پیش‌بینی‌های ایمان الماسیان از آینده برندسازی و طراحی در صنعت طلا

داستان‌هایی از طلا

کد مطلب: ۳۶۳۴۸۷
داستان‌هایی از طلا

در بازار طلا، بسیاری از محصولات با هدف پاسخ به نیاز بازار طراحی می‌شوند؛ اما تاج از سال‌ها پیش مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است. در این مجموعه، داستان هر محصول از یک ایده و روایت آغاز می‌شود و طراحی، بخشی از فرایند انتقال همان مفهوم است. ادامه دادن این مسیر در بازاری که همواره تحت تاثیر نوسان‌های اقتصادی، تغییر سلیقه مشتریان و رقابت شدید قرار دارد، تصمیم ساده‌ای نیست. تجربه تاج نشان می‌دهد که یک ایده زمانی می‌تواند به بخشی از هویت برند تبدیل شود که با استمرار، خلاقیت و توجه به جزئیات همراه باشد. ایمان الماسیان، مدیرعامل گروه طلای تاج، در این گفتگو از مسیر شکل‌گیری برند، نگاه این مجموعه به طراحی و برندسازی همچنین تاثیر جنگ و نوسانات اقتصادی بر مسیر فعالیت این کسب‌وکار می‌گوید.

 برند تاج چگونه متولد شد؟

من و شرکایم از سال‌ ۷۹ شروع به کار کردیم. آن زمان در حوزه کارت‌های اینترنت دیال آپ فعالیت داشتیم. بعدها با آمدن اِی‌دی‌اس‌ال، وایرلس و فن‌آوری‌های جدید،کسب‌‌وکارمان منسوخ شد و همان‌جا مسیر ما از هم جدا شد. چند سالی هر کدام کسب‌‌وکار خودمان را داشتیم و مستقل فعالیت می‌کردیم. بعد از فوت پدرم، مدتی وارد شغل خانوادگی‌مان در حوزه پارچه و بازار تهران شدم. همیشه می‌گویم آن دوره برای من یک دانشگاه خیلی قدرتمند بود و مدیریت کسب‌‌وکار آموختم. البته همان‌جا هم ورشکستگی را تجربه کردم و یکی از مهم‌ترین درس‌های زندگی حرفه‌ای‌ام را گرفتم. پس از آن در سال 88 وارد کار ساخت پلاتین و طلا شدم و مدتی هم شاگرد یک طلاساز و طلافروش بودم. در واقع مسیر حرفه‌ای من از همان‌جا شکل گرفت. از طرف دیگر، شرکایم هم هر کدام جداگانه وارد این صنعت شده بودند. حدود یک سال‌ونیم تا ۲ سال هر کدام به صورت مستقل کار کردیم؛ اما بعد به این نتیجه رسیدیم که دوباره کنار هم همان همکاری قدیمی را از سر بگیریم. به نظرم نقطه عطف اصلی ما آغاز همکاری دوباره در سال 89 بود. آن زمان نام مجموعه ما AJT مخفف نام خانوادگی شرکا بود؛ الماسیان و جعفری تهرانی. در آن مقطع بیشتر در حوزه پخش طلا فعالیت می‌کردیم و محصولات را به مغازه‌داران و بنکداران عرضه می‌کردیم. آن زمان هنوز با مفهوم برندسازی به شکل امروز آشنا نبودیم و طبیعتا نام برند هم برای‌مان اهمیت فعلی را نداشت. با تولید محصولات چرم و طلا تصمیم گرفتیم وارد فضای برندسازی شویم. همان زمان بود که تصمیم گرفتیم نام AJT را به تاج تغییر دهیم. در واقع، از سال ۱۳۹۱ نام تاج شکل گرفت. همزمان، همکاری ما با چرم درسا آغاز شد. بیشتر مشتریان‌مان تهران بودند؛ اما در شهرستان‌ها هم مشتری داشتیم. در ابتدای همکاری، فقط قطعات چرمی مورد نیازمان را از درسا تهیه می‌کردیم. حجم سفارش‌ها هم کم نبود؛ گاهی پنج تا شش هزار قطعه چرم به درسا سفارش می‌دادیم. همین موضوع باعث همکاری مشترک و فروش محصولات‌مان در فروشگاه‌های درسا شد. به این ترتیب، برند «تاج درسا» متولد شد. حدود ۱۵ متر از فضای فروشگاه‌های درسا به محصولات تاج درسا اختصاص پیدا کرد و مسیر تازه‌ای برای ما آغاز شد. این همکاری، پله‌های پیشرفت ما در حوزه برندسازی را هموارتر کرد و باعث شد مسیر رشد را سریع‌تر طی کنیم. در تمام این سال‌ها هم تلاش کردیم از حضور مدیران و پرسنل درسا در کنار خودمان بیشترین استفاده را ببریم. راهنمایی‌هایی که از مجموعه درسا گرفتیم، برای ما بسیار ارزشمند بود و سعی کردیم از این همراهی برای توسعه و رشد بهتر برند تاج استفاده کنیم.

 ویژگی متمایز برند تاج چیست؟

تمایز هر برند را باید در شخصیت بنیان‌گذاران آن جست‌وجو کرد. آنچه در ذات موسسان یک برند وجود دارد، به مرور در خود برند هم نمود پیدا می‌کند. من همیشه به صداقت پایبند بوده‌ام و فکر می‌کنم مهم‌ترین ویژگی برند تاج همین است که در هویت برندمان دیده می‌شود.

 یکی از ویژگی‌های شاخص تاج، طراحی‌های خاص و روایت‌محور است. این نگاه داستان‌پردازانه از کجا شکل گرفت؟

سخت‌ترین بخش در صنف سنتی طلا، طراحی و خلق مستمر محصول جدید است. محدودیت‌های موجود در ایده‌پردازی و طراحی باعث می‌شود ارائه مداوم محصولات تازه و متفاوت، فرایندی پیچیده و دشوار باشد. ما در مقطعی به این نتیجه رسیدیم که اگر بخواهیم مانند بسیاری از برندها وارد رقابت بر سر کاهش اجرت و قیمت شویم، به ناچار باید از کیفیت کار کم کنیم که برای ما خط قرمز است. بنابراین تصمیم گرفتیم به جای رقابت قیمتی، با بهترین متریال و بالاترین کیفیت روی طراحی تمرکز کنیم. در این سال‌ها، با طراحان خلاق بسیاری آشنا شدیم که با همراهی تعدادی از آن‌ها، دپارتمان طراحی مجموعه را راه‌اندازی کردیم. این تصمیم یکی از ارزشمندترین اقدام‌هایی بود که باعث شد مسیر طراحی‌ روایت‌محور را جدی‌تر دنبال کنیم. بیشتر برندها بخشی از محصولات‌شان را خودشان طراحی می‌کنند و بخش عمده تولیدات‌شان برگرفته از طرح‌های موجود یا نمونه‌های برندهای بین‌المللی است. ما هم در گذشته چنین محصولاتی داشتیم؛ اما به این نتیجه رسیدیم که اگر قرار است متمایز باشیم، باید از تولید طرح‌های کپی فاصله بگیریم. به همین دلیل بر طراحی اختصاصی تمرکز کردیم. البته این مسیر هزینه‌بر و چالش‌برانگیز است. متقاعد کردن مشتری برای خرید یک طرح خاص، از فروش محصولات عامه‌پسند سخت‌تر است. بسیاری از مشتریان به دنبال مدل‌های شناخته‌ شده مانند ونکلیف یا کارتیر هستند؛ اما ما روی مسیر خودمان ایستادیم، صبر کردیم و به آن وفادار ماندیم. امروز خوشحالیم که تاج به عنوان یک برند طراحی‌محور شناخته می‌شود. برای تمام طراحی‌های‌مان یک روایت مجزا و متفاوت داریم. شعار برند ما «تاج؛ داستان‌هایی از طلا» است. گاهی ابتدا داستان شکل می‌گیرد و بر اساس آن محصول را طراحی می‌کنیم و گاهی هم پس از خلق محصول، روایت آن شکل می‌گیرد. در هر صورت، تمام محصولات ما نام اختصاصی خودشان را دارند؛ نامی که متناسب با داستان و هویت همان محصول انتخاب شده است.

 به نظر می‌رسد یکی از نقاط قوت برند تاج، تیم طراحی آن است. طراحان مجموعه را بر چه اساسی انتخاب می‌کنید؟

مهم‌ترین ویژگی یک طراح، خلاقیت است. البته شناخت مساله‌های فنی مربوط به ساخت طلا نیز اهمیت دارد که شاید همه طراحان از همان ابتدا اطلاعات زیادی درباره آن نداشته باشند. وقتی وارد مجموعه ما می‌شوند و در فرایند کار قرار می‌گیرند، به مرور آشنا می‌شوند. واقعیت این است که هر طرح و مدلی را نمی‌توان با فلز طلا ساخت. طراح باید این محدودیت‌ها را بشناسد. البته بعضی از طراحان از قبل در این حوزه تجربه دارند و این موضوع کار ما را جلو می‌اندازد. در این شرایط، تعامل با آن‌ها راحت‌تر است و طرح‌ها هم سریع‌تر به مرحله تولید می‌رسند. امروز تعداد ایده‌هایی که در مجموعه تولید می‌شود، آن‌قدر زیاد است که گاهی زمان تولید از حجم ایده‌ها عقب می‌ماند. هر طرح جدیدی که بخواهیم وارد مراحل تولید کنیم، ناخودآگاه باید بخشی از ظرفیت تولید را از طرح‌های قبلی بگیریم؛ در حالی که حتی طرحی که شش ماه از تولیدش گذشته، هنوز قدیمی محسوب نمی‌شود، همچنان فروش دارد و مشتری آن را می‌خواهد. به همین دلیل نمی‌توانیم به‌ راحتی آن را کنار بگذاریم و فقط طرح جدید را جایگزین کنیم. طراحی‌های کاملا ایرانی که حاصل فکر و خلاقیت خودمان است، باعث شد انگیزه تیم طراحی هم بیشتر شود. امروز طراحان ما با اشتیاق بیشتری ایده می‌دهند و خوشبختانه حجم زیادی ایده آماده تولید داریم که فقط باید به موقع وارد مرحله ساخت شوند. البته همکاری ما فقط به دپارتمان داخلی محدود نیست. با طراحان بیرون از مجموعه نیز همکاری می‌کنیم. برای مثال، خانم مرسا حبیبی که آتلیه طراحی مرسا را با چندین طراح اداره می‌کنند، سال‌هاست که با ما هم همکاری دارند.

 یکی از آثار شاخص شما «انگشتر ایران» و پس از آن «دستبند ایران» است. ایده شکل‌گیری این مجموعه از کجا آغاز شد؟

حدود ۱۰ سال پیش که با خانم مرسا حبیبی آشنا شدیم، ایشان انگشتری برای ما طراحی کردند که نام آن را انگشتر ایران گذاشتیم. در طراحی این انگشتر، هفت بنای شاخص ایران جای گرفته بود و با استقبال بسیار خوبی از سوی مشتریان روبه‌رو شد. بسیاری احساس می‌کردند با این انگشتر می‌توانند ایرانی بودن‌شان را نشان دهند. حدود هفت یا هشت سال بعد، با توجه به استقبالی که از انگشتر ایران شده بود، دوست داشتیم محصول جدیدی بر پایه همان ایده طراحی کنیم. با خودمان گفتیم اگر در یک انگشتر هفت بنا جا می‌شود، شاید در یک دستبند بتوان تعداد بیشتری از بناهای ایران را گنجاند. از طرف دیگر، به این فکر افتادیم که شخصیت‌های ایرانی را هم وارد محصولات‌مان کنیم. بر همین اساس، انگشتری با نام «میراث» طراحی کردیم. در این انگشتر از نگهبانان ایران الهام گرفتیم؛ برای مثال، فردوسی را به عنوان نگهبان زبان فارسی، آرش کمانگیر را به عنوان نگهبان مرزهای ایران و سیاوش را به عنوان نگهبان عشق در این اثر روایت کردیم. همزمان با شکل گرفتن این ایده، طراحی «دستبند ایران» هم آغاز شد.

 طراحی دستبند ایران چه تفاوتی با دیگر محصولات شما داشت؟

برای طراحی دستبند ایران واقعا زمان زیاد و تمرکز ویژه‌ای گذاشته شد. طراحی این اثر بیش از ۱۸ ماه طول کشید؛ در حالی که بعضی از محصولات تاج در کمتر از یک هفته طراحی، نمونه‌سازی و آماده تولید می‌شوند. این دستبند از ۸۲۴ قطعه مونتاژی تشکیل شده است که یک اثر واحد را ساخته‌اند. در طراحی آن از ۱۷ بنای تاریخی و معاصر ایران استفاده کرده‌ایم تا نشان دهیم ایران از کجا به کجا رسیده و همچنان مسیر رشد خود را نیز ادامه می‌دهد. به عبارتی، قصد داشتیم این دستبند به نماد ارزش ایرانی بودن ما تبدیل شود.

 چه شد که تصمیم گرفتید دستبند ایران را در یک رقابت بین‌المللی شرکت دهید؟

استقبال ویژه از این دستبند، ارزش شرکت در بخش طراحی جواهرات مسابقه A Design Award ایتالیا را داشت. البته این مسیر اصلا ساده نبود چراکه چند روز پس از ارسال ایمیل‌های اولیه، جنگ آغاز شد. با قطع اینترنت دیگر هیچ دسترسی نداشتیم. اصلا نمی‌دانستیم پاسخی برای‌مان آمده یا نه. پس از اتصال به اینترنت هم مهلت ارسال مدارک تمام شد و امکان حضور در مسابقه نبود. با این حال در ایمیلی توضیح دادیم که درگیر شرایط جنگ بودیم و امکان دسترسی به اینترنت نبوده است. از آن‌ها خواهش کردیم اگر امکان دارد فرصتی دوباره به ما بدهند. آن‌ها هم در پاسخ نوشتند که شرایط ما را درک می‌کنند و می‌دانند در دوران جنگ چه سختی‌هایی را پشت سر گذاشته‌ایم. به همین دلیل سه روز دیگر به ما فرصت دادند تا مدارک را کامل و ارسال کنیم. پس از تعطیلات، نتیجه مسابقه اعلام شد و خبر دادند که مقام دوم را به دست آورده‌ایم. برای ما این فقط یک جایزه نبود؛ دو سال زحمت نتیجه داده بود. البته در داخل کشور آن‌طور که انتظار داشتیم، از ما حمایت نشد. هنوز هم از طرف بعضی نهادها و حتی اتحادیه، آن‌طور که باید به این دستاورد توجه نشده است. متاسفانه خیلی از همکاران، دستبند ما را با بدترین کیفیت کپی کردند. حتی از برخی خواهش کردیم و گفتیم ما برای خلق این اثر زمان، انرژی و هزینه گذاشته‌ایم. این‌که کسی بدون ایده‌پردازی، طرح را با کیفیت پایین تولید کند، اتفاق خوبی نیست. ما لایق این هستیم که بهترین‌ها را خودمان خلق کنیم و از دل فرهنگ و هویت‌مان محصول جدید بسازیم، نه این‌که فقط با نمونه‌برداری به سراغ کپی برویم. با همه این‌ها، دریافت جایزه از یک رویداد معتبر بین‌المللی برای ما افتخار بزرگی بود. زحمت‌هایی که برای دستبند ایران کشیده بودیم، در جهان دیده شد.

 به نظر می‌رسد زمان رونمایی از این محصول هم در موفقیت آن بی‌تاثیر نبود. این انتخاب آگاهانه بود یا شرایط، مسیر دیگری را برای شما رقم زد؟

از همان ابتدا می‌دانستیم دستبند ایران محصول متفاوتی است و به همین دلیل برای معرفی آن حساسیت زیادی داشتیم. مدت‌ها درباره زمان رونمایی آن فکر می‌کردیم و می‌خواستیم به بهترین شکل ممکن این محصول را به مشتریان خود معرفی کنیم. حتی در آخرین مراحل کار، احساس کردیم باید جزئیات ظریفی به دستبند اضافه کنیم و همین موضوع باعث شد دوباره نمونه‌سازی انجام شود. با این‌که همه مراحل قالب‌سازی و نمونه‌سازی را پشت سر گذاشته بودیم، دوباره بخشی از کار را از ابتدا انجام دادیم. روی کیفیت کار ایستادیم و حاضر نشدیم از چیزی که مدنظرمان بود کوتاه بیاییم. جالب این‌جاست که همه این اتفاق‌ها، ناخواسته باعث شد محصول در بهترین زمان ممکن معرفی شود. درست در همان مقطع، جنگ دوازده‌روزه اتفاق افتاد و بعد از آن حس تعلق به ایران و ایرانی بودن در میان مردم خیلی پررنگ‌تر شد. ما از قبل همان زمان را برای رونمایی انتخاب کرده بودیم، بدون این‌که بدانیم چنین اتفاقی قرار است رخ بدهد. جنگ را پشت سر گذاشتیم، برگشتیم و برنامه معرفی محصول را ادامه دادیم. فضای اجتماعی هم در استقبال از این محصول تاثیر داشت. از طرفی، دستبند ایران نسبت به سایر محصولات ما وزن بیشتری دارد و طبیعتا قیمت آن هم بالاتر است. برای همین، در برنامه‌ریزی اولیه پیش‌بینی کرده بودیم که تا پایان سال ۱۴۰۴ بتوانیم حدود ۲۰۰ عدد از این دستبند را به فروش برسانیم؛ اما اتفاقی که افتاد، برای خودمان هم شگفت‌انگیز بود. ۲۰۰ عدد را در ۲ ماه اول فروختیم. این استقبال برای ما یک پیام مهم داشت؛ این‌که تمام زمانی که برای طراحی، اصلاح، صبر و حساسیت روی این محصول گذاشته بودیم، ارزش داشته است.

 طراحی‌های تاج هم خلاقانه و متفاوت هستند و هم با سلیقه بازار ارتباط برقرار می‌کنند. این تعادل را چگونه ایجاد می‌کنید؟

واقعیت این است که سلیقه‌های مختلفی در بازار وجود دارد. بخشی از مشتریان حس ملی‌گرایی پررنگی دارند و طبیعی است که با محصولاتی مثل دستبند ایران ارتباط برقرار می‌کنند. در مقابل، گروه دیگری از مشتریان به برندهای معروف دنیا علاقه دارند. مثلا امروز بسیاری دستبندهای ونکلیف را دوست دارند و به دنبال همان سبک هستند. ما با خودمان گفتیم به جای این‌که همان محصول را تکرار کنیم، چه چیزی طراحی کنیم که هم سلیقه مردم را پوشش بدهد و هم هویت تاج را داشته باشد. نتیجه این نگاه، محصولی به نام «نورا» شد که از هشت تکنیک مختلف ساخت تشکیل شده است؛ در حالی‌که معمولا در ساخت یک محصول از یک، دو یا نهایتا سه تکنیک استفاده می‌شود. ما تلاش کردیم در کنار این پیچیدگی فنی، حس ایرانی بودن را هم در آن حفظ کنیم و در عین حال، به سلیقه و علاقه مخاطبان هم نزدیک باشیم. تقریبا در همه محصولات‌مان همین نگاه را دنبال کرده‌ایم. در بسیاری از طراحی‌ها از نمادها و سمبل‌های ایرانی مانند بته‌جقه یا گل لوتوس استفاده کرده‌ایم. احساس می‌کنم مردم به این نمادها علقه و دلبستگی خاصی دارند. ما هم سعی کرده‌ایم این علاقه را در طراحی محصولات‌مان منعکس کنیم. البته بخشی از محصولات ما کاملا مدرن هستند. این آثار نتیجه خلاقیت و ایده‌پردازی طراحان مجموعه‌اند؛ ایده‌هایی که از ذهن خودشان شکل گرفته و بعد وارد مرحله طراحی و تولید شده‌اند. از همان ابتدا هم چیزی که از تیم طراحی خواسته‌ایم، این بوده که محصولاتی خلق کنند که حاصل فکر و خلاقیت خودشان باشد. برای مثال، کالکشنی به نام «گیتی» بر پایه چهار عنصر اصلی طبیعت؛ آب، باد، خاک و آتش داریم. در ساخت آن از «پرسیلین» متریالی که به چینی و رزین شباهت دارد؛ اما مقاوم‌تر است و دیرتر می‌شکند، استفاده کردیم. این متریال را با طلا ترکیب کردیم و چهار عنصر طبیعت را در طراحی آن به کار بردیم. احساس ما این بود که این عناصر، هم به طبیعت برمی‌گردند و هم بخشی از وجود و ذات انسان هستند.

 در فضای رقابتی امروز که تقریبا در هر حوزه‌ای برندهای متعددی فعالیت می‌کنند، حفظ کیفیت و تداوم هویت یک برند چه چالش‌هایی برای شما داشته است؟

برای ساختن یک برند و مهم‌تر از آن حفظ و استمرارش، اعتماد میان شرکا، پرسنل و تامین‌کنندگان اهمیت ویژه‌ای دارد. من و شرکایم بارها از خواسته‌های شخصی گذشتیم و به نظرِ شریک مقابل‌مان احترام گذاشتیم. همین احترام متقابل باعث شد از همان روز اول، یک تعامل واقعی بین ما شکل بگیرد. این تعامل فقط بین شرکا نماند. از همان روزی که کارمان را شروع کردیم، هر نیرویی که به مجموعه اضافه می‌شد، همین حس همدلی، اعتماد و رفاقت را تجربه می‌کرد و بهتدریج بخشی از همین فرهنگ شدند. فکر می‌کنم همین موضوع، امروز به یکی از ستون‌های اصلی برند تاج تبدیل شده است؛ این‌که حالا با بیش از ۱۰۰ پرسنل، توانسته‌ایم یک اتحاد و همدلی ارزشمند را در مجموعه حفظ کنیم و همه خودشان را عضوی از این خانواده بدانند.

 در سال‌های اخیر، نوسانات قیمت، اعتراضات و حتی جنگ، کسب‌‌وکارها را با چالش‌های مختلفی روبه‌رو کرده است. این بحران‌ها بر رفتار مشتریان شما هم اثر گذاشته‌اند؟

در صنف ما، به علت متریالی که با آن کار می‌کنیم، تقریبا هر نوع چالشی می‌تواند برای‌مان احساس خطر ایجاد کند. از نوسانات قیمت طلا که ما هر روز و حتی ثانیه‌ به‌ ثانیه با آن در ارتباط هستیم و مستقیم روی رفتار خرید مشتری تاثیر می‌گذارد، تا اتفاق‌های بزرگ‌تری مثل جنگ، اعتراضات و هر مساله‌ای که در سال‌های گذشته تجربه کرده‌ایم؛ اما چیزی که از همان ابتدا سعی کردیم به آن پایبند بمانیم، این بود که هر زمان بازار دچار رکود شد، ما متوقف نشویم. سعی کردیم بسیار سریع برنامه‌های‌مان را تغییر دهیم و متناسب با همان شرایط تصمیم بگیریم. مثلا وقتی جنگ شروع شد، با خودمان گفتیم اگر این شرایط ۲ ماه طول بکشد، ما باید برای همان مدت برنامه داشته باشیم. فکر کردیم از دل این شرایط چه فرصت‌هایی می‌توانیم به دست بیاوریم. بررسی کردیم که چه بخش‌هایی از زیرساخت مجموعه ایراد دارد و حالا که فروش کمتر شده، بهترین زمان است تا آن‌ها را اصلاح کنیم. از طرف دیگر، همان زمانی که خیلی‌ها منتظر بودند ببینند چه اتفاقی می‌افتد و در بلاتکلیفی به سر می‌بردند، ما طراحی محصولات جدید را شروع کردیم؛ محصولاتی که با فضای جامعه و حال‌ و هوای آن روزها ارتباط داشته باشند. مطمئن بودیم هیچ بحرانی همیشگی نیست و بالاخره تمام می‌شود. قصد داشتیم وقتی بازار دوباره به جریان افتاد، محصول جدیدی برای عرضه داشته باشیم؛ محصولی که هم بتواند بخشی از بازار را به دست بیاورد و هم حسی خوب به مردم منتقل کند. همیشه در مجموعه می‌گوییم ما صرفا طلافروش نیستیم. بیش از این‌که بخواهیم طلا بفروشیم، دوست داریم حس ارائه بدهیم. نمی‌خواهم بگویم حس می‌فروشیم؛ اما واقعا دوست داریم یک حس خوب به مشتری منتقل کنیم. طبیعی است که برای خلق آن حس، هزینه می‌کنیم، زمان می‌گذاریم و کیفیت را بالا نگه می‌داریم و در نهایت هم اجرت آن را می‌گیریم.

 بخشی از مخاطبان شما نسل زد هستند. اگر بخواهید محصولات تاج را برای این نسل بازتعریف کنید، روی چه ویژگی‌هایی بیشتر سرمایه‌گذاری می‌کنید؟

یکی از مهم‌ترین موضوع‌هایی که امروز روی آن تمرکز کرده‌ایم، نسل زد است چراکه علاقه داریم حداقل اسم تاج را بشناسد و با طراحی‌ها و هویت برند ما آشنا شود. طلا، متریالی است که شاید برای نسل زد هنوز به اندازه نسل‌های قبل، در اولویت نباشد یا آن حس و نگاه نسل‌های قبلی را نسبت به طلا نداشته باشند. من دو دختر ۱۳ و هفت ساله دارم. دختر ۱۳ ساله‌ام نسل زد محسوب می‌شود و خیلی از محصولات ما را دوست دارد، از آن‌ها استفاده می‌کند و لذت می‌برد. خاطرم است یک بار اصرار داشت گردنبندی از یک برند بین‌المللی برایش بخرم؛ برندی که نمونه‌های کپی آن در بازار فراوان است؛ اما من همیشه مخالف کپی بوده‌ام. به او گفتم من حاضر نیستم نمونه کپی آن محصول را بخرم اما آنقدر اصرار کرد که گردنبند را برایش خریدم. بعد از مدتی یکی از گردنبندهای خودمان را برایش تهیه کردم. وقتی گردنبند را انداخت، برق خوشحالی را در چشم‌هایش دیدم. همان لحظه احساس کردم چیزی که دنبالش بود، از طریق طراحی خودمان هم به دست آورده است. برای من آن لحظه، نشانه‌ای بود از این‌که نسل زد هم می‌تواند با طراحی‌های تاج ارتباط برقرار کند. از سوی دیگر، سال گذشته تلاش کردیم برخی رویدادها را در فضاهایی برگزار کنیم که مخاطبان اصلی آن‌ها نسل زد بودند تا بازخورد این گروه را ارزیابی کنیم. واکنش‌ آن‌ها بسیار مثبت بود و محصولات‌مان را دوست داشتند. البته این‌که امروز تا چه اندازه امکان خرید این محصولات را داشته باشند، موضوع دیگری است. در حال حاضر، عمده مشتریان ما در بازه سنی ۲۵ تا ۴۵ سال قرار دارند و طبیعی است که قدرت خرید بیشتری داشته باشند. امیدواریم نسل جدید هم در آینده به مشتریان وفادار تاج تبدیل شود.

 با توجه به شرایط اقتصادی فعلی، چشم‌انداز و برنامه برند تاج برای سال ۱۴۰۵ چیست؟

ما همیشه برای برندمان برنامه‌ریزی‌های کوتاه‌مدت و‌ بلندمدت داشته‌ایم. البته واقعیت این است که به واسطه اتفاق‌هایی که در جامعه رخ می‌دهد، خیلی وقت‌ها برنامه‌ها دقیقا آن‌طور که طراحی کرده‌ایم پیش نمی‌رود و ناچار می‌شویم آن‌ها را تغییر بدهیم. به نظر من، یکی از ویژگی‌های استراتژی خوب همین است که بتواند خود را با شرایط جدید، در بلندمدت و کوتاه‌مدت تطبیق دهد. از ابتدای سال گذشته، نگاه بسیار مثبتی به شش‌ ماه دوم سال 1405 داشتیم. طبیعتا کسی نمی‌توانست پیش‌بینی کند که اعتراضات، جنگ یا نوسانات شدید، قیمت طلا را این‌ اندازه تغییر می‌دهد. این‌ اتفاق‌ها قابل پیش‌بینی نیستند که بتوان از قبل برای زمان وقوع‌شان برنامه‌ریزی کرد. با این حال، تمام برنامه‌های ما از تعداد شعبه‌هایی که قرار بود راه‌اندازی کنیم تا طراحی محصولات جدید و برنامه‌های توسعه برند برای سال ۱۴۰۵ از قبل مشخص شده بود. طبیعتا اتفاق‌هایی که پیش آمد، بخشی از این برنامه‌ها را با تاخیر مواجه کرد. از سال 97 به بعد، اقتصاد کشور شرایط بسیار سختی را پشت سر گذاشت و همه ما در کسب‌‌وکارها با دشواری‌های زیادی روبه‌رو بودیم. امیدوارم سختی‌هایی که طی چند سال گذشته تجربه کرده‌ایم، جبران شود. همچنین چشم‌اندازی که برای سال ۱۴۰۵ پیش‌بینی کرده‌ایم، محقق و شرایط برای همه کسب‌‌وکارها بهتر شود. یکی از اهداف ما ورود به بازارهای بین‌المللی است. برنامه‌ریزی ما این بود که در سال ۱۴۰۵ به ثبات خوبی در حوزه بین‌الملل برسیم؛ اما احتمالا این هدف با کمی تاخیر محقق خواهد شد. با این حال، همچنان ورود به بازارهای بین‌المللی یکی از مهم‌ترین برنامه‌های توسعه برند تاج است و امیدواریم امسال بتوانیم آن را عملی کنیم.

انتهای پیام

ارسال نظر