علی معین جهرمی مطرح کرد:

سرنوشت مبهم صنعت نمایشگاهی ایران در سال ۱۴۰۵

کد مطلب: ۳۶۱۳۷۰
سرنوشت مبهم صنعت نمایشگاهی ایران در سال ۱۴۰۵

مدیرعامل گروه تجارت اطلاعات کوشا (ITG) با بیان اینکه اگر اتفاق خاص و غیرمنتظره‌ای رخ ندهد، سال ۱۴۰۵ می‌تواند سال بحران جدی برای صنعت نمایشگاهی کشور باشد، به دو استراتژی پیش روی شرکت‌های برگزارکننده نمایشگاه در سال آینده اشاره کرد.

علی معین جهرمی از فعالان پیشکسوت صنعت نمایشگاهی طی گفت‌وگوی اختصاصی با کاماپرس، درباره چالش‌های این صنعت و لزوم ارائه راهکار جهت برون رفت از بحران صنعت نمایشگاهی ایران سخن گفته است.

برای مشاهده جدیدترین اخبار کسب و کار کاماپرس را در اینستاگرام دنبال کنید.

به نظر شما امروزه مهم‌ترین چالش‌های صنعت نمایشگاهی کشور شامل چه مواردی می‌شود؟

ابتدا لازم است مفهوم «نمایشگاه» را تعریف کنیم؛ نمایشگاه نقطه تلاقی عرضه‌کنندگان کالا و خدمات با متقاضیان همان کالا و خدمات، در مکانی مشخص و در زمانی معین است. این تعریف، چارچوب اصلی نمایشگاه را شکل می‌دهد. البته در عمل، نمایشگاه ۵ حلقه اصلی دارد که اتصال آن‌ها به یکدیگر، شرط تحقق یک رویداد نمایشگاهی است. سایت یا محل برگزاری، برگزار کننده، مشارکت کننده، غرفه‌ساز و بازدید کننده این ۵ حلقه را شامل می‌شود. نبود هر یک از این حلقه‌ها که وظایف و مسئولیت‌های خاص خود را دارند، باعث می‌شود اساساً چیزی به نام نمایشگاه شکل نگیرد. در این میان، نکته مهم این است که همه این اجزا، مستقیم یا غیرمستقیم، تحت تأثیر شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه قرار دارند.

چالش‌ها در تمامی این حلقه‌ها وجود دارد؛ از محل برگزاری نمایشگاه گرفته تا شیوه برگزاری، میزان و کیفیت مشارکت غرفه‌داران و حتی حوزه بازدیدکنندگان، هر کدام با چالش‌های متعددی دست و پنجه نرم می‌کنند. برای نمونه، صنعت رویدادهای نمایشگاهی نیازمند نظام صدور مجوز مشخص و کارآمد است که  خود این فرآیند در حال حاضر یکی از چالش‌های جدی این صنعت به شمار می‌رود. این فرآیند رویکردی دولتی دارد که از برخی جهات قابل دفاع و در برخی موارد قابل نقد است. مشکل اصلی آنجاست که زمان‌بندی لازم برای برنامه‌ریزی حرفه‌ای نمایشگاه‌ها رعایت نمی‌شود، این در حالیست که برنامه‌ریزی اصولی نمایشگاه حداقل به یک سال زمان نیاز دارد. در مواردی مشاهده می‌شود که تا ۲۰ روز یا یک ماه مانده به زمان برگزاری، هنوز مجوزهای لازم  صادر نشده است. در این رابطه، بهترین حالت این است که مجوزهای بلندمدت، مثلاً پنج ‌ساله یا ده ‌ساله صادر شده و نهاد ناظر، در صورت لزوم، امکان ابطال آن را داشته باشد. متاسفانه، این رویکرد اجرا نمی‌شود و همین موضوع به یکی از بزرگ‌ترین مشکلات پیش روی صنعت نمایشگاهی تبدیل شده است.

در حوزه فضاهای نمایشگاهی نیز با شرایط متفاوتی مواجه هستیم. برای مثال، نمایشگاه بین‌المللی تهران قوانین و الزامات خاص خود را داشته و سایر مراکز نمایشگاهی  در سطح کشور، بسته به کوچک یا بزرگ بودن، خصوصی یا نیمه‌دولتی بودن، وابستگی به شهرداری و غیره، هر یک مقررات متفاوتی دارند. این چارچوب‌ها عموماً با نگاه جامع به پنج حلقه اصلی صنعت نمایشگاه تدوین نشده و بیشتر بر اساس منافع و شرایط همان مرکز نمایشگاهی تنظیم شده‌اند. البته خود این مراکز نیز چالش‌های متعددی دارند، چراکه مشارکت‌کنندگان نمایشگاه‌ها، بسته به منطقه و شرایط اقتصادی و سیاسی، با محدودیت‌ها و مشکلاتی برای حضور روبه‌رو هستند.

نکته مهم دیگر، عدم شناخت کافی بخش قابل توجه مشارکت‌کنندگان از کارکرد واقعی نمایشگاه‌هاست. به گونه‌ای که بیش از 85 درصد آن‌ها دلیل و هدف اصلی خود از حضور در نمایشگاه را نمی‌دانند. بر اساس تجربیات و مشاهدات شخصی، حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد مشارکت کنندگان هدف اصلی خود را «فروش بیشتر» عنوان می‌کنند، در حالی که نمایشگاه ذاتاً برای فروش مستقیم طراحی نشده، بلکه بستری برای ایجاد ابزار، ارتباطات و تحقق اهداف بلندمدت‌تر مانند برندینگ است. متأسفانه بسیاری از مشارکت‌کنندگان این موضوع را نمی‌پذیرند و حتی تمایلی به استفاده از مشاوره تخصصی در این زمینه ندارند.

در کنار تمام این موارد، قوانین و مقررات موجود نیز به‌روز نبوده و همه این عوامل در کنار هم باعث شده که صنعت نمایشگاهی کشور تا حد زیادی سنتی باقی بماند. در حوزه بازدیدکنندگان، شاید چالش‌ها نسبت به سایر بخش‌ها کمتر باشد، اما همچنان این پرسش مطرح است که آیا اهداف مورد نظر بازدیدکنندگان محقق می‌شود یا خیر؟

اگر بخواهیم به‌صورت مصداقی به مراکز نمایشگاهی مختلف مانند نمایشگاه بین‌المللی تهران، شهر آفتاب و مراکز نمایشگاهی شهرهای بزرگ بپردازیم، هر کدام مسائل و داستان‌های خاص خود را دارند. معتقدم  برگزارکننده نمایشگاه بیچاره است؛  بیچاره نه به معنای بد آن، بلکه به این دلیل که واقعا چاره‌ای ندارد. برای نمونه، با وجود آنکه شاید تنها حدود ۳۰ درصد عوامل در اختیارش باشد، اما صد درصد مسئولیت برعهده اوست. در واقع، حدود ۷۰ درصد عوامل بیرونی می‌توانند بر نتیجه کار او تأثیرگذار باشند.

البته چالش‌ها محدود به موارد ذکر شده نبوده و از مجوزها گرفته تا جابجایی پول، قیمت‌گذاری، حضور شرکت‌ها، بازه‌های سود، هزینه‌های خرید و فروش و الزامات اجرایی، همه و همه چالش‌های این حوزه را تشکیل می‌دهند.

مسائل مالیاتی نیز از جمله چالش‌های جدی این حوزه محسوب می‌شوند. جالب است بدانید که بالاترین ضرایب مالیاتی در حوزه خدمات، مربوط به برگزاری نمایشگاه‌ است؛ موضوعی که فشار مضاعفی بر برگزارکنندگان وارد می‌کند. حتی این ضرایب بالاتر از تبلیغات یا سایر خدمات مشابه هستند. در حال حاضر ضریب مالیات برای برگزار کننده دست دوم ۳۶ درصد و برای برگزار کننده دست اول حدود ۷۰ درصد تعیین شده که موضوع قابل درک و فهمی نیست.

چه راهکاری برای حل این چالش‌ها و بهبود روند برگزاری نمایشگاه‌ها پیشنهاد می‌کنید؟

در خصوص راهکارها باید واقع‌بین بود. بهبود وضعیت صنعت نمایشگاهی بیش از هر چیز به پذیرش و درک این موضوع از سوی دولتمردان و سیاست‌گذاران کشور بستگی دارد. تا زمانی که این باور شکل نگیرد که نمایشگاه‌ها با پیشرفت اقتصادی، تجاری و حتی اجتماعی یک کشور رابطه مستقیم  دارند، پیشنهاد و ارایه راه‌حل‌های اساسی دشوار خواهد بود. نگاهی به کشورهای پیشرو این صنعت، چه در خاورمیانه مانند امارات و چه در اروپا مانند آلمان، نشان می‌دهد که صنعت نمایشگاهی چگونه می‌تواند موتور محرک اقتصاد باشد. زمانی ایران در منطقه پیشرو بود، اما امروز جایگاه خود را از دست داده است.

اگر دولتمردان این واقعیت را نپذیرند یا صنعت نمایشگاه را به‌درستی نشناسند، راهکار برگزارکننده محدود به حوزه اختیارات خودش خواهد بود. در واقع، اول باید مشکلات و ایرادات پذیرفته شوند تا پس از آن، راهکارها ارائه گردد. در شرایط فعلی، بسیاری از برگزارکنندگان تنها در تلاش برای حفظ برند و بقای نمایشگاه‌های خود هستند. نمونه آن را می‌توان در مقایسه نمایشگاه‌هایی مانند الکامپ با رویدادهایی نظیر جیتکس دبی مشاهده کرد؛ جایی که انتخاب فعالان بین‌المللی معمولاً به نفع دبی است، در حالی که ایران از نظر ظرفیت بالقوه می‌تواند بستر بسیار بزرگ‌تری فراهم آورد.

اگر دولتمردان واقعیت‌های کنونی صنعت نمایشگاهی را نپذیرند، تکلیف چیست؟

 من تنها می‌توانم  در محدوده کاری و وظایف خود  راهکار ارایه کنم. برای نمونه در چنین شرایطی، نسبت به حفظ فضای موجود، آموزش مشارکت‌کنندگان، تولید محتوای باکیفیت و مدیریت بهینه و مطلوب بخش‌های تحت اختیار برگزارکننده، اقدام می‌شود. هرچند اثرگذاری در سطح کلان کشور از توان فردی خارج است، اما امیدوارم که دولتمردان روزی این واقعیت‌ها را بپذیرند.

به نمایشگاه‌های خارجی اشاره کردید. هم اکنون فاصله صنعت نمایشگاهی ایران و جهان چگونه است؟

واقعیت این است که صرف مقایسه متراژ مراکز یا تعداد نمایشگاه‌ها معیار دقیقی نبوده و به نوعی فریب دادن خودمان است. در مراکز معتبر جهانی، همه‌چیز به‌روز، برنامه‌محور و مبتنی بر هویت‌سازی پیش می‌رود؛ در حالی که ما نه رویکرد مشخصی داریم و نه هویت تعریف‌شده‌ای ایجاد می‌کنیم. تمام تلاش ما به این ختم شده که تنها بقا داشته باشیم.

این هویت و رویکرد، چگونه ساخته می‌شود؟

نمایشگاه ذاتاً فرآیندی بلندمدت بوده و مانند کاشت یک درخت گردو، به زمان، مراقبت و ایجاد احساس مثبت نیاز دارد. قدرت واقعی نمایشگاه در بستر برندینگ و هویت‌سازی بوده و در گذر زمان شکوفا می‌شود.

متأسفانه ساختار اقتصادی و برخی تفکرات نادرست، برگزارکنندگان را به دو دسته تقسیم کرده است؛ یکی غرفه فروش و دیگری برگزار کننده. تفکر غرفه فروش مارکتینگ بوده و بر مبنای بازاریابی و فروش کار می‌کند،‌ در حالیکه تفکر برگزارکننده برندینگ بوده و برمبنای هویت سازی و نگاه بلند مدت عمل می‌کند. در واقع تفاوت برگزارکننده و غرفه فروش نیز از همین نقطه نشأت می‌گیرد.

متاسفانه قوانین موجود چنان دست‌وپاگیرند که عملاً برگزارکننده را از مسیر برندینگ به سمت فروش کوتاه‌مدت و غرفه فروشی هدایت می‌کنند.

رویکرد شما در حوزه تبلیغات و اطلاع‌رسانی نمایشگاه‌ها چیست؟

رویکردها بسته به نوع نمایشگاه متفاوت است؛ اینکه نمایشگاه  B2C، B2B، B2G  و یا حتی ترکیبی از این موارد باشد، تعیین می‌کند که مخاطب عام، تخصصی یا دولتی هدف اطلاع رسانی و تبلغات قرار گیرد. بر همین اساس، ابزارهای تبلیغاتی مانند صداوسیما، شبکه‌های اجتماعی، اینفلوئنسرها، بیلبوردها یا زیرنویس‌های تلویزیونی انتخاب می‌شوند. ذات تبلیغات نمایشگاهی، رساندن پیام به مخاطب درست در زمان و مکان مناسب است. مخاطب می‌تواند، دولتمردان و یا مردم عادی باشند. همیشه مثال می‌زنم که ما در بازار شغلی به نام دادزن داریم، این دادزنی اگر در مکان و زمان درستی رخ دهد، بسیار تاثیرگذار است.

البته معمولاً مشکل اصلی در اطلاع رسانی و تبلیغات نمایشگاهی، کمبود بودجه است، به‌ویژه در نمایشگاه‌هایی که در تهران برگزار می‌شوند و قیمت‌گذاری آن‌ها تحت نظارت نهادهای دولتی انجام می‌شود. در نتیجه، سهم باقی‌مانده برای هزینه‌های تبلیغات محدود بوده و پاسخگوی نیاز واقعی نمایشگاه‌ها نیست.

آیا تحقیقات بازار در صنعت نمایشگاهی نقش دارد؟

تحقیقات بازار می‌تواند یکی از اهداف و دستاوردهای مهم حضور در نمایشگاه تلقی شود. از آنجاکه اکثر مشارکت کنندگان به منظور ایجاد ابزار و فراهم‌سازی بستر تحقق اهداف خود در نمایشگاه حاضر می‌شوند،‌ بنابراین باید پیش از حضور، خواسته‌ها و نیازهای خود را به‌طور شفاف مشخص کنند. در این رابطه، حداکثر می‌توان سه هدف را به‌صورت هم‌زمان دنبال کرد، چراکه اهداف متعدد معمولاً ماهیت متفاوتی دارند. به‌طور کلی، ۲۲ هدف برای حضور در نمایشگاه قابل تعریف است، اما تجمیع هم‌زمان بیش از سه هدف عملاً کارآمد نیست.

برای روشن‌تر شدن موضوع، می‌توان از مثال سفر رفتن استفاده کرد. شما اگر قصد سفر سه‌روزه به شمال، تور کویر، مسافرت به اروپا یا کیش و یا حتی سفری یک هفته‌ای برای اسکی داشته باشید، در همه این موارد نام آن «سفر» است، اما شیوه سفر، نوع برنامه‌ریزی، حتی ساک یا چمدانی که همراه خود می‌برید و همچنین ابزارهایی که برای رسیدن به مقصد استفاده می‌کنید، کاملاً متفاوت است. نمایشگاه نیز دقیقاً همین شرایط را دارد. هدف از حضور در نمایشگاه تعیین‌کننده متراژ غرفه، نوع غرفه‌سازی و حتی انتخاب این مساله است که اساساً باید در کدام نمایشگاه حضور داشت. از این منظر، نمایشگاه برای ایجاد ابزار، کاربرد دارد؛ ابزاری که  می‌تواند شامل مواردی مانند تحقیق بازار، ارائه محصول جدید، برندسازی، هویت‌سازی، نمایش توانمندی‌ها و سایر موارد مشابه باشد.

به اعتقاد شما امروزه تا چه میزان از تحقیقات بازار در نمایشگاه‌ها استفاده می‌شود؟

ما در شرکت کوشا تا حد امکان از این ابزار بهره می‌گیریم. البته امروز ابزارهای دیگری همچون فرم‌های خاص و جست‌وجوهای آنلاین نیز در تحقیقات مورد استفاده قرار می‌گیرند. اما واقعیت این است که مشارکت‌کنندگان نمایشگاهی به‌ندرت از نمایشگاه برای تحقیق بازار استفاده می‌کنند، مگر اینکه تیم حرفه‌ای تحقیق و توسعه در اختیار داشته باشند.

در خصوص نقش فناوری‌های نوین در توسعه صنعت نمایشگاهی چه نظری دارید؟ چقدر از این فناوری‌های در نمایشگاه‌های کشور استفاده می‌شود؟

واقعیت این است که استفاده از تکنولوژی مستلزم هزینه بوده و در قبال هر هزینه‌، باید بازده مشخصی دریافت شود. باور دارم که تمام زندگی بر پایه یک اصل ساده یعنی «داد و ستد» بنا شده است. این اصل را اگر به حوزه فناوری تعمیم دهیم، می‌بینیم که تکنولوژی، به‌ویژه زمانی که هنوز فراگیر نشده، نیازمند سرمایه‌گذاری است. بنابراین باید دید در قبال این هزینه، چه دستاوردی حاصل می‌شود.

بر این اساس، در رویدادهای بین‌المللی و نمایشگاه‌های چندمیلیون‌دلاری، صرف چند هزار دلار برای استفاده از فناوری‌های نوین، کاملاً منطقی است، اما در شرایطی که باید صد میلیون هزینه کنید تا ۱۰ میلیون بازگشت داشته باشید، چنین تصمیمی منطقی نیست. با این حال، استفاده از تکنولوژی در نمایشگاه‌ها، به‌ویژه در بحث ماندگاری و تثبیت تصویر ذهنی، بسیار مهم است. اگر بخواهیم برای ماندگاری در ذهن نامی انتخاب کنیم، فناوری می‌تواند نقش مؤثری در این زمینه ایفا کند، البته مشروط بر آنکه این دادوستد هزینه و فایده توجیه‌پذیری داشته باشد.

واقعیت این است که صنعت نمایشگاهی ما در مقایسه با آنچه امروز در سطح جهانی دیده می‌شود، از نظر فناوری بسیار عقب است؛ آن‌قدر عقب که حتی در ساده‌ترین مسائل، مانند نحوه صحیح حضور در نمایشگاه، هنوز دچار ابهام هستیم، چه برسد به استفاده هدفمند از فناوری برای تحقق اهداف حضور. با این حال، تکنولوژی ذاتاً موجب کوچک‌تر شدن فضا و افزایش بهره‌وری شده و دیر یا زود مسیر خود را باز می‌کند. نشانه‌های حضور فناوری در نمایشگاه‌ها، به‌ویژه از ابتدای امسال، به‌وضوح قابل مشاهده است. البته تا زمانی که هزینه‌ها متعادل شده، استفاده از فناوری به‌صورت عمومی پذیرفته شده و درک صحیحی از کارکرد آن برای تحقق اهداف شکل گیرد، نیازمند زمان، آموزش و کسب تجربه هستیم.

اگر بخواهیم مصداقی‌تر صحبت کنیم، آیا در تجربه حضور خود در نمایشگاه‌های جهانی این فاصله یعنی تفاوت بکارگیری تکنولوژی را لمس کرده‌اید؟

به این منظور، کافی است به پیشرفت‌های جهانی در حوزه هوش مصنوعی و رباتیک نگاه کنیم. امروزه در دنیا از نور، تصویر، فضاهای سه‌بعدی و محیط‌های مجازی برای ایجاد تجربه‌های ماندگار استفاده می‌شود. حتی در ساده‌ترین سطح، از این فناوری‌ها برای جمع‌آوری اطلاعات و اطلاع‌رسانی بهره می‌گیرند. در حالی که ما هنوز در بسیاری از غرفه‌های نمایشگاهی از بکارگیری نورپردازی حرفه‌ای نیز عاجزیم و صرفاً به نمایش چند تصویر یا ویدئوی تکراری بر روی نمایشگرهای LED بسنده می‌کنیم.

در حال حاضر، نه به‌عنوان برگزارکننده و نه در سطح مشارکت‌کنندگان، استفاده جدی از ابزارهای فناورانه مانند ربات‌های اطلاع‌رسان یا گجت‌های هدایت کننده‌ بازدیدکننده به مشارکت‌کننده مرتبط، رایج نیست. در حوزه تولید محتوا، انتقال تجربه، کارگاه‌های آموزشی و رویدادهای جانبی نیز کمتر از آخرین فناوری‌های روز برای انتقال مؤثر اطلاعات استفاده می‌شود. حتی اگر بخواهیم از این ابزارها استفاده کنیم، کارکرد آن‌ها به‌سادگی با مخاطب، ارائه‌دهنده محتوا و مدرس هماهنگ نمی‌شود. زیرا آموزش و زیرساخت لازم برای این موضوع وجود ندارد. به همین دلیل است که می‌گویم فاصله ما با استانداردهای روز بسیار زیاد است. هرچند شاید در برخی حوزه‌ها نسبت به برخی کشورها جلوتر باشیم، اما با توجه به جایگاه و ظرفیت ایران، این فاصله قابل قبول نیست.

در حال حاضر کدام یک از فرصت‌های صنعت نمایشگاهی به خاطر محدودیت‌های موجود، مغفول مانده و مورد استفاده قرار نمی‌گیرد؟

 باید توجه داشت که ذات نمایشگاه، به‌ویژه نمایشگاه بین‌المللی، بر مبنای تعامل و تبادل شکل گرفته است. در شرایط فعلی، با توجه به موقعیت سیاسی و اقتصادی کشور و محدودیت‌های بین‌المللی، عملاً در یک فضای بسته قرار داریم که بهره‌برداری از فرصت‌ها را با چالش‌ها و دشواری‌های متعددی روبرو کرده است. بنابراین از تبادلات علمی و تجربی گرفته تا معرفی محصولات جدید و انتقال دانش، همه فرصت‌هایی هستند که از بین می‌روند.

یعنی در شرایط فعلی نمایشگاه‌ها هیچ فرصتی برای ما ایجاد نمی‌کنند؟

این حرف‌ها به معنای فقدان کامل فرصت نیست، اشاره بنده به نمایشگاه‌های بین المللی و از نقطه نظر تکنولوژی بود. اما نکته‌ای که نباید فراموش شود، این است که مفهوم نمایشگاه در تاریخ ایران ریشه دارد. در روایت‌های تاریخی بارها به جاده ابریشم و غرفه‌های تجاری ایرانیان که با فرش مزین شده بودند، اشاره شده است. در دیگر اسناد تاریخی جهان نیز به بازارهای محلی که در حدود ۷۰۰ سال پیش دایر بودند، اشاره شده است. حتی روزهای یکشنبه بازارهایی تحت عنوان فیریه در کنار کلیساها دایر می‌شد که واژه امروزی fair برای نمایشگاه نیز از همان جا نشأت گرفته است. با این حال، نمایشگاه به شکل مدرن امروزی برای اولین بار در فرانسه شکل گرفت و دولت یک سال پس از انقلاب کبیر فرانسه برای نمایش دستاوردهای یک ساله، مکانی را برای این کار اختصاص داد و از همانجا کلمه Exhibition که امروزه به آن Expo هم گفته می‌شود، مطرح شد.  

در هر صورت، صنعت نمایشگاهی در طول این 700 سال نه‌تنها از بین نرفته، بلکه هم‌زمان با تحولات فناوری، ارتباطات و حمل‌ونقل، بزرگ‌تر و قدرتمندتر شده است. این نکته بسیار مهم نشان می‌دهد، نمایشگاه ویژگی منحصربه‌فردی دارد که هنوز جایگزینی برای آن یافت نشده است. با وجود تمام ابزارهای ارتباطی امروز، از تلفن‌های هوشمند و مانیتورها گرفته تا تلویزیون‌ها و نمایشگرهای پیشرفته، هنوز هیچ‌کدام نتوانسته‌اند جای نمایشگاه را بگیرند. به عبارتی، نمایشگاه تنها فضایی است که انسان می‌تواند هم‌زمان از پنج حس خود، یعنی بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه، برای درک یک موضوع بهره بگیرد. از همین رو، نمایشگاه ارزان‌ترین و کم‌هزینه‌ترین بستر برای دستیابی به اهداف یک شرکت یا مجموعه محسوب می‌شود.

به‌عنوان مثال، شما می‌توانید در سطح شهر بیلبوردهای متعددی برای تبلیغ یک محصول تخصصی مانند فولاد نصب کنید، اما تأثیر آن هرگز با حضور در یک غرفه ۱۲ متری نمایشگاه تخصصی، قابل مقایسه نیست. در چنین فضایی، با کمترین هزینه می‌توان بیشترین بهره‌برداری را داشت و اثرگذاری آن نیز به‌مراتب بیشتر از بیلبوردها و تیزرهای تبلیغاتی خواهد بود.

پیش‌بینی شما از آینده صنعت نمایشگاهی در ایران چیست؟

با توجه به شرایط فعلی، همه می‌دانند که وضعیت اقتصادی بسیار نابسامان، فضای سیاسی بسیار بسته و وضعیت فرهنگی به‌واسطه فشارهای مالی خانوار دچار تزلزل شده است. در کنار این مسائل، اجتماع نیز به‌طور مستقیم از مسائل اقتصادی و مالی متأثر شده و متأسفانه با نوعی بحران اجتماعی مواجه هستیم. حال اگر بخواهیم این شرایط را به حوزه نمایشگاه‌ها تسری دهیم، باید ببینیم مشارکت‌کنندگان ما چه کسانی هستند. مشارکت‌کنندگان نمایشگاهی مجموعه‌ای از اشخاص حقیقی و حقوقی بوده که کالا و خدمات ارائه داده و در قالب یک فضای کسب‌وکار مشخص، یعنی شرکت‌ها، واحدهای تولیدی و ارائه‌دهندگان خدمات، در نمایشگاه حضور پیدا می‌کنند. در میان پنج حلقه اصلی صنعت نمایشگاهی، قدرتمندترین بستر، مشارکت‌کنندگان هستند.

باید تاکید کنم که این صحبت‌ها در دی ماه 1404 مطرح شده و با توجه به شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی فعلی، برای سال ۱۴۰۵ صرفاً در مقام پیش‌بینی و نه تحلیل قطعی، می‌توان گفت که حدود ۹۰ درصد شرکت‌ها دو استراتژی کلان در پیش دارند. ۱۰ درصد باقی‌مانده را کنار می‌گذاریم، زیرا مشخص نیست، منابع مالی خود را از چه مسیری تأمین می‌کنند و همچنان با همان الگوی پیشین، با اندکی تغییر، به بقای خود ادامه خواهند داد. بنابراین تمرکز ما بر همان ۹۰ درصد مشارکت‌کنندگان حوزه نمایشگاهی است.

این دو استراتژی عبارتست از حفظ دارایی یا حفظ شخصیت حقوقی و برند. در استراتژی حفظ دارایی، شرکت‌ها ناچارند هزینه‌ها را تا حد صفر کاهش دهند که نتیجه آن، میل به تعطیلی است. این مسیر بسته به توان و امکانات هر شرکت یا واحد تولیدی، ممکن است در نقطه‌ای متوقف شود، اما در نهایت گرایش آن به سمت صفر متمایل است. در این حالت، نه افزایش دارایی مدنظر بوده و نه از دست دادن آن، به عبارتی هدف صرفاً حفظ وضعیت موجود است. استراتژی دوم، حفظ شخصیت حقوقی، برند و تمام آن چیزیست که در طول زمان ساخته شده است. در این مسیر، شرکت ناچارا برای بقا هزینه می‌کند و این هزینه از محل دارایی‌ها تأمین می‌شود.

این تصمیمی است که از این مقطع به بعد، صاحبان بنگاه‌های اقتصادی باید اتخاذ کنند. یا برند، شرکت و واحد تولیدی خود را حفظ کرده و از دارایی‌هایشان هزینه کنند، یا دارایی‌ها را حفظ کرده و به سمت کاهش فعالیت و حتی تعطیلی حرکت کنند. این تعطیلی الزاماً به معنای صفر مطلق نیست؛ ممکن است دفتر کار همچنان فعال باشد، چراغ‌ها روشن بماند و تماس‌هایی برقرار شود، اما عملاً اتفاق مؤثری رخ ندهد. در این دو حالت، آن دسته از شرکت‌هایی که به سمت صفر میل می‌کنند، در بهترین حالت می‌توانند به‌عنوان بازدیدکننده در چرخه نمایشگاهی حاضر شوند. اما شرکت‌های خواهان حفظ برند، محصول، واحد تولیدی و شخصیت حقوقی، باید به دنبال کم‌هزینه‌ترین مسیر بوده و بررسی کنند که نمایشگاه تا چه اندازه می‌تواند در راستای بقای آن‌ها مؤثر باشد. در این مرحله، هدف صرفاً بقاست نه توسعه.

از سوی دیگر، وضعیت دولت نیز با توجه به محدودیت‌های بودجه‌ای مشخص است. هرچند تخصص من بودجه‌ریزی نیست، اما با یک نگاه کلی می‌توان دید که دولت در بسیاری از حوزه‌ها، از فرهنگ و اقتصاد گرفته تا اجتماع، عملاً مسیر هزینه‌کرد را مسدود کرده، چراکه اصلا منابع درآمدی کافی در اختیار ندارد. بر همین اساس، اگر اتفاق خاص و غیرمنتظره‌ای رخ ندهد، سال ۱۴۰۵ می‌تواند سال بحران جدی برای صنعت نمایشگاهی باشد. البته این یک پیش‌بینی بوده و ممکن است در کوتاه‌مدت شرایط تغییر کند و گره‌هایی که امروز وجود دارد، ناگهان باز شود. اما در وضعیت فعلی، چشم‌انداز مثبتی برای صنعت نمایشگاهی دیده نمی‌شود، مگر آنکه برگزارکنندگان بتوانند راه‌حل سومی ایجاد کنند.

البته این راه‌حل سوم نیز هنوز به نتایج مشخصی نرسیده است. به عنوان مثال، حضور در نمایشگاه می‌تواند از یک حضور حداقلی با کمترین متراژ و ساده‌ترین ساختار غرفه آغاز شده و به حضور پرهزینه با متراژ بالا و ساخت‌وساز گسترده منتهی شود. در این شرایط، اگر بتوان با طراحی یک مدل میانی، حضور مشارکت‌کنندگان را با صرف حداقل هزینه تضمین کرد، شاید شرکت‌های دارای استراتژی بقا،  همچنان بتوانند در نمایشگاه‌ها حضور داشته باشند. در غیر این صورت، سال ۱۴۰۵ با چالش‌های جدی در حوزه برگزاری نمایشگاه‌ها، به‌ویژه نمایشگاه‌های غیراستراتژیک، مواجه خواهیم شد. بنابراین، شاید بهترین کار انتظار باشد، به عبارتی چو فردا بیاید، فکر فردا کنیم.

آیا راه‌حل سوم همان نقش واسطه‌گری است یا تعریف یک شیوه جدید برای حضور؟

شاید منظور از راه‌حل سوم، تعریف نوعی حضور جدید باشد که مشارکت‌کنندگان بتوانند برای حفظ بقا، برند و محصول خود، با کمترین هزینه در نمایشگاه حاضر شوند. شرکت‌هایی که هر ساله با متراژ بالا و نمایش گسترده محصولات خود حضور داشتند، احتمالاً دیگر قادر به ادامه آن الگو نخواهند بود؛ اما نباید حضور آن‌ها را به صفر رساند. برگزارکنندگان باید راهکارهایی مبتنی بر محتوا ارائه دهند، برنامه‌های محتوایی را افزایش داده و فضاهای نمایشگاهی را به بستری برای اطلاع‌رسانی، انتقال تجربه و حل مسائل در شرایط بحران، تبدیل کنند.

متأسفانه ما عنوان نمایشگاه بین‌المللی را به کار می‌بریم، در حالی که عملاً از مؤلفه‌های بین‌المللی فاصله گرفته‌ایم. در شرایط فعلی، باید نمایشگاه‌ها را در مقیاس محلی و ملی بازتعریف کنیم و کاری کنیم که مشارکت‌کننده با رضایت و احساس مثبت نسبت به هزینه‌ای که پرداخت کرده، از نمایشگاه خارج شود. در غیر این صورت، اگر صرفاً به فروش غرفه و جمع‌آوری هزینه‌ها بسنده کنیم، مشخص نیست چه اتفاقی رخ خواهد داد.

واقعیت این است که هنوز به راهکار نهایی نرسیده و همه این اظهارات در مرحله فکر و ایده‌پردازی است. با این حال، معتقدم مشارکت‌کنندگان برای حضور مؤثر در نمایشگاه طی شرایط بحران، نیازمند آموزش هستند. بنابراین، یا باید خودشان این دانش را کسب کنند، یا فضایی آموزشی با پروتکل‌ها و سرفصل‌های مشخص برای صنایع مختلف تعریف شود تا از این طریق بدانند در شرایط بحرانی چگونه باید در نمایشگاه حضور پیدا کنند. تحت شرایط موجود، طبیعتا نمایشگاه‌های کوچک‌تر، به‌ویژه در شهرستان‌ها که معمولاً در سایه نمایشگاه‌های بزرگ مراکز استان‌ها برگزار می‌شوند، احتمالاً بیش از دیگران آسیب خواهند دید و چه‌بسا از چرخه فعلی حذف شوند. چراکه شرکت‌ها ترجیح می‌دهند در صورت هزینه کرد برای شرکت در نمایشگاه، در تأثیرگذارترین‌ها حضور داشته باشند.

به‌عنوان مثال، در گذشته چندین نمایشگاه نفت و گاز در تهران، عسلویه، کیش و اصفهان برگزار می‌شد، اما به نظر می‌رسد در سال ۱۴۰۵ این تعداد به‌شدت کاهش یابد و شاید تنها دو رویداد باقی بماند. آن هم بسته به میزان اثربخشی، متفاوت خواهد بود. پیش‌بینی دقیق آینده بسیار دشوار است، اما شرکت‌ها ناگزیرند یکی از دو مسیر حفظ دارایی یا حفظ شخصیت حقوقی و برند را انتخاب کنند و بعید می‌دانم راه‌حل سومی به‌صورت گسترده وجود داشته باشد.

و سخن پایانی؟

واقعیت این است که ما همه در «نمی‌دانم آباد» هستیم! اگر شرایط عادی بود، می‌شد ساعت‌ها درباره راهکارها، مدل‌های بین‌المللی، قیمت ارز و تأثیر آن بر حضور شرکت‌ها در نمایشگاه‌های داخلی و خارجی صحبت کرد. اما امروز در نوعی چهارراه بلاتکلیفی قرار داریم. نمی‌دانیم فردا چه اتفاقی می‌افتد، نمی‌دانیم سال آینده امکان برگزاری نمایشگاه وجود خواهد داشت یا خیر. تنها کاری که می‌توان کرد این است که هر روز جلو رفت و دید که چه رخ خواهد داد.

در هر صورت، تلاش ما این است که فضایی مناسب برای اطلاع‌رسانی ایجاد کنیم. تنها نکته‌ای که می‌توان بر آن تأکید بیشتری داشت، تاثیرگذاری بالای نمایشگاه‌ در پیشرفت هر جامعه است. به عبارت دیگر، بسیاری از مسائل فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در جوامع با جمعیت بالا، از مسیر نمایشگاه حل می‌شود،‌ به شرط آنکه این ظرفیت از سوی تصمیم‌گیران درک شده و مغفول نماند.

انتهای پیام

ارسال نظر