حسن زیرک بوکانی؛ نابغهی بیقلم کورد که بیش از هزار ترانه را در حافظه یک ملت نوشت
در تاریخ موسیقی، برخی هنرمندان بدون برخورداری از آموزش رسمی، با تکیه بر استعداد، حافظه و تجربه زیسته خود به چهرههایی ماندگار تبدیل شدهاند. حسن زیرک بوکانی نمونهای برجسته از این هنرمندان است که صدایش از دل فرهنگ مردم برخاست و فراتر از مرزهای منطقه ماندگار شد.
به گزارش کاماپرس، محسن قادری، مدیرعامل گروه گردشگری ژیوار، در یادداشتی به زندگی، نبوغ و میراث موسیقایی حسن زیرک بوکانی پرداخته است که در ادامه میخوانیم:
از کوچههای بوکان تا تأثیر بر موسیقی منطقه؛ روایت هنرمندی که سواد خواندن و نوشتن نداشت، اما شعر میسرود، ملودی میساخت، میخواند و آثاری از او دههها بعد در کشورهای دیگر بازخوانی شدند
در تاریخ موسیقی، گاه هنرمندانی ظهور میکنند که قواعد معمول را به چالش میکشند؛ انسانهایی که نه محصول دانشگاه و هنرستان، بلکه محصول استعداد، حافظه، فرهنگ و تجربه زندگیاند. حسن زیرک بوکانی یکی از درخشانترین نمونههای چنین هنرمندانی است.
خوانندهای برخاسته از بوکان که از سواد رسمی خواندن و نوشتن برخوردار نبود، اما به یکی از تأثیرگذارترین چهرههای تاریخ موسیقی کُردی تبدیل شد.
درباره تعداد دقیق آثار حسن زیرک آمار متفاوتی منتشر شده و منابع مختلف از بیش از هزار اثر سخن گفتهاند. بنابراین رقم حدود ۱۲۰۰ ترانه و اجرای موسیقایی را میتوان بهعنوان یکی از برآوردهای رایج درباره میراث عظیم او مطرح کرد، نه آماری قطعی.
آنچه اهمیت بیشتری دارد این است که بر اساس روایت موسیقیدانانی که با او همکاری داشتهاند، حسن زیرک بسیاری از اشعار آثارش را خود و گاه بهصورت بداهه میسرود و از حافظهای خارقالعاده در حفظ شعر، آهنگ و مقامهای کُردی برخوردار بود. مجتبی میرزاده، موسیقیدان و نوازندهای که با او همکاری داشت، نیز بر همین استعداد استثنایی تأکید کرده است.
راز حسن زیرک در قلم و کاغذ نبود؛
دفتر او حافظهاش بود و قلمش صدایش.
از بوکان؛ شهر بزرگان و هنرمندان جایی که یک صدا متولد شد
حسن زیرک در بوکان متولد شد؛ سرزمینی که موسیقی، شعر، آوازهای محلی و فرهنگ شفاهی بخشی جداییناپذیر از زندگی مردم آن بود.
زندگی او از ابتدا زندگی یک هنرمند برخوردار از امکانات، ثروت یا آموزش آکادمیک نبود. او در مسیر زندگی با دشواریهای بسیاری روبهرو شد و برای امرار معاش کارهای مختلفی انجام داد.
اما در وجود او استعدادی شکل گرفته بود که بعدها صدایش را بسیار فراتر از زادگاهش برد.
مدرسه واقعی حسن زیرک، زندگی مردم و روز مره گی ها بود.
آوازهای محلی، کوهستان، روستاها، عشقها و جداییها، شادی و عزا، طبیعت کردستان، زبان مردم و روایتهایی که نسلبهنسل منتقل شده بودند، دانشگاه موسیقی او شدند.
او موسیقی را از روی کاغذ یاد نگرفت؛ موسیقی را زندگی کرد.
بیسواد در خواندن و نوشتن؛ نابغه در موسیقی
شاید حیرتانگیزترین بخش زندگی حسن زیرک همین تضاد باشد.
او سواد رسمی خواندن و نوشتن نداشت، اما حافظه موسیقاییاش به اندازهای قدرتمند بود که شعرها، ملودیها و مقامهای متعدد را در ذهن نگهداری میکرد.
روایت مشهور شهرام ناظری درباره او نیز بسیار قابلتوجه است. ناظری از حسن زیرک بهعنوان یک نابغه واقعی یاد کرده و گفته است که او میتوانست هنگام ورود به فضای ضبط، بداهه شعر بسراید، برای آن آهنگ بسازد و همان را اجرا کند. به جرات در بداهه گویی در سراسر گیتی مانند ندارد
مجتبی میرزاده نیز درباره زیرک تأکید کرده است که با وجود نداشتن سواد، اشعار بسیاری از آثارش را هنگام اجرا بهصورت بداهه میسرود و حافظه بسیار قدرتمندی در حفظ شعر، آهنگ و مقامهای کُردی داشت.
این همان نقطهای است که تعریف معمول ما از «سواد» را به چالش میکشد.
حسن زیرک شاید نمیتوانست شعر خود را روی کاغذ بنویسد، اما میتوانست آن را خلق کند، آهنگش را در ذهن بسازد و با صدای خود ماندگار کند.
حدود ۱۲۰۰ اثر؛ کتابخانهای که روی کاغذ نبود
برای درک عظمت این استعداد، کافی است شرایط زمان حسن زیرک را با امروز مقایسه کنیم.
امروز یک هنرمند تلفن همراه، استودیوی دیجیتال، نرمافزار آهنگسازی، فضای ذخیرهسازی، اینترنت و هزاران ابزار برای ثبت یک ایده چندثانیهای در اختیار دارد.
حسن زیرک یوکانی چنین امکاناتی نداشت.
حتی امکان نوشتن ایدههایش روی کاغذ نیز برای او وجود نداشت.
با این حال، مجموعهای عظیم از آوازها و ترانهها با صدای او به یادگار مانده است. فهرست آثار شناختهشده او شامل ترانههایی مانند نوروز، کتانه، بارانه، مریم بوکانی، زارا، گوهره، نالشکینه، آمنه، لایلای، امان دکتر، کرماشان، یالا شوفر، هو لیلی، بهناز، نیشتمان و بسیاری آثار دیگر است.
به همین دلیل میتوان گفت:
حافظه حسن زیرک بوکانی خود یک آرشیو موسیقی بود.
شاعر، ملودیساز و خواننده در یک وجود
در موسیقی امروز برای تولید یک قطعه ممکن است چندین نفر فعالیت کنند؛ شاعر، آهنگساز، تنظیمکننده، تهیهکننده و خواننده.
اما درباره حسن زیرک با هنرمندی روبهرو هستیم که در بسیاری از آثار، چند مرحله از این فرایند در وجود خودش اتفاق میافتاد.
او شعر میسرود.
ملودی را پیدا میکرد.
و سپس همان اثر را با صدای خودش اجرا میکرد.
همین موضوع حسن زیرک را از یک «خواننده» صرف فراتر میبرد.
او فقط صدای یک اثر نبود؛ در بسیاری از موارد بخشی از فرایند آفرینش اثر نیز بود.
بداهه؛ لحظهای که نبوغ زیرک آشکار میشد
بداههپردازی یکی از مهمترین ویژگیهای هنر حسن زیرک بود.
اجرای صحیح یک قطعه از پیش نوشتهشده نیازمند توانایی بالاست؛ اما تصور کنید هنرمندی در لحظه، واژه را انتخاب کند، شعر بسازد، وزن و موسیقی آن را در ذهن شکل دهد، ملودی متناسب با آن پیدا کند و سپس همان قطعه را اجرا کند.
این توانایی را نمیتوان صرفاً با تمرین توضیح داد.
