تحلیل سهند عقدایی از وضعیت گردشگری ایران در سال 1404

سرنوشت گردشگری در دوره بحران

کد مطلب: ۳۶۲۳۶۴
سرنوشت گردشگری در دوره بحران

طبیعت‌گردی تقریبا از ابتدای دهه ۸۰ در میان نسل جوان ایرانی رواج بیشتری پیدا کرد. آن‌ها با رویکرد آشتی با طبیعت و دوری از فضای آشفته شهری، این فعالیت گروهی را در برنامه‌های تفریحی خود قرار دادند. این موج، رفته‌رفته به یک شاخه جدی گردشگری در بازار سفر ایران تبدیل شد و برخی آژانس‌ها به طراحی و اجرای تورهای طبیعت‌گردی رو آوردند.

سهند عقدایی، هم‌بنیانگذار و مدیرعامل شرکت اسپیلت البرز که ۲۰ سال است در حوزه طبیعت‌گردی فعالیت می‌کند، در این گفت‌وگو چالش‌ها و چشم‌اندازهای صنعت گردشگری در ایران را زیر ذره‌بین قرار داده است. او که دانش‌آموخته مهندسی مکانیک است، پس از اینکه به صورت حرفه‌ای کوهنوردی را تجربه کرد، نگاهی تخصصی‌تر به گردشگری پیدا کرد و امروز یکی از مجریان معتبر تورهای طبیعت‌گردی داخلی و خارجی است. جالب اینکه عقدایی در حال حاضر به عنوان دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی سیاسی در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل است. همین تجربه‌ها و دانش‌های متنوع، به تحلیل‌های وی عمق بیشتری بخشیده است.

در سال‌های اخیر، آژانس‌های گردشگری توجه بیشتری به تورهای طبیعت‌گردی نشان می‌دهند. این استقبال از کجا شروع شد؟

زمانی که ما وارد این حوزه شدیم و تورهای طبیعت‌گردی را برگزار کردیم، کسی شناختی از این‌گونه تورها نداشت؛ حتی کسانی که مجوز می‌دادند هم آگاه نبودند که برای چه چیزی مجوز می‌دهند. من که برای گرفتن مجوز رفته بودم به من توصیه کردند که همان کوهنوردی را ادامه بدهم و این فعالیت را یک فعالیت گردشگری نمی‌دیدند. در ابتدای کار رقیب جدی نداشتیم و چند آژانس محدود این کار را انجام می‌دادند. به همین خاطر روند کار بسیار خوب بود. تقریبا از 10 سال قبل توجه‌ها به این حوزه جدی‌تر شده است.

در ابتدا طبیعت‌گردی داخلی بود و پس از آن تورهای طبیعت‌گردی خارجی هم برگزار شد. در پنج سال اخیر اسپیلت البرز طبیعت‌گردی داخلی را تعطیل کرده و فقط در زمینه تورهای ورودی و خروجی فعالیت می‌کند. همین حالا تقاضاهای زیادی برای تجربه طبیعت در مقاصد مختلف دور و نزدیک مانند جنگل‌های آمازون در قاره آمریکا، پرو، کوبا، قطب جنوب، قطب شمال و حیات‌وحش در قاره آفریقا وجود دارد. سال ۸۶ من برای شناخت منطقه و راه‌اندازی تور کنیا به آنجا سفر کردم. خیلی از مقاصد دیگر مثل نپال و ویتنام را هم من برای اولین بار مورد بررسی قرار دادم و پس از مطالعه، تور آن‌ها را برگزار کردم. این روزها تورهای متنوعی در این مسیرها توسط آژانس‌های مختلف برگزار می‌شود.

استقبال مردم از این تورها چطور است؟

اکنون یک حالت دوگانه ایجاد شده است. مردم به این‌گونه سفرها علاقه زیادی دارند. این را از بازخورد آن‌ها به محتواهای تولید شده در فضای مجازی می‌بینم. خیلی از اینفلوئنسرهای سفر هستند که درباره مقاصد طبیعت‌گردی در خارج از کشور تولید محتوا می‌کنند که مورد استقبال مردم هم قرار می‌گیرد؛ اما توان سفر خیلی پایین آمده و هر سال هم کمتر می‌شود. همین حالا ما از آذرماه با دلار ۱۰۰‌ هزار تومان تورها را معرفی کردیم و فروش را انجام دادیم و الان دلار به بیش از ۱۶۰ هزار تومان رسیده است. این یعنی در همین دو، سه ماه توان مردم ۶۰ درصد کاهش پیدا کرده است. ما با این پارادوکس مواجه هستیم. مشتریان ما هم اغلب کسانی هستند که به دلیل موقعیت شغلی‌شان توان مالی لازم را دارند. اما متاسفانه طبقه متوسط توان حضور در این تورها را از دست داده است.

