با مدیر مجموعه هومن‌گلد بررسی شد

بررسی مولفه‌ های موفقیت در بازار طلا

کد مطلب: ۳۶۱۵۱۹
بررسی مولفه‌ های موفقیت در بازار طلا

بازار طلا چه در ایران و چه در جهان، شرایط خاصی را تجربه می‌کند. در شرایط کنونی اوج‌گیری قابل توجه قیمت جهانی انس طلا و متعاقبا اثرگذاری آن بر قیمت طلا در بازارهای داخلی روی داده است. البته در زمینه بازار داخلی، صرفا مولفه افزایش قیمت انس نیست که بر قیمت طلا در ایران اثر می‌گذارد و عوامل دیگری چون نرخ دلار، کسری بودجه، تورم و فشارهای خارجی نیز بر افزایش قیمت طلا در ایران اثرگذار است.

با این حال، این وضعیت هم برای فعالان بازار طلا و هم خریداران و علاقمندان به طلا، در برگیرنده درس‌ها و نکات معناداری است. به عنوان مثال، فعالان بازار طلا سعی می‌کنند کسب‌وکار خود را متناسب با شرایط جدید مدیریت کرده و توسعه دهند. برخی نیز به سمت فلزهای گرانبهای دیگر نظیر نقره می‌روند که آن‌ها نیز رشد قابل توجهی را در مدت اخیر تجربه کرده‌اند که به دلیل قیمت به مراتب پایین‌تر آنها در مقایسه با طلا، گزینه‌های مناسبی برای سرمایه‌گذاری محسوب می‌شوند.

 با این همه، اینکه چشم‌اندازهای آتی بازار طلا چگونه است و فعالان این حوزه با چه چالش‌هایی روبه‌رو هستند یا چه تجربیاتی را از فعالیت‌های فعلی خود در بازار طلا دارند و مردم چه جایگاهی در معادله بازار طلا برای خود با توجه به روندهای جاری قیمتی تعریف می‌کنند، همه و همه سوال‌هایی هستند که پاسخ به آن‌ها در وضعیت فعلی جذاب به نظر می‌رسد.

هومن ناصربخت، مدیرعامل مجموعه هومن‌گلد در گفت‌وگوی اختصاصی با کاما‌پرس تا حدودی به بررسی پرسش‌های مذکور پرداخته است.

برای مشاهده جدیدترین اخبار کسب‌وکار کاماپرس را در اینستاگرام دنبال کنید.

این روزها شاهد آن هستیم که نام نقره خیلی بیشتر از قبل در کنار طلا قرار می‌گیرد و طلافروش‌ها کمابیش به سمت فروش نقره هم رفته‌اند. ارزیابی شما از این مساله چیست؟

در حال حاضر، بسیاری از برندها در کنار فروش طلا برای فروش نقره هم اقدام می‌کنند و این نشان از آینده‌نگری آنها دارد. نباید دیر اقدام کرد و بهتر است زودتر به فکر آینده باشیم. بسیاری از افراد معتقدند، فروش نقره برای مجموعه‌ای که سال‌ها در حوزه فروش طلا فعال بوده، نوعی اقدام سطح پایین است و موجب کسر شان برندهای فروش طلا می‌شود. با این حال به اعتقاد من همین افکار نادرست است که می‌تواند شما را از انجام کار درست و گرفتن تصمیم صحیح دور کند. این اقدام برای ما نوعی آینده‌نگری است. به این خاطر که خوب می‌دانیم افراد در آینده با درآمد و بودجه‌ای که دارند، توان خرید طلا را نخواهند داشت. اما همچنان تمایل دارند زیورآلاتی داشته باشند که به آنها حس خوب بدهد و ما باید به این موضوع فکر کنیم چطور می‌توانیم با صرف هزینه کمتر، همان حس خوبی را که از داشتن طلا دارند به مشتریان خودمان منتقل کنیم.

پیش‌بینی و ارزیابی شما از فضای بازار تا پایان سال جاری چطور است؟

من اقتصاد‌دان نیستم و قطعا نمی‌توانم مانند اقتصاد‌دان‌ها پیش‌بینی خاصی از وضعیت بازار در آینده داشته باشم اما کلیاتی در کار وجود دارد که می‌توان بر مبنای آنها اظهارنظر کرد. اینکه هر زمان در کشور کسری بودجه وجود داشته باشد، تنها راه برای جبران این کسری، افزایش نرخ دلار است و افزایش نرخ دلار به معنای افزایش نرخ طلا است. من بر اساس صحبت‌های کارشناسان بسیاری این پیش‌بینی را خدمت شما عرض می‌کنم که قیمت طلا تا پایان امسال بین 14 تا 16 میلیون تومان خواهد بود. خود من هم معتقدم قیمت طلا بین 14 میلیون و 500 تا 15 میلیون و 500 هزار تومان افزایش خواهد داشت. حال شما تصور کنید یک گرم طلای خام با این قیمت برای اینکه به دست مصرف‌کننده برسد، در بهترین حالت ممکن و اگر شرایط استاندارد باشد، 20 درصد افزایش خواهد داشت و یک گرم طلایی که شما بخواهید خریداری کنید، با محاسباتی که من انجام دادم، 16 میلیون و 800 هزار تومان خواهد بود. این در حالی است که حقوق اکثر افراد جامعه ما در این محدوده نیست و باید ببینیم در این شرایط، حقوق و بودجه افراد امکان خرید طلا را با این قیمت به آنها می‌دهد. ما از ماه‌ها قبل به این موضوع فکر کرده بودیم و برای همین در کارهایمان میزان طلا را پایین آوردیم، اما اگر قیمت‌ها بیشتر از این افزایش پیدا کند، امکان دیگری برای ما وجود ندارد.

چه برنامه‌ای برای توسعه هومن‌گلد دارید؟

اجازه دهید من از ابتدای شروع فعالیت‌مان بگویم و اینکه برای توسعه کار چه اقداماتی انجام دادیم. ما در ابتدا فروشگاهی داشتیم که به صورت حضوری به مشتریانمان طلا می‌فروختیم. پس از مدتی فضای آنلاین را هم به این مجموعه اضافه کردیم و با خودمان فکر کردیم، در همان فضای فروشگاه، امکان تامین سفارش مشتریانی که قرار بود به صورت آنلاین از ما طلا خریداری کنند، خواهیم داشت. در ابتدای آغاز کار در فضای آنلاین، پیش‌بینی ما ارائه خدمات به 10 تا 20 مشتری به صورت روزانه بود. به همین منظور فضای بالای فروشگاه را برای انجام فعالیت‌های مربوط به فروش آنلاین طراحی و مجهز کردیم.

با این حال، همه چیز بر خلاف تصور ما پیش رفت. در مدت 3 روز سفارشات آنلاین ما از سفارش حضوری‌مان پیشی گرفت و فروش آنلاین به قدری با سرعت افزایش پیدا کرد که دیگر فضای کافی برای انجام این کار نداشتیم. حتی اداره پستی هم که قرار بود، بسته‌های پستی ما را به دست مشتریان برساند از این حجم از فروش ناگهانی ما شوکه شده بود. بخش پشتیبانی ما هم انتظار آن حجم از تلفن‌هایی را که از سوی مشتریان برای بررسی سفارشات‌شان به مجموعه می‌شد نداشت. همه این اتفاقات در سه روز رخ داد. در چنین شرایطی، ما نیاز به مدیریت بحران داشتیم و فضای کار را به سرعت گسترش دادیم. بسته‌بندی‌ها را زیر دوربین انجام دادیم.

 این وضعیت ما آن طور که در کلاس‌های کسب‌وکار آموزش داده می‌شود، نیازمند به کارگیری هوش تدبیری بود. به این دلیل که ما به هیچ عنوان چنین تصوری از فروش آنلاین نداشتیم. اگر در آن دوره ما خود را می‌باختیم، دیگر امکان رشد نداشتیم. اولین کاری که کردیم این بود که نیروهایمان را افزایش دادیم و از اطرافیانمان که قابل اطمینان بودند برای انجام کار استفاده کردیم. تا اینکه به دوران بلک فرایدی رسیدیم و کمپینی را با کمک تیممان و اسنپ‌پی راه انداختیم. سفارشات ما تنها در یک روز هزار و 600 مورد بود. حتی تلفن‌های ویپ ما از شدت تماس مشتریان و حجم ورودی‌ها کار نمی‌کرد. این اتفاق، همزمان با دوره‌ای شد که قطعی برق به صورت روزانه بود. ما برای مقابله با این مشکل هم ژنراتور، موتور برق و یو‌پی‌اس داشتیم. اتاق بسته‌بندی طلاها، عکاسی و فیلمبرداری ما جدا شد و سعی کردیم تمام امکانات لازم برای انجام کار را مورد توجه قرار دهیم.

ما 10 نفر نیروی پشتیبان و دست کم 3 ادمین برای پیج اینستاگرام داشتیم. بسیاری از نیروهایمان با تلفن‌های شخصی خودشان سفارش مشتریان را پیگیری کرده و به دستشان می‌رساندند. از طرف دیگر، قطعی برق وجود داشت و همین امر موجب می‌شد برای استفاده از اینترنت هم با مشکل مواجه شویم. تمام این مسائل موجب می‌شد به ریشه دوانیدن و رشد کردن فکر کنیم. ما هر طور بود، بلک فرایدی را با یک دنیا تجربه گذراندیم. پس از آن، من باز هم به پله اول بازگشتم. تصمیم گرفتم راه را طوری آغاز کنم که تا آنجایی که در توان ما است دیگر ضربه‌ای نخوریم و متضرر نشویم.

 این تصمیم هم قطعا زمان‌بر بود و هزینه‌های دیگری برای من به همراه داشت. درست است که من کار را از ابتدا شروع کردم تا مشکلات را از سر راه بردارم، اما هنوز هم بخش‌هایی از کار مشکل داشت. تازه بعد از گذشت یک سال از شروع مجدد کار به این نتیجه رسیدم که پله اولی که بالا رفتم، سفت و محکم نیست و من هنوز هم آدمی هستم که برمی‌گردم تا مشکل پله اول را حل و فصل کنم. وابستگی من به این کار موجب شد من حتی وارد حوزه برنامه حسابداری برای کارم بشوم. سه مورد برنامه حسابداری در حوزه طلا وجود دارد، من از این سه مورد یک مورد را انتخاب کرده‌ام، هر چند با هر سه مورد آن آشنایی کامل دارم. قطعا هر کدام از این سه مورد از برنامه هم مشکلات خاص خود را دارند و من به آنها هم حق می‌دهم.

در حال حاضر، من برنامه حسابداری را از همان لحظه شروع تا پایان برای کار خودم در بخش‌های مختلفی مانند بسته‌بندی، لیبل زدن، یاد گرفته‌ام. در کار، حواسمان به حساسیت بالای جنسی که به فروش می‌رسانیم، هست. موضوع مهم دیگری که وجود دارد این است که ما تمایل داریم در صنف طلا، از کارشناسان استفاده کنیم و به این طریق قصد داریم یک طلافروشی سنتی را به طلا فروشی صنعتی تبدیل کنیم. به همین منظور، از مدیران صاحب نام و باتجربه دعوت می‌کنیم تا به مجموعه ما بیایند.

ذات طلا بسیار متفاوت از سایر کالاهای دیگر است و یکی از چالش‌های عمده ما حسابداری است. بسیاری از کسانی که وارد مجموعه ما شدند تا فعالیت مربوط به حسابداری ما را انجام دهند با تصور انجام کار حسابداری برای یک مجموعه کوچک و ساده وارد شده‌اند اما پس از گذشت مدتی به دلیل ورودی و خروجی بالای کار در مجموعه از ادامه همکاری انصراف داده‌اند. در طلا فروشی از هر فرمولی که برای محاسبه سود و زیان کارتان استفاده کنید، پاسخی که به آن می‌رسید، قابل اطمینان نیست.

 تنها موردی که می‌توانید به آن استناد کنید، این است که به عنوان مثال بگویید من ابتدای سال یک کیلوگرم طلا داشتم و حالا که پایان سال است، اگر این مقدار حتی به اندازه یک سوت هم افزایش پیدا کرده، یعنی من سود کرده‌ام و اگر از یک کیلوگرم طلایی که داشتم، یک سوت کمتر شده، این یعنی من ضرر کرده‌ام. به نظرم این تنها راهی است که می‌تواند واقعیت سود و زیان شما را در کار فروش طلا به شما نشان دهد و دیگر برای محاسبه سود و زیان حتی به محاسبات حسابداران هم نیاز ندارید.

در فضای بازار فعلی با چه میزان طلا می‌توان یک طلا فروشی ایجاد کرد؟

به نظر من چیزی که در حال حاضر برای انجام یک کار اهمیت دارد، سواد مالی و هوش است. سرمایه اهمیت سابق را ندارد. سرمایه کاری من نسبت به گذشته یک ششم شده است. بهترین کار این است که با کمترین میزان بتوان بیشترین راندمان را به دست آورد. من این موضوع را می‌دانم که به عنوان مثال، بچه‌های دانشگاه شریف، فروششان از بسیاری از همکاران من بیشتر است. بنابراین هوش و فکر در کار ما بسیار مهم است.

ما در تمام زمینه‌های طلا نمی‌توانیم یک شبه و به تنهایی وارد شویم. اگر شما یک ظرف طلا هم داشته باشید و مدام آن را هم بزنید، در همین اقدام ساده شما هم منفعت وجود دارد. اما در نهایت اینکه میزان سود شما در این کار تا چه اندازه باشد، به هوش و فکر شما بستگی دارد و اینکه مجموعه شما چگونه کار می‌کند و تیم کاری‌تان به چه صورت است.

در کار فروش طلا، شما برای وارد شدن به مراحل مختلف به این نیاز دارید که جای پای خود را در همان بخشی که هستید، محکم کنید. خیلی‌ها به من پیشنهاد ورود به پلتفرم طلای آب‌شده را می‌دهند. با این حال، من ابتدا سعی می‌کنم جای پای خودم را سفت کنم تا خیالم راحت شود و بعد به سراغ‌ بخش بعدی بروم. در حال حاضر مارکت‌پلِیس‌هایی مانند دیجی‌کالا در کشور ما وجود دارند که هم مصنوعات، هم طلای کم‌‌اجرت و هم طلای آب‌شده را می‌فروشند. با این حال، هر کدام از این موارد گرچه با هم ارتباط دارند اما سیستم‌های جداگانه‌ای دارند. ما هنوز هم طراحان طلایی را در کشور داریم که به هیچ عنوان به وزن و گرم طلا فکر نمی‌کنند و هدفشان فروش کارشان به عنوان یک محصول هنری و با ارزش است. قطعا این افراد هم برنده خواهند بود. در مقابل افرادی هم هستند که با یک گوشی تلفن همراه در این حوزه در بازار برای خود منفعت‌زایی می‌کند. من می‌بینم افرادی که پیشتر در مجموعه ما کار می‌کردند، برای خودشان درآمد‌زایی می‌کنند و درآمدشان حتی از مجموعه ما هم بهتر است و این موضوع به هوش و فکر افراد بستگی دارد.

در مجموع می‌توانم بگویم مهم‌ترین چالش‌ کار ما حسابداری است. حسابداری طلا بسیار مهم است. شما باید برنامه حسابداری داشته باشید و زبان طلا را بفهمید. مولفه دوم، مربوط بررسی توانایی‌های مجموعه شماست. داشتن هوش بالا، سرمایه بالا، لوکیشن خوب مغازه یا فروشگاهی که دارید، همه شامل این توانایی‌ها می‌شود. پس شناخت خودتان بسیار مهم است که بدانید در کدام حوزه بهتر هستید. سومین مولفه، رصد تمامی ابعاد و جوانب مختلف کارتان است. اگر قرار است کسب‌وکارتان را گسترش دهید، باید این امکان را داشته باشید که بتوانید حساب و کتاب کار خود را به دست بگیرید. اگر بتوانید این موارد را به خوبی انجام دهید، آینده مجموعه‌تان آینده خوبی خواهد بود. اگر هنوز نمی توانید، توصیه من این است صبر کنید، بیشتر بخوانید تا بیشتر یاد بگیرید.

انتهای پیام

ارسال نظر