کودک در فضای دیجیتال فقط به محدودیت نیاز ندارد؛ به محتوای آگاهساز نیاز دارد
گسترش حضور کودکان در فضای دیجیتال، توجه به نحوه استفاده آنها از اینترنت و محتوایی که در این فضا دریافت میکنند را بیش از گذشته ضروری کرده است. در این میان، تمرکز صرف بر محدودسازی دسترسی کودکان به محتوای نامناسب، نمیتواند پاسخ کاملی به نیازهای نسل جدید باشد و در کنار آن باید برای تولید و عرضه محتوای مفید، آموزشی و متناسب با سن کودکان نیز برنامهریزی کرد.
به گزارش کاماپرس مدیرعامل پلتفرم دان در یادداشتی، با تأکید بر ضرورت عبور از رویکرد صرفاً محدودکننده، به اهمیت شکلگیری یک تجربه دیجیتال امن، مفید و سازنده برای کودکان پرداخته است.
در بحث درباره کودکان و فضای دیجیتال، معمولاً اولین واژهای که به ذهن میرسد «محدودیت» است؛ اینکه کودک به چه چیزی دسترسی داشته باشد، چه محتوایی نبیند و چه زمانی از اینترنت یا پلتفرمهای دیجیتال استفاده کند.
این دغدغهها مهماند، اما از نگاه من، مسئله اصلی جایی فراتر از محدودسازی آغاز میشود.
اگر تنها راهبرد ما این باشد که دائماً بخشی از فضای دیجیتال را از دسترس کودک خارج کنیم، یک سؤال اساسی بیپاسخ میماند: در مقابل، چه چیزی به او ارائه میکنیم؟
کودک امروز در محیطی رشد میکند که بخش قابلتوجهی از یادگیری، سرگرمی، ارتباط و تجربه او در فضای دیجیتال شکل میگیرد. بنابراین نمیتوان این فضا را صرفاً به مجموعهای از تهدیدها تقلیل داد. همانقدر که باید درباره آسیبهای آن حساس بود، باید درباره فرصتهایی که میتواند برای رشد کودک ایجاد کند نیز برنامه داشت.
فراتر از سرگرمی و انیمیشن
وقتی از «محتوای کودک» صحبت میکنیم، هنوز هم در بسیاری از موارد ذهنها به سمت کارتون، انیمیشن، بازی و سرگرمی میرود. سرگرمی البته بخشی طبیعی و ضروری از زندگی کودک است، اما محتوای کودک نمیتواند به همین حوزه محدود بماند.
کودک به محتوایی نیاز دارد که به او کمک کند جهان اطرافش را بهتر بفهمد.
محتوایی که درباره مهارتهای زندگی با او حرف بزند؛ از ارتباط مؤثر و حل مسئله گرفته تا مدیریت احساسات، کار گروهی، خلاقیت، مسئولیتپذیری و تصمیمگیری.
محتوایی که سواد رسانهای و دیجیتال را از سنین پایین تقویت کند و به کودک یاد بدهد هر چیزی که در اینترنت میبیند لزوماً درست نیست؛ تبلیغ چیست، اطلاعات شخصی چیست، چرا نباید هر دادهای را در اختیار دیگران قرار دهد و چگونه میتواند در مواجهه با محتوای آنلاین سؤال بپرسد.
و امروز باید یک گام جلوتر برویم: کودک به تدریج باید با هوش مصنوعی و شیوه درست استفاده از آن هم آشنا شود. نسلی که با چتباتها، موتورهای پیشنهاددهنده و ابزارهای تولید محتوا بزرگ میشود، بیش از هر نسل دیگری به توانایی پرسشگری، ارزیابی و تفکر نقادانه نیاز دارد.
محدودسازی بدون جایگزین، سیاست کاملی نیست
یکی از چالشهای مهم در سیاستگذاری حوزه کودک این است که گاهی وزن «ممنوع کردن» بسیار بیشتر از «ساختن» میشود.
ممکن است بتوان دسترسی کودک به بخشی از محتوا را محدود کرد، اما نمیتوان کنجکاوی او را محدود کرد. اگر پاسخ مناسب، جذاب و متناسب با سن او در دسترس نباشد، کودک پاسخ خود را جای دیگری جستوجو خواهد کرد.
به همین دلیل، سیاست مؤثر در حوزه کودک باید همزمان دو مسیر داشته باشد: کاهش مواجهه با محتوای آسیبزا و افزایش دسترسی به محتوای مفید، جذاب و سازنده.
مسئله فقط این نیست که کودک چه چیزی نبیند؛ مسئله مهمتر این است که چه چیزی ببیند، چه چیزی یاد بگیرد و با چه مهارتهایی بزرگ شود.
محتوای ایجابی؛ حلقه مفقوده زیستبوم کودک
از نگاه یک پلتفرم فعال در حوزه محتوا، شاید مهمترین حلقه مفقوده، توسعه محتوای ایجابی باشد.
محتوای ایجابی یعنی محتوایی که صرفاً از خطر حرف نمیزند، بلکه به کودک امکان انتخاب بهتر میدهد. بهجای اینکه فقط بگوییم «این کار را نکن»، توضیح بدهیم «چه کار میتوانی بکنی و چرا».
مثلاً در حوزه امنیت دیجیتال، صرف هشدار درباره خطرات کافی نیست؛ کودک باید از طریق محتوای مناسب سن خود یاد بگیرد چگونه رمز عبور امن انتخاب کند، اطلاعات شخصیاش را حفظ کند یا در مواجهه با یک پیام مشکوک چه واکنشی نشان دهد.
در حوزه سلامت، محیطزیست، مهارتهای مالی، روابط اجتماعی، حقوق کودک، سواد رسانهای، فناوری یا حتی شناخت مشاغل آینده نیز همین منطق وجود دارد. آموزش وقتی اثرگذار است که بتواند به تجربهای قابل فهم و جذاب برای کودک تبدیل شود.
آموزش نباید شبیه کلاس درس باشد
البته صحبت از محتوای آموزشی به این معنا نیست که فضای دیجیتال کودک را به کلاس درس دیگری تبدیل کنیم.
اتفاقاً یکی از ظرفیتهای مهم پلتفرمهای دیجیتال این است که بتوانند مرز میان آموزش و تجربه را کمرنگ کنند.
آموزش میتواند در قالب داستان، مسابقه، ویدئوی کوتاه، بازی، شخصیتپردازی، گفتوگو، انیمیشن یا تجربه تعاملی ارائه شود. مهم این است که در پس این قالب جذاب، هدفی روشن برای یادگیری، مهارتآموزی یا آگاهیبخشی وجود داشته باشد.
کودک قرار نیست میان «سرگرم شدن» و «یاد گرفتن» یکی را انتخاب کند. محتوای خوب میتواند هر دو را همزمان فراهم کند.
مسئولیت پلتفرم فقط انتشار محتوا نیست
برای پلتفرمهای کودک نیز مسئولیت از میزبانی و توزیع محتوا فراتر میرود.
پلتفرم باید بداند چه محتوایی را برجسته میکند، چه نوع محتوایی بیشتر در معرض دید کودک قرار میگیرد و چه نسبتی میان سرگرمی، آموزش، مهارتآموزی و آگاهیبخشی وجود دارد.
اگر الگوریتم یا صفحه اصلی یک پلتفرم صرفاً بر اساس زمان تماشا یا جذابیت آنی تصمیم بگیرد، طبیعی است که محتوای سرگرمکننده سهم بیشتری پیدا کند. اما در یک پلتفرم کودک، کیفیت تجربه باید در کنار جذابیت دیده شود.
یعنی باید از خودمان بپرسیم کودکی که یک ساعت در این پلتفرم وقت میگذراند، در پایان آن یک ساعت چه چیزی علاوه بر سرگرمی با خود میبرد؟
دانش؟ مهارت؟ پرسش تازه؟ شناخت بهتر از خودش و محیط اطرافش؟ یا دستکم انگیزهای برای یادگیری بیشتر؟
«اینترنت امن» به «تجربه دیجیتال مفید»
به نظرم زمان آن رسیده که ادبیات حوزه کودک را کمی تغییر دهیم.
بهجای اینکه فقط از «اینترنت امن برای کودکان» صحبت کنیم، از «تجربه دیجیتال مفید برای کودکان» حرف بزنیم.
تجربهای که امنیت یکی از شروط آن است، اما تمام آن نیست.
کودک باید در فضای دیجیتال امکان یادگیری، کشف، خلاقیت و مهارتآموزی داشته باشد. باید محتوایی متناسب با سن و نیاز واقعی او تولید شود و خانواده نیز بتواند با اطمینان بیشتری میان گزینههای موجود انتخاب کند.
محدودسازی در بعضی حوزهها ممکن است لازم باشد، اما هیچ محدودیتی جای محتوای خوب را نمیگیرد.
اگر میخواهیم کودک در فضای دیجیتال انتخاب بهتری داشته باشد، باید گزینههای بهتر بیشتری برای انتخاب در اختیارش بگذاریم.
شاید مهمترین سرمایهگذاری برای آینده کودکان، نه ساختن دیوارهای بیشتر در اینترنت، بلکه ساختن مسیرهای بهتر درون آن باشد.
مدیرعامل پلتفرم دان
مرتبط با: