پشت پرده استعفای شاپور محمدی از ریاست بورس

کد مطلب: ۵۱۶۴
پشت پرده استعفای شاپور محمدی از ریاست بورس

سه سال و 8 ماه پیش وقتی دکتر شاپور محمدی بر صندلی ریاست سازمان بورس نشست، رسیدن شاخص کل بازار به قله 100 هزار واحدی اگر نگوئیم یک رویا، یک هدف بزرگ بود و اکنون محمدی در حالی سازمان بورس را ترک می‌کند که شاخص رکورد 600 هزار واحدی را پشت سرگذاشته است و همچنان به پیش می‌تازد.

به گزارش کاماپرس، زمزمه استعفای شاپور محمدی که طی ماه های اخیر چند بار شنیده شده بود روز گذشته به واقعیت بدل شد و این مدیر عامل موفق سازمان بورس جای خود را به حسن قالیباف اصل داد. شاید بسیاری از فعالان کهنه‌کار بازار سرمایه و کارشناسان این بازار موفقیت شاپور محمدی در پست جدید را به دلیل نداشتن سبقه بورسی درخشان و جوانی وی به دیده تردید می‌نگریستند اما محمدی به خوبی نشان داد می تواند تجاربی را که در کسوت دبیر کل کانون نهادهای سرمایه گذاری، مدیرعاملی بورس انرژی و عضویت در هیات مدیره چند شرکت سرمایه گذاری و کارگزاری کسب کرده به سکویی برای پرش بورس بدل کند.

مدیرعاملی که منشاء تحولات بزرگ بود

شاپور محمدی در بورس منشاء تحولات بزرگی بود که از آن جمله می توان به قدرت بخشیدن به سازمان بورس به عنوان نهاد ناظر(توقف قاطعانه نمادهای مشهوری که به نفوذ و قدرت مشهور بودند را به دلیل عدم شفافیت عملکرد یا اقدام قضایی علیه فعالیت های مجرمانه بورسی در فضای مجازی را به یاد بیاورید)، تنوع بخشی به ابزارهای معاملاتی، بازنگری و اصلاحات اساسی در قوانین(اصلاح دستورالعمل اجرایی معاملات، جایگزین کردن گزارش‌های مدیریت با پیش بینی سود، کاهش مالیات معاملات سهام و … را به یاد بیاورید)، توسعه فعالیت های بورس کالا و فرابورس و بسیاری اقدامات دیگر اشاره کرد که البته این اقدامات ضمن جلب نظر موافقان، منتقدان سرسختی نیز برای سازمان و شخص شاپور محمدی ایجاد کرد.

پرسش اینجاست که چه عواملی موجب شد مدیری که با برنامه ها و اقدامات خود توسعه 6 برابری بازار سرمایه را رقم زده است - صد البته که نقش برخی تحولات کلان سیاسی و اقتصادی را نیز در رشد بازار سرمایه ایران نمی‌توان ندیده گرفت - عطای ریاست بر بورس را در درخشان‌ترین روزهای این سازمان به لقایش ببخشد و در اوج کنار بکشد؟

راه رفتن بر لبه تیغ شفاف سازی

به نظر می‌رسد یکی از مسائلی که زمینه‌ساز کناره‌گیری شاپور محمدی از بورس شد، اقدامات وی در جهت شفاف‌سازی بازار سرمایه و خصوصا نمادهای بزرگ بازار بود. این اقدامات گاه به توقف طولانی مدت این نمادها انجامید و نارضایتی گروه‌های صاحب نفوذ و دارای ثروت و قدرت را به دنبال داشت و ناگفته پیداست که چنین گروه‌هایی فشارهای پیدا و پنهان فراوانی بر مدیرعامل سازمان بورس وارد می‌کردند. به سادگی می‌توان تصور کرد این فشارها مدیریت بر سازمان بورس را برای شاپور محمدی به راه رفتن بر لبه تیغ شبیه کرده و یک عامل مهم در تصمیم وی به استعفا بود.

معضل کهنه ضعف های سخت افزاری

انتقادات گسترده‌ای از سوی سهامداران و فعالان بازار سرمایه به ضعف‌های سخت‌افزاری این سازمان وارد می‌شود که شاپور محمدی در مدت سکانداری سازمان بورس نتوانست اقدام موثری در جهت رفع این معضل انجام دهد. بیشترین انتقادات درباره هسته معاملاتی بازار سرمایه مطرح می‌شد که اختلالات آن، شائبه‌هایی در زمینه ایجاد رانت برای برخی افراد و گروه‌ها، ایجاد می‌کرد. در واقع، محمدی نتوانست زیرساخت‌های بازار بورس را به تناسب رشد بازار توسعه دهد و این موضوع انتقادات و فشارهای فراوانی بر وی وارد کرد.

شاپور قربانی حباب بورس شد؟

شاید مهم‌ترین دلیل کناره‌گیری شاپور محمدی از بورس را باید در اختلاف نظر وی با مسئولان بالادستی و گروه های صاحب نفوذ در اقتصاد کشور درباره حبابی‌بودن یا واقعی‌بودن رشد بازار بورس جستجو کرد. بحث حبابی بودن یا واقعی بودن رشد فزاینده بازار بورس طی حدود یک سال و نیم اخیر صرفا بحثی دامنه دار بین کارشناسان و تحلیل گران بورسی نیست. این موضوع، بدون شک چالش های جدی و اختلاف نظرهای گسترده مدیریتی بین راس هرم مدیریت بورس و مسئولان بالادستی و گروه های صاحب قدرت در اقتصاد کشور ایجاد می کند. مصوبات اخیر هیات مدیره بورس با موضوع ایجاد محدودیت در رشد قیمت سهام به منظور جلوگیری از حبابی شدن قیمت در جو هیجانی بازار و لغو این مصوبات در جلسه شواری عالی بورس بلافاصله بعد از موافقت این شورا با استعفای شاپور محمدی، می تواند پشت پرده بسیاری از مسائل و ابهامات این استعفا را به نمایش بگذارد.

مرتبط با:

ارسال نظر