بازار گردشگری در سال ۱۴۰۴ نسبت به سال‌های گذشته با چه تغییراتی مواجه شد؟

در سالی که گذشت، مشتریان ما کم نشدند. چون همانطور که گفتم مشتریان ما کسانی هستند که درآمدهای ارزی یا درآمدهای ریالی خیلی بالا دارند؛ البته باید دید در ماه‌های آینده چه اتفاقی می‌افتد. در سال ۱۴۰۴ مساله‌ای که با آن مواجه بودیم، جنگ دوازده‌روزه بود که منجر به تعطیلی پروازها شد و در آن مدت نمی‌شد تور برگزار کرد. بعد از آن هم تا به همین امروز اولین سوالی که مشتری از ما می‌پرسد این است که اگر به هر دلیلی پرواز کنسل شد یا جنگ شروع شد، وضعیت تور ما چه می‌شود. جواب روشنی هم برای این سوال وجود ندارد، مگر اینکه خسارت‌هایی که به وجود می‌آید بین ما و مشتری تقسیم شود.

روال کار ما به این صورت است که باید هزینه توری که قرار است چندماه بعد برگزار شود را به طرف‌های خارجی پرداخت کنیم؛ مثلا باید پول پرواز و محل اقامت را بدهیم. حال اگر شب قبل از برگزار تور، ناگهان پروازها کنسل شود یا تهدید شرایط جنگی رخ دهد، هیچ کدام از این مبالغ قابل برگشت نیست. به دلیل چنین نگرانی‌هایی، خیلی از کسانی که پول این سفرها را هم دارند جلو نمی‌آیند؛ می‌ترسند و دست نگه می‌دارند. به همین دلیل نه تنها ما، بلکه همه کسانی که در حوزه گردشگری فعالیت دارند، در سال ۱۴۰۴ روند رو به افتی را تجربه کردند.

ارزیابی شما از فضای کسب‌وکار در سال 1404 چیست؟

الان اگر بگویم چالش‌ها زیاد شده و وضع کسب‌وکارها بد شده، حرف جدیدی نزده‌ام و همه این حرف‌ها را می‌گویند. همه اینها واقعیت و اظهرمن‌الشمس است. اما فکر می‌کنم مخصوصا در سال پیش‌رو باید منتظر تعطیلی‌ها و ورشکستگی‌های بزرگ بود. در حال حاضر که با شرکت‌ها و مدیرهای مختلف صحبت می‌کنم، انگار همه مطمئن هستند هر طور شده خودشان را به عید برسانند و بعد برای ادامه تصمیم بگیرند. بسیاری از شرکت‌ها را می‌بینم و می‌شنوم که خیلی جدی به این فکر کرده‌اند که با افزایش حقوق‌هایی که قرار است اتفاق بیفتد، شرکت‌ها یا واحدهای اقتصادی‌شان را تعطیل کنند یا حداقل به حالت تعلیق دربیاورند. به همین دلیل بعد از عید، به خاطر تمدید نکردن قراردادها با یک موج شدید بیکاری مواجه خواهیم بود.

این تحلیل شما از سال ۱۴۰۵ است؟

بله. به نظر می‌رسد هم‌زمان با ورود به سال ۱۴۰۵، چند اتفاق در حال روی دادن است. جدا از مسائل سیاسی که آیا جنگ اتفاق می‌افتد یا خیر و اگر اتفاق بیفتد، نتایج آن چه خواهد بود، از ابتدای سال جدید با تعطیلی‌های گسترده مواجه خواهیم شد. به این صورت که یک سری از شرکت‌ها یا تعدیل نیروی گسترده انجام می‌دهند یا به طور کامل تعطیل می‌شوند. وضعیت تورم و افزایش نرخ دلار هم که تقریبا روشن است. احتمالی که قبل از اعتراضات مردمی از سوی یک سری از اقتصاددآن‌ها پیش‌بینی شده بود، مواجه شدن با ابرتورم برای اولین بار در تاریخ معاصر اقتصاد ایران بوده است.

ابرتورم زمانی اتفاق می‌افتد که تورم سه رقمی شود. وقتی تورم سه‌رقمی شود، 100 درصد و 1000 درصد خیلی تفاوتی با هم ندارد. وقتی تورم سه رقمی شود، مردم دیگر به پول ملی اعتماد ندارند و تمام دارایی‌هایشان را به چیزی به غیر از پول ملی مانند ارز و طلا تبدیل می‌کنند. دیگر خریدها را باید با ارز خارجی انجام داد. خطر این اتفاق برای سال ۱۴۰۵ بیش از گذشته پیش‌بینی می‌شود. فکر می‌کنم اقتصاد ایران با این شرایط به آخر خط نزدیک شده است.

به نظر می‌رسد همین حالا هم مردم به پول ملی اعتماد ندارند و پول‌های‌شان را به ارز، طلا و هر چیزی که توان آن را داشته باشند تبدیل می‌کنند. این طور نیست؟

یک فرقی وجود دارد؛ در حال حاضر مردم اندوخته‌های‌شان را به طلا و ارز تبدیل می‌کنند اما وقتی تورم سه رقمی شود، پول ملی از گردش روزانه خارج می‌شود؛ یعنی مثلا برای خرید موبایل دلار پرداخت می‌کنند. ممکن است این وضعیت به جایی برسد که با پول ملی توان خریدهای روزمره هم از بین برود. این اتفاق در ونزوئلا، زیمباوه و در یک بازه زمانی در صربستان افتاد و پول ملی از چرخه خارج شد و دلار جای آن را گرفت.

آیا در این شرایط راهکارهایی وجود دارد که به نظام حکمرانی پیشنهاد داد تا از این اتفاق‌ها پیشگیری شود؟

مساله اقتصاد ایران یک مساله سیاسی است و از جنس سیاست‌گذاری اقتصادی نیست. یک بعد آن مسائل بین‌المللی مانند تحریم و عدم ارتباط و مراوده مالی با جهان است. بُعد دیگر آن عدم اعتماد عمومی است که یک چالش کاملا داخلی است؛ یعنی اگر همین حالا دولت حرفی بزند، مردم عکس آن فکر و عمل می‌کنند یا به آن توجه اندکی می‌کنند. در شرایطی که از یک سو، مشکل مسائل بین‌الملل وجود دارد و از سوی دیگر مردم نسبت به آینده نگران هستند، سرمایه‌گذاری صورت نمی‌گیرد و کسب‌وکارها محدود می‌شوند. باید مساله اقتصاد ایران از زاویه سیاسی مورد بررسی قرار بگیرد. در درجه اول باید مشکلات‌مان را با جهان حل کنیم. بارهایی که بر دوش جامعه ایران است، باید برداشته شود. محدودیت‌های داخلی هم باید از بین برود.

اگر ایران درگیر جنگ شود، آیا در پیش‌بینی‌ها تغییری صورت می‌گیرد؟

اگر جنگ رخ بدهد، طبیعتا بی‌ثباتی بیشتر می‌شود. نتیجه آن جنگ بسیار مهم است؛ اینکه چه کسی مغلوب می‌شود و چه اتفاقاتی در صحنه سیاسی و نظامی می‌افتد. اکنون خیلی نمی‌توان پیش‌بینی کرد که نتیجه چه می‌شود؛ چون نتیجه جنگ را سیاست تعیین نمی‌کند بلکه واقعیت میدان تعیین‌کننده است.

شما شناخت و دانش زیادی نسبت به محیط اجتماعی و سیاسی ایران دارید؛ بیش از سه دهه هم در این جامعه کسب‌وکار داشته‌اید. با این تجربه و دانش چه توصیه‌ای به فعالان کسب‌وکار برای شرایط فعلی بازار دارید؟

اگر از یک سری کسب‌وکار که به ساختارهای تحریم وصل هستند و سودهای خوبی هم می‌برند فاکتور بگیریم، مابقی کسانی که فعالیت ارگانیک اقتصادی انجام می‌دهند، باید با سیاست‌های مناسب به شرایط بقا بروند. این سیاست‌های بقا یک بعد اخلاقی هم دارد که بقا فقط برای شرکت نیست، بقا برای کارکنان هم است. توصیه می‌کنم در این شرایط سخت اقتصادی، اولین تصمیم مدیران تعدیل نیرو نباشد. در شرایط فعلی اگر کسی بیکار شود تقریبا غیرممکن است که دوباره کاری پیدا کند. آخرین گزینه باید تعدیل نیرو باشد. نکته اخلاقی‌تر این است که با صحبت کردن و مطرح کردن شرایط، کارکنانی که مایلند با ساعت کار کمتر و دریافتی کمتر کار کنند، حضور داشته باشند.

اگر بخواهید به صورت خلاصه سال 1405 را تجسم کنید، چه می‌گویید؟

اگر شیوه مدیریت بازار تغییر نکند، نه‌تنها رشد اقتصادی نخواهیم داشت بلکه با سرعت بیشتری با بحرآن‌ها مواجه می‌شویم.

انتهای پیام

ارسال نظر