بخشی از آن حاصل فرهنگ شفاهی و تجربه طولانی است و بخشی دیگر به استعداد کمنظیر هنرمند بازمیگردد.
برای حسن زیرک بوکانی موسیقی چیزی نبود که فقط آن را حفظ کرده باشد؛ گویی موسیقی در ذهن او جریان داشت.
رادیو؛ وقتی صدای بوکان مرزها را پشت سر گذاشت
حضور حسن زیرک در رادیو نقطه مهمی در مسیر حرفهای او بود.
آثار او در رادیوهای مختلف ضبط و منتشر شدند و همین رسانه باعث شد صدایش از محدوده بوکان و مکریان فراتر برود.
همکاری با نوازندگان و موسیقیدانان حرفهای نیز باعث شد بخشی از آثار او در قالبهایی ماندگار ثبت شوند.
صدایی که ریشه در موسیقی مردمی کردستان داشت، اکنون از طریق رادیو به خانههای هزاران شنونده میرسید.
دیگر حسن زیرک تنها خوانندهای از بوکان نبود؛
صدای او به بخشی از حافظه موسیقایی مردم کُرد تبدیل شده بود.
حسن زیرک؛ حافظ بخشی از میراث ناملموس کُردستان
اهمیت زیرک تنها در صدای زیبایش نیست.
برای قرنها بخش مهمی از موسیقی محلی از طریق فرهنگ شفاهی منتقل میشد. آهنگها از نسلی به نسل دیگر میرسیدند و همیشه خطر فراموششدن یا تغییر آنها وجود داشت.
با ظهور رادیو و امکان ضبط صدا، شرایط تغییر کرد.
حسن زیرک درست در دورهای زندگی کرد که بخشی از این میراث شفاهی امکان ثبت پیدا کرد.
به همین دلیل صدها اجرای باقیمانده از او فقط «آهنگ» نیستند؛ آنها اسنادی صوتی از زبان، موسیقی، احساسات و فرهنگ یک دورهاند.
مردی فراتر از یک زبان
اگرچه هویت اصلی حسن زیرک با زبان و موسیقی کُردی، بهویژه سورانی، پیوند خورده است، در فهرست آثار او نمونههایی از اجراهای چندزبانه نیز دیده میشود.
برای مثال «خان باجی» در منابع به اجراهایی به کردی سورانی، ترکی آذری و ارمنی مرتبط شده و «گولدور منی گولدور» نیز با اجرای آذری و کردی ثبت شده است. حتی نمونهای از خواندن شعر فارسی حافظ توسط زیرک در آرشیو موجود است.
این گستره نشان میدهد که گوش موسیقایی او محدود به یک قالب بسته نبود.
از بوکان تا ترکیه؛ ملودیهایی که دوباره متولد شدند
یکی از جذابترین فصلهای میراث حسن زیرک، سرنوشت برخی از ترانهها و ملودیهایی است که سالها بعد در کشورهای دیگر، بهویژه ترکیه، دوباره شنیده شدند.
در منابع مرتبط با حسن زیرک، چند نمونه مشخص از آثار او یا آثاری که با اجرای او شناخته میشوند ذکر شده که بعدها به زبان ترکی استانبولی بازخوانی شدهاند:
• «ای نیشتمان» و نسخه ترکی Ankara’nın Taşına Bak با اجرای Ruhi Su
• «نسرین» و Ağlama Yar با اجرای Yavuz Bingöl
• «امان دکتور» و Aman Doktor با اجرای Candan Erçetin
• «یالا شوفر» و نسخه اجراشده توسط İbrahim Tatlıses
• «لیلا» و نسخه مرتبط با Özcan Deniz
وجود چنین بازخوانیهایی نشان میدهد که موسیقیای که حسن زیرک در دهههای گذشته اجرا میکرد، ظرفیت عبور از مرز زبان و جغرافیا را داشته است.
