؟
این موضوع دشوار اما ممکن است. کشورهایی مانند آمریکا، چین و استرالیا موفق به اجرای آن شدهاند. البته این تنها روی کاغذ نبوده، بلکه همراه با تحولات تکنولوژیکی، رفتاری و تغییر سبک زندگی نیز بوده است. در ایران هنوز حتی حاضر نیستیم در فضای سبز شهری سبک زندگی را تغییر دهیم و به جای ارائه روشهای عملی، تنها از مردم خواسته میشود ۲۵ درصد مصرف آب خود را کاهش دهند.
منظور از بازتخصیص آب چیست؟
بازتخصیص یعنی تخصیص آگاهانه و برنامهریزیشده آب. در غیر این صورت، روند کاهش سهم کشاورزی از آب به طور خودکار اتفاق میافتد، چون ارزش اقتصادی مصرف آب در بخشهای غیرکشاورزی بیشتر است. این روند نزولی، همراه با کمبودهای سالانه، موجب خسارتهای آشکار و پنهان میشود. برای مثال، طبق اعلام انجمن پسته، هر سال ۱۰ تا ۱۵ هزار هکتار از باغات پسته کشور خشک میشود.
این آمار فقط برای باغات پسته است؟
این اتفاق برای باغات دیگر نیز میافتد اما انجمن پسته یک انجمن فعال است، به همین خاطر این برآورد را محاسبه کرده است. ضمن اینکه پسته یک محصول رو به توسعه بوده که در مناطق مختلف کشور در حال گسترش است.
در بخش برنجکاری نیز همواره گفته میشود با چالش کم آبی و کاهش کاشت مواجه هستیم. این موضوع صحت دارد؟
کشت برنج در بالادست رودخانهها بهویژه با پمپاژ آب توسعه یافته و باعث شده حقابههای پایین دست تامین نشود. این مشکل در سرشاخههای کرخه و استان فارس به وضوح دیده میشود. چنین وضعیتی برنامهریزی پایین دست را غیرقابل پیشبینی کرده و خسارتهای گستردهای به اقتصاد وارد میکند.
برای تامین حقابههای پایین دست چه باید کرد؟
در ایران از دوران باستان، مصرف آب ثبت و محاسبه میشد تا هم حقوق افراد رعایت شود و هم دولت بتواند مالیات دریافت کند. این سیستم شامل دفاتری به نام «جزء جمع» بود که وضعیت بهرهبرداریها از رودخانهها را ثبت میکرد و قنوات نیز نظام مستقلی داشتند.
اما از دهه ۴۰ این نظام دچار اختلال شد و با وجود تاکیدات قانونی، حقوق بهرهبرداری هم نادیده گرفته شد. ضعف در تعیین حقوق آب باعث شد دستاندازی به حقابههای پیشین افزایش یابد. برخی این وضعیت را بازتخصیص غیرارادی یا خاموش میدانند و در مواردی نیز دولت مسیر آب را تغییر داده است. نتیجه این روند، پدیدهای به نام «بازتخصیص» است؛ یعنی تخصیص مجدد آب برای افراد یا مصارف دیگر که در سراسر کشور رخ داده است.
این بازتخصیصها منجر به دعاوی حقوقی گستردهای شده است؛ معروفترین آن در اصفهان رخ داد و ابعاد سیاسی و اجتماعی گستردهای پیدا کرد. برخی پروندهها حل نشده و برخی مسکوت ماندهاند که به مهاجرت و تغییر شغل منجر شده است. با محدودیتهای آبی موجود، تعریف مصارف جدید بدون در نظر گرفتن پیامدها، حتما به بازتخصیص منجر خواهد شد. تا امروز چنین مدیریت آگاهانه و منسجمی در حقوق آب ایران شکل نگرفته است، در حالی که اهمیت آن بسیار بالاست.
بخشی از موضوع کم آبی یا ناترازی به اقلیم کشور برمیگردد اما بخش دیگر احتمالا مربوط به مسائل مدیریتی است. چه اقداماتی تا به امروز در حوزه مدیریت آب انجام نشده است؟
تخصیص آب یکی از مسائل کلیدی حقوق آب ایران است. با نوسازی دولت و تغییر ساختار جامعه، بسیاری از روستاها خالی شده و کشاورزی روستایی تحول نیافته است. شرایط جدیدی هم برای بهرهبرداری از آب تعریف نشده است. اگرچه آب به عنوان یک «انفال» یا مشترکات عمومی تقویت شده، اما حقوق بهرهبرداری افراد مشخص و محترم شمرده نمیشود.
در آبهای زیرزمینی، حفر چاههای جدید باعث کاهش کیفیت منابع قبلی شده و مالکان مجبور به حفر چاههای عمیقتر شدند. در آبهای سطحی نیز بهرهبرداران بالا دست، برداشت بیشتری دارند و حقوق پایین دستها تضعیف شده است. این وضعیت نمیتواند ادامه یابد؛ مسکوت ماندن آن به هرج و مرج همچنین کاهش انگیزه حفاظت از منابع آب در بخش خصوصی منجر میشود.
محصولاتی که کاشته میشود؛ چقدر میتوانند به ذخایر آبی آسیب وارد کنند و کاشتشان به صرفه نیست؟
ایران صادرکننده سنتی پسته بود، اما به دلیل بازتخصیص و توسعه باغات، جایگاه قبلی خود در بازار بینالمللی را از دست داده است. مصرف آب پسته بسیار پرهزینه بوده و به منابع زیرزمینی آسیب میزند، هرچند محصول ارزآوری است. به علاوه سطح کشت گندم بالا رفته و خرید تضمینی دولت از تولیدکنندگان نیز انجام شده است، در حالی که واردات گندم با راندمان بالاتر و هزینه کمتر ممکن بود. این سیاست خودکفایی به منابع آب فشار آورده است. برخلاف تصور عموم، مصرف آب هندوانه پایین است و بخش زیادی به صورت دیم کشت میشود و میتواند محصولی ارزآور برای صادرات باشد.
مشکل اصلی در مسیر توسعه است؛ کشاورزان از سر اجبار به سمت محصولات باغی یا صیفی رفتهاند تا معیشت و رفاه خود را تامین کنند. فرصتهای غیرکشاورزی در روستاها محدود است، و این فشار به منابع طبیعی و آب، همراه با عقبماندگی توسعه روستایی، باعث شده آینده این مناطق نامشخص باشد.
چه محصولاتی مناسب کشت زراعی در اقلیم کشور ماست و آب کمتری مصرف میکنند؟
ابتدا باید تجربه کشورهای دیگر بررسی و با شرایط ایران سازگار شود. با توجه به سابقه فرهنگی و تاریخی کشور، پیشنهاد شده به سمت اقتصاد فرهنگی حرکت کنیم؛ مدلی که با مزیتهای فرهنگی، تولید را افزایش میدهد و نسبت مصرف آب در آن کمتر است. این مدل میتواند حتی در محیط روستایی جایگزین توسعه غیرکارآمد کشاورزی شود.
آیا افزایش قیمت آب میتواند عامل موفقی در کاهش مصرف آب باشد؟
این موضوع پیچیده و مشروط است چراکه اندازهگیری دقیق مصرف آب در ایران مشکل دارد؛ در تهران بسیاری از مجتمعهای چند طبقه کنتور مشترک دارند و مصرف خانوار به صورت تقریبی محاسبه و تقسیم میشود. تعرفه پلکانی موجود، درآمد شرکتهای کارگزار را افزایش میدهد تا مصرف آب را کنترل کند.
در آب روستایی و کشاورزی، شرایط پیچیدهتر و با تعارض منافع فراوان همراه است. به همین دلیل، افزایش قیمت آب به تنهایی نمیتواند راهکار موثری برای کاهش مصرف باشد.
انتهای پیام
مرتبط با: