زنجیره بحرانها در صنعت گردشگری ایران
بروز نابسامانیهای سیاسی، اقتصادی، بهداشتی و حتی حوادث طبیعی میتواند کسبوکارهای حوزه گردشگری را دستخوش جدیترین چالشها کند. سلسله بحرانهای سال 1404 یکی پس از دیگری بدنۀ نحیف صنعت گردشگری ایران را زیر تازیانه گرفت؛ تا جاییکه بسیاری از متخصصان، نسبت به بروز موج بیکاری فعالان این صنعت هشدار میدهند. امیرپویان رفیعیشاد، عضو هیاتمدیره انجمن صنفی دفاتر گردشگری استان تهران، در این گفتوگو چالشهای پیشروی فعالان این صنعت را تحلیل میکند.
تحلیل شما از فضای این روزهای صنعت گردشگری چیست؟
از سال 1398 به بعد یک زنجیره اتفاقها رخ داد که یکی پس از دیگری بر پیکر نیمهجان گردشگری زخمی وارد کردند. چون تحولات سیاسی، اقتصادی و حتی بهداشتی، اولین تاثیرات منفی خود را بر گردشگری میگذارند، این صنعت در چند سال اخیر شرایط خوبی را سپری نکرد. در سال ۱۴۰۴ با بروز جنگ دوازدهروزه و پیامد آن که کنسلی پروازها و قطعی اینترنت بود، این شرایط نامساعد ادامه یافت. حتی اگر کنسلی پروازها و قطعی اینترنت هم وجود نداشت، مردم انگیزه سفر نداشتند. تا بازگشت شرایط فرودگاهها و وضعیت پروازی به حالت قبل، یک تا دو ماه زمان لازم بود و عملاً فصل تابستان از دست رفت؛ در حالیکه یکی از مهمترین زمانهای اقتصادی برای صنعت گردشگری فصل تابستان است.
مضاف بر آن، در حوزه گردشگری ورودی نیز وضعیت مناسبی نداشتیم؛ البته به دلیل ورود گردشگر از کشورهایی مانند عراق و افغانستان، این حوزه کاملا تعطیل نشد اما از گردشگران اروپایی، آمریکایی و کشورهایی که برای ما درآمدزایی بیشتری دارند، خبری نبود. در حوزه گردشگری خروجی، افزایش نرخ ارز و به تبع آن افزایش نرخ بلیت هواپیما باعث شد هزینه سفر حتی به کشورهای همسایه نیز افزایش یابد. اقشار متوسط جامعه که پیشتر امکان سفر به کشورهایی مانند ترکیه، دبی، ارمنستان و گرجستان را داشتند، این امکان را از دست دادند.
ما همواره تلاش میکردیم این تصور که سفر یک امر لوکس است، را از بین ببریم. همیشه تأکید داشتیم که سفر کالای ضروری است و باید در سبد خانوار قرار گیرد اما با دلار 160 هزار تومانی عملاً سفر به کالای لوکس تبدیل شده است. اگر هزینه سفر یک خانواده به ترکیه، دبی، ارمنستان یا گرجستان تنها 2 هزار دلار باشد، یعنی آنها باید حدود ۳۰۰ میلیون تومان هزینه کنند. این رقم برای اقشار متوسط جامعه سنگین است؛ چه برسد به اقشار ضعیف. تا زمانی که رشد صعودی نرخ دلار و یورو ادامه داشته باشد، اثر آن در بستههای سفر نمایان میشود. ناگفته نماند که ایرانیهایی که به سایر نقاط دنیا سفر میکنند، سفیران فرهنگی این سرزمین هستند و تعامل آنها با مردم سایر کشورها، میتواند تبلیغ مثبت برای کشور باشد. با افزایش قیمت ارز و کاهش سفرهای خارجی مردم، این ضرورت فرهنگی نیز از بین میرود.
آیا وضعیت گردشگری داخلی هم به همین شکل است؟
در روزهای آخر سال ۱۴۰۴ شاهد افزایش نرخ بلیت هواپیما بودیم؛ قیمت بلیت مشهد در محدوده ۱۰ میلیون تومان و قیمت بلیت کیش و قشم بالاتر از ۱۰ میلیون تومان است. یک خانواده پنجنفره فقط برای بلیت هواپیما باید حدود 100 میلیون تومان هزینه کند. البته قطار و اتوبوس نیز وجود دارد، اما بسیاری از سالمندان و میانسالان شرایط سفر با این وسایل را ندارند. اگر هدف همگانیسازی سفر است، باید شرایطی فراهم شود که افزایش نرخها با درآمد اقشار متوسط و ضعیف همخوانی داشته باشد.
البته در اینکه هزینههای ایرلاینها افزایش پیدا کرده، نرخ سوخت افزایش یافته و بالا رفتن نرخ ارز مستقیما روی این موضوع تاثیرگذار است شکی نیست. با این حال حاکمیت، رئیس جمهور محترم و هیات دولت باید در نظر بگیرند که این افزایش نرخها باید با درآمد کارمندان اقشار متوسط و اقشار ضعیف جامعه و همچنین دهک یک تا هفت که کمتوانتر هستند، همخوانی داشته باشد. تنها موضوع گوشت و مرغ و روغن مطرح نیست؛ حذف ارز ترجیحی توسط بانک مرکزی و دولت، تأثیر خود را بر خدماتی مانند گردشگری نیز گذاشته است. درخواست ما از دولت این است که حداقل برای کارمندان و دهکهای پایینتر تسهیلاتی در حوزه سفر در نظر گرفته شود.
با این شرایطی که شما مرور کردید، به نظر میرسد مدیران آژانسهای مسافرتی اصلا حال و روز خوشی ندارند.
آژانسهایی که روی تورهای خروجی کار میکردند، پس از جنگ خردادماه با چالشهای زیادی مواجه شدند. در شرایطی که فورسماژور اعلام نشده، ما موظف به پایبندی به قراردادها هستیم. سفرها کنسل شد، اما برخی هتلهای خارجی پیشپرداختها را بازنمیگردانند و مطالبه کل وجوه را دارند. لازم است در این زمینه هماندیشی صورت گیرد تا از زیان بیشتر همکاران جلوگیری شود.
مدیران آژانسها در دوران کرونا هم آسیب زیادی دیدند.
بله. در فاصله سالهای 1399 تا ۱۴۰۱ بحران کرونا را داشتیم و بازار سفر بسیار کوچک شده بود اما همکاران ما همچنان درگیر مسائل مالیاتی همان سالها هستند. در آن زمان گفته میشد شرایط خاص لحاظ میشود، اما اکنون فراموش شده است. تأکید ما این است که سال ۱۴۰۴ بهعنوان سال بحران گردشگری ثبت شود تا در آینده تسهیلاتی برای این صنعت در نظر گرفته شود. صنعت گردشگری در شرایطی قرار دارد که اگر حمایتی وجود نداشته باشد، محکوم به مرگ است. رئیسجمهور محترم بارها و بارها به اهمیت صنعت گردشگری اشاره کردند و همیشه یکی از راهکارهای برونرفت از مشکلات را صنعت گردشگری اعلام کردند. اکنون وقت عمل است.
برداشت ما این است که مشکل صنعت گردشگری و راهحل آن فراتر از خود صنعت است و دولت و ساختار سیاسی باید برای رشد آن اقدام کنند. نظر شما در این رابطه چیست؟
صنعت گردشگری صنعتی چندوجهی است. اداره پست، هلالاحمر، پلیس، وزارت صمت، وزارت بهداشت و سایر سازمانها در زنجیره گردشگری نقش دارند و این صنعت نیازمند حمایت جمعی است. ما خواسته ویژهای نداریم، بلکه حداقل تسهیلات و تمهیدات برای بقا را مطالبه میکنیم. اکنون بیش از توسعه، به بقای صنعت میاندیشیم. مثال کرونا را هم مطرح کردم چون در همان سال ما در هر مراجعه و هر نشستی که با مسئولان داشتیم، به ما میگفتند که خیالتان راحت باشد ولی الان آن وعدهها فراموش شده است.
صحبت ما این است که مسئولان سال 1404 را که سال بحران گردشگری در کشور بود، فراموش نکنند و در آینده از فعالان این صنعت حمایت کنند. الان تمرکز ما فقط بر بقای صنعت گردشگری در کشور است؛ هرچند همچنان به آینده امیدوار هستیم. در حال حاضر باید جوری رفتار کرد که با توجه به شرایط، واقعیتها و وضعیت جامعه، بتوان برای صنعت گردشگری کشور یک اقدام مفید و ارزنده انجام داد. تقاضای بالقوه برای سفر به ایران در کشورهای دیگر وجود دارد و افراد زیادی، مشتاق سفر به ایران هستند. امیدواریم با ثبات سیاسی و شرایطی که سیاستگذاران باید برای کشور فراهم کنند، در سال آتی بتوانیم چند سالی را که در حوزه گردشگری کمکار بودیم جبران کرده و فصل پررونقی داشته باشیم.
واقعیت این است که حتی شهروندان کشورهای اروپایی نیز متقاضی سفر به ایران هستند اما صدور هشدارهای سفر در کشورهای غربی، تأثیر خود را میگذارد و گردشگرانی که میتوانند با ورود به ایران، باعث حرکت چرخهای این صنعت شوند، از سفر به ایران منصرف میشوند. به محض فراهم شدن شرایط و خروج از بحرانهای سیاسی و نظامی، میتوانیم اتفاق خوبی را در صنعت گردشگری، بهویژه گردشگری ورودی، شاهد باشیم.
اگر فرض کنیم رئیس دولت، به عنوان بالاترین مقام اجرایی از شما پیشنهادی جهت اصلاح امور بخواهد، چه توصیهای دارید؟
نخست اینکه شرایط بحرانی و فورسماژور برای صنعت گردشگری اعلام شود تا از خروج بیجهت ارز به دلیل جریمه قراردادها جلوگیری شود. دوم اینکه تنفس ۵ تا ۱۰ ساله در حوزه مالیات، مالیات بر ارزش افزوده و سامانه مؤدیان برای این صنعت در نظر گرفته شود. این تصمیم باید شامل دفاتر، هتلها و ایرلاینها شود. گردشگری میتواند در آینده به اقتصاد کشور کمک کند، نرخ بیکاری را کاهش و ارزآوری را افزایش دهد و بر تولید ناخالص داخلی اثرگذار باشد. این صنعت امروز نیازمند حمایت است.
با نگاه واقعبینانهای که دارید، توصیه شما برای همکارانتان در صنف گردشگری برای سال ۱۴۰۵ چیست؟
واقعیت این است که شرایط برای ما کاملاً روشن نیست، با این حال مثل همیشه، بر امید به آینده تأکید دارم. این شرایط هرچند سخت است اما یک فرصت مناسب برای ایجاد تحول در کسبوکار است؛ بهویژه که فعالیتها در بسیاری موارد محدود شده است. تمرکز بر گردشگری دیجیتال، توسعه زیرساختهای مربوط به گردشگری سلامت و گردشگری ورودی ایران اهمیت زیادی دارد.
ارتقای دانش و آموزش کارکنان نیز بهصورت مقطعی و هدفمند انجام گیرد تا بتوانیم نیروهای توانمندتری در کنار خود داشته باشیم. صنعت گردشگری اکنون تحت فشار فراوان قرار دارد و مانند یک فنر فشرده شده است. اگر این فشار آزاد شود، رشد جهنده و قابل توجهی در صنعت گردشگری خواهیم داشت. باید آماده باشیم تا روزهای خوبی را در این حوزه تجربه کنیم. تأکید میکنم مثالهایی که ارائه میکنم مربوط به نشریات زرد یا جملات انگیزشی نیست؛ این تجربیات اثبات شده هستند.
در سالهای ۹۷ و ۹۸ پس از برجام، بهترین دوران گردشگری ورودی را داشتیم. در ایالات متحده هم چند ماه پس از شرایط بحرانی ناشی از حوادث ۱۱ سپتامبر، وضعیت بهبود یافت. امیدواریم در سال ۱۴۰۵ شاهد رشد بیشتر و شرایط بهتر برای همکاران باشیم. این صحبتها هر سال تکرار میشود، اما خوشبین هستیم که شرایط خوبی فراهم شود و همکاران بتوانند بهترین سال کاری خود را تجربه کنند. افزایش فعالیت دفاتر خدمات گردشگری، علاوه بر اینکه اثرات اقتصادی خوبی برای مدیران و کارکنان آنها دارد، به اقتصاد کشور نیز کمک میکند. دل ما هم از این رونقها شاد میشود.
به عنوان آخرین سوال، در کف بازار گردشگری شاهد تعدیل نیرو و تعطیلی برخی برندها هستیم. نظر شما درباره این موج چیست؟
واقعیت را نمیتوان کتمان کرد. بسیاری از دفاتر با چالشها و بحرانهای مالی روبهرو هستند. یک جمله قدیمی میگوید: وای به حال کسی که درآمدش ۱۹ و خرجش ۲۰ باشد. وقتی درآمدها و هزینههای یک دفتر خدمات گردشگری که نیروهای انسانی زیادی دارد، همخوانی نداشته باشد، بیشک با چالش مواجه میشود. در بسیاری موارد، درآمد حتی کمتر از ۱۹ است و بخشی از اندوختهها و سپردههای مالی گذشته، صرف حفظ دفاتر و نیروها میشود تا از تعطیلی بنگاهها جلوگیری شود. این تلاش ستودنی است. متأسفانه زنجیره بحرانها از سال ۹۸ ادامه داشته و سه تا چهار سال دیگر نیز ادامه خواهد داشت؛ تقریباً یک دهه بحران در صنعت گردشگری داریم.
اکنون شش تا هفت سال از این دهه گذشته و امیدواریم که سال ۱۴۰۴ نقطه پایان این زنجیره بحرانها باشد. در حوزه دفاتر گردشگری، اکثر همکاران ما را خانمها تشکیل میدهند که نانآور خانواده هستند. کاهش یا تعدیل نیروی انسانی، پیامدهای رفتاری و جامعهشناختی دارد که باید مورد توجه مسئولان قرار گیرد. بنابراین نگاه ویژهای به این موضوع، ضروری است. توقع ما از دولت و حاکمیت بیشتر است. بسیاری معتقدند بنگاههای اقتصادی، زودبازده هستند و باید صرفا از آنها حمایت کرد. در حالیکه فقط در استان تهران بیش از 2500 دفتر مسافرتی دارای مجوز رسمی فعالیت میکنند. اگر از این دفاتر حمایت شود، آنها میتوانند در کاهش نرخ بیکاری و بهبود اقتصاد کشور مؤثر باشند. در این حالت دیگر نیازی به وامهای اشتغالزایی نیست. با ادامه فعالیت دفاتر مسافرتی در تهران و کل کشور، تعداد زیادی موقعیت شغلی برای افراد ایجاد میشود. نباید این ظرفیت را نادیده گرفت و اجازه داد صنعت گردشگری دچار رکود شود.
انتهای پیام