البته در یک پژوهش تاریخی دقیق باید میان سه مفهوم تفاوت گذاشت:
اثری که حسن زیرک خود ساخته است، اثری که او اجرا و مشهور کرده است، و اثری که هنرمندان بعدی از نسخه یا ملودی آن اقتباس کردهاند.
به همین دلیل استفاده از واژه «کپی» برای تمام این نمونهها بدون بررسی شناسنامه تکتک آثار دقیق نیست. اما اصل تأثیرگذاری و وجود بازخوانیهای متعدد را نمیتوان نادیده گرفت.
وقتی نامهای بزرگ به ملودیهای قدیمی میرسند
در میان خوانندگانی که نامشان در ارتباط با بازخوانی این آثار مطرح شده، ابراهیم تاتلیسس شناختهشدهترین چهره برای مخاطب عمومی است.
اما او تنها نمونه نیست.
روهی سو، یاووز بینگول، جاندان ارچتین و اوزجان دنیز نیز در منابع مربوط به بازخوانی آثار حسن زیرک ذکر شدهاند.
این موضوع از منظر تاریخ موسیقی بسیار قابل تأمل است.
هنرمندی از بوکان که نه تحصیلات موسیقی داشت و نه سواد رسمی خواندن و نوشتن، ملودیهایی را اجرا کرد که دههها بعد در بازارهای موسیقی بزرگتر منطقه با زبانها و تنظیمهای متفاوت شنیده شدند.
در بعضی بازخوانیها ریشه یا نسخه قدیمی اثر شناخته شده و در برخی موارد نیز درباره مالکیت و منشأ دقیق ملودیها اختلافنظر وجود دارد.
از این رو، شاید منصفانهتر باشد بهجای آنکه همه این هنرمندان را «کپیکار» بنامیم، بگوییم:
میراث موسیقایی حسن زیرک آنقدر قدرتمند بود که ردپای آن را میتوان در بازخوانیها و اقتباسهای نسلهای بعدی جستوجو کرد؛ گاه با اشاره به سرچشمه و گاه بدون آن.
چرا موسیقی حسن زیرک هنوز زنده است؟
این پرسش بسیار مهم است.
دهها سال از درگذشت حسن زیرک گذشته، نسلها تغییر کردهاند و موسیقی از صفحه و رادیو به نوار کاست، سیدی، اینترنت و پلتفرمهای دیجیتال رسیده است.
اما زیرک هنوز شنیده میشود.
دلیل نخست، اصالت است.
صدای او محصول یک پروژه تجاری برای ساختن ستاره موسیقی نبود. آن صدا مستقیماً از فرهنگ و زندگی مردم آمده بود.
دلیل دوم، احساس است.
عشق، دلتنگی، غربت، شادی، جدایی و امید در آثار او برای شنونده قابل لمساند.
و دلیل سوم، ملودی است.
ملودیهایی که پس از چندین دهه هنوز قابلیت بازخوانی دارند، نشان میدهند خالقان و حاملان آن سنت موسیقایی به ساختارهایی دست یافته بودند که عمرشان محدود به یک نسل نبود.
آثار حسن زیرک؛ موسیقی یا سند تاریخی؟
شاید امروز زمان آن رسیده باشد که به آثار حسن زیرک فقط به چشم مجموعهای از ترانههای قدیمی نگاه نکنیم.
صدای او بخشی از یک آرشیو تاریخی است.
در آثارش میتوان واژگان، لهجه، شیوه بیان، روابط اجتماعی، عشق، طبیعت، جغرافیا و حتی روحیات مردم یک دوره را شنید.
بنابراین حفظ و پژوهش درباره آثار حسن زیرک فقط وظیفه دوستداران موسیقی نیست؛ بخشی از حفاظت از میراث فرهنگی کُردستان و ایران است.
قادری بیان میکند :
نالشکینه؛ بازگشت نابغه به کلتپه بوکان در دامن کوه نالشکینه
حسن زیرک در سال ۱۳۵۱ درگذشت و در دامنه کوه نالشکینه در بوکان آرام گرفت. منابع زندگینامهای تاریخ تولد او را ۲۹ نوامبر ۱۹۲۱ و تاریخ درگذشتش را ۲۶ ژوئن ۱۹۷۲ ثبت کردهاند.
اما داستان او با مرگ تمام نشد.
امروز نالشکینه برای بسیاری تنها نام یک کوه نیست؛ نامی است که با خاطره حسن زیرک گره خورده است.
مردی که از بوکان برخاست، جهان موسیقی خود را ساخت و سرانجام به همان خاک بازگشت.
آیا حسن زیرک واقعاً «بیسواد» بود؟
شاید در پایان باید دوباره به همان جملهای برگردیم که در نگاه نخست بسیار عجیب به نظر میرسد:
حسن زیرک سواد خواندن و نوشتن نداشت.
از نظر آموزش رسمی، این گزاره درباره او در روایتهای موسیقیدانان همدورهاش مطرح شده است.
اما آیا مفهوم دانش فقط خواندن و نوشتن است؟
انسانی که میتواند صدها شعر و ملودی را در حافظه نگه دارد، مقامهای موسیقایی را بشناسد، در لحظه شعر بسراید، برای آن ملودی بسازد و همان لحظه اجرا کند، فاقد دانش است؟
یا صاحب نوع دیگری از دانش است که در هیچ مدرک دانشگاهی ثبت نمیشود؟
حسن زیرک شاید نت موسیقی نمینوشت؛ اما موسیقی را میفهمید.
شاید شعرهایش را روی کاغذ نمیآورد؛ اما شعر میساخت.
شاید کتابی تألیف نکرد؛ اما صدها اثر از خود به جا گذاشت.
و شاید همین تضاد است که زندگی او را تا این اندازه شگفتانگیز میکند.
حسن زیرک؛ نابغهای که خودش یک آرشیو بود
اگر میراث او را حدود ۱۲۰۰ اثر بدانیم، مهمتر از خود عدد، پرسشی است که پشت آن قرار دارد:
قادری می افزاید ؛
چگونه انسانی بدون سواد رسمی و بدون امکانات امروز توانست چنین حجم عظیمی از موسیقی را در ذهن و حافظه خود حمل کند؟
چگونه ملودیهایی که با صدای او ثبت شدند، دههها بعد توسط خوانندگان دیگری در کشورهای دیگر بازخوانی شدند؟
چگونه صدایی که از بوکان برخاست، پس از بیش از نیم قرن هنوز شنیده میشود؟
پاسخ را شاید بتوان در یک کلمه خلاصه کرد:
نبوغ
حسن زیرک تنها یک خواننده نبود.
او شاعر بود؛ حتی اگر شعرهایش را روی کاغذ نمینوشت.
او ملودیپرداز بود؛ حتی اگر نت نمینوشت.
او حافظ فرهنگ شفاهی بود؛ حتی اگر آرشیوی در اختیار نداشت.
او راوی مردمش بود؛ زیرا عشق، رنج، شادی، غربت و هویت آنان را به موسیقی تبدیل کرد.
و شاید زیباترین توصیف برای میراث حسن زیرک بوکانی همین باشد:
«او کتاب ننوشت، اما خود به فصلی از تاریخ فرهنگ کُرد تبدیل شد؛ نت ننوشت، اما ملودیهایش از مرزها گذشت؛ شعرهایش را روی کاغذ ثبت نکرد، اما آنها را در حافظه یک ملت نوشت.»
امروز صدای حسن زیرک هنوز از بوکان شنیده میشود؛ نه فقط از بلندگو و آرشیوهای قدیمی، بلکه در صدای نسلهایی که آثارش را بازخوانی میکنند.
حسن زیرک رفت؛ اما زیرک، بهعنوان یک صدا، یک حافظه و یک میراث، ماند.
انتهای پیام
مرتبط با: