گردشگری در برزخ
صنعت گردشگری در ایران منتظر یک تیر خلاص است. وضعیت مبهم و نابهسامان سفر، تصمیمگیری و سرمایهگذاری را دشوار کرده و بسیاری از کسبوکارهای گردشگری را در معرض فرسایش و خروج از بازار قرار داده است. محسن قادری، مدیرعامل آژانس گردشگری ژیوار، معتقد است صنعت گردشگری بیش از هر زمان دیگری به اصلاح نظام مجوزها، آموزش مستمر و از همه مهمتر تعامل با جهان برای خروج از این بحران نیاز دارد.
وضعیت دفاتر خدمات گردشگری در سال 1405 را چگونه ارزیابی میکنید؟
هماکنون یک برزخ را در گردشگری تجربه میکنیم. وضعیت «نه جنگ، نه صلح» بدترین اتفاق برای گردشگری است و ما الان دقیقا در چنین شرایطی قرار داریم. معلوم نیست که باید بلیط پرواز بگیریم یا خیر، کار بکنیم یا نکنیم؟ وضعیت بسیار بدی است. کرونا، جنگ اوکراین و جنگ فعلی، آژانسهای باکیفیت و دارای توانمندی مالی را از آنها که ضعیفتر هستند، جدا کرده است. به جرات میتوانم بگویم آنهایی که میمانند یا حتی در یک سال آینده ادامه میدهند، دفاتری هستند که از وضعیت مالی بهتری برخوردارند و دانش و تخصص لازم را دارند؛ میدانند در این شرایط چگونه بر امواج شنا کنند و خود را به ساحل برسانند.
کیفیت خدمات گردشگری در این شرایط چه وضعیتی دارد؟
حوزه رقابتی عملا وجود ندارد. اکنون تعداد بسیار اندکی از بازیگران در بازار هستند و در چنین شرایطی، رقابت هم خیلی معنا پیدا نمیکند. چون بازیگران صنعت گردشگری عملا الک و تعدادشان بسیار کم شده است. البته یک آژانس به تنهایی نمیتواند بازیگر صنعت گردشگری باشد؛ چون الگوریتمهای گردشگری ترکیبی از چند بخش هستند. مثلا هواپیما یکی از اجزای اصلی این زنجیره است که یک آژانس هواپیمایی نقشی در پرواز آن ندارد. این سیاستهای خارجی است که تعیین میکند یک پرواز در یک مسیر انجام شود یا خیر. در حوزه گردشگری ورودی هم همینطور است. اگر سیاستهای خارجی و شرایط جنگی به شکلی باشد که گردشگر خارجی وارد کشور نشود، عملا نمیتوان کاری کرد. در مورد گردشگری سلامت نیز شرایط همین است. کسی که برای درمان میآید، ممکن است ترجیح دهد پول بیشتری بپردازد و به یک کشور امن مانند ترکیه یا دبی برود. حتی توریستهای زیارتی که در هر شرایطی به ایران میآمدند، کاهش پیدا کردهاند. مثلا عراقیها و شیعیان کشورهای دیگر نیز در چنین شرایطی نمیآیند. بنابراین در این وضعیت انتظار کیفیت بالا در خدمات گردشگری چندان واقعبینانه نیست. از طرف دیگر، دولت نیز به عنوان تسهیلگر، نقش خود را به خوبی ایفا نمیکند. حمایت خاصی وجود ندارد و در مقابل، فشار مضاعفی از سوی اداره مالیات و بیمهها بر دفاتر گردشگری وجود دارد.
آیا افزایش تعداد آژانسها بر کیفیت سفر تاثیر گذاشته است؟
در شرایط فعلی ایران، سفر از سبد خانوار حذف شده یا به حداقل رسیده است. بنابراین از یک طرف تقاضا در بازار به شدت کاهش پیدا کرده است. از طرف دیگر، یک نقطه تقابل عجیب داریم؛ تعداد آژانس روزبهروز در حال افزایش است؛ اما نظارتی روی کیفیت وجود ندارد. فرض کنید ۱۰ مسافر داریم؛ اما تعداد آژانسها از تعداد مسافران بیشتر است. بنابراین یک مسافر بین تعداد زیادی آژانس گیج میشود، این وضعیت بسیار خطرناک است. در دوره آقای روحانی قانونی تحت عنوان «تسهیل مجوز کسبوکارها» تصویب شد که یکی از حوزههای آن گردشگری بود. دولت قصد افزایش آمار اشتغال را داشت و برای افزایش این آمار، مجوز بیشتری صادر کرد. فرد در هر حوزهای که فعالیت کرده باشد، وارد درگاه ملی مجوزها میشود، درخواست میدهد و دستگاه مربوطه موظف است حداکثر ظرف دو ماه مجوز را صادر کند. این مجوز پایه و اساسی ندارد، چراکه حتی مصاحبهای برای سنجش سابقه و تخصص فرد وجود ندارد.
