نبرد برای جذب گردشگر؛ بازاریابی چه نقشی ایفا میکند؟
تغییر در سبک کمپینهای بازاریابی و تولید محتوای آژانسهای تبلیغاتی در روزهای اخیر به دلایلی چون تمایل آژانسها به کاهش نیرو، کم کردن هزینهها و کاهش حجم کمپینهای بازاریابی و تبلیغاتی مرتبط است. آژانسها به این منظور بیشتر به سمت استفاده از هوش مصنوعی، به خصوص در تولید محتوای متنی و گرافیکی رفتهاند.
قادر فولادی، مدیر بازاریابی آژانس گردشگری اسپیلت البرز نیز در گفتوگوی اختصاصی با کاماپرس از این تغییر رویکرد و سایر چالشهای تبلیغات و بازاریابی در صنعت گردشگری سخن به میان آورده است.
برای مشاهده جدیدترین اخبار کسب و کار کاماپرس را در اینستاگرام دنبال کنید.
معمولا در طراحی کمپینهای بازاریابی در حوزههای مختلف، همواره با چالشها و محدودیتهایی مواجه هستیم. شما این محدودیتها را در طراحی کمپینهای بازاریابی چگونه ارزیابی میکنید؟
بخشی از این چالشها فنی است و شاید مهمترین آن، نبود دیتای باکیفیت از مشتریان باشد. بهعنوان مثال، در این صنعت یکی از سادهترین ابزارهای بازاریابی، پیامک است. بخشی از تبلیغات پیامکی ما برای مسافران و مشتریان انجام میشود و دیتای آنها از طریق اتوماسیون و سیآرام در اختیار ما قرار دارد. اما اگر بخواهیم فراتر برویم و به دادههای دقیقتر و پایگاههای داده غنیتری دست پیدا کنیم، با محدودیت جدی مواجه هستیم. پایگاههای دادهای که در سطح بازار وجود دارند، معمولاً فیلترهای بسیار سادهای دارند. پنلهای پیامکی موجود، دیتای خود را صرفاً بر اساس فیلترهایی بسیار محدود ارائه میدهند. برای نمونه تنها میتوان شماره تلفنها را بر اساس شهر یا شغل فیلتر کرد. به همین دلیل، این دادهها برای بازار گردشگری چندان قوی نیستند. به عنوان نمونه، اطلاعاتی مانند سبک سفر افراد، میزان بودجهای که میتوانند برای سفر هزینه کنند و گزینههای مشابه، در این فیلترها وجود ندارد. در حالی که این موارد میتواند بسیار گستردهتر و کاربردیتر باشد. یکی از موارد مهم، همین موضوع فنی و محدودیت دادهها است.
مورد بعدی، مساله بودجه است. بودجه را باید در سطح کلان بررسی کرد. چالشهایی که صنعت گردشگری بهطور کلی و بهویژه در سال جاری با آن مواجه بوده در بحث بودجهبندی بسیار تأثیرگذار هستند. از جنگ ۱۲روزه گرفته تا قبلتر از آن، اپیدمی کرونا و عوامل متعدد دیگر همگی بر بودجه تاثیر گذاشتهاند. این شرایط معمولاً باعث میشود مدیران در وهله اول به سمت تعدیل نیرو برای کاهش هزینهها حرکت کنند و در مرحله دوم، هزینههای تبلیغات را کاهش دهند. به همین دلیل، همواره با چالشهای مالی در حوزه بازاریابی مواجه هستیم.
مورد بعدی، چالشهای قانونی است. من بهطور کلی از منظر بازاریابی صحبت میکنم و شاید مثال مشخصی از حوزه گردشگری در ذهن نداشته باشم، اما در سطح کلان، نبود شفافیت یا وجود محدودیتهای قانونی تأثیر منفی بر بازاریابی میگذارد. شما برای تبلیغات هزینه میکنید، محتوا تولید میکنید، بنر طراحی میکنید، بیلبورد میگیرید و همه این مراحل را طی میکنید، اما ناگهان تبلیغ حذف میشود. بهعنوان مثال، تبلیغ یک بستنی که خانمی در آن حضور داشت، بدون اینکه قانون مشخصی وجود داشته باشد که حضور خانم در تبلیغ بستنی ممنوع است، حذف شد. این نبود قوانین شفاف یا اعلامنشده برخی ضوابط و مجوزها، در بازاریابی تأثیر منفی دارد.
موارد مشابهی در گردشگری هم وجود دارد؟
متاسفانه نمونه خاصی در حوزه گردشگری به ذهنم نمیرسد ولی این مشکلات بدون شک در تمام حوزهها قابل مشاهده است.
شما در اسپیلت البرز از تبلیغات محیطی هم استفاده میکنید؟
ما در حوزه تبلیغات محیطی تجربه چالشهایی را داشتهایم. برای مثال، بنرهایی با تصاویر مرتبط با تورهای ژاپن، برزیل و قطب جنوب، در مسیرهای کوهنوردی یا جادههای خاص طراحی و اجرا میکردیم، اما با مشکلاتی مواجه میشدیم. سطح این چالشها شاید پایینتر بود، اما به هر حال وجود داشت. ما طراحی را انجام میدادیم، هزینه گرافیست پرداخت میکردیم، طرح را برای تأیید به شهرداری ارائه میدادیم، اما تأیید نمیشد؛ بدون اینکه از ابتدا اعلام شده باشد که مثلاً حضور یک خانم ژاپنی در تصویر مجاز نیست.
پس بیشترین چالش شما مربوط به ممیزیها است؟
بیشتر منظورم ممیزیهایی است که به صورت صریح در قانون اعلام نشده است. این ممیزیهای اعلامنشده باعث میشود هزینه طراحی و اجرا عملاً هدر برود. حتی در فضای دیجیتال، مانند تبلیغات کلیکی، CPC و CPA نیز ممیزیهایی اعمال میشود و اجازه انتشار برخی تبلیغات داده نمیشود.
مورد بعدی، شرایط بازار است که در تمام صنایع دیده میشود. شاید نتوان آن را محدودیت نامید، اما قطعاً باعث افزایش هزینهها میشود. امروزه حجم زیادی از دیتا و محتوا به سمت کاربر رفته و کاربران بسیار بیشتر از گذشته محتوا میبینند، تحلیل میکنند و قدرت تشخیص بالاتری دارند. به همین دلیل، کاربر میتواند محتوای تبلیغاتی را بهراحتی از محتوای غیرتبلیغاتی تشخیص دهد. این موضوع باعث میشود ما هزینه بیشتری برای تولید محتوایی بپردازیم که تأثیرگذار باشد، اما در عین حال، حس تبلیغاتی مستقیم نداشته باشد. در صنعت گردشگری، باید تجربه سفر، جاذبهها و حس علاقه را به مخاطب منتقل کنیم، بدون اینکه او احساس کند با یک تبلیغ مستقیم مواجه است. این مساله نیز از جمله محدودیتها و چالشهایی است که بر بودجهبندی و اولویتبندی بخشهای مختلف کمپین تأثیر میگذارد.
با توجه به تجربه شما در حوزه گردشگری، به نظر شما هرکدام از بخشهای کمپین باید چه سهمی از بودجه کل بازاریابی را داشته باشد؟
البته ممکن است این موضوع در صنایع دیگر متفاوت باشد، اما در صنعت گردشگری، تعداد آژانسهایی که دیگر کسبوکار کوچک محسوب نمیشوند و بیش از ۵۰ نفر نیروی انسانی دارند، بسیار محدود است. در دورهای، بهویژه قبل از کرونا، حدود سه تا چهار هزار آژانس گردشگری وجود داشت. اگر این تعداد را تفکیک کنیم، میبینیم که آژانسهای بزرگتر بودجه تبلیغاتی متفاوتی نسبت به آژانسهای کوچکتر دارند.
در مورد شرکت خودمان که یک کسبوکار کوچک محسوب میشود، حدود ۱۰ درصد از بودجه به تولید محتوا اختصاص دارد. این محتوا شامل محتوای وبلاگی، ویدئویی، متنی، صوتی و پادکست است. از تمام این محتواها هم در وبسایت خودمان استفاده میکنیم و بخشی از آن هم بهعنوان محتوای تبلیغاتی در اختیار رسانههای دیگر قرار میگیرد. این دو بخش در مجموع حدود ۱۰ درصد از بودجه ما را به خود اختصاص میدهد و در شرایط فعلی حتی نیاز است که این سهم افزایش پیدا کند. محتوا باید دقیقتر، واقعیتر و نزدیکتر به بازار هدف باشد و کمتر حالت تبلیغاتی مستقیم به خود بگیرد.
بخش بعدی، تبلیغات دیجیتال است. تبلیغات دیجیتال شامل تبلیغات CPC، سئو و سایر ابزارهای بازاریابی دیجیتال، از جمله ابزارهای گوگل میشود. در کسبوکارهای کوچک معمولاً سهم این بخش بیشتر است، زیرا تبلیغات محیطی بیشتر به سمت برندسازی میرود و مناسب شرکتهایی است که نگاه بلندمدت دارند. در حالی که اسمالبیزینسها اغلب به دنبال نتایج کوتاهمدت هستند. در نتیجه، حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد از هزینههای تبلیغاتی ما به تبلیغات دیجیتال اختصاص پیدا میکند.
بخش دیگر، هزینههای مربوط به تحلیل داده است. در بازاریابی، همواره باید بررسی شود که تبلیغ در هر کانال چه میزان نرخ تبدیل، نرخ پرش و اثرگذاری بر فروش داشته است. برای این کار، نیاز به ابزارهای تحلیلی و نیروی انسانی متخصص وجود دارد. معمولاً حدود ۱۰ درصد از بودجه به این بخش اختصاص داده میشود. سایر هزینهها نیز شامل هزینههای خردتر است.
اما در کسبوکارهای بزرگتر، بحث برندسازی اهمیت بسیار بیشتری دارد. در این شرکتها، اگر هزینههای تولید محتوا را جدا کنیم، معمولاً حدود ۸۰ درصد از بودجه بازاریابی صرف خود تبلیغات میشود که از این میزان، تقریباً ۴۰ درصد به تبلیغات دیجیتال و ۴۰ درصد به برندسازی و تبلیغات محیطی اختصاص مییابد.
آیا در زمینه اینفلوئنسرمارکتینگ نیز تا به امروز فعالیتی داشتهاید؟
این حوزه در ایران تا حدی بد جا افتاده است. بسیاری تصور میکنند صرفاً چون یک اینفلوئنسر تعداد فالوور بالایی دارد، میتواند در هر بازاری تأثیرگذار باشد، در حالی که اینگونه نیست. ما در اسپیلت البرز کمتر به سمت اینفلوئنسرها رفتهایم. هرچند بعضا به سمت این بازار هم رفته و ضربه هم خوردهایم. چراکه هزینههای بسیار بالایی دریافت میکنند و دادههای آنها نیز بهسختی قابل تحلیل است. هرچند میتوان آمارهایی مانند تعداد کامنت یا بازدید را مشاهده کرد، اما بخش قابلتوجهی از این دادهها واقعی نیست.
وقتی به سمت اینفلوئنسر مارکتینگ میرویم، موضوع باید بسیار مهمتر از هزینهای باشد که پرداخت میکنیم. تجربه ما نشان داده که موضوع محتوا اهمیت بیشتری دارد. میزان تعامل واقعی اینفلوئنسر با مخاطبان و مرتبط بودن موضوع پیج او با کسبوکار ما بسیار مهم است. بسیاری از اینفلوئنسرها فالوورهای نامرتبط دارند. برای مثال، یک پیج گردشگری ممکن است علاوه بر معرفی جاذبهها، جذابیتهای بصری دیگری هم داشته باشد که باعث جذب فالوورهایی با انگیزههای غیرمرتبط با گردشگری شود. حتی این مقدار ممکن است بیشتر از 40 درصد فالورهای پیج را شامل شود. از نظر ما، این فالوورها عملاً فیک محسوب میشوند، زیرا برای موضوع گردشگری دنبالکننده آن پیج نشدهاند. این موضوع باعث میشود نرخ تعامل واقعی پایین باشد و تحلیل اثربخشی کمپین بسیار کمتر شود.
پیشنهاد من به کسبوکارهای گردشگری این است که همکاری با اینفلوئنسرها را در کوتاهمدت و بهصورت آزمایشی انجام دهند، میزان اثربخشی آن را بسنجند و خودشان دادهها را تحلیل کنند تا بتوانند درباره ادامه این مسیر، تصمیمگیری دقیقتری داشته باشند.
در ابتدای گفتوگو درباره تبلیغات محیطی اشاره کوتاهی داشتید. آیا خود شما از تبلیغات محیطی استفاده میکنید و چقدر این نوع تبلیغات را در صنعت گردشگری اثربخش میدانید؟
بهطور کلی تبلیغات محیطی بیشتر بر برندسازی اثر دارد تا فروش مستقیم. زمانی که یک کمپین تبلیغاتی طراحی میشود، ممکن است فروشمحور باشد یا صرفاً با هدف برندسازی اجرا شود. اگر کمپین صرفاً برای برندسازی باشد، پیشنهاد من این است که حتماً تبلیغات محیطی در آن لحاظ شود. تبلیغات محیطی با شعارهای کوتاه و امکان دیده شدن سریع، میتواند بر ذهن مشتری یا کاربر اثر بگذارد و باعث شود برند در ذهن او نقش ببندد و ذخیره شود. این ذخیره ذهنی ممکن است در آینده، با مواجهه مجدد با برند در فضاهای دیگر، به فروش منجر شود.
البته تبلیغات محیطی هزینه بسیار بالایی دارد. در اسپیلت، زمانی که برای تبلیغات محیطی هزینه کردهایم، تلاش کردهایم تا این کار را دقیقاً در نقاطی انجام دهیم که به بازار هدف ما مرتبط بوده است. ما بازار هدف را بهصورت یک منطقه وسیع، مثلاً کل تهران، تعریف نکردیم که در همهجا بیلبورد بزنیم، بلکه دقیقاً در نقاطی که مخاطب هدف ما حضور دارد تبلیغات انجام دادیم. بازار هدف ما در صنعت گردشگری، افرادی هستند که از نظر اقتصادی در دهکهای بالاتر جامعه قرار دارند و تجربه سفر برایشان اهمیت زیادی دارد. همچنین بخشی از بازار ما کوهنوردان هستند و به همین دلیل به سمت تبلیغات بنری و بیلبوردی در مسیرهای کوهنوردی شمال تهران رفتیم. برای نمونه ما در دارآباد، کلکچال و درکه بیلبورد داشتیم. این تبلیغات اثرگذاری خود را داشته، اما نمیتوان گفت اثر آن بسیار زیاد بوده است. چراکه تعداد این افراد محدود است و در مجموع بازار هدف ما بازار کوچکی محسوب میشود. با این حال، همانطور که گفتم، اثر خود را گذاشته است.
نکته مهم دیگر این است که تبلیغات محیطی نباید بهتنهایی انجام شود. همانطور که اشاره کردم، تبلیغات محیطی ابزار برندسازی است و تبلیغات برندسازی نیز در نهایت زمانی اثر مطلوب دارد که به فروش منجر شود. زمانی که تبلیغات برندسازی در کنار تبلیغات دیجیتال قرار میگیرد، اثرگذاری واقعی خود را نشان میدهد و صرفاً تبلیغات محیطی یا کمپینهای محیطی بهتنهایی اثرگذار نیستند.
آیا تبلیغات محیطی جذابی دیدهاید که همچنان به یادتان مانده باشد؟
در صنعت خودمان نمونههای خیلی جذابی به یادم نمیآید، اما برخی تبلیغات حجمی که اخیراً مد شدهاند، مانند تبلیغات نودلایت که فکر میکنم در محدوده همت اجرا شده بود، در ذهن من ماندگار شده است. در صنعت گردشگری نیز اگر تبلیغی از یک برند گردشگری ببینیم، بهطور طبیعی بیشتر به آن توجه میکنیم. چند سال پیش، زمانی که تازه وارد حوزه بازاریابی شده بودم، نمونههایی از الیگشت و برندهای مشابه را میدیدم و امروزه هم در شمال تهران برندهایی مثل «الفبای سفر» را هر روزه مشاهده میکنم.
نقش دادههای کاربر و محتوای مخاطبمحور را در تبلیغات چگونه میبینید؟
همانطور که اشاره کردم، دادههایی که در بیرون از سازمان در دسترس است، معمولاً دادههای قوی و دقیقی نیستند که بتوان بهطور کامل از آنها استفاده کرد. ما در اسپیلت البرز تلاش کردهایم تا دادهها را از طریق نظرسنجیهای پس از تور و همچنین در زمان دریافت لید جمعآوری کنیم. اطلاعاتی مانند نحوه آشنایی، سبک سفر، میزان هزینه سفر و موارد مشابه را جمعآوری کرده و این دادهها را به یک پایگاه داده تبدیل نمودهایم. در حال حاضر یک CRM آنلاین در شرکت داریم که تمام این اطلاعات در آن ذخیره میشود و بخش قابلتوجهی از تبلیغات ما بر اساس همین دادهها انجام میشود. علاوه بر نظرسنجیها، بخشی از کاربران که مشتری ما هستند، وارد چرخه حفظ و نگهداری مشتری شدهاند و از دادههای آنها نیز استفاده میکنیم. ما از مشتریان میپرسیم به چه سبک سفرهایی علاقه دارند، سالانه چقدر هزینه سفر میکنند و چند بار سفر میروند. تمام این اطلاعات ذخیره میشود و در دورههای مختلف از طریق پیامک، شبکههای اجتماعی، واتساپ و تلگرام با آنها ارتباط برقرار میکنیم. طی یکی دو سال اخیر مشاهده کردهایم که بسیاری از این افراد دوباره برمیگردند و مجدداً مشتری میشوند.
کاربری که روزانه با حجم زیادی از محتوا مواجه است، بهخوبی میتواند تبلیغات را از محتوای واقعی تشخیص دهد و تا زمانی که به یک فروشگاه یا آژانس اعتماد نکند، از آن خرید نخواهد کرد. بخش عمده ورودیهای فعلی ما نیز بر همین اساس است. یا فرد از طریق آشنایان معرفی شده، یا ما از طریق تبلیغات و اطلاعرسانی درباره جشنوارهها، کمپینها یا تخفیفها او را آگاه کردهایم و سپس او این اطلاعات را به اطرافیان خود منتقل کرده است. آنها نیز ما را در شبکههای اجتماعی یا سایت دیدهاند و در نهایت تبدیل به مشتری شدهاند.
سئو را در این زمینه چگونه میبینید؟
من از سال ۱۳۹۱ وارد صنعت گردشگری شدم. در آن زمان بسیاری از وبسایتها با سیستمهای سادهای مانند CMSهای ابتدایی یا وردپرس فعالیت میکردند و وبسایتهای قدرتمند چندانی وجود نداشت. بخش زیادی از تبلیغات از طریق روزنامهها و آگهیهای نیازمندیها انجام میشد و حتی برای فروش تور نیز ورودی از این طریق ایجاد میشد. از همان سالها، بحث سئو بهتدریج آغاز شد و امروز سئو به یکی از ستونهای اصلی بازاریابی تبدیل شده است. با تولید محتوا میتوان بازار هدف را بهصورت واقعی وارد وبسایت کرد. قبلاً گفته میشد ۸۵ درصد فروشها از طریق جستوجو انجام میشود و امروز این عدد به حدود ۹۰ درصد رسیده است. حتی آن ۱۰ درصد باقیمانده نیز معمولاً بهصورت غیرمستقیم از جستوجو استفاده میکنند. مثلاً فردی که خودش دسترسی مستقیم به اینترنت ندارد، از اطرافیان میخواهد قیمت یا اطلاعات را جستوجو کنند. در عمل، تقریباً ۱۰۰ درصد مشتریان از طریق تبلیغات دیجیتال و سئو وارد چرخه خرید میشوند.
سئو بخش بسیار مهمی است، اما یک پروسه بلندمدت است. این حوزه نیازمند هزینهکرد و فعالیت مستمر است، زیرا در صنعت گردشگری حتی اگر یک ماه روی سئو کار نشود، افت شدیدی رخ میدهد. بهعنوان مثال، ما در اسپیلت البرز قبلاً تورهای داخلی متنوعی داشتیم و حدود ۸۰ درصد ورودی وبسایت از طریق جستوجوی همین تورها تأمین میشد. البته هم اکنون هم تورهای داخلی کوهنوردی را همچنان داریم اما پس از تغییر سیاست و تمرکز بر تورهای خارجی، پیشنهاد من این بود که صفحات تورهای داخلی حذف نشوند. با این حال، چون روی آنها کار نشد، سه ماه بعد بازدید وبسایت حدود ۷۰ درصد کاهش یافت. این نشان میدهد سئو در بلندمدت باعث کاهش هزینههای تبلیغات میشود. وقتی بخش عمدهای از بازدیدکنندگان از طریق جستوجوی ارگانیک وارد سایت شوند، میتوان بودجه تبلیغات پولی را هدفمندتر و مؤثرتر هزینه کرد. به این شکل که اگر بودجه شما بر اساس ورود هزار کاربر و تبدیل 10 درصد آنها به مشتری چیده شده است، در صورت سئوی درست شاید تا 800 نفر از این مقدار به صورت ارگانیک وارد سایت شما شوند. در این صورت شما یا بودجه کمتری را صرف 200 نفر باقیمانده خواهید کرد یا اینکه ورودی شما با همان بودجه، حتی بیشتر از مقداری خواهد شد که انتظار داشتید.
یعنی شما در حال حاضر کمتر روی سئو فعالیت میکنید؟
در شرایط فعلی و بهدلیل اتفاقاتی که در کشور رخ داده، بسیاری از کسبوکارها از جمله ما به سمت تعدیل نیرو و کاهش هزینههای بازاریابی رفتهاند. اصل اساسی مدیریت این است که هزینهها کاهش یابد و درآمد افزایش پیدا کند، اما در صنعت گردشگری تجربه نشان داده که اغلب ناچار به تصمیمات کوتاهمدت هستیم تا از بحران عبور کنیم.
در این میان، نقش هوش مصنوعی به خصوص در تولید محتوا بسیار پررنگ شده است. شما نقش هوش مصنوعی را چگونه میبینید؟
هوش مصنوعی علاوه بر چالشهایی که مطرح میشود، مزایای قابلتوجهی برای کسبوکارهای کوچک بهویژه در حوزه تولید محتوا دارد. به طوری که سرعت تولید محتوا با ورود هوش مصنوعی بهشدت افزایش یافته است. در گذشته، تولید یک محتوای متنی ممکن بود یک هفته زمان ببرد، اما امروز با کمک هوش مصنوعی این فرآیند بسیار سریعتر انجام میشود و پس از آن تنها به ویرایش نیاز دارد. این موضوع فقط محدود به محتوای متنی نیست. در تولید محتوای ویدیویی، طراحی بنرهای تبلیغاتی و حتی شخصیسازی محتوا نیز هوش مصنوعی کمک بزرگی کرده است. کارهایی که قبلاً زمانبر و پرهزینه بودند، مانند حذف پسزمینه تصاویر یا آمادهسازی استوریها و بنرها، اکنون با سرعت و دقت بیشتری انجام میشوند. این موضوع باعث شده کسبوکارها با نیروی انسانی کمتر نیز بتوانند فعالیت مؤثری داشته باشند.
شما در اسپیلت چقدر از هوش مصنوعی استفاده میکنید؟
در حال حاضر خیلی زیاد استفاده میکنیم. ما در اسپیلت البرز به دلیل بحث تعدیل نیرو و کاهش هزینهها، از هوش مصنوعی برای تولید اولیه محتوا استفاده میکنیم و سپس آن را در اختیار تیم تولید محتوا قرار میدهیم تا ویرایش و نهاییسازی شود. حتی به نظر من در صنعت گردشگری، استفاده از هوش مصنوعی ضروری است. زیرا تولید محتوای تبلیغاتی برای مقاصد خارجی هزینه بالایی دارد و هوش مصنوعی این هزینهها را کاهش داده و فرآیند را تسریع میکند.
هم اینک علاوه بر سئو، بحث GEO و پیشنهاد برند توسط هوش مصنوعی نیز مطرح شده است و رسانهها تاثیر زیادی روی این پیشنهاد دارند. شما نقش رسانهها را در بازاریابی و به خصوص در حوزه گردشگری چگونه میبینید؟
به نظر من رسانهها باید در خط اول بازاریابی قرار داشته باشند. بهویژه رسانههای تخصصی حوزه گردشگری که وظیفه جلب توجه و ایجاد علاقهمندی را بر عهده دارند. این رسانهها با تولید محتوای مناسب میتوانند مخاطب را جذب کرده و دادههای ارزشمندی از رفتار او ایجاد کنند.این بحث من روی رسانههای دیجیتال است و سایر رسانهها از جمله تلویزیون روی صنعت گردشگری آن تاثیر گذشته را ندارند.
همچنین رسانهها میتوانند دادههای خوبی را به شرکتهای گردشگری بدهند. واقعیت این است که اگر دادههای مشتریان بهدرستی دستهبندی و تحلیل شوند، تأثیر بسیار زیادی در صنعت گردشگری خواهند داشت. امروز در بسیاری از موارد، جذب مخاطب انجام میشود، اما فیلتر و دستهبندی دادهها بهدرستی صورت نمیگیرد. رسانهها و به خصوص رسانههای تخصصی گردشگری میتوانند این کار را انجام دهند. استفاده هوشمندانه از رسانههای دیجیتال و دادههای رفتاری کاربران میتواند تجربه مشتری را بهبود ببخشد و حتی در حوزه تورهای ورودی نیز نقش مؤثری ایفا کند.
فکر میکنم الان رسانهها در بخش جذب مخاطب موفق هستند اما در زمینه فیلتر و دستهبندی دادههای کاربران موفق نبودهاند. برای نمونه سایتهایی مانند تریپ ادوایزر، تجربههای مشتریان واقعی را جمعآوری کرده و در اختیار میگذارند که بسیار موثر است. ما نیز در داخل کشور میتوانیم چنین کارکردی از رسانهها را داشته باشیم و بدون شک در جذب گردشگران و حتی جذب گردشگران ورودی نیز موثر خواهد بود.
انتهای پیام
مرتبط با: