ابهام؛ بزرگترین چالش کارآفرینان
شهرام صالحی، مدیرعامل برند پوشاک تولیکا به روایت سال ۱۴۰۴ میپردازد، سالی که تولیدکنندگان پوشاک ایران با فشارهای اقتصادی و بروکراسی پیچیده اداری، بحرآنهای اجتماعی و مشکلات عملیاتی در کارخانهها دستوپنجه نرم کردند. او درباره مسئولیت خود نسبت به کارکنان، بهویژه زنان سرپرست خانوار، اهمیت تابآوری و مدیریت ابهام برای حفظ برند و ادامه فعالیت کسبوکار صحبت میکند و تصویری واضح از چالشها و امیدواریهای صنعت پوشاک ارائه میدهد.
سال ۱۴۰۴ در بازار پوشاک چه گذشت؟
سال ۱۴۰۴ بدون شک یکی از دشوارترین سالها برای تولیدکنندگان ایرانی پس از انقلاب بود. در بسیاری از روزها نه برق کافی برای تولید فراهم بود و نه امکان فروش وجود داشت. در کارخانه ما، تعداد قابل توجهی از زنان سرپرست خانوار مشغول به کار هستند؛ افرادی که بخش مهمی از ساختار تولید ما را تشکیل میدهند. با این حال، قطع برق و آب، شرایط کاری را برای آنها بسیار دشوار میکرد. علاوه بر این، برخی از فروشگاههای ما که در خیابآنهای اصلی قرار داشتند، بدون کولر و تهویه کار میکردند و این وضعیت شرایط را برای کارکنان و مشتریان بهشدت سخت میکرد. البته این مشکلات محدود به مجموعه ما نبود و بخش مهمی از شرایط کل صنعت کشور را شکل میداد.
بحرانهای اقتصادی چه تاثیری بر فروش پوشاک داشت؟
سیاستهای اقتصادی امسال، مانند تکنرخی کردن دلار، حذف ارز ترجیحی و تورم لجام گسیخته، بازار را تحت فشار گذاشت. جنگ خردادماه و پیامدهای اقتصادی آن، همراه با اعتراضات دی و بهمن، این شرایط را تشدید کرد و انگیزه خرید مردم را کاهش داد. این تاثیر به ویژه در بازار لباس زنانه محسوس بود؛ چراکه زنان بیش از مردان به مد و کیفیت پوشش اهمیت میدهند و افت خرید آنها بیشتر قابل مشاهده است.
فشارهای اداری چه نقشی در این وضعیت داشت؟
فشاری که امروز تحمل میکنم با سالهایی که بهعنوان یک کارآفرین جوان کسبوکارم را آغاز کرده بودم، قابل مقایسه نیست. مسئولیتها و تعهدها، چندین برابر شده است. در مقابل، کوچکترین تاخیر در پرداخت حق بیمه سازمان تامین اجتماعی، میتواند به مسدود شدن حسابهای شرکت منجر شود، بیآنکه در برابر اشتغالی که ایجاد کردهایم حمایتی ببینیم. از سوی دیگر، مالیات نیز در مقاطع مختلف فشار سنگینی بر تولیدکننده وارد میکند. تولیدکنندگان پوشاک ناچارند روزانه با 14 سازمان و نهاد مختلف سر و کار داشته باشند.
با آغاز هر روز کاری، باید نگران تماسهایی باشیم که خبر از پلمب یک فروشگاه میدهد. گاهی صرفا به این دلیل که قیمت محصول ما با برخی برندهای دیگر تفاوت دارد، شاهد ورود نمایندگان اداره اماکن یا تعزیرات هستیم؛ در حالیکه طبیعی است کالایی که با متریال باکیفیت، خدمات پس از فروش و ساختار مشخص تولید میشود، قیمت متفاوتی داشته باشد. با وجود همه این مسائل، مالیات بر ارزش افزوده و حق بیمه کارکنان باید بهطور کامل پرداخت شود؛ در حالیکه واردکنندگان پوشاک قاچاق عملا از بسیاری از این الزامات مستثنی هستند.
با وجود این حجم از فشار، چه عاملی باعث شده چراغ مجموعه را روشن نگه دارید؟
در مجموعه ما تعدادی از زنان سرپرست خانوار مشغول به کار هستند و مسئولیت من فقط اداره یک برند نیست؛ معیشت این افراد هم به ادامه فعالیت ما وابسته است. اگر خودم در تنگنا باشم، باز هم موظف هستم حقوق و حداقل زندگی آنها را تامین کنم. از سوی دیگر، نیروهای ما سالها در حوزه طراحی، مارکتینگ و مدیریت، تجربه اندوختهاند. مگر میشود یکباره اعلام تعطیلی کرد؟ نه وجدانم چنین اجازهای میدهد و نه عقل اقتصادی آن را میپذیرد. اگر امروز به این نیروهای متخصص بگویم خداحافظ، فردا چگونه میتوانم دوباره همین سرمایه انسانی را کنار هم جمع کنم؟ به همین دلایل ناچار شدهایم در مقاطعی از اندوختههای شخصی استفاده کنیم تا مجموعه سرپا بماند. البته این فقط مساله من نیست؛ در سال ۱۴۰۴ بسیاری از صنعتگران ایرانی با همین شرایط دستوپنجه نرم میکنند.
بانکها در این شرایط چه نقشی دارند؟ آیا کمکی به تولیدکنندگان و کارآفرینان میکنند؟
بانکهای خارجی ابتدا گردش مالی، تعداد پرسنل و لیست بیمه را بررسی میکنند و بر اساس آن تسهیلات میدهند اما در کشور ما وقتی فروش وجود ندارد، این شاخصها هم کم میشود. در دوره اعتراضات که مراکز خرید تعطیل بودند، ما عملا فروش نداشتیم. حتی در فروشگاههایی مانند ایرانمال، ساعت کاری محدود بود. این کاهش فروش باعث میشود معدل و گردش حساب پایین بیاید، بانکها تسهیلات را تمدید نکنند و موعد بازپرداخت فرا برسد. چنین شرایطی مدیریت شرکت را بسیار دشوار میکند و نشان میدهد تولیدکنندگان ایرانی با چه فشار جدی مالی روبهرو هستند.
برای کسانی که در حوزه پوشاک فعالیت میکنند و میخواهند کسبوکار خود را در شرایط فعلی حفظ کنند، چه راهکارهایی وجود دارد؟
مدتهاست در حال مطالعه درباره تابآوری سازمآنها در شرایط دشوار، مانند جنگ، اعتراضات، انقلابها و همچنین مدیریت ابهام هستم. یکی از بزرگترین چالشهای پیشروی کارآفرینان، صاحبان مشاغل و مدیران کسبوکار، مواجهه با ابهام در آینده است. مدیری که با آیندهای نامشخص روبهروست باید تمام سناریوها و استراتژیهای ممکن را در نظر بگیرد و تصمیمهایی اتخاذ کند که هم بتواند سازمان را حفظ کند و هم از زیان احتمالی جلوگیری کند.
تابآوری و مدیریت ابهام در عمل چگونه قابل اجرا هستند؟
به نظر من مدیران امروز باید تمرکز خود را بر این دو حوزه قرار دهند. ما در دبیرخانه تشکلهای مرتبط با صنعت پوشاک، جلساتی برگزار و محتوایی تهیه کردهایم تا در اختیار مدیران کسبوکار قرار گیرد. ابتدا باید توان کسبوکار برای ادامه فعالیت در شرایط دشوار و حفظ بقای آن را بسنجیم. پس از آن به مدیریت ابهام بپردازیم؛ یعنی پیشبینی اتفاقات آینده و بررسی ضرایب احتمالی هر سناریو. برای مثال، ارتش آمریکا در حمله به افغانستان ۱۷۰۰ فرضیه مختلف را در استراتژی خود پیشبینی کرده بود. در مدیریت ابهام نیز باید فرضیهها را با ضرایب مشخص تعیین کرد و همزمان تابآوری کسبوکار را در نظر گرفت تا تصمیمات و برنامهها در شرایط نامطمئن اثربخش باشند.
در این شرایط چگونه میتوان به کارکنان توجه کرد؟
تابآوری سازمان بدون همراهی و حمایت پرسنل امکانپذیر نیست. برای مثال چند روز پیش، همه همکاران را جمع کردم و وضعیت را بهصورت شفاف با آنها در میان گذاشتم. در بهمنماه پرداخت حقوقهای ما با تاخیر مواجه شد؛ اما تلاش کردیم مرحلهبهمرحله پرداختها انجام شود تا زندگی کارکنان دچار مشکل نشود. تجربه شخصی من نشان میدهد که مدیران و کارآفرینان باید نسبت به شرایط زندگی کارکنان خود حساس باشند. خوشبختانه همکاران ما وفادارانه اعلام کردند حتی اگر چند ماه حقوق عقب بیفتد با سازمان خواهند ماند. این وفاداری و عشق کارکنان به برند، بخشی از تابآوری سازمان است.
با توجه به نوسانات اقتصادی و شرایط دشوار اخیر، چه اندازه به آینده اقتصاد ایران و وضعیت تولیدکنندگان امیدوار هستید؟
با وجود همه این چالشها، من به آینده ایران بسیار امیدوارم. مطمئن هستم که آینده ایران، بهشت خواهد شد و شرایط کسبوکار، وضعیت اجتماعی و حال مردم بهبود خواهد یافت. توصیه من به صاحبان مشاغل و تولیدکنندگان این است که با برنامهریزی دقیق، این روزهای دشوار را پشت سر بگذارند تا با سلامت و آمادگی به روزهای بهتر برسند.
انتهای پیام
مرتبط با: