چالشهای توسعه ارتباطات ابری در ایران
ارتباط پایدار همان ستونی است که سقف یک کسبوکار را محکم نگه میدارد. جنگ، این واقعیت را برای بسیاری از شرکتها ملموستر کرد؛ شرایطی که بخشی از کسبوکارها با محدودیت در فعالیتهای روزمره، جابهجایی نیروها و تغییر شرایط عملیاتی مواجه شدند و نقش زیرساختهای ارتباطی منعطف و قابل اتکا بیش از گذشته اهمیت پیدا کرد. در همین زمان، الگوی نیاز مشتریان نواتل تغییر کرد. درخواستهایی که در ابتدا با هدف حفظ ارتباطات در شرایط بحرانی مطرح میشد، به تدریج به سمت راهکارهایی برای یکپارچهسازی کانالهای ارتباطی، مدیریت متمرکز تعاملات مشتری و بهرهگیری از ابزارهای هوشمند حرکت کرد. حمید فروزنده، مدیرعامل و رئیس هیئتمدیره نواتل، در این گفتگو درباره تجربه این شرکت در دوران جنگ، تغییر نیاز کسبوکارها در حوزه ارتباطات سازمانی، چالشهای توسعه ارتباطات ابری در ایران و نقش هوشمصنوعی در آینده این صنعت میگوید.
در دوران جنگ، نواتل با چه چالشهایی مواجه شد؟
در آغاز جنگ، همکاران و مشتریان ما شهر را ترک کردند و عملا تهران خالی شد. ما شرکت خدماتی هستیم و پشتیبانی مشتریان بخش جداییناپذیر خدماتمان است. بدین جهت، به واسطه ابزارهایی که در اختیار داشتیم، امکان دورکاری برای ما و مشتریانمان فراهم و پشتیبانی قطع نشد. همکارانی که در تهران حضور داشتند و بخش عمدهای از آنها که خارج از تهران بودند، به صورت غیرحضوری پشتیبانی مشتریان را ادامه دادند و در این زمینه مشکلی پیش نیامد. تصور اولیه ما این بود که به دلیل ابعاد نظامی جنگ و همچنین نبود ثبات و امنیت، کسبوکارها فعالیت خود را متوقف کنند یا دیگر نیازی به ارتباطات سازمانی نداشته باشند؛ اما برخلاف تصور، این نیاز همچنان وجود داشت. کسبوکارهایی که امکان ادامه فعالیت داشتند، تلاش میکردند بقای خود را حفظ کنند. شرکتهایی که زیرساختهای ارتباطی خود را از ما دریافت کرده بودند نیز با توجه به شرایط بحرانی، درخواستهای جدیدی داشتند. بنابراین، مهمترین چالش ما پاسخگویی به نیاز و الزامات مشتریان در شرایط بحرانی بود.
آیا در این دوران توانستید اقدام خاصی در جهت رشد یا توسعه نواتل انجام دهید؟
اگر منظور از رشد، میزان استفاده از خدمات باشد، در آن مقطع استفاده از خدمات کاهش یافت. با این حال، استفاده از پلتفرم ما در هیچ یک از روزهای جنگ به کمتر از نصف میزان استفاده در شرایط عادی نرسید. این موضوع برای من امیدوارکننده بود؛ چراکه نشان میداد روند حیات همچنان جریان دارد و کسبوکارها در حال فعالیت و انجام امور خود هستند. در مرحله نخست، پس از آنکه پشتیبانی ما به صورت دورکاری مستقر شد و ارائه خدمات را آغاز کرد. نیازهای مشتریان نیز متناسب با شرایط جدید، به سمت تیم پشتیبانی آمد. در مرحله دوم نیز درخواستهای خرید شروع شد. در آن مقطع طبیعتا هیچگونه فعالیت بازاریابی، تبلیغاتی یا فروش نداشتیم؛ اما مشتریان جدید ما را پیدا میکردند. حتی وبسایت در دسترس نبود و برای خود ما جالب بود که مشتریان شماره ما را از چه طریقی پیدا میکنند و با ما تماس میگیرند. آنها که از تهران خارج شده بودند و در شهرهای دور از جنگ و موقعیتهای دیگری قرار داشتند، در گفتگوی داخلی، خانوادگی و دوستانه خود از این موضوع صحبت میکردند که همچنان با همکاران و مشتریانشان در ارتباط هستند. همین موضوع باعث میشد دوستان، آشنایان و افراد مرتبط با آنها شماره ما را دریافت کنند، با واحد پشتیبانی تماس بگیرند و درخواست دریافت سرویس داشته باشند. در عمل، یک تا دو روز پس از آغاز جنگ، فروش محصولات نواتل فعال شد. با فعال شدن فروش، واحد استقرار و تحویل سرویس نیز فعالیت خود را آغاز کرد. سرویسهایی که در آن مقطع به فروش میرسید، بر اساس شرایط، با فوریت زیادی مورد نیاز مشتریان بودند. آنها میخواستند در سریعترین زمان ممکن ارتباطات خود را برقرار کنند تا بتوانند با مشتریانشان در ارتباط باشند. یکی از اتفاقاتی که در طول جنگ و پس از آن رخ داد، تاثیر این شرایط بر فرهنگ سازمانی نواتل بود. طبیعتا چنین تاثیری در سایر شرکتها نیز وجود داشته است؛ اما در نواتل، با توجه به اینکه بودجه یا سرمایهگذار خاصی نداریم و منابع مالی شرکت از محل فروش و ارائه خدمات تامین میشود، این شرایط باعث شد همبستگی میان اعضای تیم و روحیه کار تیمی به شکل قابل توجهی تقویت شود. همکاران ما به صورت خودجوش تلاش میکردند نیاز مشتری را در سریعترین زمان ممکن دریافت کنند، آن را توسعه دهند و نتیجه را به مشتری بازگردانند. در این میان، بعضی از همکارانی که پیش از آن مشارکت و همراهی لازم را نداشتند، توسط تیمها کنار گذاشته شدند. جنگ باعث شد ما از نظر فرهنگ سازمانی چابکتر شویم و در عین حال، احساس مسئولیت بیشتری نسبت به مشتریان و درخواستهای آنها پیدا کنیم؛ به این معنا که تلاش کنیم نیازشان را سریعتر توسعه دهیم و نتیجه را به دستشان برسانیم. یکی دیگر از قابلیتهایی که در طول جنگ نیاز به آن به وجود آمد و همکاران ما توانستند در مدت بسیار کوتاهی آن را ایجاد کنند، قابلیت تماس در گوشیهای اندرویدی بود. در شرایطی که اینترنت قطع بود، اپلیکیشنهای خارجی اساسا کار نمیکردند و حتی اپلیکیشنهای داخلی که امکان فعالیت داشتند نیز امکان دریافت نوتیفیکیشن و تماس را نداشتند. با این حال، تیم ما با روشی بسیار سریع و خلاقانه قابلیت تماس در موبایلهای اندروید را ایجاد کرد تا مشتریان بتوانند تماسهای خود را، مشابه شرایطی که اینترنت برقرار بود، دریافت کنند و پاسخ دهند.
به نظر شما امروز مهمترین چالشهای صنعت ارتباطات ابری و خدمات ارتباطی در ایران چیست؟
در حوزه ارائه ارتباطات سازمانی یکپارچه ابری به مشتریان، بزرگترین چالش، فرهنگسازی است؛ یعنی فرهنگ استفاده از مدل جدید ارتباطات سازمانی در کسبوکارها. ما در این زمینه فعالیت میکنیم و تا امروز نیز خوشبختانه موفق بودهایم؛ اما همچنان مسیر طولانی در پیش داریم. تجربه ما نشان داده هر زمان کسبوکارها با قابلیتهای نواتل و ارزشی که یکپارچگی ارتباطات میتواند برایشان ایجاد کند آشنا میشوند، نرخ تبدیل بسیار بالایی داریم. بنابراین، چالش اصلی ما بیش از آنکه متقاعد کردن بازار باشد، شناساندن این مدل جدید از ارتباطات سازمانی و ارزشهایی است که میتواند برای کسبوکارها ایجاد کند. با این حال، بخش قابل توجهی از جامعه هنوز این محصول را نمیشناسد و بخشی از افرادی که آن را میشناسند نیز با ارزشهایی که این محصول میتواند برای مجموعه آنها ایجاد کند، آشنایی کافی ندارند. جنگ تا حدی به این موضوع کمک کرد و باعث شد مشتریان ما آنچه را پیش از این درباره اهمیت ارتباطات پایدار مطرح میکردیم، در عمل تجربه کنند. پایداری کسبوکار بدون یک ارتباط پایدار میسر نیست؛ شرایط جنگ به مشتریان نشان داد که این جمله صرفا شعار نیست، بلکه واقعیتی است که در شرایط بحرانی میتواند به شکل جدی به تداوم فعالیت آنها کمک کند.
در حوزه تامین مالی، نیروی متخصص و منابع انسانی چطور؟
یکی از چالشهای اصلی در حوزه ارتباطات ابری، بحث فنآوری، دانش و تامین نیروی متخصص است. در شرایط فعلی، افرادی که توانستهاند در این حوزه دوام بیاورند و به فعالیت خود ادامه دهند، در واقع به نیاز بازار پاسخ دادهاند. ما نیز در مجموعه خود با همین شرایط مواجه بودهایم. بسیاری از نیروهای خوبی که در اختیار داشتیم، مهاجرت کردند و دیگر نتوانستیم از تواناییهایشان استفاده کنیم. با این حال، واحد منابع انسانی تاکید ویژهای بر تربیت نیروی متخصص و جانشینپروری دارد و خوشبختانه از این بابت با مشکل جدی مواجه نشدیم. توانستیم نیروهای مورد نیاز را جایگزین کنیم و حتی توسعه دهیم.
در سالهای اخیر، نیاز کسبوکارها به خدمات ارتباطی تغییر کرده است. با توجه به تحولاتی که در حوزه اقتصاد دیجیتال در حال وقوع است، نواتل چگونه توانسته به نیازهای جدید بازار پاسخ دهد؟
من از سال ۱۳۷۶ تاکنون در حوزه ویپ، تلکام و سرویسهای تلفنی فعالیت میکنم. این حوزه همواره صنعتی پرچالش و پرتغییری بوده است. ما نیز هر چند سال یکبار، خودمان را از نو تعریف کردهایم و محصول یا ابزار جدیدی را به بازار ارائه دادهایم. بنابراین، تغییرات در این حوزه همواره وجود داشته است. هرچه جلوتر آمدیم، با رشد اینترنت، فراگیر شدن گوشیهای هوشمند و شبکههای اجتماعی، خودمان را با شرایط جدید تطبیق دادیم و خدماتمان را بهروز کردیم. با این حال، من در ۲۹ سال گذشته، با اتفاقات پر سرعت و متفاوت جنگ چهلروزه مواجه نشده بودم. این اتفاق اساسا زیرساختهای ارتباطی مورد نیاز مشتریان ما را نیز تا حد قابل توجهی تغییر داد و ما شاهد درخواستها و نیازمندیهای جدیدی از سوی آنها بودیم.
چه نیازمندیهای جدیدی از سوی مشتریان شکل گرفت؟
یکی از محصولاتی که قرار بود در نمایشگاه سال گذشته از آن رونمایی کنیم، راهاندازی سرویسهای هوشمصنوعی بر پلتفرم نواتل بود. این موضوع به دلیل تقاضای بازار و روندی که در صنعت شکل گرفته بود، در اولویتهای ما قرار داشت؛ اما این روند، برخلاف انتظار، پس از جنگ دوازدهروزه شکل متفاوتی پیدا کرد. مشتریان در این دوره درخواستهایی داشتند که برخلاف انتظار، در وهله نخست مربوط به هوشمصنوعی نبود؛ بلکه بیشتر به سمت یکپارچهسازی کانالهای مختلف ارتباطی حرکت میکرد. به این معنا که علاوه بر دسترسی به تماسها و اطلاعات مشتریان، امکان اتصال شبکههای اجتماعی، پنل پیامکی، ارتباط از طریق پیامک و چت آنلاین نیز در یک بستر واحد فراهم شود. زمانی که این ابزارها به صورت یکپارچه کنار یکدیگر قرار گرفتند، درخواستهای جدیدی مانند مدیریت تسک و تیکت نیز مطرح شد و در نهایت، ساختار همه جانبه یا همان اومنی چنل در پلتفرم شکل گرفت. پس از آن نیز مشتریان درخواستهای بینابزاری و قابلیتهایی را مطرح کردند که بتواند اطلاعات و تعاملات میان این کانالها را به یکدیگر متصل کنند. یکی از قابلیتهایی که در همین دوره توسعه دادیم، تاریخچه تعاملات بود. پیش از این، همواره این نگرانی برای من و مدیران وجود داشت که اگر مشتری تماس بگیرد و پاسخی دریافت نکند، آیا این تماس پیگیری خواهد شد یا تماسهای از دسترفته بدون پاسخ باقی میمانند؟ همچنین اگر مشتری از طریق واتساپ پیام ارسال کند، پیام به یک حساب شخصی ارسال میشود یا در یک کانال رسمی ارتباط با مشتری مانند سیآرام مدیریت خواهد شد؟ همین موضوع درباره پیامکهای ارسالی و پاسخهای دریافتی از سوی مشتریان نیز وجود داشت؛ اینکه چه کسی مسئول بررسی و پیگیری پیامهای برگشتی است. ابزار تاریخچه تعاملات برای پاسخ به همین نیاز طراحی شده است. این ابزار، تمام تعاملات و ارتباطات انجام شده از طریق تمامی درگاهها و کانالها را در قالب گزارش یک صفحهای در اختیار مدیران قرار میدهد. این قابلیت باعث میشود از وضعیت ارتباطات با مشتری و پاسخ به موقع به درخواستهای مشتری اطمینان و آسودگی بیشتری داشته باشید. ما توانستهایم این گزارش را به واسطه ایجاد یکپارچگی میان کانالهای ارتباطی در اختیار مشتری قرار دهیم؛ زیرا اگر این یکپارچگی وجود نداشت، اساسا امکان ارائه چنین گزارشی فراهم نبود.
به طور کلی، ارتباطات ابری چه تاثیری بر اقتصاد دیجیتال در جامعه ایرانی دارد؟
در دنیای اقتصاد دیجیتال، رشد و رقابت بدون ابزار ابری پایدار و یکپارچه امکانپذیر نیست. ما باید بتوانیم با همکاران و مشتریان خود از طریق تمام درگاهها و کانالهای دیجیتال در ارتباط باشیم. بنابراین، بدون ارتباط دیجیتال یکپارچه و ابری با مشتریان و همکاران، ادامه فعالیت و توسعه یک کسبوکار دیجیتال امکانپذیر نخواهد بود. این موضوع به ویژه برای کسبوکارهای کوچک و متوسط اهمیت بیشتری دارد. ایجاد چنین زیرساختی برای آنها و حتی شرکتهای بزرگ، بدون استفاده از خدمات ارائهدهندگان این حوزه، بسیار دشوار و هزینهبر است. علاوه بر هزینههای بالا، ایجاد و نگهداری این زیرساختها توسط خود شرکت، وابستگی آن را به محیط و ساختمان شرکت افزایش میدهد. بنابراین، برای شرکتهای متوسط یا کوچک، ورود به بازار یا ادامه حیات کسبوکار بدون استفاده از این ابزارها دشوار و عملا غیرممکن است و توسعه چنین زیرساختی به صورت مستقل توسط خود شرکت نیز امکانپذیر نیست.
وضعیت ارتباطات ابری در ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟
ارتباطات ابری در دنیا با سرعت بسیار زیادی در حال رشد است. شرایطی که طی سالهای اخیر تجربه کردهایم، از جمله جنگ، نبود امکان حضور فیزیکی و ارتباط چهرهبهچهره با همکاران و مشتریان، افزایش هزینه سختافزار و نیروی انسانی، به صورت خودکار این روند را سریعتر کرده است. از سوی دیگر، شرایط موجود و محدودیتهایی که ایجاد شده، قیمت سختافزار را به شدت افزایش داده و برخی تجهیزات و ابزارها نیز کمیاب شدهاند. به همین دلیل، مشتریان بیش از گذشته به سمت راهکارهای ارتباطات ابری حرکت میکنند. راهکارهایی که پایداری و امنیت را برای آنها به همراه دارند، موجب صرفهجویی میشوند و وابستگی کسبوکار به ساختمان، محیط فیزیکی و زیرساختهای ارتباطی داخل ساختمان را کاهش میدهند. علاوه بر این، ماهیت برخی کسبوکارها به صورت توزیع شده است؛ یعنی دفاتر متعددی در تهران و سایر استانها دارند یا بخشی از کارکنان آنها دائما در حال جابهجایی و خروج از سازمان هستند. برای چنین کسبوکارهایی، ادامه فعالیت بدون استفاده از این ابزارها عملا بسیار دشوار و حتی غیرممکن است.
در زمینه زیرساخت، تجهیزات سختافزاری و نرمافزاری با چه چالشهایی مواجه هستید؟
ما در حوزه ارائه خدمات، بیش از آنکه به سختافزار نیاز داشته باشیم، به نیروی متخصص نیاز داریم. در حال حاضر که به بیش از ۲۰ هزار مشتری سرویس ارائه میدهیم، عملا باعث صرفهجویی در استفاده از ۲۰۰ هزار دستگاه سختافزاری شدهایم. اگر به طور متوسط برای هر مشتری ۱۰ نیروی انسانی در نظر بگیریم، حداقل به همین نسبت از واردات یا تولید آیپیفون و گوشیهای تلفن جلوگیری کردهایم. این موضوع به همین میزان باعث صرفهجویی در مصرف برق نیز میشود؛ زیرا وقتی تجهیزات سختافزاری وجود نداشته باشد، مصرف برق نیز وجود نخواهد داشت. هزینههای مربوط به سیستمهای سرمایشی و کولینگ همچنین نیروی متخصص مورد نیاز برای نگهداری این تجهیزات نیز در همین چارچوب کاهش پیدا میکند. بنابراین، استفاده از خدمات ما مجموعهای از صرفهجوییها را برای مشتریان به همراه دارد. در مقایسه با خدمتی که ارائه میکنیم، سختافزار بخش بسیار کوچکی از نیازهای ما را تشکیل میدهد و حتی اگر هزینه سختافزار افزایش قابل توجهی داشته باشد، همچنان توجیه اقتصادی خود را حفظ میکند و ما میتوانیم تجهیزات مورد نیاز را تامین کنیم.
به نظر شما هوشمصنوعی در آینده چه تاثیری بر فضای ارتباطی خواهد گذاشت و آیا در نواتل فرصتهایی برای استفاده از آن در نظر گرفتهاید؟
پس از درخواستهایی که در جنگ از سوی مشتریان مطرح شد، بار دیگر درخواستهای مرتبط با هوشمصنوعی در حال افزایش است. البته نوع قابلیتهایی که مشتریان امروز از هوشمصنوعی میخواهند، با گذشته تفاوت زیادی دارد. آنها درخواست میکنند که هوشمصنوعی خلاصهای از تاریخچه تعاملات را در اختیارشان قرار دهد. برای مثال، اگر فردی با کالسنتر تماس گرفت و 30 دقیقه صحبت کرد، هوشمصنوعی بتواند خلاصه این مکالمه را در تاریخچه تعاملات ثبت کند؛ به گونهای که مشخص باشد مشتری یا یک سرنخ فروش درباره چه موضوعی تماس گرفته و چه مسائلی مطرح شده است. در کنار آن، مشتریان به دنبال قابلیتهایی مانند امتیازدهی به سرنخها و ارزیابی عملکرد نیز هستند. برای مثال، اگر با مشتری در واتساپ، بله، وبسایت یا از طریق پیامک ارتباط برقرار شده باشد، آنها میخواهند تمامی این تعاملات خلاصه شود و دادههایی که برای مدیر یا سازمان اهمیت دارد، در اختیارشان قرار گیرد. در حوزه کنترل کیفیت نیز، زمانی که نیازهای اعلام شده از سوی مشتریان را بررسی میکردم، درخواست میکردند عملکرد فروشنده یا کارشناس پشتیبانی از نظر میزان ارتباط و تناسب گفتگو با مشتری ارزیابی و امتیازدهی شود. همچنین زمانی که مشتری سوالی مطرح میکند، ایجنت هوشمصنوعی پاسخ آن سوال را در اختیار کارشناس قرار دهد تا او بتواند سریعتر، دقیقتر و راحتتر به مشتری ارائه کند. یکی از حوزههای در حال توسعه، هدایت تماسها به مخاطب مناسب است. همچنین در زمینه ورود اطلاعات و دادهآمایی نیز در حال حرکت به سمتی هستیم که این فرایند را از روی پلتفرم نواتل حذف کنیم. به این معنا که مشتری هر آنچه را بیان میکند و هر اتفاقی که در جریان تعامل رخ میدهد، هوشمصنوعی بتواند دریافت کند و داده مربوط به آن را در محل مناسب قرار دهد. بنابراین، در حوزه اتوماسیون، ما زیرساخت و فرایندهای لازم برای تمام فرایندهای یک کسبوکار در حوزه ارتباط با مشتریان و همکاران را ایجاد کردهایم. هوشمصنوعی میتواند در قالب اتوماسیون به این فرایندها کمک کند، به صورت دستیار هوشمند در اختیار کاربران قرار گیرد و همچنین با پاسخگویی هوشمند، از طریق چت و مکالمه، نیاز مشتری را دریافت و به آن پاسخ دهد. این درخواستها در حال افزایش است که امیدواریم در آینده نزدیک وارد بازار شوند.
با توجه به اینکه دو جنگ را پشت سر گذاشتهایم و شرایط جامعه همچنان با نااطمینانی همراه است، آینده ارتباطات ابری در ایران را تا پایان ۱۴۰۵ چگونه ارزیابی میکنید؟
در شرایط فعلی، کسبوکارهایی میتوانند به حیات خود ادامه دهند که توانایی تصمیمگیری در شرایط عدم قطعیت را داشته باشند و از چابکی لازم برخوردار باشند. ارتباطات ابری و زیرساخت ارتباطی برای کسبوکارها در واقع به عنوان یکی از مواد اولیه این چابکی عمل میکند؛ چراکه به کسبوکارها امکان میدهد دادهها را با سرعت جمعآوری و تحلیل کنند و بر اساس آن، تصمیمهای جدید بگیرند. ما دیگر در شرایطی نیستیم که طول عمر یک استراتژی، پنج یا ۱۰ سال باشد. حتی در سطح استراتژی نیز دائما با تغییرات مواجه هستیم. میزان عدم قطعیت بالاست و اتفاقات غیرمنتظره و متفاوتی در دنیا رخ میدهد. بنابراین، آینده به سمت رشد استفاده از ابزارهای ارتباطات ابری و هوشمصنوعی حرکت میکند.
در شرایط فعلی، امکان تحقق این تغییر و حرکت به سمت استفاده از ابزارهای جدید وجود دارد؟
به هر حال، ما ناگزیر از انجام این تغییر هستیم. نمیدانم چقدر امکان تحقق آن را داریم؛ اما الزام آن را به روشنی میبینم. امکان تحقق آن را خودمان ایجاد خواهیم کرد تا کسبوکار به حیات ادامه دهد. مدل سنتی ارتباطات سازمانی که بر سوئیچ، سانترال و ابزارهای جزیرهای متکی است، دیگر پاسخگوی نیاز کسبوکارهایی نیست که به چابکی، یکپارچگی، دسترسی از هر مکان و بهرهگیری از هوشمصنوعی نیاز دارند.
انتهای پیام
مرتبط با: