چشم‌انداز مدیر ارشد بازاریابی اسکای‌روم از آینده اقتصاد دیجیتال در ایران

هزینه نادیده گرفتن آینده

کد مطلب: ۳۶۳۹۲۶
هزینه نادیده گرفتن آینده

بحران‌ها معمولا در شرایطی رخ می‌دهند که بسیاری از سازمان‌ها آمادگی مواجهه با آن را ندارند. با این حال، برخی مجموعه‌ها تلاش می‌کنند پیش از وقوع بحران، سناریوهای احتمالی را بررسی کرده و با تدوین برنامه‌های لازم، تیم‌های خود را برای تصمیم‌گیری و اقدام در ساعات نخست آماده سازند. با وجود این آمادگی، واقعیت بحران می‌تواند فراتر از پیش‌بینی‌ها ظاهر شود. جنگ اخیر برای بسیاری از کسب‌وکارهای دیجیتال، آزمونی در دل اختلال‌های زیرساختی، قطع مسیرهای ارتباطی، فشار کاربران و ضرورت تصمیم‌گیری‌های فوری بود که برخی شرکت‌ها را با کاهش فعالیت و برخی دیگر را با افزایش ناگهانی تقاضا مواجه کرد. پیمان عمرانی، مدیر ارشد بازاریابی اسکای‌‌روم، در این گفتگو از مواجهه یک کسب‌وکار زیرساختی با روزهایی می‌گوید که هر تصمیم می‌توانست بر هزاران کاربر اثر بگذارد.

 در ایام جنگ بر شما چه گذشت؟

ما در اسکای‌‌روم مستندی کوتاه درباره روزهای جنگ و چالش‌هایی که پشت سر گذاشتیم، تهیه و منتشر کردیم. طبیعی است که هرکدام از ما در آن روزها، تجربه متفاوتی داشتیم. صبح شنبه، نهم اسفندماه ۱۴۰۴، حدود ساعت ۹ و ۳۰ دقیقه، زمانی که همه همکاران در محل کار حضور داشتند، چند حمله در محدوده میدان رسالت و نارمک، نزدیک دفتر ما، رخ داد. شدت صدای انفجار همه را شوکه کرد. با این حال، چون از قبل برای چنین شرایطی برنامه‌ریزی کرده بودیم، کمتر از نیم ساعت طول کشید تا درباره اقدامات ضروری تصمیم بگیریم. ساعت ۱۰ به همکاران اطلاع دادیم که با توجه به آغاز جنگ، همه نیروها تا اطلاع بعدی به صورت دورکار فعالیت کنند. در حوزه منابع انسانی، نخستین اولویت ما سلامت و آرامش همکاران بود. تلاش کردیم مطمئن شوند که مجموعه در کنار آن‌هاست و شرایطی فراهم کردیم تا بتوانند در کنار خانواده احساس امنیت بیشتری داشته باشند. حتی فعالیت برخی واحدها را برای مدتی به طور کامل متوقف کردیم. از سوی دیگر، مجموعه تصمیم گرفت بخشی از مطالبات همکاران را زودتر پرداخت کند تا برای خروج از شهر یا اجاره محل اقامت، از نظر مالی دغدغه کمتری داشته باشند. در بخش عملیاتی، با حجم بی‌سابقه‌ای از کاربران جدید روبه‌رو شدیم. بسیاری از افراد و سازمان‌ها دورکار شده بودند و برای ادامه فعالیت خود به یک بستر برگزاری جلسات آنلاین نیاز داشتند. ما همیشه بخشی از ظرفیت را برای افزایش تقاضا در نظر می‌گیریم؛ اما حجم درخواست‌ها از پیش‌بینی‌های ما فراتر رفت. روشن است که هیچ کسب‌وکاری نمی‌تواند صرفا برای احتمال وقوع یک بحران یا جنگ، ظرفیت نامحدود سرور خریداری یا اجاره کند. به همین دلیل، تصمیم گرفتیم فروش را متوقف کنیم. ترجیح دادیم کیفیت خدمات حفظ شود تا کاربرانی که به تازگی جذب شده‌اند، تجربه نامطلوبی در استفاده از سرویس نداشته باشند. در همان روزها، پیام‌های بسیاری از کاربران به واحد پشتیبانی می‌رسید که بعضی از آن‌ها واقعا تکان‌دهنده بود. برخی می‌گفتند کسب‌وکارشان در آستانه از بین رفتن است و برای ادامه فعالیت به خدمات ما نیاز دارند. همین موضوع باعث شد برای این شرایط هم راهکاری در نظر بگیریم. برای مثال، اشتراک عصرگاهی را طراحی کردیم تا افرادی که امکان استفاده از سرویس در ساعت‌های اوج مصرف را نداشتند، بتوانند بعدازظهر از خدمات استفاده کنند. در بخش فنی نیز با مشکلات جدی مواجه شدیم. دسترسی به اینترنت بین‌الملل قطع شده بود، در حالی که بخش قابل توجهی از ابزارهای فنی ما بر بستر سرویس‌های بین‌المللی قرار دارد. در چنین شرایطی امکان دریافت به‌روزرسانی‌های امنیتی یا ادامه روند توسعه محصول وجود ندارد. این موضوع یکی از جدی‌ترین چالش‌هایی بود که در روزهای جنگ با آن روبه‌رو شدیم. در حوزه شبکه‌های اجتماعی نیز شرایط مشابهی داشتیم. شبکه‌های اجتماعی خارجی از دسترس خارج شده بودند و ناچار شدیم از بسترهای داخلی استفاده کنیم. البته آن‌ها هم به دلیل افزایش شدید تقاضا، با افت کیفیت خدمات مواجه بودند و حتی برخی، ثبت ‌نام کاربران جدید را متوقف کرده بودند. برای ما، شبکه‌های اجتماعی فقط محلی برای انتشار خبر یا اطلاع‌رسانی نیست؛ یکی از مهم‌ترین مسیرهای ارتباط با کاربران است. آن‌ها مشکلات خود را از این طریق با ما در میان می‌گذاشتند و ما نیز پاسخگو بودیم. با از دسترس خارج شدن این کانال‌ها، فشار روی واحد پشتیبانی، چه در تماس‌های تلفنی و چه در گفتگوی برخط، به شکل چشمگیری افزایش یافت. حتی آماری منتشر کردیم که نشان می‌داد حجم درخواست‌های پشتیبانی، چهار هزار و ۳۰۰ درصد افزایش یافته است؛ این عدد به‌ خوبی ابعاد بحران را نشان می‌دهد. همکاران واحد پشتیبانی، در دو یا سه شیفت و بدون مرخصی، شبانه‌روز مشغول خدمت‌رسانی بودند. این‌ها تنها بخشی از چالش‌هایی بود که با آن روبه‌رو شدیم. جالب این‌جاست که برای بسیاری از این سناریوها از قبل برنامه داشتیم؛ اما باز هم با اتفاق‌هایی مواجه شدیم که پیش‌بینی آن‌ها ممکن نبود. برای نمونه، هیچ‌کس انتظار نداشت در جریان جنگ دوازده‌روزه، سامانه رمز یک‌بارمصرف نیز از دسترس خارج شود. برخی اتفاق‌ها اساسا در هیچ مدل برنامه‌ریزی استراتژیک قابل پیش‌بینی نیست. با این حال، خوشبختانه توانستیم بخش عمده مساله‌هایی را که امکان پیش‌بینی آن‌ها وجود داشت، مدیریت کنیم. سرویس ما به صورت برخط در حال ارائه خدمات بود و با وجود همه مشکلات کوچک و بزرگ، تلاش کردیم خدمت‌رسانی بدون وقفه ادامه پیدا کند تا افراد، مدارس، دانشگاه‌ها و شرکت‌ها بتوانند از خدمات اسکای‌روم استفاده کنند.

 برخلاف این‌که بسیاری از کسب‌وکارها روند کاری‌شان مختل شده بود، شما با وجود همه این چالش‌ها، توانستید سرویس‌دهی را بدون توقف ادامه دهید؟

بله، خوشبختانه با هیچ اختلالی که باعث توقف کامل خدمات‌رسانی شود، مواجه نشدیم. طبیعی است که با چالش‌های متعددی روبه‌رو بودیم؛ اما توانستیم پایداری سرویس را حفظ کنیم.

 آیا اسکای‌روم همچنان با پیامدهای آن دوره درگیر است یا همه مشکلات به همان روزهای جنگ محدود می‌شد؟

شاید آخرین چالشی که داشتیم مربوط به دسترسی اینترنت بین‌الملل بود که اواخر خردادماه به طور کامل برطرف شد. بعد از مدتی، کاربران با استفاده از ابزارهای تغییر آی‌پی توانستند دوباره به اینترنت بین‌الملل متصل شوند؛ اما این دسترسی برای مراکز داده با تاخیر بسیار بیشتری برقرار شد. همین موضوع، چالش‌هایی را در بخش فنی، توسعه محصول و امنیت ایجاد کرد. از طرف دیگر، زمانی که اسکای‌روم به اینترنت بین‌الملل دسترسی ندارد، هر رویدادی که یکی از طرف‌های آن خارج از کشور باشد، عملا لغو می‌شود؛ فرقی نمی‌کند سخنران، برگزارکننده، مهمان یا شرکت‌کننده در خارج از ایران باشد.

 بسیاری از شرکت‌ها در شرایط بحرانی با افت تقاضا یا تغییر الگوی مصرف مخاطبان‌شان مواجه می‌شوند. شما هم در بخشی از صحبت‌های‌تان به این موضوع اشاره کردید. آیا در این دوره با تغییر الگوی مصرف روبه‌رو شدید؟ اکنون که از بحران فاصله گرفته‌ایم، شرایط شرکت نسبت به قبل از جنگ تغییر کرده است؟

ما هم جز کسب‌وکارهایی هستیم که در شرایط بحرانی، الگوی مصرف کاربران‌شان تغییر می‌کند. از یک سو، تعداد کاربران جدید افزایش می‌یابد و از سوی دیگر، کاربران فعلی نیز بیش از گذشته از خدمات استفاده می‌کنند؛ زیرا اسکای‌روم بخشی از زیرساخت ارتباطی کسب‌وکارهاست و در چنین شرایطی، نیاز به این خدمات بیشتر می‌شود. بعد از پایان جنگ، میزان تقاضا به تدریج به وضعیت عادی بازمی‌گردد. البته اگر هم جنگی رخ نداده بود، اکنون که در فصل تابستان هستیم، به طور طبیعی وارد دوره کم‌رونق این بازار می‌شدیم چراکه مدارس و دانشگاه‌ها در این فصل استفاده کمتری از خدمات ما دارند.

 ارزیابی شما از تاثیر جنگ بر کسب‌وکارهای دیجیتال چیست؟ به نظر شما این بحران، آثار ماندگاری بر این حوزه خواهد گذاشت؟

جنگ، اساسا در هیچ نقطه‌ای از دنیا اثر مثبتی بر هیچ حوزه‌ای، از زندگی شخصی و اجتماعی افراد گرفته تا اقتصاد و حاکمیت ندارد. طبیعی است که برخی کسب‌وکارها در چنین شرایطی تاب‌آوری لازم را نداشته باشند و با آسیب‌های جبران‌ناپذیر روبه‌رو شوند. حتی شنیده‌ایم بعضی از کارآفرینان در این دوره تا مرز خودکشی پیش رفته‌اند. با این حال، اگر بخواهیم از زاویه دیگری به موضوع نگاه کنیم، هر بحران فرصتی برای یادگیری است. باید ببینیم چه اتفاقی افتاد، کدام تصمیم‌ها درست بود و کجا می‌توانستیم عملکرد بهتری داشته باشیم. این تجربه‌ها کمک می‌کند اگر در آینده دوباره با شرایط مشابه روبه‌رو شدیم، بتوانیم آن را بهتر پیش‌بینی و مدیریت کنیم. برای مثال، برخی از کسب‌وکارهایی که با آن‌ها در ارتباط هستیم، امروز می‌گویند ای کاش پیش از جنگ به فکر تهیه زیرساخت یا خرید اشتراک‌های مورد نیاز بودیم. وقتی از قبل زیرساخت آماده داشته باشید، طبیعتا در زمان بحران نیز با آمادگی بیشتری عمل می‌کنید. همان‌طور که بعد از تجربه قطعی برق، بسیاری از مجموعه‌ها به فکر تامین ژنراتور افتادند، هر بحران هم درس تازه‌ای برای کسب‌وکارها به همراه دارد. اگر کسب‌وکاری می‌خواهد در بلندمدت پابرجا بماند، باید از این تجربه‌ها درس بگیرد. ما هم در این مدت آن‌قدر تجربه کسب کردیم که امروز می‌توانیم بخشی از آن را به دیگران منتقل کنیم. یکی دیگر از درس‌هایی که جنگ برای ما داشت، موضوع ارتباط با کاربران بود. در مقطعی حتی شبکه‌های اجتماعی داخلی هم از دسترس خارج شدند. در چنین شرایطی، یک ارائه‌دهنده خدمات چگونه باید به کاربرانش اطلاع‌رسانی کند؟ شاید لازم باشد از قبل فضایی روی وبسایت خود پیش‌بینی کرده باشد تا اگر همه مسیرهای ارتباطی و اینترنت بین‌الملل قطع شد، همچنان بتواند با کاربران در ارتباط بماند. همچنین اگر وبسایت روی میزبان خارجی قرار دارد، بهتر است یک میزبان داخلی هم در نظر گرفته شود تا در چنین شرایطی، سایت و محصول از دسترس خارج نشود.

 به نظر شما مهم‌ترین چالش‌هایی که شرکت‌های فعال در حوزه اقتصاد دیجیتال پس از جنگ با آن روبه‌رو هستند، چیست؟

چالش‌های کسب‌وکارها یکسان نیست و هر شرکت، بسته به شرایط خود، مساله‌های متفاوتی را تجربه می‌کند. برای مثال، برخی شرکت‌ها در دوران جنگ، به دلیل فشار شرایط یا تصمیم‌های هیجانی، بخشی از نیروهای خود را تعدیل کردند. شاید امروز بخواهند همان افراد را دوباره به مجموعه بازگردانند؛ اما آن نیرو دیگر اعتمادی به سازمان نداشته باشد و با خود بگوید وقتی در روزهای سخت از من حمایت نکردید، چرا اکنون باید برگردم. برخی دیگر نیز درست در آستانه رشد و جذب سرمایه بودند؛ اما فضای نااطمینانی باعث شد سرمایه‌گذاران ترجیح دهند سرمایه خود را به بازارهایی مانند طلا، سکه یا سایر بازارهایی با ریسک کمتر و نقدشوندگی بالاتر منتقل کنند. در کسب‌وکار ما نیز چالش‌ها شکل دیگری دارند. یکی از دغدغه‌های جدی ما، افزایش شدید هزینه تامین سرور است که متاسفانه تاکنون نیز به ‌طور کامل برطرف نشده است. حتی تنش‌های مقطعی منطقه نیز، هرچند کوچک، یک پیامد مهم دارند؛ این‌که روند بازگشت شرایط به حالت عادی را کند می‌کنند. تا زمانی که در وضعیت «نمی‌دانم چه خواهد شد» قرار داشته باشیم، حل بسیاری از مشکلات نیز به تعویق می‌افتد؛ زیرا تصمیم‌های اساسی و سرمایه‌گذاری‌های مهم، معمولا در شرایط باثبات انجام می‌شوند، نه در فضای بحرانی.

 در سال گذشته و بعد از جنگ دوازده‌روزه، مفهوم تاب‌آوری میان کسب‌وکارها پررنگ شد؛ اما بعد از جنگ اخیر که طولانی‌تر بود، بسیاری معتقد بودند دیگر صحبت از تاب‌آوری نیست، بلکه موضوع بقا مطرح است. شما این دو مفهوم را چگونه از هم تفکیک می‌کنید؟

به نظر من نمی‌توان برای همه کسب‌وکارها یک نسخه واحد پیچید. با این حال، معتقدم اگر یک کسب‌وکار از ابتدا استراتژی مناسبی داشته باشد، در همان مرحله تاب‌آوری باقی می‌ماند و کمتر وارد مرحله بقا می‌شود. مرحله بقا معمولا زمانی است که شرایط به اندازه‌ای بحرانی شده باشد که زیرساخت‌های اصلی مانند آب، برق، گاز یا سایر امکانات حیاتی از بین برود و عملا امکان مدیریت شرایط وجود نداشته باشد؛ اما پیش از رسیدن به آن نقطه، اگر برای سناریوهای مختلف برنامه داشته باشید، می‌توانید همچنان در مرحله تاب‌آوری باقی بمانید؛ زیرا از قبل درباره بسیاری از چالش‌های احتمالی فکر کرده‌اید. حتی ممکن است بخشی از این برنامه‌ریزی، این باشد که اگر شرایط خاصی رخ داد، این کسب‌وکار را متوقف کنم و سراغ کسب‌وکار دیگری بروم؛ چون این مدل فعالیت در چنین وضعیتی دوام نمی‌آورد. این هم نوعی استراتژی است. از نگاه من، مرحله بقا بیشتر برای کسب‌وکارهایی است که تازه در دل بحران می‌خواهند تصمیم بگیرند چه کاری انجام دهند؛ اما کسی که از قبل سناریوهای مختلف را بررسی کرده باشد، هرچند با چالش روبه‌رو می‌شود، به احتمال زیاد می‌تواند از آن‌ها با موفقیت عبور کند.

 کسی که این استراتژی‌ها را ندارد، با توجه به شرایط فعلی، هنوز هم می‌تواند برای بقا بجنگد؟

پاسخ این سوال تا حد زیادی به تجربه آن کسب‌وکار بستگی دارد؛ این‌که در سال‌های فعالیت خود چقدر با بحران‌های مختلف روبه‌رو و تا چه اندازه آب ‌دیده شده است. طبیعی است که شرایط بقا، آسان نیست. اگر یک کسب‌وکار از نظر مدیریتی، منابع انسانی، مالی و زیرساختی آمادگی لازم را نداشته باشد، احتمال از بین رفتن آن در چنین شرایطی بسیار زیاد است. با این حال، حتی در مرحله بقا هم می‌توان تصمیم‌های درست گرفت. می‌توان از تجربه دیگران استفاده کرد، نیروهای متخصص و کارآمد را به مجموعه اضافه کرد یا از افرادی که پیش‌تر چنین شرایطی را پشت سر گذاشته‌اند، مشورت گرفت. اگر این تصمیم‌ها به ‌موقع گرفته شوند، دست‌کم می‌توانند مانع از آن شوند که کسب‌وکار از مرحله بقا به مرحله شکست کامل برسد.

 پیش‌بینی‌تان از آینده بازار آموزش آنلاین و به طور کلی ابزارهای همکاری سازمانی در سال جاری چیست؟

در حوزه ابزارها با ضعف جدی مواجه نیستیم. منظورم این نیست که از همه نظر با نمونه‌های خارجی برابری می‌کنیم. آن‌ها در حوزه‌هایی مانند هوش‌مصنوعی، ترکیب هوش‌مصنوعی با محصولات و فن‌آوری‌های نو، همچنان از ما جلوتر هستند. با این حال، سوال مهم این است که چه میزان از آن قابلیت‌ها واقعا نیاز روزمره کاربران است؟ طبیعتا وجود این امکانات ارزشمند است؛ اما در مجموع، کشور از نظر ابزارهای مورد نیاز با کمبود جدی مواجه نیست. مگر زمانی که با بحران‌های ناگهانی، مشکلات زیرساختی یا محدودیت اینترنت روبه‌رو شویم. در مورد ابزارهایی که ماهیت زیرساختی دارند، معتقدم نقش حاکمیت پررنگ می‌شود. حاکمیت باید این واقعیت را در نظر بگیرد که همین زیرساخت‌ها، علاوه بر کسب‌وکارها، به دستگاه‌های دولتی و وزارتخانه‌ها نیز خدمت‌رسانی می‌کنند. بنابراین پیش از اعمال محدودیت بر اینترنت، باید راهکاری برای تداوم فعالیت این کسب‌وکارها در نظر گرفته شود تا خدمات مردم متوقف نشود. همچنین لازم است از قبل، زیرساخت‌ها و مراکز داده‌ای برای شرایط اضطراری پیش‌بینی شود. در حوزه آموزش نیز، چه برای مدارس و دانشگاه‌ها و چه برای شرکت‌ها، باید ابزارهای لازم همیشه آماده و در دسترس باشند. اگر قرار باشد تازه هنگام وقوع بحران به این فکر کنیم که با استفاده از چه ابزاری آموزش دهیم یا خدمات را به چه شکلی ارائه کنیم، طبیعتا با مشکلات جدی مواجه خواهیم شد. همه این‌ها در نهایت به یک موضوع برمی‌گردد؛ داشتن استراتژی. اگر استراتژی وجود داشته باشد، بخش قابل توجهی از این مساله‌ها از قبل قابل مدیریت خواهد بود. به طور کلی، بازار آموزش آنلاین چه در ایران و چه در سایر کشورها، بازاری رو به رشد است. آمارها و گزارش‌های بین‌المللی نیز نشان می‌دهد این بازار تا سال ۲۰۳۰ همچنان روند رشد خود را حفظ خواهد کرد. به همین دلیل، چه در ایران و چه در بازارهای جهانی، چشم‌انداز مثبتی برای این حوزه متصور هستم و فکر می‌کنم این روند در سال‌های آینده نیز ادامه پیدا کند.

 به نقش سیاست‌گذاری و حاکمیت اشاره کردید. به نظر شما سیاست‌گذار برای افزایش تاب‌آوری فعالان اقتصاد دیجیتال باید چه اقداماتی انجام دهد؟

مهم‌ترین اقدام این است که کارگروه‌های تخصصی با حضور فعالان همان حوزه تشکیل شود. معتقدم تصمیم‌گیری درباره مسائل اقتصاد دیجیتال باید با مشارکت افرادی انجام شود که سال‌ها در این حوزه فعالیت کرده‌اند و بهتر از هر فرد یا نهاد دیگری، نیازهای واقعی آن را می‌شناسند. نقش حاکمیت می‌تواند فراهم کردن بودجه، امکانات و حمایت از اجرای این راهکارها باشد، نه این‌که همه تصمیم‌ها را بدون حضور فعالان این حوزه اتخاذ کند. برای مثال، دسترسی به اینترنت بین‌الملل برای بسیاری از کسب‌وکارها یک ضرورت است. چرا یک شرکت باید ماه‌ها میان سازمان‌های مختلف رفت‌وآمد کند و در نهایت هم راه‌حلی پیدا نکند و ناچار شود مانند کاربران عادی از اینترنت تلفن همراه استفاده کند؟ مگر می‌توان فعالیت‌های فنی و توسعه محصول را با اینترنت تلفن همراه پیش برد؟ به نظر من، فراهم کردن دسترسی پایدار به اینترنت بین‌الملل، موضوع پیچیده‌ای نبود که نتوان از قبل برای آن برنامه‌ریزی کرد. حتی می‌شد زیرساخت‌ها و مراکز داده‌ای را برای شرایط بحرانی آماده کرد تا در چنین مواقعی در اختیار کسب‌وکارها قرار گیرد. از سوی دیگر، برای بسیاری از شرکت‌ها صرفه اقتصادی ندارد که صرفا برای بحرانی که شاید هیچ‌گاه رخ ندهد، زیرساخت جداگانه‌ای فراهم کنند. زمانی که یک بحران ملی اتفاق می‌افتد، مدیریت آن دیگر صرفا بر عهده کسب‌وکارها نیست؛ بلکه نهادهایی که برای چنین شرایطی مسئولیت دارند، باید زمینه ادامه فعالیت آن‌ها را فراهم کنند.

 اسکای‌روم بعد از بحران اخیر، تغییر جدی در استراتژی یا روند کاری خود ایجاد کرده است؟ آیا توسعه بازار یا تغییر در فرایندهای داخلی هم داشته‌اید؟

شاید تعبیر تغییرات جدی چندان دقیق نباشد؛ زیرا اسکای‌روم از قبل برای بخش زیادی از این چالش‌ها برنامه‌ریزی کرده بود. با این حال، اتفاق‌هایی که پیش‌بینی آن‌ها ممکن نبود، باعث شد برخی نیازها را جدی‌تر ببینیم و جایگاه آن‌ها را در استراتژی شرکت پررنگ‌تر کنیم. برای مثال، در حوزه تامین زیرساخت به این جمع‌بندی رسیدیم که احتمالا در آینده نیز روزهای پرتنش را تجربه خواهیم کرد. به همین دلیل، تصمیم گرفتیم سرمایه‌گذاری بیشتری در توسعه زیرساخت‌ها انجام دهیم و این بخش را با نگاه جدی‌تری دنبال کنیم. از سوی دیگر، به این نتیجه رسیدیم که باید برای محدودیت‌های احتمالی در مسیرهای ارتباطی نیز برنامه داشته باشیم. برای نمونه، اگر در مقاطعی برخی بسترهای ارتباطی از دسترس خارج شوند، بتوانیم دست‌کم از طریق پیامک با کاربران ارتباط برقرار کنیم. همچنین تصمیم گرفتیم حضور خود را در شبکه‌های اجتماعی داخلی حفظ کنیم تا در شرایط خاص، این مسیر ارتباطی از قبل آماده باشد.

 با توجه به تجربه‌ای که پشت سر گذاشتید و شرایطی که ممکن است پیش رو باشد، چه توصیه‌ای برای مدیران فعال در حوزه اقتصاد دیجیتال دارید؟

شاید واژه «توصیه» کمی سنگین باشد و ترجیح بدهم از تجربه صحبت کنم. در سال‌های اخیر، هم در شرکت‌های مختلف و هم در گفتگوهایی که با مدیران دیگر داشته‌ایم، بارها دیده‌ام اگر مدیری از احتمال وقوع جنگ یا بحران‌های مشابه صحبت می‌کرد، کمتر کسی حرف او را جدی می‌گرفت. فکر می‌کنم یکی از مهم‌ترین درس‌هایی که این دوره برای همه ما داشت، همین بود؛ این‌که دوراندیشی مدیران و افرادی که نسبت به ریسک‌های آینده هشدار می‌دهند، باید جدی گرفته شود. پس از آن هم لازم است برای هرکدام از این سناریوها، برنامه مشخصی وجود داشته باشد. می‌دانم چنین نگاهی هم از نظر زمان و هم از نظر منابع هزینه دارد؛ اما تجربه نشان داده هزینه آماده بودن، بسیار کمتر از هزینه غافلگیر شدن است. در یکی از رویدادهای «اسکای ‌تاکس» مثال ساده‌ای زدم. سال‌هاست که در همه خودروها، لاستیک زاپاس وجود دارد؛ در حالی که ممکن است بسیاری از رانندگان هیچ‌ وقت از آن استفاده نکنند. با این حال، خودروساز همچنان بخشی از فضا و هزینه خودرو را به آن اختصاص می‌دهد. دلیلش روشن است؛ این هزینه برای آرامش خاطر است. وقتی راهی سفر می‌شوید، می‌دانید اگر اتفاقی برای لاستیک بیفتد، قرار نیست در میانه راه متوقف شوید. به نظر من، کسب‌وکارها هم باید چنین نگاهی داشته باشند. همیشه لازم است بخشی از منابع و برنامه‌ریزی خود را به سناریوهایی اختصاص دهند که شاید هیچ ‌وقت رخ ندهند؛ اما اگر روزی اتفاق افتاد، بتوانند بدون سردرگمی مسیر خود را ادامه دهند.

انتهای پیام

ارسال نظر