انتقاد تند پدرام سلطانی به واگذاری شستا

کد مطلب: ۵۸۸۲
انتقاد تند پدرام سلطانی به واگذاری شستا

عرضه سهام شستا در بورس اگرچه خوشحالی فعالان بازار سرمایه را درپی داشت اما از حاشیه ها و انتقادات صاحب نظران اقتصادی به این واگذاری غول آسا نیز نمی توان به سادگی چشم پوشید خاصه آن که برخی از این انتقادات همچون سخنانی که پدرام سلطانی نایب رئیس اتاق بازرگانی درباره عرضه شستا مطرح کرده‌اند، بسیار تامل برانگیز است.

به گزارش کاماپرس، یک روی سکه خصوصی سازی شستا، آن گونه که موافقان این واگذاری بر آن تاکید می کنند شفاف سازی بزرگترین هلدینگ چند منظوره صنعتی کشور و قاعده مند کردن مدیریت این شرکت عظیم با اتکا به قوانین نظارتی بورس است. اما این تمام ماجرای واگذاری شستا نیست چرا که به باور منتقدانی همچون پدارم سلطانی نایب رئیس اتاق بازرگانی این سکه روی دیگری هم دارد. سلطانی در گفتگو با روزنامه شرق مزیت های مطرح شده در مورد واگذاری شستا را ادعاهای غیرقابل تحقق می داند و با ارائه برخی دلایل آنها را مردود می شمرد.

واگذاری یا فرار به جلو؟

این فعال شناخته شده اقتصادی با بیان این که کسانی که در بازار سرمایه هستند، موضوع را در حد عرضه اولیه تقلیل داده‌اند و از دریچه تنگ دیدگاه خود که بحث بازار سرمایه است، به این موضوع نگاه می‌کنند، می گوید: موضوع شستا بسیار فراتر از این است که با ورود به بازار سرمایه تمام اتفاقاتی که در سال‌های اخیر از شستا شنیده‌ایم. این راهبردی که دولت برای شستا اتخاذ کرده، در بهترین حالت یک فرار به جلو است.

شستا بدون اصلاحات ساختاری وارد بورس شد

وی با زیر سوال بردن روند قانونی واگذاری شستا می گوید: زمانی‌که یک شرکت می‌خواهد وارد بازار سرمایه شود، حتی اگر یک شرکت صنعتی با یک فعالیت مشخص باشد، سلسله‌ای از اصلاحات ساختاری در آن انجام می‌شود تا آماده عرضه باشد. چگونه شستا را در این اندازه و مقیاس، در یک فرایند فشرده بدون هیچ‌گونه اصلاح ساختاری و بدون هیچ دورنمایی یک‌راست به بازار سرمایه می‌بریم؟ نکته مهم این است که شرکت سرمایه‌گذاری تأمین اجتماعی، شرکت بالادستی تأمین اجتماعی است، به‌تعبیر دیگر اتاق فرمان سرمایه‌گذاری تأمین اجتماعی کشور است. دولت الان اتاق فرمان تأمین اجتماعی را به بورس برده است. درحالی‌که باید این کار از انتها شروع می‌شد و عرضه کامل شرکت‌های زیرمجموعه شستا انجام می‌شد، آنها را بعد از اصلاح ساختاری وارد بازار سرمایه می‌کردند و برخی از آنها هم از صنایع خارج می‌شدند. شکل بنگاه‌داری سرمایه‌گذاری تأمین اجتماعی باید اصلاح می‌شد.

قرار گرفتن صورت های مالی شستا روی کدال دلخوش کنک است!

سلطانی شفاف سازی شستا با عرضه سهام این شرکت در بورس را هم چندان جدی نمی داند و در این باره می گوید: آیا مدعیان شفافیت همین مقدار اندکی که صورت‌حساب‌های مالی این شرکت روی سامانه کدال قرار بگیرد و پیش‌بینی سود کنند، برای شفافیت کافی می‌دانند؟ تمام انتصابات مدیریتی در 250شرکت زیرمجموعه شستا کماکان در اختیار دولت و گروهی است که شستا را در ید قدرت خود دارند؛ یعنی عملا در مبارزه با فساد هیچ اتفاقی نمی‌افتد، تنها دل‌خوش‌کنک ماجرا این است که مقدار اندکی از صورت‌حساب‌های مالی شستا روی کدال قرار می‌گیرد که این هم به‌نظر من خدشه فراوان در آن وارد است، کافی است چند تا از این شرکت‌ها، صورت‌حساب‌های مالی‌شان ایراداتی داشته باشد، این مانند یک اثر پروانه‌ای بالا می‌آید تا به صورت‌حساب مالی نهایی برسد.

در این باره بیشتر بخوانید:

بازار بورس ما ظرفیت ایجاد شفافیت را ندارد

وی با زیر سوال بردن ساز و کارهای بورس در ایجاد شفافیت می افزاید: سؤال این است که اچرا شرکت‌های فرعی شستا که قبلا وارد بورس شدند، تاالان شفاف نشدند؟ این نکته مهم را باید درنظر بگیریم که اساسا بازار بورس ما ظرفیت ایجاد شفافیت را ندارد که حالا ما شستا را به آن ببریم و فکر کنیم بورس یک ناجی برای مبارزه با فساد است. شفافیت بازار بورس در ایران آن‌چنان‌که تجربه آن را در این سال‌ها دیدیم، اصلا قابل مقایسه با بورس‌هایی نیست که سازوکار جاافتاده دارند، نظارت جدی بر آنها است و از دولت استقلال دارند. بورس ایران عملا تحت کنترل چند نهاد عمومی دولتی و شبه‌دولتی است. این مجموعه‌ها به‌طور خزنده در ماه‌های آینده خواهیم دید که این سهام‌های شستا را که مثلا به مردم عرضه شده، جمع خواهند کرد. این دقیقا همان بلای خصوصی‌سازی است که بر سر کشور آمد و اکنون در شستا هم دارد اتفاق می‌افتد.تا الان دولت دست بالا را داشته و کارگر و کارفرما عملا به‌صورت تشریفاتی آنجا بوده‌اند و بعد نهادهای عمومی پرقدرتی می‌آیند و می‌توانند هر مداخله‌ای در آن انجام دهند.

مغلطه واگذاری شستا

سلطانی در استدلال‌های موجود در دفاع از واگذاری شستا به یک «مغلطه» اشاره و عنوان می‌کند: می‌گویند در همه جای دنیا صندوق‌های بازنشستگی در بورس هستند اما چرا به این واقعیت توجه نمی‌کنند که این صندوق‌ها جزء آخرین مجموعه‌هایی بودند که وارد بورس شدند نه اولین آن. بنابراین این مثال‌آوردن فقط یک مغلطه است. همان شرکت‌های فرعی شستا که تاکنون وارد بورس شده‌اند، هنوز قریب‌به‌اتفاق سهام کنترلی آن دست شستاست.

کسانی که اعلام می‌کنند، این مجموعه فقط 3500 میلیاردتومان سودش بوده، چرا به‌دلایل آن اشاره نمی‌کنند؟ مگر این شرکت‌ها در بورس نبودند، پس چرا سودآور نشدند؟ چرا مدیریت کارآمدی بالای سر آن نبوده؟

خریداران سهام شستا در ماه های آینده ضرر می کنند

از یک‌سال‌و‌نیم گذشته بانک مرکزی تمام بازارهای موازی را قفل کرده و به همین دلیل بازار سرمایه تورم قیمت پیدا کرده، فعالان بازار سرمایه نمی‌خواهند قبول کنند اما این رشد بورس قطعا حباب است. در اقتصادی مثل اقتصاد امروز ایران رشد 600درصدی بورس کاملا مشخص است که در تناسب با اقتصاد نیست. صنایعی که زمین‌گیر شده‌اند، بانک‌هایی که مطالبات معوق دارند و خودروسازی‌ها همگی سهامشان دارد رشد می‌کند. این چطور ممکن است؟ ایراد به اقتصاد بیمار فعلی بازمی‌گردد و از این وضعیت سوءاستفاده می‌شود. خدا می‌داند چند ماه دیگر چه سرنوشتی در انتظار بازار سرمایه خواهد بود. پیش‌بینی می‌کنم، کسانی که این سهام را خریدند، متضرر می‌شوند و درنهایت این سهام با قیمت پایین به نهادهای عمومی خواهد رسید. مشکلات مدیریتی شستا باقی خواهد ماند و این داستان شفافیت‌سازی هم فراموش می‌شود.

مرتبط با:

ارسال نظر