این افراد چطور میتوانند در بازار پر تلاطم گردشگری دوام بیاورند؟
این افراد برای بقا دو راه بیشتر ندارند؛ یا باید بسیار باسواد و ماهر باشند یا بودجه کلانی در نظر بگیرند. در بسیاری موارد هیچکدام از این دو وجود ندارد.
شما دلیل هجوم این افراد به حوزه گردشگری را چه میدانید؟
بعضی افراد از بیرون فقط ویترین زیبای یک آژانس گردشگری را میبینند. آژانس از بیرون شغل بسیار لوکسی به نظر میرسد و کسی که داخل این صنعت نباشد، متوجه نمیشود که این شغل چه خطرات و مسائلی دارد و نیازمند چه تخصصهایی است. این افراد به ویترین نگاه میکنند و درخواست مجوز میدهند. بعضی از آنها جوانهایی هستند که پول و دارایی دارند و به هوای تاسیس آژانس، داراییشان را از دست میدهند.البته این در مورد افراد باوجدان است؛ اما فردی که وجدان ندارد چه میکند؟ یک مجوز فوقالعاده قوی در اختیار او قرار داده شده است. بدین ترتیب فروش ویزا، پاسپورت و انواع کلاهبرداریها را آغاز میکند. در عین حال، یک تابلوی قانونی هم دولت به او داده است و مردم به همین دلیل به او اعتماد میکنند. این خطری است که درصد کلاهبرداری را به شدت بالا برده است.
تخلف در حوزه دفاتر خدمات گردشگری باعث ابطال مجوز نمیشود؟
فرض کنید یک آژانس پشت سر هم تخلف میکند. در نهایت میگویند مجوزش باطل شد. همین فرد دوباره از طریق دیگری وارد درگاه ملی مجوزها میشود و این بار با نام دیگری به فعالیت خود ادامه میدهد. بنابراین زنجیره کلاهبرداری در این دفتر و در ساختار میراث فرهنگی عملا حذف نمیشود. کسی که به پول کلاهبرداری در گردشگری عادت کرده و پولهای درشت و بیحسابوکتاب به دست میآورد، چرا باید این کار را رها کند؟ در نهایت اگر مجوز را هم به او ندهند، آن را میخرد.
در کنار آژانسهای رسمی، با رشد خدمات گردشگری غیرمجاز هم مواجه هستیم. این بخش چقدر مشکلساز است؟
حدود 8000 آژانس گردشگری با مجوز رسمی در ایران وجود دارد؛ اما برخی فعالیتهای گردشگری نیز به صورت غیرمجاز و از طریق شبکههای اجتماعی انجام میشود. بنابراین هیچ نظارت و کنترلی وجود ندارد. از سوی دیگر، دفاتر جدیدی تحت عنوان دفاتر مهاجرت شکل گرفتهاند. فرد به اداره ثبت شرکتها میرود و یک دفتر خدمات مشاوره مهاجرت، اقامت و سرمایهگذاری تاسیس میکند. این حوزه مهاجرت نیز در کشور متولی مشخصی ندارد.
چه توصیهای برای برطرف کردن این مساله به مسئولان دارید؟
پیشنهاد من به آقای صالحی امیری، وزیر گردشگری، ابطال روند فعلی صدور مجوز آژانسهای گردشگری است. بازار گردشگری ظرفیت این تعداد آژانس را ندارد. به جای افزایش تعداد، باید با ارزیابی عملکرد، آژانسهای فاقد کیفیت و استانداردهای لازم از چرخه فعالیت خارج شوند تا زمینه برای حضور مجموعههای حرفهای و باکیفیت فراهم باشد.
آیا فرایندی مانند احراز شایستگی میتواند به ارزیابی کیفیت آژانسها کمک کند؟
در حال حاضر، احراز شایستگی به معنای واقعی وجود ندارد. در گذشته، پیش از اجرای سیاستهای تسهیل صدور مجوزها و مصوبات هیئت وزیران، صدور مجوز فرایندی زمانبر بود و ممکن بود یک تا دو سال طول بکشد. در این مدت، صلاحیت و تخصص متقاضی بررسی میشد.
اما امروز، صرف داشتن مدرک کارشناسی برای دریافت مجوز کافی است و رشته تحصیلی نیز لزوما ارتباطی با حوزه فعالیت ندارد. فردی با مدرک جغرافیا، پزشکی، محیطزیست یا سایر رشتههای نامرتبط نیز میتواند درخواست مجوز کند، بدون آنکه تخصص یا صلاحیت حرفهای او به طور جدی ارزیابی شود.این وضعیت را با سایر مشاغل و نظامهای حرفهای چگونه مقایسه میکنید؟
در تمامی حوزههای موجود در کشور، سازوکارهایی برای حفظ کیفیت و به روز ماندن فعالان وجود دارد. مثلا پزشکان، نظام پزشکی دارند. آنها به صورت اجباری باید در طول سال در برخی کنگرهها و دورههای آموزشی شرکت کرده تا بتوانند برای تمدید مجوز خود اقدام کنند. نظام کشاورزی، نظام پرستاری و نظام مهندسی نیز سازوکارهایی از این جنس دارند. تقریبا در بسیاری از رشتهها چنین ساختارهایی وجود دارد؛ اما گردشگری رها شده است. ما باید نظام گردشگری داشته باشیم. اطلاعات مدیرعامل بهروز شود و کلاسهای آموزشی بگذراند؛ اما اکنون هیچ آموزش مستمری وجود ندارد. حتی آرایشگاه زنانه یا مردانه باید دورهای را از طرف وزارت کار بگذراند و مدرک داشته باشد تا بتواند پروانه بگیرد؛ اما در گردشگری چنین الزام آموزشی وجود ندارد. این در حالی است که اعداد و مبالغی که در صنعت گردشگری جابهجا میشود بسیار بزرگ است. در حوزه برگزاری تور، ممکن است یک خانواده تور بخرد و ارزش آن تور به ۱۰ میلیارد تومان برسد.
راز ماندگاری مجموعه ژیوار را در این شرایط چه میدانید؟
ژیوار سبد کامل خدمات گردشگری از گردشگری درمان و انتقال بیماران کرد عراقی به ایران تا برگزاری کنسرتها و رویدادهای هنری را ارائه میدهد. حوزههایی که بسیاری از آژانسها، شناخت کافی یا مجوزهای لازم برای فعالیت را ندارند. ژیوار همچنین یکی از کاریابیهای بزرگ کشور است و آن را بخشی مرتبط با گردشگری میداند. در حوزه مهاجرت نیز بر ضرورت برنامهریزی تاکید داریم و به مردم توصیه میکنیم از مهاجرت بدون برنامه، به ویژه با هدف پناهندگی، پرهیز کنند؛ چراکه چنین تصمیمی میتواند فرد را نه تنها به نقطه صفر، بلکه به شرایطی دشوارتر از نقطه آغاز برساند.
چرا تا این اندازه نسبت به مهاجرت بدون شغل مشخص هشدار میدهید؟
پس از کرونا، موج گستردهای از مهاجرت به مقصد کانادا شکل گرفت. حتی برخی افراد حاضر بودند به هر قیمتی ویزای مولتیپل پنج ساله دریافت کنند که فرزندشان را در کانادا به دنیا آورند؛ اما پس از کرونا، تورم شدید و افزایش هزینههای زندگی در کانادا، در کنار پیامدهای مهاجرت، موجب شد بخشی از ایرانیان به فکر بازگشت بیفتند. مهاجرت بدون برنامه میتواند فرد را سالها از مسیر شغلی و اقتصادی عقب بیندازد، پایههای کسبوکار و زندگی او را تضعیف کند و از نظر عاطفی و خانوادگی نیز هزینههای سنگینی به همراه داشته باشد. تفاوتهای فرهنگی در برخی موارد به چالشهای جدی و حتی گسست روابط خانوادگی منجر میشود.
و این مساله را در کاریابی ژیوار مرتفع کردید.
در کاریابی ژیوار، تاکید ما این است که با شغل مشخص مهاجرت کنید. داشتن جابآفر، اقامت کاری، محل اقامت مشخص، ترنسفر اولیه و آگاهی از میزان درآمد، از مهمترین پیشنیازهای مهاجرت موفق است. این موضوع تنها به ایرانیها محدود نمیشود و درباره هر مهاجری در هر نقطه از جهان صدق میکند. فردی که در کشور مقصد به صورت قانونی کار میکند، مالیات میپردازد و سابقه شغلی ایجاد میکند، به طور طبیعی مسیر دریافت اقامت دائم و در نهایت تابعیت را طی خواهد کرد.
برای ارتقای کیفیت خدمات گردشگری در ایران چه باید کرد؟
این صنعت به شدت خلا آموزشی دارد. برای بالا بردن کیفیت، اول باید فیلتر ایجاد شود و به افراد واجد شرایط مجوز داده شود. دوم، آموزش باید به صورت مستمر و بیوقفه انجام شود. متاسفانه سطح سواد در دفاتر گردشگری بسیار پایین است.
در بخشهای دیگر گردشگری مانند هتلداری، تورگردانی و اقامتگاههای بومگردی وضعیت آموزش را چطور میبینید؟
در حوزه راهنمایان تور، وضعیت بهتر است. راهنمای حرفهای نیازمند تسلط به زبان و تجربه سفر است و همین موضوع باعث میشود سطح تخصص در این بخش معمولا بالاتر باشد؛ اما در بخش هتلها، همچنان مساله آموزش یکی از چالشهای اصلی است. در حوزه بومگردیها و اقامتگاههای بومگردی نیز افزایش تعداد مجوزها الزاما به معنای افزایش کیفیت نیست. اگرچه بیش از 5000 مجوز صادر شده؛ اما کمبود آموزش همچنان یک ضعف جدی این حوزه محسوب میشود. تمرکز صرف بر افزایش تعداد اقامتگاهها، بدون توجه به استانداردهای کیفی، نمیتواند به توسعه پایدار گردشگری منجر شود. همین موضوع درباره مسافرخانهها نیز صدق میکند؛ ساماندهی و صدور مجوز توسط دولت برای کنترل این واحدها اقدام مثبتی است؛ اما هر نوع اقامتگاه، پیش از هر چیز، به آموزش و ارتقای مهارتهای ارائه خدمات نیاز دارد.
چرا با وجود این نیازها، گردشگری تا این اندازه رها شده است؟
یکی از دلایل اصلی این وضعیت را میتوان در ساختار مدیریت گردشگری جستوجو کرد. به باور من، گردشگری به «حیاط خلوت سیاسیون» تبدیل شده است. تغییرات مداوم مدیریتی نیز مانع شکلگیری برنامهریزی بلندمدت در این بخش خواهد بود. بسیاری از مدیران در سطوح مختلف، از دانش و تجربه تخصصی کافی در حوزه گردشگری برخوردار نیستند و این ضعف تخصصی، بر تصمیمگیریها و سیاستگذاریها اثر گذاشته است. ریشه این مساله را میتوان در نگاه حاکمیتی به گردشگری نیز بررسی کرد؛ اینکه آیا گردشگری به عنوان فرصت اقتصادی و فرهنگی دیده میشود یا همچنان با رویکردی محدودکننده به آن نگاه میشود؟ در حالی که گردشگری، در صورت مدیریت صحیح، میتواند یکی از ظرفیتهای مهم توسعه کشور باشد.
در شرایط جنگی، فشار مالی بر آژانسها چگونه خود را نشان میدهد؟
در صنعت گردشگری، سود سالهای خوب ممکن است با زیان یک سال از بین برود؛ اما نظام مالیاتی معمولا این چرخه را در نظر نمیگیرد و مالیات را بر اساس عملکرد سالهای گذشته مطالبه میکند. در حالی که مالیات در این صنعت رقم قابل توجهی است. از سوی دیگر، در شرایطی مانند لغو تورهای خارجی، آژانسها اغلب میان مشتری، تامینکنندگان خارجی و نهادهای داخلی گرفتار میشوند. هزینههایی مانند هتل، پرواز، ترانسفر و کارگزار پرداخت شده؛ اما با لغو تور، بازگشت وجه همیشه امکانپذیر نیست و اعتبار جایگزین میشود. در این میان، فشار اصلی بر آژانس وارد میشود؛ بدون اینکه نقشی در ایجاد بحران داشته باشد. زیانهای سنگین و انباشته در گردشگری میتواند به سرعت کسبوکار را از بین ببرد.
چشمانداز صنعت گردشگری تا پایان سال 1405 را چطور ارزیابی میکنید؟
اکنون یاس و ناامیدی بر جامعه گردشگری حاکم است. بسیاری از نخبگان و فعالان باسابقه این صنعت به سمت مشاغل دیگر رفتهاند و حتی برخی از دلبستگان این حوزه نیز به این نتیجه رسیدهاند که آینده شغلی خود را تنها به گردشگری وابسته نکنند. در میان فعالان آژانسها، افراد متخصص و باتجربهای حضور دارند که سالها در این صنعت فعالیت کردهاند، دنیا را دیدهاند و توان ارائه راهکارهای اجرایی و راهبردی دارند. با این حال، از ظرفیت این افراد در تصمیمسازی و سیاستگذاری استفاده نمیشود. نتیجه آنکه امروز بسیاری از همین نیروهای توانمند، به جای توسعه کسبوکار خود، به فکر ترک این صنعت یا یافتن مسیرهای جایگزین هستند.
چرا گردشگری در شرایطی برابر با دیگر صنایع، بیشتر آسیب را میبیند؟
اکنون که گردشگری به طور کامل از رونق افتاده است، بسیاری از مشاغل در حوزه غذا، حملونقل، پتروشیمی، پلاستیک، داروخانه و بسیاری از بخشهای دیگر کم و بیش به فعالیت خود ادامه میدهند. برای سفر، امکان جابهجایی ضروری است؛ اما وقتی قطار حرکت نمیکند، مرزها بسته است، پروازی وجود ندارد و سفارتخانهها ویزا صادر نمیکنند، آسیب به گردشگری قطعی است. به همین دلیل، تصمیم منطقی این است که فعالان این صنعت تنها به گردشگری وابسته نباشند. سرمایهگذاری تمام دارایی در این حوزه، با توجه به شرایط فعلی و نامشخص بودن آینده، میتواند خطر ورشکستگی را به همراه داشته باشد.
چقدر به بهبود شرایط امیدوار هستید؟
صادقانه بگویم، حتی خود ما هم گاهی خودمان را با امیدواری دلگرم میکنیم. سالها امیدوار بودیم و انتظار داشتیم شرایط تغییر کند؛ اما متاسفانه اتفاق ملموسی رخ نداد.
آخرین باری که واقعا امیدوار بودید چه زمانی بود؟
تا قبل از نوروز هنوز خیلی امیدوار بودم؛ اما مساله بسیار پیچیده است و هیچ چیز قابل پیشبینی نیست.
توصیه شما به نظام حکمرانی در این شرایط چیست؟
قطعا باید با تمام دنیا تعامل داشته باشیم. باید با دشمن هم بنشینیم و رودررو مذاکره کنیم. امروز جنگ دیگر معنا ندارد. فقط مذاکره و تعامل. در عین حال باید مردم خودمان را ببینیم، به مردم و سرزمین داخل مرزهای خودمان فکر کنیم، نه بیرون از مرزها، و به معیشت و زندگی روزمره مردم توجه داشته باشیم.
توصیه شما به جوانانی که میخواهند به حوزه گردشگری وارد شوند، چیست؟
توصیه من به علاقهمندان گردشگری، به ویژه نسل جدید، این است که پیش از ورود جدی به این صنعت، مطالعه، آموزش و کارآموزی را جدی بگیرند. گردشگری بیش از آنکه صرفا دانشمحور باشد، صنعتی مهارتمحور است و تجربه عملی در کنار تحصیلات دانشگاهی اهمیت زیادی دارد. دانشگاه میتواند تسهیلگر باشد؛ اما به تنهایی کافی نیست. جوانان باید با مجموعههای حرفهای و باکیفیت ارتباط بگیرند و از نزدیک با فضای واقعی این صنعت آشنا شوند. ظاهر جذاب گردشگری گاهی باعث میشود افراد تنها به جنبههای ظاهری آن توجه کنند؛ اما پس از ورود، با چالشهای واقعی مواجه میشوند. سرمایهگذاری تمام دارایی یا ورود به این حوزه بدون شناخت، مطالعه و تجربه، میتواند تصمیمی پرریسک باشد.
انتهای پیام
مرتبط با: