تغییر الگوی سرمایهگذاری در بازار طلا
اگرچه این روزها طلا به یکی از اولین گزینههای سرمایهگذاری ایرانیها تبدیل شده است اما بازار طلای زینتی نتوانسته به اندازه طلای آبشده رونق داشته باشد. به خصوص اینکه پررونقترین ایام فروش طلای زینتی در سال 1404 مصادف با بحرانهایی مانند جنگ بود تا مشکلات این صنعت بیش از پیش به چشم بیاید. شایان بهزادی، مدیرعامل گالری طلای روبیآرت در گفتگوی حاضر از مهمترین چالشهای حوزه طلای زینتی سخن میگوید.
تحلیل شما از فضای این روزهای بازار طلا چیست؟
ما هم مانند سایر کسبوکارها، سال ۱۴۰۵ را با کولهباری از بحرانها آغاز کردیم؛ اما فضای بازار کار در صنعت تولید طلا برای روبیآرت همیشه تا حدی متفاوت بوده است. ما به دلیل اینکه هم کانال فروش و هم فرایند تولید در دست خودمان است، شرایطی متفاوت با تولیدکنندهای که چشمانتظار بازار است تا از او خرید کنند، داریم. با این حال، هماکنون بسیاری از تولیدکنندگان با درصد بسیار کمی از ظرفیت تولید خود کار میکنند و یا حتی برخی عملا تعطیل هستند. متاسفانه وضعیت صنعت طلا در حوزه تولید چندان مطلوب نیست. البته ما محصولاتی با وزن بسیار پایین تولید میکنیم و در فروش آنها همواره موفق بوده و هستیم.
مهمترین چالش بازار خردهفروشی طلا را چه میدانید؟
امروزه مهمترین معضل صنعت خردهفروشی، کاهش قدرت خرید مردم است. حتی اگر تعداد فروش هم یکسان باشد، هر سال وزن طلایی که فروخته میشود، نسبت به سال قبل به شدت کاهش مییابد. حجم طلای فروختهشده، سود ما را تعیین میکند و در نتیجه حاشیه سود پایین است. این در حالیست که ماهیت بازار نیز در سالهای اخیر کمی تغییر کرده است. تا چند سال قبل، بیشتر مردم طلای ساختهشده را برای سرمایهگذاری میخریدند؛ اما اکنون دیگر این نوع از خرید کمتر شده است. به طوری که این روزها سرمایهگذاران به سراغ طلای آبشده میروند. بنابراین باید انگیزههای جدیدی برای خرید طلای ساختهشده برای مردم ایجاد شود. این انگیزه را پلتفرمهای فروش اقساطی و سرویسهای «الان بخر، بعدا پرداخت کن» یا بیانپیالها فراهم کردهاند. این پلتفرمها تاثیر بسیار زیادی بر بازار صنعت خردهفروشی و فروش آنلاین گذاشتهاند. پدیده جدیدی که اتفاق خوبی نیز محسوب میشود. اگرچه این پلتفرمها نرخ و هزینههای خود را دارند که باعث کاهش حاشیه سود ما میشود؛ اما در مقابل، حجم تراکنشها را بالا میبرند. برخلاف کشورهای دیگر، ما کارت اعتباری به معنای واقعی نداریم و این پلتفرمها عملا نقش همان کارت اعتباری را ایفا میکنند. اگر وضعیت اقتصادی به همین منوال ادامه پیدا کند و قدرت خرید مردم در همین سطح باقی بماند، پلتفرمهای بیانپیال بازیگران مهمی برای آینده ایران خواهند بود. به هر حال، ما هم توانستیم از طریق ارتباطاتی که با پلتفرمهای مختلف و معتبر ایجاد کردیم، حجم فروش و تراکنش خود را بالاتر ببریم. به طوری که حتی در برخی از فروشگاههای روبیآرت صف فروش شکل گرفت. در شرایط بحرانی کنونی که بسیاری از کسبوکارها واقعا نمیدانند چه باید بکنند و صرفا در تلاش برای حفظ تعادل دخل و خرج هستند، این همکاری برای ما کمک بزرگی محسوب میشود.
این صف فروش چقدر برایتان امیدبخش بود؟
این صف فقط به دلیل وجود سرویسهای بیانپیال نبود؛ اما آنها هم تاثیر خودشان را داشتند. در وضعیت فعلی بازار، منطقا چیزی که باعث ایجاد صف برای خرید طلای ساختهشده شود، به تنهایی وجود ندارد؛ اما با این حال، در برخی از فروشگاههای ما که ویدئوهای آن را در شبکههای اجتماعی هم منتشر کردیم، واقعا چنین صفی ایجاد شده بود. این موضوع برای ما بسیار ارزشمند بود و حس امید خوبی به ما داد که کسبوکارمان میتواند در چنین شرایطی هم ادامه پیدا کند.
چرا صحبت شما درباره حس امید با تردید همراه است؟
در کل، باید بگویم که این وضعیت ناراحتکننده است. من در کشوری دیگر همراه با ریسک رقابت و رقبای بینالمللی، پس از یک سال به نقطه سر به سر و سود رسیدم؛ اما پس از ۱۷ سال فعالیت در ایران، رشد حجمی فروش برند من نسبت به سال قبل چندان مثبت نبوده و این بسیار ناراحتکننده است.
کمپین مشترکی که با دیجیپی تعریف کردید چه بازخوردی داشت؟
کمپین مشترک با دیجیپی، هم به صورت محیطی و هم در بستر شبکههای اجتماعی برگزار شد. اکنون نیز همکاری بسیار خوبی با دیجیپی داریم. دیجیپی نسبت به سایر پلتفرمها با شرکای خود همراهتر است. به بیان بهتر، دیدگاه انحصارگرایانه ندارند و ارزش برند همکار را درک میکند. این موضوع برای ما بسیار ارزشمند است. پیش از دیجیپی، با پلتفرم دیگری نیز همکاری قوی و تراکنشهای بالایی داشتیم؛ اما به دلیل ارزش ندادن به برندهای برتر، ادامه آن همکاری برای ما دیگر منطقی نبود. برندهای ناشناخته و کوچک با معیاری نامشخصی وارد آن پلتفرم میشدند و جایگاهی را که سالها با آن حجم تراکنش به دست آورده بودیم، تحت تأثیر قرار میدادند. به طوری که مثلا 30 فروشگاه از فروشگاههای روبیآرت، با آن حجم تراکنش و فروش طلا، در آن پلتفرم نادیده گرفته میشدند. در این پلتفرمها، جایگاه فروشگاه و فروش ماندد سئوی گوگل برای سایتها اهمیت دارد. وقتی شما رتبه یک تا پنج باشید، همه روی شما کلیک میکنند؛ اما اگر رتبه شما شش شود، دیگر کسی توجه نمیکند. حتی اگر در صفحه دوم بالای لیست باشید، باز هم بهتر از پایین صفحه اول است. نتیجه این میشود که وقتی میبینید یک برند تازهوارد حتی از طریق اینستاگرام میتواند بفروشد، جایگاه برند من خدشهدار میشود. ماهیت حمایت از برندهای جدید و کوچک به خودی خود خوب است و همه باید بتوانند از این امکانات استفاده کنند؛ اما وقتی ارزش برند من در یک پلتفرم نادیده گرفته میشود، آن پلتفرم دیگر برای من ارزشی نخواهد داشت. دیجیپی ارزش برندها را درک میکند و حاضر است برایشان هزینه کند. طبیعتا نگاه ما نیز نسبت به دیجیپی متفاوتتر میشود و در بحثهای همکاری، بازاریابی و موضوعات مشابه با اطمینان بیشتری هزینه میکنیم. به نظر من این کمپین تجربه موفقی از همکاری با یک پلتفرم بیانپیال بود که توانست یک شراکت خوب ایجاد کند و همافزایی را برای هر دو طرف رقم بزند. این به معنی پولسازی و سودسازی برای هر دو طرف در شرایطی که بازار وضعیت خوبی ندارد، است.
پس این همکاری برایتان رضایتبخش بود.
خرید با شرایط اقساطی، یک انگیزه مهم برای کسانی است که میخواهند طلا بخرند. چون همه میدانند که ارزش طلا در پایان سال ممکن است دو برابر شود یا حداقل ۸۰ درصد سود در یک سال برای آن محتمل است. بنابراین، با وجود پرداخت سود به پلفترمها، باز هم برایمان صرفه اقتصادی وجود خواهد داشت. ما هم به عنوان یکی از بازیگران قدیمی و اصلی این صنعت، به کمک تعامل بهتر با چنین پلتفرمهایی، سهم بسیار خوبی از این بازار را به خود اختصاص دادیم.
طراحی محصولات کم وزن تا چه اندازه توانست به بقای کسبوکارتان کمک کند؟
وقتی ما برای اولین بار شروع به تولید طلای کم وزن و سوتی کردیم، مورد تمسخر همکاران قرار گرفتیم؛ اما حالا کل بازار به همین سمت حرکت کرده است. برای نمونه اگر 2 سال پیش گردنبندی با شکل مشخصی را به صورت یک یا 2 گرمی تولید میکردیم، امروز همان محصول را با همان شکل اما با وزنی حدود ۷۰۰ تا ۸۰۰ سوت تولید میکنیم. این کار برای ما بسیار دشوار و پرزحمت است. منابع انسانی بیشتری در تولید درگیر میشود و هزینههای تولید نیز بالاتر میرود. چراکه فنآوری تولید این نوع محصولات کاملا متفاوت است. اگر بخواهیم به صورت درصدی هم حساب کنیم، حاشیه سود این کارها نسبت به قبل کاهش یافته است؛ چراکه قیمت طلا به شدت افزایش پیدا کرده و از آنجا که کارمزد ما درصدی است، ما هم مجبور شدهایم متناسب با شرایط، درصدها را کاهش دهیم. در حقیقت این نمودی از وضعیت فعلی ایران است و برای بقا مجبوریم بجنگیم. در چنین وضعیتی تعداد اقلام تولیدی ما به شدت افزایش یافته؛ اما حجم وزنی نهایی که به مشتری میفروشیم نسبت به سال قبل کاهش پیدا کرده است.
روبیآرت برنامههای خاصی برای توسعه و ایجاد نمایندگی در دبی داشت. آیا جنگ اخیر تاثیری روی این موضوع گذاشته است؟
یکی از دلایل اصلی تصمیم ما برای ورود به عرصه ارائه نمایندگی بینالمللی و فرانچایز، استفاده از ظرفیت ایرانیان خارج از کشور بود. میدانیم که مهاجران توانمند و بسیار موفق ایرانی در سراسر جهان زندگی میکنند. آنها برند روبیآرت را میشناسند، خرید میکنند و با ما در تعامل هستند. بدون شک اگر این جنگ رخ نمیداد، هماکنون به جای یک شعبه در دبی، 3 شعبه در آنجا داشتیم. چند فروشگاه آماده افتتاح بودند و همه توافقات نهایی شده بود تا این فروشگاهها راهاندازی شوند؛ اما به دلیل جنگ، متاسفانه بسیاری از ویزاهای شرکتی از جمله ویزای خود من دچار مشکل شد. من در حال حاضر نمیتوانم شخصا به کسبوکارم سر بزنم؛ چراکه اقامت شرکتی داشتم و اکنون همه این ویزاها معلق شدهاند. واقعیت این است که این جنگ نه تنها ما را در ایران تحت تاثیر قرار داد، بلکه برنامهها و طرحهایی را که برای کشورهای حاشیه خلیج فارس داشتیم نیز به هم زد. خوشبختانه حسابهای بانکی بسته نشد و کسبوکارمان در آنجا به صورت کامل زیر سوال نرفت. در هر حال استرس زیادی را تجربه کردیم؛ چراکه در سالهای قبل چنین اتفاقی به طور ناگهانی رخ داده بود و حساب همه ایرانیان بسته شده بود. حتی همین الان هم آنهایی که تصور میشود وابستگی به حکومت ایران دارند، با بسته شدن حساب مواجه شدهاند؛ اما چون هیچ کالایی را از ایران ارسال نمیکنیم و صرفا بخشی از فرایندهای کاری در ایران انجام میشود، از این موضوع در امان ماندهایم. خوشبختانه اکنون کسبوکارمان در دبی رو به رشد و موفق است؛ تعداد مشتریان دائمی افزایش یافته چراکه برندی با فعالیت مشابه روبیآرت وجود نداشت.
مگر بازار طلای دبی چه فرقی با بازار طلای ایران یا سایر کشورها دارد؟
در دبی بیشتر برندهای مطرح، لوکس و پرمیوم فعال هستند، بخش دیگر نیز مانند فروشندگان هندی، کالای ارزانتری در بازار طلای دبی میفروشند که سیستم خاص خود را دارد؛ اما فروشگاهی که طلای شیک و ظریف را با قیمت مناسب بفروشد، به ندرت پیدا میشود. ما وقتی برای اولین بار وارد بازار دبی شدیم، تصورمان این بود که همه بدون حساب و کتاب و صرفا بر اساس ذوق شخصی خرید میکنند؛ اما متوجه شدیم عربها واقعا اقتصادی هستند و برند شما را با فروشندگان محلی مقایسه میکنند. سایر ملیتهای حاضر در آنجا نیز تقریبا همینطور هستند. همه در نهایت قیمت طلا را میپرسند و مقایسه میکنند. یعنی همان چیزی که در ایران هم وجود دارد. تنها تفاوت این است که آنجا قدرت خرید مردم بسیار بالاتر از ایران است. برای مثال، اگر به یک مشتری هندی قیمت مناسبی بدهید، خرید 30 هزار درهمی برایش چیز عجیبی نیست و بلافاصله پول را پرداخت میکند. از طرف دیگر، ما در دبی زیرساخت تولید را نیز پیادهسازی کردهایم و در نتیجه اجرت ساخت طلا و قیمت نهایی محصولات روبیآرت حتی از ایران هم پایینتر است. این موضوع به یکی از دلایل موفقیت و نقاط قوت ما در دبی تبدیل شده است. به علاوه، ایدهها و محصولات منتخب ایران، در دبی نیز به همان اندازه با استقبال مواجه شدند.
آینده روبیآرت را در دبی چطور میبینید؟
من به شدت معتقد هستم که آینده کسبوکار در دبی بسیار درخشان است؛ چراکه ما در بستر آنلاین، آفلاین و حضوری توانستیم جایگاه بسیار خوبی به دست آوریم. مشتریان روبیآرت واقعا از خرید خود رضایت دارند و حتی از نقاط دورتر دبی نیز برای خرید نزد ما میآیند. در واقع، ورود به بازار بینالمللی، به ویژه منطقه حاشیه خلیج فارس، برای روبیآرت از اهمیت استراتژیک و کلیدی برخوردار است. در دبی هم در حال حاضر افراد جدیدی هستند که به دنبال افتتاح فروشگاه و دریافت نمایندگی روبیآرت هستند. متاسفانه از بدشانسی، این افراد خودشان کسبوکارهای دیگری در ایران داشتند و ساکن دائمی امارات نبودند. آنها به دنبال مشکلات ویزا در حال حاضر امکان سفر ندارند تا این همکاری محقق شود.
آیا قرار است این تجربه را به شکل عملیاتی در کشور دیگری هم داشته باشید؟
برنامهای برای توسعه کسبوکار در آمریکا داریم و قصد داریم همین مدل را در آنجا نیز پیاده کنیم.
به نظر شما در صورت افتتاح شعبه جدید در آمریکا شاهد چه میزان استقبال خواهید بود؟
ما در این زمینه مطالعات زیادی انجام دادهایم. برندی مشابه برند روبیآرت وجود دارد که، حدود هشت سال است در آمریکا فروشگاهداری میکند. این برند، به هیچ وجه از نظر زیبایی محصولات، تنوع و ارائه قیمت مناسب، حتی یکدهم امکاناتی که ما داریم را ندارد اما با این حال بسیار موفق است. به گونهای که در فروشگاه این برند برای خرید طلا صف تشکیل میشود. البته در آمریکا اصالت طلای خالص اهمیت چندانی ندارد. برای نمونه ترکیبی از طلا و نقره، محصولات با روکش طلای 14 عیار میفروشند که عیار متداول طلا در آمریکا است. آنها طلا را با حدود سه برابر قیمت تولید میفروشند و سود بسیار بالایی کسب میکنند. این در صنعت طلا عجیب و در عین حال جالب توجه است؛ چراکه مردم آمریکا هم با خوشحالی آن طلا را با قیمت بالایی که دارد، خریداری میکنند. به بیان بهتر، داستان آمریکا با کشورهای حاشیه خلیج فارس متفاوت است. آمریکاییها به اندازه ما به طلا علاقهمند نیستند؛ اما به اکسسوری علاقه بسیار زیادی دارند. همه آنها طلای تزئینی را دوست دارند و میدانند که طلا رنگ و روی خود را از دست نمیدهد و برای همیشه ماندگار است. ما نیز اگر بتوانیم استراتژیهای خرید و بازخرید از مشتری را به درستی در آمریکا پیادهسازی کنیم، مطمئنا موفق خواهیم شد. آنجا خرید و فروش بیشتر جنبه احساسی دارد و فرایند مشخصی مانند ایران برای این کار تعریف نشده است. آنها مثل ما نیستند که هر روز سایت قیمت لحظهای طلا را زیر نظر داشته باشند و قیمت روز را چک کنند. به همین دلیل، ما قصد داریم تا سیستم خرید و فروش شفافتری را در آمریکا پیادهسازی کنیم و میدانیم این رویکرد بسیار موفق خواهد بود. با ایجاد زیرساختی مشابه آنچه در دبی برای فرایند تولید داریم نیز هزینه تولید را به طور چشمگیری کاهش خواهیم داد. وقتی بخواهیم به کاربر قیمتی مبتنی بر نرخ جهانی طلا اعلام کرده و فقط مقدار مشخصی اجرت دریافت کنیم، مشتری هم طبیعتا به سمت ما خواهد آمد. همه ما وقتی بدانیم چیزی را به قیمت مناسب خریداری کردهایم، با اشتیاق آن را میخریم و به سایر دوستانمان نیز توصیه میکنیم که از آنجا خرید کنند.
سال گذشته سرشار از تصمیمهای مهم مدیریتی بود. سال ۱۴۰۵ را با کدام تصمیم مهم شروع کردید؟
مهمترین اتفاق این بود که با وجود توصیه همه مشاوران به متوقف کردن موقت کسبوکار، ما مسیر را بدون خلل ادامه دادیم. شاید در حقیقت آن چیزی که واقعا میخواستیم محقق نشد؛ اما ما پایمان را هرگز از روی گاز برنداشتیم. من اعتقاد دارم که حتی در شرایطی مانند جنگ و اوضاعی که اصلا مطلوب نیست نیز باید رو به جلو حرکت کنیم. ما یک کمپین تبلیغات محیطی هم داشتیم که گویای همین موضوع است. یعنی واقعا تلاش کردیم تا خودمان را درگیر اتفاقهای روز نکنیم. همین حالا هم عواملی وجود دارد که میتواند مشتریان را برای خرید ترغیب کند. یکی از این عوامل، فروش اقساطی است که به آن اشاره کردم. پس چرا روی این موضوع کار نکنیم؟ الان زمانی است که باید از همین شرایط درآمدزایی کرد.
مهمترین توصیه شما به هم صنفهایتان چیست؟
انسان باید خود را با مقتضیات روز تطبیق دهد. طبیعتا وقتی وضعیت مردم و شرایط اقتصادی بهتر شود، خریدهای نقدی نیز افزایش پیدا میکند. این یک اصل اساسی است. اگر بخواهید در ایران کار کنید، باید بدانید که اصلا امکان تدوین یک استراتژی بلندمدت وجود ندارد. شما باید نسخههای کوتاهمدت تعریف کنید. برای نمونه برنامه سهماهه داشته باشید و سه ماه بعد دوباره برای ماههای آتی تصمیمگیری کنید. تدوین استراتژی کلان برای برندهایی که هزینه بالایی دارند، بدون شک آنها را ورشکست خواهد کرد.
طی یک سال گذشته در فضای تولید و حوزه طلای زینتی، چه فرصتهایی از دست رفته است که میتوانست مورد استفاده قرار گیرد؟
از پارسال تاکنون زمانهای استراتژیک مهمی را از دست دادهایم. یکی از پرفروشترین روزها در جهان برای خرید طلای زینتی، ولنتاین، روز مادر و شب عید است. این در حالیست که تقریبا همه کسبوکارهای فعال در صنعت خرده فروشی ایران در این روزها به مشکل خوردند و الان هم کل عملکرد سالانهشان را با کنار گذاشتن دو ماه پایانی سال بررسی میکنند. مساله اینترنت و مشکلاتی که در بستر آنلاین داشتیم نیز مزید بر علت شد. همچنین پلتفرمی که به کمک آن فروش اقساطی انجام میدادیم، در آن روزها به علت نداشتن صرفه اقتصادی، همکاری خود را موقتا قطع کرد.
چشمانداز شما از فضای بازار تا پایان امسال چیست؟
من تا چند وقت پیش کمی امیدوارتر بودم؛ اما اکنون و با اتفاقاتی که در چند روز اخیر رخ داده، چندان به آینده خوشبین نیستم. فکر میکنم وضعیت کنونی نسبت به آنچه به آن «با ثبات بودن» میگوییم، فاصله زیادی دارد. با این حال هنوز هم امیدوار هستم که اتفاقات مثبتی رخ دهد؛ چراکه دیگر توانی برای کسبوکارها باقی نمانده و همه نیاز به یک اتفاق مثبت یا ثبات کاری دارند. ما به دنبال این نیستیم که نرخ دلار به عدد خاصی برسد، بلکه میخواهیم این عدد ثابت باشد تا بتوانیم با آرامش دستکم برای 2 تا 3 سال آینده برنامهریزی کنیم؛ اما در نهایت اینجا خاورمیانه است و نمیشود انتظار ثبات کامل داشت. حتی امارات، که سیستم و ساختارشان کاملا منظم و مرتب بود، از تبعات اتفاقاتی که برای ایران رخ داد، بینصیب نماند. خوشبختانه مسئولان کشورمان اکنون به دنبال این هستند که گشایشی رخ دهد و امیدوار هستم که این اتفاق واقعا بیفتد؛ چراکه همه ما به گشایش اقتصادی و ثبات نیاز داریم.
توصیه شما به مسئولانی که میتوانند در این زمینه تاثیرگذار باشند، چیست؟
آنهایی که کمی دلشان برای ایران میسوزد، باید این نکته را در نظر بگیرند که دارایی و ثروت ایران باید صرف بهبود وضعیت مردم شود. امروز، شاهد افزایش فقر و کاهش قدرت خرید مردم در جامعه هستیم. حتی طبقه متوسط نیز در حال سقوط هستند. ما نیازمند تغییرات استراتژیک هستیم و امیدوارم این تغییرات امسال محقق شود.
در مصاحبه قبلی که سال گذشته داشتیم، از شما درباره امید پرسیده شد. شما در آن زمان بسیار قاطعانه پاسخ مثبت دادید. آیا هنوز آن امید در شما زنده است؟
اگر امید وجود نداشت که من اینجا نبودم. مگر میشود که امید وجود نداشته نباشد؟ من به شخصه انسان بسیار مثبتاندیشی هستم و اصلا از زاویه منفی به قضایا نگاه نمیکنم. احساس میکنم که همه اینها بحرانهای موقتی هستند. شاید این دوره موقت شش ماه یا یک سال طول بکشد. به هر حال ما باید دوام بیاوریم. باید به هر شکلی که شده، حتی در بدترین حالت، خودمان را به نقطه سر به سر برسانیم تا زنده بمانیم و کسبوکاری را که 17 سال برایش زحمت کشیدهایم، سرپا نگه داریم. اصلا تفاوت یک برند با فردی که مثلا به عنوان کاسب یا واسطه فعالیت میکند، این است که بخش زیادی از داراییهای برند، داراییهای نامشهود است. این داراییها زمانی قابلیت نقدشوندگی دارند که اقتصاد و شرایط کشور باثبات باشد. برند در شرایط جنگی هیچ ارزشی ندارد. برای مثال در صورت نیاز به جذب سرمایهگذار، در حال حاضر من نمیدانم که روبیآرت چقدر ارزش دارد و چه کسی حاضر است برای یک دارایی نامشهود سرمایهگذاری کند. آن هم در شرایط کنونی که همه صحبت از سرمایهگذاری روی دلار و طلا میکنند.
انتهای پیام
مرتبط با: