وعده های تضمینی دیجیتال مارکتینگ؛ بلای جان برندهای ایرانی
اگرچه دیجیتال مارکتینگ نسبت عمیقی با دانشهای نو دارد، اما ناآگاهی و باورهای غلط این حوزه را درنوردیده و کسبوکارها را با مشکلات عدیدهای روبهرو کرده است.
در این راستا، پویان جلالی نیک، مؤسس آژانس دیجیتال مارکتینگ تیمراد در گفتوگو با کاماپرس از چالشهای پنهان اکوسیستم دیجیتال مارکتینگ ایران، وعدههای غیرواقعی، ضعف نگاه مارکتینگی در سئو و دغدغههای نیروی انسانی میگوید.
برای مشاهده جدیدترین اخبار کسب و کار کاماپرس را در اینستاگرام دنبال کنید.
در فضای ناپایدار کسبوکار ایران برندها چگونه از چالشها عبور میکنند؟
فضای کسبوکار ایران سالهاست وارد فاز ناپایداری شده و این وضعیت، موقتی نیست. برندهایی که هنوز بهدنبال نسخههای آماده و تضمینهای سریع هستند، معمولاً بیشترین آسیب را میبینند.
بهنظر من عبور از چالشها بیش از آنکه به ابزار یا بودجه وابسته باشد، به بلوغ فکری مدیران کسبوکار برمیگردد. دیجیتال مارکتینگ قرار نیست معجزه کند؛ اگر درست طراحی شود، میتواند ریسک را کاهش دهد و مسیر رشد را شفافتر کند، اما اگر با انتظار تضمین همراه باشد، نتیجهای جز ناامیدی نخواهد داشت.
این برند در مواجهه با چالشها چه تجربههای شاخصی کسب کرده است؟
یکی از مهمترین چالشهای این صنعت شکاف میان انتظار کارفرما و واقعیت بازار است.
در سالهای اخیر بارها دیدهام که بهخاطر وعدههای غیرواقعی، کارفرما با انتظارات اشتباه وارد پروژه شده و در نهایت کل فرآیند دیجیتال مارکتینگ زیر سؤال رفته است.
چالش اصلی نه ابزار بوده و نه دانش فنی، بلکه نحوه تصمیمگیری و مدیریت انتظارات است؛ موضوعی که اگر از ابتدا شفاف نشود، در ادامه پروژه به بحران تبدیل میشود.
رواج وعدههایی مانند تضمین رتبه در سئو یا تضمین فروش، وعدههای غیرواقعی هستند که آسیبی جدی برای اکوسیستم دیجیتال مارکتینگ دارد. این نوع وعدهها شاید در کوتاهمدت باعث جذب مشتری شوند، اما در بلندمدت اعتماد بازار را از بین میبرند و به کل صنف آسیب میزنند.
سئو تضمین رتبه نیست و فروش هم با یک کانال بهتنهایی تضمین نمیشود. همین نگاه تضمینی در اجرای برخی کمپینهای دیجیتال مارکتینگ هم دیده میشود؛ در حالیکه نتیجهگیری قطعی در بازاری با متغیرهای متعدد، از اساس رویکردی غیرحرفهای است. وقتی این واقعیت از ابتدا به کارفرما گفته نشود، شکست پروژه فقط به تعویق میافتد.
یکی از خطاهای رایج بازار، اجرای سئو بدون نگاه مارکتینگی است. در چنین پروژههایی سایت به صفحه اول گوگل میرسد، اما فروش اتفاق نمیافتد و در نهایت همه تقصیرها به گردن سئو میافتد.
سؤال اصلی این است که وقتی کاربر وارد سایت میشود، آیا مسیر مشخصی برای تبدیل او به مشتری وجود دارد یا نه؟ اگر تجربه کاربری ضعیف باشد یا زیرساخت فروش از قبل آماده نشده باشد، حتی بهترین رتبهها هم خروجی اقتصادی نخواهند داشت.
یکی دیگر از مشکلات قدیمی بازار، طراحی سایت بدون توجه به رفتار کاربر است. هنوز هم سایتهایی طراحی میشوند که ظاهر دارند، اما منطق فروش ندارند. تا زمانی که طراحی سایت با نگاه تجربه کاربری و فروش انجام نشود، دیجیتال مارکتینگ فقط هزینه ایجاد میکند، نه ارزش.
چالش نیروی انسانی و نقش آژانسها در آینده صنعت نیز از دیگر دغدغهها است. در بسیاری از آژانسها، نه مسیر آموزشی مشخصی برای کارآموز وجود دارد و نه رشد پروژهمحور واقعی. نتیجه این رویکرد، نیروهایی است که بعد از مدتی دلسرد یا فرسوده میشوند. اگر آژانسها نگاه خودشان را به آموزش و توسعه نیروی انسانی اصلاح نکنند، در آینده با بحران جدیتری مواجه خواهند شد.
با توجه به شرایط اینترنت و وضعیت بازار ایران چه افقی پیشروی این کسبوکار نقش بسته است؟
شرایط فعلی اینترنت و محدودیتها، نه برای کارفرما افق روشنی ایجاد کرده و نه برای آژانسها، اما ایستادن بدترین انتخاب ممکن است.
آینده این صنعت متعلق به آژانسهایی است که کمتر وعده میدهند، بیشتر تحلیل میکنند و مسئولیتپذیرتر عمل میکنند؛ مسیری که اگر جدی گرفته شود، میتواند اکوسیستم دیجیتال مارکتینگ را از فضای هیجانی به سمت بلوغ واقعی هدایت کند.
انتهای پیام
مرتبط با: