روایت بابک مصری از آنچه در سال 1404 بر برندهای پوشاک ایران گذشت

به راحتی فراموش نمی‌شود...

کد مطلب: ۳۶۲۳۵۱
به راحتی فراموش نمی‌شود...

چرم مشهد، همواره یکی از برندهای خوش‌نام و معتبر صنعت پوشاک ایران بوده است. استراتژی مدیران این برند برای حضور در بازارهای داخلی و خارجی طی سالیان اخیر چنان هوشمندانه بوده که همیشه در مدار رشد بوده‌اند. با این حال، چرم مشهد و سایر برندهای لوکس نیز از تنش‌های پی‌درپی سال 1404 بی‌نصیب نماندند. در این سال، دو بار پای صحبت‌های بابک مصری، نشستیم؛ بار اول بعد از جنگ دوازده‌روزه و بار دوم در اولین روزهای اسفندماه. او در هر دو گفتگو، از تلخی‌ها و سختی‌ها، بسیار سخن گفت اما پایان همه صحبت‌هایش یک چیز بود: عشق به ایران.

با سوال آخر، شروع می‌کنم. اگر بخواهید سال ۱۴۰۴ را در یک جمله توصیف کنید، چه می‌گویید؟

سال عدم‌قطعیت و بحران. سالی که در هیچ روزش نمی‌دانستیم اوضاع چگونه پیش خواهد رفت و هر روز با چالش‌های جدیدی آغاز و پایان می‌یافت. کاملا در روزمرگی غرق شده بودیم؛ تلاش برای حفظ روحیه خودمان، نگه داشتن نیروها، پرداخت به‌موقع حقوق، پاسخ به مشتری‌ها و ادامه تولید. هر طور که نگاه کنیم، می‌توان این سال را تنها پر از تلاطم و بحران توصیف کرد.

یکی از چالش‌های سال ۱۴۰۴ که البته محدود به این سال نبود و در سال‌های اخیر مدام آن‌را تجربه می‌کنیم، جهش شوکه‌کننده قیمت ارز بود. این چالش پرتکرار چه تاثیری بر روند تولید شما داشت؟

وقتی نرخ ارز بالا می‌رود، قیمت تمام‌شده‌ها به‌شدت تغییر می‌کند؛ چون به غیر از پوست گوسفند و گاو، تقریبا سایر مواد اولیه‌ای که در این صنعت مصرف می‌شود وارداتی هستند. برای فرآوری پوست و تبدیل آن به چرم، بیش از هفتاد، هشتاد ماده شیمیایی مورد استفاده قرار می‌گیرد که همه آن‌ها باید از خارج وارد شود. در حال حاضر این مواد از کشورهای اروپایی و ترکیه وارد ایران می‌شود. ناگفته نماند که بهترین مواد این صنعت توسط شرکت‌هایی تولید می‌شوند که سهام‌دار آمریکایی دارند. به همین خاطر ما به دلیل تحریم‌ها نمی‌توانیم آن مواد را بخریم. هرچند در حال حاضر هم از مواد مرغوبی استفاده می‌کنیم اما اگر امکان استفاده از بهترین مواد موجود در صنعت وجود داشت، بی‌شک کیفیت محصولات‌مان از این هم بهتر می‌شد.

رفتار مشتریان مصنوعات چرمی طی سال 1404 چه تغییری کرد؟

وقتی قیمت تمام‌شده افزایش پیدا می‌کند، ما نمی‌توانیم تمام فشار را مستقیم به مصرف‌کننده منتقل کنیم؛ بنابراین بخشی از این بار را خودمان به دوش می‌کشیم. محصولات چرمی جزء نیازهای روزمره مشتری نیست و او به‌راحتی می‌تواند این محصولات را از سبد خرید خود حذف کند. همه می‌دانیم با توجه به تورم و فشار اقتصادی که به خانواده‌ها وارد می‌شود، سرپرست خانوار نقدینگی را باید روزبه‌روز مدیریت کند.

اولین چیزی که کنار می‌رود کالاهای غیرضروری است. برای مثال مردم می‌گویند به جای اینکه کاپشن جدید بخریم، همان کاپشن قبلی را یک سال دیگر می‌پوشیم؛ به جای خرید یک کفش جدید، همان کفش قدیمی را بیشتر واکس می‌زنیم و دو سه ماه دیگر صبر می‌کنیم. اما گوشت و مرغ، لبنیات و روغن را که نمی‌شود کنار گذاشت. طبیعتا در این مواقع اولین فشار روی شرکت‌هایی مانند چرم مشهد وارد می‌شود که نیاز روزمره مردم را تولید نمی‌کنند و در اولویت خرید خانوار قرار ندارند.

درگیری نظامی خردادماه و نااطمینانی‌های ناشی از آن چه اثری بر رفتار بازار داشت؟

شرایط جنگی آدم‌ها می‌خواهند جانشان را نجات بدهند و اصلا کسی حال و حوصله خرید ندارد. با این حال ما در شرکت چرم مشهد به تعهدی که به مشتریان‌مان داریم پایبند ماندیم و سعی کردیم پس از پایان تنش‌های نظامی با تمرکز بر وعده برندمان که «کیفیت، زیبایی و حال خوب» است دوباره در کنار مشتریان‌مان قرار بگیریم. ما همیشه تلاش می‌کنیم سفر مشتری در فروشگاه‌های فیزیکی و فروشگاه اینترنتی چرم مشهد، دل‌انگیز باشد. به همین خاطر وقتی دوباره برگشتیم و فروشگاه‌ها را باز کردیم، به حدی استقبال مشتریان گسترده  بود که با کمبود محصول روبه‌رو شدیم.

با ناترازی انرژی و قطعی‌های مداوم برق چطور کنار آمدید؟

خوشبختانه با داشتن ژنراتور وضعیت را تا حدودی مدیریت کردیم. گفته بودند در پیک مصرف اگر ۳۰ درصد برق را از شبکه بگیرید و ۷۰ درصد را خودتان تولید کنید، برق قطع نمی‌شود؛ به همین دلیل ما قطعی برق نداشتیم اما تامین سوخت ژنراتور، هزینه‌های جداگانه زیادی را بر ما تحمیل کرد. آسیبی که از این ناحیه به ما وارد شد، جنس دیگری داشت. همه فعالیت‌های ما صرفا در کارخانه خودمان انجام نمی‌شود.

در حال حاضر حدود ۵۰۰ نفر در کارخانه فعال هستند و حدود ۵۰۰ نفر هم در فروشگاه‌ها و دفاتر؛ اما بیش از ۱۵۰۰ نفر در کارگاه‌ها و کارخانه‌های بیرون از شرکت فعالیت می‌کنند. خیلی از این‌ها ژنراتور و امکان تامین برق نداشتند و به مشکل خوردند. حدود ۶۰ درصد نیاز فروشگاه‌های ما توسط همین کارگاه‌های کوچک تامین می‌شود و وقتی آن‌ها به مشکل برمی‌خورند، تولید محصول عقب می‌افتد و فروشگاه با کمبود کالا مواجه می‌شود. خلاصه اینکه پیمانکاران ما بیشتر از قطعی برق آسیب دیدند و ما به صورت غیرمستقیم از این مساله ضربه خوردیم.

ناآرامی‌های دی‌ماه چه تاثیری بر فروشگاه‌های شما داشت؟

وقتی ناآرامی‌های اخیر پیش آمد به ناچار فروشگاه‌هایی را که به‌دلیل موقعیت مکانی، در معرض آسیب احتمالی بودند، تعطیل کردیم. حتی شیشه‌های یکی از فروشگاه‌های ما از چند ناحیه سوراخ شد و به محصولات داخل فروشگاه آسیب رسید. تعطیلی فروشگاه یعنی از دست دادن فروش. از طرف دیگر، حال و هوای جامعه هم در میزان فروش اثرگذار بود. مردم برای حال خوب خرید می‌کنند؛ وقتی حال آن‌ها خوب نیست، خرید چه تاثیر مثبتی می‌تواند داشته باشد؟

این وضعیت چگونه بر فروش در ماه‌های پایانی سال، به‌ویژه دوره حساس شب عید، اثر گذاشت و نقش تعهد برند و ارتباط با مشتریان در عبور از این دوره چگونه بود؟

ما تمام سال زحمت می‌کشیم تا در بازار شب عید بتوانیم عقب‌ماندگی‌ها را جبران و تعهدات مالی را تسویه کنیم. وقتی هنوز سایه جنگ بالای سرمان است و استرس در مردم وجود دارد، طبیعی است که این فرصت نیز از دست می‌رود. این ناراحتی‌ها ادامه دارد و آثار آن بلندمدت است. تعداد زیادی از هموطنان ما داغدار شدند و این‌ها چیزی نیست که به‌راحتی فراموش شود و مردم به دنبال خرید بروند.

آلودگی هوا و تعطیلی‌های ناشی از آن، به‌ویژه در کلان‌شهرها، چه تاثیری بر عملکرد فروش شما داشت؟

بعضی روزها آلودگی هوا در تهران به حدی بود که از دفتر ما کوه‌های شمال تهران اصلا دیده نمی‌شدند؛ در حالی‌که فاصله مستقیم ما با دامنه‌ آن‌ها کمتر از سه کیلومتر است؛ در آن شرایط حتی ماسک هم جواب نمی‌داد. آلودگی هوا و تعطیلی‌های ناخواسته باعث خالی شدن شهرها می‌شود. شهرهایی مثل مشهد، تهران، اصفهان و شیراز که فروش‌های عمده و اصلی ما در آن‌ها اتفاق می‌افتد؛ روزهای زیادی به دلیل آلودگی هوا و آنفولانزا تعطیل شدند. طبیعی بود که این تعطیلی‌ها باعث شود مردم، برای حفظ سلامتی‌شان از خانه بیرون نیایند تا مریض نشوند یا آسیب نبینند. در روزهای آلودگی ما به‌شدت تحت‌تاثیر افت فروش بودیم، چون مشتری مراجعه نمی‌کرد. با توجه به این‌که مشکلاتی مانند آلودگی هوا، راه‌حل دارند؛ امیدوارم در آینده برطرف شوند و گریبان ما را رها کنند.

چرم مشهد در دو سه سال گذشته روندی رو به رشد و هدفمند داشت و مشخص بود که برای آن هدف‌گذاری و گام‌های مشخصی از جمله تغییر مکان دفتر تعریف شده است. با توجه به عدم‌قطعیت‌هایی که به آن اشاره کردید، این شرایط چه لطمه‌ای به برنامه بلندمدت شما وارد کرد؟

با اینکه در سال 1404 شوک‌های مقطعی به ما وارد شد اما از هدف‌مان دست نمی‌کشیم و مسیر را با قدرت ادامه می‌دهیم. ما نسبت به صنعت، مردم و خود کشور تعهد داریم. ممکن است صادرکننده بزرگی نباشیم اما به همان میزانی که فروش داخلی داریم، از واردات کالای قاچاق یا کالای خارجی مشابه، جلوگیری می‌کنیم.

پس از جنگ دوازده‌روزه بسیاری از شرکت‌ها تعدیل نیرو کردند، افت قیمت ریال در برابر ارزهای خارجی اتفاق افتاد و اقتصاد کشور در یک رکود تورمی شدید قرار گرفت که همه‌چیز را تحت‌تاثیر قرار داد. نه فقط شرکت‌های بخش خصوصی بلکه حتی سازمان‌های دولتی هم تحت تاثیر بودند، چون بودجه ما از صادرات نفت تامین می‌شود. تحریم‌ها روزبه‌روز بیشتر شد و همچنان ادامه دارد. همه این‌ها فشار ایجاد می‌کند اما آینده‌ای که برای سازمان‌مان دیده‌ایم را فراموش نکرده‌ایم. خدا را شکر می‌کنم که در تمام این مدت نه تنها یک نفر نیروی انسانی تعدیل نکردیم؛ بلکه نیروی جدید هم جذب کردیم. ما یک هدف بزرگ داریم.

پنج سال آینده را تصور کرده‌ایم و برای پنج سال بعد از آن هم برنامه‌ریزی کرده‌ایم؛ یعنی تا ۱۰ سال آینده شرکت را ساخته‌ایم و همکاران ما در آن آینده زندگی می‌کنند. به همین دلیل سرخورده نمی‌شوند و با تلاش مضاعف کار می‌کنند تا کاستی‌هایی که ناخواسته به سازمان تحمیل می‌شود را جبران کنیم و ضربه‌گیر باشیم. قطعا شوک‌هایی وارد می‌شود و گاهی مثل سرعت‌گیرهای سنگین ما را متوقف می‌کند اما باز هم با قدرت به مسیر ادامه می‌دهیم.

در بسیاری از برندهای قدیمی ایران، میانگین سنی بدنه مدیریتی و اجرایی بالاست، اما در چرم مشهد چه در فروشگاه‌ها و چه در دفتر مرکزی، ترکیب نیروی انسانی بسیار جوان است. با توجه به حساسیت‌های این نسل و ناملایمت‌هایی که جامعه ایران در سال گذشته تجربه کرد، شما به عنوان مدیرعامل چگونه این تیم جوان را از نظر روحیه و بهره‌وری مدیریت کردید؟

مرتب با آن‌ها در حال صحبت و گفت‌وگو هستیم، حرف‌هایشان را می‌شنویم و به آن‌ها دلگرمی می‌دهیم. بسیاری از همکاران ما در رده مدیر هستند؛ مدیران ارشد شاید سن بیشتری داشته باشند، بین ۳۰ تا ۴۰ سال اما تعداد زیادی مدیر زیر ۳۰ سال داریم. بسیاری از همکاران، متولد ۷۵ به بعد هستند و حتی متولدین ۸۲ و ۸۴ هم داریم که اکنون برای ما کار می‌کنند. از حضورشان خوشحالیم؛ بسیار توانمند و هنرمند هستند. تمام تلاش من این است که فضایی ایجاد کنیم که از کار کردن کنار ما لذت ببرند و به فکر مهاجرت نیفتند. این‌ها سرمایه‌های کشور هستند و نباید از دست بروند. امروز می‌بینیم استاد دانشگاه، دانشجو، مهندس و افرادی با تخصص‌های مختلف از ایران می‌روند و ما نباید اجازه دهیم کشور آسیب ببیند. چرم مشهد به عنوان یک سازمان تلاش کرده‌است سهم خودش را در حفظ این سرمایه‌ها انجام دهد.

با توجه به تورم بالا و افزایش نرخ ارز، چطور توانستید مانع رشد شدید قیمت محصولات چرم مشهد شوید؟

مدیریت هزینه برای ما بسیار مهم است. با اینکه در برخی ردیف‌های هزینه‌ای مانند آموزش و حفظ نیروی انسانی و همچنین تامین مواد اولیه و حفظ کیفیت محصولات هیچ کاهشی نداریم اما سعی می‌کنیم با ترفندهایی مانند افزایش حجم خرید مواد اولیه و مذاکره عمیق‌تر با تامین‌کننده‌ها مانع از افزایش قیمت‌ها شویم. تلاش کرده‌ایم ضربه‌گیرهایی ایجاد کنیم تا افزایش قیمت محصولات چرم مشهد، کمتر از افزایش تورم جاری در کشور باشد. ساده‌ترین کار این بود که اگر تورم ۱۰۰ درصد است، ما هم ۱۰۰ درصد افزایش قیمت داشته باشیم اما ترجیح دادیم بخشی از این فشار را خودمان جذب کنیم تا هم مشتری ناراضی نشود و هم او را از دست ندهیم. در بخش‌هایی که امکان مدیریت وجود داشته، هزینه‌ها را کنترل کرده‌ایم تا فشار کامل تورم به مشتری منتقل نشود.

این شرایط چه تاثیری بر رابطه شما با کارکنان‌تان گذاشت؟

در این مدت پاداش‌ کارکنان به موقع پرداخت شد و حتی یک روز هم تاخیر نداشت. افزایش حقوق نیز بیشتر از میزان قانونی بوده است. علاوه بر این برای حفظ حال خوب همکاران‌مان، توسعه فضای کاری و رفاه آن‌ها، پذیرایی‌های صبحانه و ناهار و برگزاری جشن تولد برای همه کارکنان هزینه‌هایی کردیم تا حال همکاران‌مان خوب باشد.

با توجه به شناختی که از صنعت پوشاک کشور و وضعیت سایر همکاران‌تان دارید، حال عمومی فعالان این بازار را چطور ارزیابی می‌کنید؟

وضعیت صنعت پوشاک خوب نیست. وقتی مردم برای خرید لباس یا پوشاک روحیه نداشته باشند، کل بازار تحت تاثیر قرار می‌گیرد. شرایط اقتصادی بسیار نامشخص است. دلار، سال را با ۸۰ هزار تومان شروع می‌کند و هنوز سال تمام نشده به ۱۶۰ هزار تومان رسیده است. با سایه جنگ و جشه‌های هر ساله قیمت دلار، مشخص نیست که تا پایان سال این نرخ به ۲۰۰ یا ۲۴۰ هزار تومان برسد یا حتی ناگهان به ۱۰۰ هزار تومان سقوط کند. این عدم قطعیت باعث می‌شود هیچ تاجر یا تولیدکننده‌ای نتواند تصمیم صحیح بگیرد. تمام تصمیم‌ها برپایه مدیریت بحران و کاهش فشارها است.

در کنار مشکلات اقتصادی و تحریم‌ها، بسیاری از فعالان صنعت معتقدند بزرگ‌ترین بحران، نبود حمایت و فهم واقعی از شرایط بازار است. شما این موضوع را چطور می‌بینید؟

در کنار همه این‌ها بحران اصلی ما، دولت است که درد صنعت را نمی‌فهمد. آیا وزیر صنعت ما از صنعت اطلاع دارد؟ بازرسین اداره صمت مدام به فروشگاه‌ها سرکشی می‌کنند و پرونده‌ می‌سازند. از ابتدای سال تا امروز، من ۵۵ پرونده تعزیراتی داشتم، در حالی که کالای ما نه کالای ضروری است، نه نیاز به قیمت‌گذاری دارد و نه شامل قوانین خاص می‌شود.

ما یک گروه حقوقی پنج نفره داریم که ۲۴ ساعته در دادگاه‌های مازندران، گیلان، تهران، شیراز، مشهد و اصفهان فعال هستند تا پرونده‌ها را پیگیری کنند. هرچیزی هم که می‌شود یا تلفن مدیرعامل را قطع می‌کنند یا حساب‌هایش را می‌بندند یا ماشینش را توقیف می‌کنند. ما در این مملکت زحمت می‌کشیم. ماهانه به هزار نفر حقوق می‌دهیم و هزار و 500 نفر هم در کارگاه‌هایی که مسئولیت‌شان با ماست کار می‌کنند اما مدام از سوی اداره دارایی، تامین اجتماعی و وزارت صمت، فشار و مشکلات متعددی برای ما ایجاد می‌کنند. حتی کوچک‌ترین تاخیر در پرداخت حق بیمه باعث تهدید به قطع بیمه کارگران می‌شود.

وسط جنگ ۱۲ روزه خواهش کردیم که بیمه را از ما در سه مرحله بگیرند اما گفتند اگر همین فردا پرداخت نکنید همه کارکنان شما بدون بیمه می‌شوند. فشار تعزیرات سنگین است اما آن‌ها مقصر نیستند، متاسفانه وزارت صمت برای ما پرونده‌سازی می‌کند البته خوشبختانه ما همیشه تبرئه شده‌ایم اما چرا باید این موضوعات وجود داشته باشد؟ مسئله اصلی ما، مشکلات داخلی در کنار تحریم‌های خارجی و ندانم‌کاری دولتمردان ما، بیشترین فشار را بر صنعت وارد می‌کند. امسال در مجلس هیچ قانونی به نفع صنعت تصویب نشده است. نمایندگان بیشتر به رانت‌های خودروسازی‌ها توجه دارند، در حالی که صنایع پوشاک، نساجی، پتروشیمی و صنایع کوچک دیگر بدون حمایت رها شده‌اند.

می‌دانم سوال سختی است ولی چشم‌اندازتان از سال ۱۴۰۵ چیست؟

 من همیشه امیدوار بودم و معتقدم ایران لیاقت شرایطی بهتر از وضعیت فعلی را دارد. الان هم می‌گویم که سال ۱۴۰۵، اگر عقلانیت در تصمیم‌گیری‌ها، روابط و کارها حاکم شود، می‌تواند سال بسیار خوبی باشد. هر وقت جلوی اشتباه‌ها گرفته شود و تعامل درست برقرار شود امکان موفقیت وجود دارد. مشکل اصلی ما این است که با همه دنیا درگیر شده‌ایم. من نمی‌خواهم کشور ایران مستعمره یا نوکر جایی باشد. ما باید استقلال خودمان را حفظ کنیم اما حفظ این استقلال مترادف تقابل با دنیا نیست. باید با همه جهان تعامل داشته باشیم. تکنولوژی، صنعت و علم را باید از هر کشوری که موفق است، بیاموزیم و در کشور خودمان اجرا کنیم.

ما استعدادهای فراوانی داریم. بسیاری از استادان دانشگاه‌های آمریکا، کانادا، آلمان و انگلیس ایرانی هستند. بیش از 5 هزار استاد دانشگاه ایرانی در آمریکا فعالیت دارند و بیش از هزار ایرانی در شرکت‌های برتر آمریکا حضور دارند. ما نباید به نفت‌مان بنازیم؛ بلکه  باید به جوانان‌مان بنازیم. باید کشور را طوری مدیریت کنیم که قدرت اول منطقه باشیم؛ نه فقط از لحاظ نظامی بلکه اقتصادی. هر موفقیتی که ایرانی‌ها توانسته‌اند در خارج به دست آورند، در ایران هم می‌توانند کسب کنند.

پیشرفت در صنعت هسته‌ای نمونه بارزی از این ظرفیت است. ایرانی‌های خارج از کشور که عاشق ایران هستند، بیش از هفت تریلیون دلار سرمایه دارند و اگر بخشی از آن را به ایران بیاورند، می‌توانند مشکلات داخلی را حل کنند و توسعه پایدار ایجاد کنند. اگر فقط ۱۵ درصد این سرمایه و تخصص به ایران بازگردد و امنیت اقتصادی ایجاد کنیم، هزار میلیارد دلار به کشور بازمی‌گردد که بیش از دو و نیم برابر تولید ناخالص ملی کشور است. با این منابع، دیگر نیازی به آمریکا، اروپا، روسیه یا چین نداریم. با همه این کشورها می‌توان تعامل داشت اما با سرمایه و توان خودمان. با مدیریت درست می‌توانیم مشکلات محیط‌زیست، انرژی و زیرساخت‌های نفتی را حل کنیم و با قدرت با شرکت‌های بزرگ نفتی مثل شِورون یا شِل از موضع برابر مذاکره کنیم. ما همه‌چیز داریم، فقط مدیریت درست نداریم.

ما از خام‌فروشی استفاده می‌کنیم، در حالی که می‌توانیم اشتغال ایجاد کنیم. با مدیریت صحیح، نرخ واقعی بیکاری می‌تواند تا زیر سه درصد و تورم تا زیر پنج درصد کاهش یابد. باید از همه دنیا یاد بگیریم که در چه کارهایی موفق بوده‌اند و همان را خودمان اجرا کنیم. ما نباید بهترین هموطنان‌مان را از دست بدهیم که به کانادا، آمریکا، انگلیس یا آلمان مهاجرت کنند. کشورهایی مثل آلمان چرا این روزها از متخصصان نرم‌افزار در ایران استقبال می‌کنند؟ برای اینکه می‌دانند چقدر ما خوب هستیم. کشور باید طوری مدیریت شود که آینده جوانان در ایران شکل بگیرد.

و در نهایت، از اولویت‌ها و برنامه‌های چرم مشهد برای سال آینده بگویید؟

اولویت اصلی ما توسعه کارخانه و ارتقای کیفیت محصولات است. برنامه‌های سال آینده شامل حضور قوی‌تر در بازارهای جهانی، از جمله حاشیه خلیج‌فارس، اروپا و آمریکا و ورود به سه شاخه جدید صنعت خودمان یعنی مبلمان، اکسسوری‌ و عطر و ادکلن است. می‌خواهیم ترکیب محصولات را در فروشگاه‌ها کامل‌تر و شیک‌تر کنیم. توسعه فروشگاهی هم که طبق روال ادامه خواهد داشت.

انتهای پیام

ارسال نظر