روایت محمدمهدی تندگویان از مسیر رسیدن به اکسپوی صربستان 2027

آزمون بلگراد

کد مطلب: ۳۶۳۴۷۷
آزمون بلگراد

بسیاری از فعالان و علاقمندان صنعت نمایشگاهی انتظار داشتند ایران با استفاده از تجربه‌هایی که در اکسپوی دبی کسب کرده، با قدرت بیشتر و برنامه منسجم‌تری در اوزاکا شرکت کند؛ اما آنچه رخ داد کاملا خلاف تصورات بود. ایران اصلا در ژاپن حاضر نشد و دولت به دلایلی که هیچ‌گاه به صورت رسمی اعلام نکرد قید حضور در اکسپو 2025 را زد. حال به نظر می‌رسد دولت چهاردهم قصد دارد با حضور در اکسپوی صربستان، کمی جای خالی خود در ژاپن را پر کند. به همین بهانه، سراغ محمدمهدی تندگویان، رئیس هیات‌مدیره شرکت سهامی نمایشگاه‌های بین‌المللی رفتیم تا از چند و چون حضور ایران در بلگراد جویا شویم.

 اگر موافق هستید گفتگو را با اهمیت اکسپوی صربستان شروع کنیم. چرا حضور در این اکپسو مهم است؟

نمایشگاه‌های جهانی در ابتدا هماوردی برای معرفی پیشرفت‌های صنعتی بودند. نوآوری‌های تکنولوژی در این رویدادها رونمایی می‌شدند‌؛ به عنوان مثال تلویزیون و دستگاه تولید پاپ‌کورن اولین‌بار در اکسپو نمایش داده شدند. از زمانی‌که بی‌آی‌اِی یا دفتر نمایشگاه‌های بین‌المللی ایجاد شد، صنعت نمایشگاهی دنیا به این جمع‌بندی رسید که باید از جنبه مسئولیت اجتماعی‌ به مردم هم یک خدمت ارائه دهد. صنعت نمایشگاهی دنیا در حال حاضر سالانه بیش از ۲۳۰ میلیارد دلار درآمد دارد. پس عجیب نیست که بخشی از این مبلغ، برای پاسخگویی به بخشی از مشکلات مردم هزینه شود. با این رویکرد اکسپوها در چهار مدل مختلف برگزار می‌شوند. دسته اول اکسپوهای پنج‌ساله است که به مدت شش ماه برگزار می‌شوند. میزبان و موضوع هر اکسپو طی یک فرایند انتخاباتی تعیین می‌شود. کشورها هم سعی می‌کنند متناسب با آن موضوع در اکسپو شرکت کنند و با ایده‌ها، راه‌حل‌ها و آینده‌نگری‌هایی که دارند، پاسخگوی نیازهای مردم دنیا باشند. نکته بسیار مهم این است که هدف از حضور در این رویداد اصلا دستاوردهای اقتصادی و تجاری و اعزام هیات‌های بلندپایه نیست. بسیاری این ذهینیت را دارند که اکسپو چه آورده‌ای از نظر مالی برای ما دارد؟ این نگاه به اکسپو کاملا غلط است. اکسپو در ردیف هزینه‌های کشورها است. کشورها هزینه می‌کنند تا اولا توانمندی خود را برای ارائه خدمت به مردم دنیا نشان دهند. ثانیا بخشی از آداب، رسوم و فرهنگ خود را به جهان معرفی کنند. در حقیقت اکسپو بخشی از دیپلماسی عمومی کشورهاست. اکسپو بر خلاف تصور بسیاری از افراد اصلا رویدادی سیاسی، اقتصادی یا حتی هنری و فرهنگی نیست. این‌ها فرصت‌هایی است که در حاشیه اکسپو ایجاد می‌شود.

 درباره سه مدل دیگر اکسپو هم توضیح می‌دهید؟

در فاصله برگزاری هر دو دوره اکسپوی پنج‌ساله، اکسپوهای سه ساله‌ای برگزار می‌شود که معمولا تخصصی‌تر هستند. این رویداد در مقایسه با اکسپوهای پنج‌ساله تفاوت‌هایی هم دارد؛ طی سه ماه برگزار می‌شود، تعداد بازدیدکننده‌ها و کشورهای شرکت‌کننده کمتر است همچنین ابعاد رویداد کوچک‌تر است. به همین خاطر برخی از کشورها تصمیم می‌گیرند که حضور نداشته باشند. ایران بعد از این‌که امکان حضور در اکسپوی ژاپن را از دست داد، تصمیم گرفت در اکسپوی تخصصی بلگراد حاضر شود. اکسپوی بلگراد یکی از این اکسپوهای تخصصی است و این سومین بار از زمان انقلاب اسلامی تا الان است که ما در این مدل اکسپو شرکت می‌کنیم. یک مدل دیگر از اکسپوها به صورت تخصصی به موضوع باغبانی مربوط است و ایران تا کنون در آن‌ها شرکت نکرده است. البته در دولت آقای رئیسی، یک اشتباه فاحش صورت گرفت و اعلام کردند که در اکسپوی باغبانی قطر شرکت می‌کنند. یک زمین هم گرفتند اما در نهایت یک فنس دور آن کشیدند و فقط آبروی ایران در آن نمایشگاه رفت و هیچ دستاوردی نداشت. ما در آن زمینه هیچ مزیت، تکنولوژی و دستاوردی نداریم و چون حرفی برای گفتن نیست، اصلا نباید در اکسپوی باغبانی شرکت کنیم. آخرین مدل اکسپو هم به معماری اختصاص دارد که همیشه در ایتالیا برگزار می‌شود. خیلی از کشورها از جمله ایران در این نمایشگاه اصلا شرکت نمی‌کنند. اکسپوهای باغبانی و معماری هم هر سه سال یک‌بار برگزار می‌شوند.

 متولی حضور ایران در اکسپو کیست؟

متاسفانه در دولت‌های مختلف برای پاسخ دادن به این سوال شما برداشت‌های غلطی وجود داشته و بر همین مبنا دستورهای نادرستی هم صادر شده است؛ به عنوان مثال پیش می‌آید که بگویند اکسپو را بدهید به وزارت ارشاد؛ یا حتی در دولت آقای احمدی‌نژاد پیشنهاد دادند که این کار را به کانون اتومبیلرانی بسپاریم. یا حتی خیلی بدتر از آن آقای مشایی یک دفعه آمد و دستور داد که این موضوع ملی و بزرگ را به یک شرکت تشریفاتی و پذیرایی بسپاریم؛ چراکه اصلا شناختی نسبت به اکسپو وجود نداشت. در موضوع اکسپو، اصلا نهاد حاکمیتی و دولتی به معنی سیاسی حق ورود ندارد. در ایران، شرکت سهامی نمایشگاه به عنوان یک شرکت عضو اتحادیه جهانی صنعت نمایشگاه یا یوفی، که سالانه حق عضویت پرداخت می‌کند، نماینده رسمی کشور و متولی حضور ایران در اکسپو است. ما به عنوان یک شرکت سهامی الی‌الابد مالکیت معنوی این رویداد را برعهده داریم و این قابل تغییر نیست. در اکسپوی ژاپن خلاف این رویه عمل شد و دولت مصوبه داد که دو وزارتخانه ارشاد و صمت مسئول برپایی پاویون ایران در اکسپو باشند. در نهایت هم به خاطر همین کار غلط، ایران امکان حضور پیدا نکرد.

 درباره موضوع اصلی اکسپوی بلگراد توضیح می‌دهید؟

موضوع اصلی این رویداد «بازی برای بشریت؛ با استفاده از ظرفیت موسیقی و ورزش» است. تاکید می‌کنم که اصلا موضوع موسیقی یا ورزش نیست. تمرکز اصلی بر بازی است. موسیقی‌هایی که در کنار بازی‌ها ایفای نقش می‌کنند، در این رویداد مد نظر هستند. مانند موسیقی که ما در ورزش زورخانه‌ای داریم. منظور از بازی در این رویداد، اصلا جنبه تفریحی آن نیست. بازی جایگاهی برای بروز خلاقیت، رشد استعدادها، یاد گرفتن نحوه رقابت سالم، مواجه شدن با برد و باخت، تمرین برنامه‌ریزی، پرهیز از انتقام و رعایت اصول است. برگزارکننده اکسپو معتقد است بازی به این معنی، نیاز امروز بشریت است و بازگشت به بازی‌های محلی و ساده، می‌تواند دنیا را از این همه توحش و پرخاشگری، دور کند. از زاویه دیگر، بازی بستری است که شکاف بین نسلی را برطرف می‌کند. ما بازی‌های زیادی را می‌شناسیم که امکان تعامل نوه‌ها، پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها را ایجاد می‌کند. همچنین بازی صلح و آرامش ایجاد می‌کند. در بسیاری از طوایف و اقوام ما در ایران، مراسم‌های آیینی متنوعی وجود دارد که حول محور بازی برگزار می‌شود و حین برگزاری این آیین‌ها درگیری‌ها و دعواها و کدورت‌های بین دو دسته برطرف می‌شود. نکته جالب این‌جاست که در تمام اسناد این رویداد از کلمه بازی استفاده شده و هیچ ‌جا به مسابقه اشاره نشده است. در کنار این مباحث، برگزارکننده به تکنولوژی‌های مرتبط با بازی هم توجه کرده است. تاکید آن‌ها بر تکنولوژی‌هایی است که افراد را تحرک وادار کنند.

 ما با چه اندوخته‌ای قرار است در اکسپوی بلگراد شرکت کنیم؟

برگزارکننده به بازی‌هایی اهمیت می‌دهد که با موسیقی آمیخته هستند و افراد را به تحرک تشویق می‌کنند. پس اگر من یک بازی داشته باشم که با موسیقی و حرکت پیوند داشته باشد، می‌توانم با یک بسته کامل وارد رویداد شوم. ورزش زورخانه‌ای و همچنین ورزش چوگان که ریشه در تاریخ و فرهنگ ما دارند، دقیقا از این ویژگی‌ها برخوردارند. در ورزش زورخانه‌ای، ما در کنار همه این‌ها، آیین پهلوانی و احترام‌گذاری به دیگران را هم ترویج می‌دهیم. در این ورزش هیچ برنده و بازنده‌ای وجود ندارد. در چوگان هم شما علاوه بر تحرک بدنی با اصول برنامه‌ریزی و مدیریت هم آشنا می‌شود. تسلط همزمان بر اسب، توپ و میدان، مهارت‌های تصمیم‌گیری شما را افزایش می‌دهد. این ورزش، پادشاهان و سلاطین و فرماندهان نظامی را برای حضور موفق‌تر در میادین جنگی آماده می‌کرده است. جالب است که چوگان و ساز کمانچه به عنوان میراث فرهنگی ناملموس به ثبت جهانی رسیده‌اند. در طرحی که ما به برگزارکننده رویداد ارائه کردیم به این دو ورزش و سایر بازی‌های بومی و محلی اشاره کردیم. ما این فرصت را داریم که سازهای موسیقی ایرانی را نیز در اکسپوی بلگراد به نمایش بگذاریم. در کنار آن می‌توانیم اسباب‌بازی‌های ایرانی همچنین ادبیات ایران که سرشار از بازی‌های خیر و شر هست را نیز ارائه کنیم.

 برای حضور موفق در اکسپوی بلگراد چه مسیری را طراحی کرده‌اید؟

در گام نسخت به آسیب‌سنجی حضور ایران در اکسپوهای قبلی پرداختیم و از نظرات کسانی که درگیر بودند استفاده کردیم. سعی می‌کنیم خطاهایی که در دوره‌های قبل رخ داد، تکرار نشود. واقعیت این است که اگر اجازه دهند نظرهای کارشناسی بر نظرهای غیرکارشناسی و دستوری غلبه کند، می‌توانیم حضور موفقی در اکسپوی بلگراد داشته باشیم. تا این لحظه که من با شما صحبت می‌کنم اقدامات را کاملا کارشناسی پیش برده‌ایم و امیدوارم یک روز، دستوری از بالا صادر نشود که برخلاف همه این فرایندهای کارشناسی باشد و همه چیز را به هم بریزد. در آن صورت، احتمالا بلگراد هم مانند اکسپوهای قبلی بدون دستاورد خواهد ماند.

 همیشه یکی از موارد اختلاف و نقد به حضور ایران در اکسپوها، به طراحی پاویون مربوط است. برای این دوره چه تمهیدی اندیشیده‌اید؟

ما در موضوع طراحی، به هیچ وجه ورود نکردیم و دخالت هم نمی‌کنیم. حتی برگزاری مسابقه طراحی را هم طی یک فراخوان به مجری باسابقه و خصوصی سپردیم. آن شرکت پس از برنده شدن، طبق قواعد مسابقات طراحی و معماری، مسابقه را برگزار و برنده‌ها را مشخص کرد. ما حتی در انتخاب داورها هم دخالت نکردیم. همه چیز طبق روال و مجوز وزارت مسکن و شهرسازی برگزار شد. ما فقط اصرار داشتیم که در کنار معمار باید یک سناریست و همچنین هنرمندی که با موسیقی و بازی آشنا باشد هم حضور داشته باشد. در نهایت هم ترکیب داوران خوب بود؛ مثلا خانم دکتر رها اشرفی که معمار بارزی هستند و آقای قطب‌الدین حسینی که در عرصه هنر و سناریو صاحب‌نام هستند، از داوران بودند. در اکسپوها سناریوی بازدید اهمیت فراوانی دارد. بنابراین باید معماری در کنار سناریوی بازدید در نظر گرفته شود. اکسپو برخلاف تصور برخی افراد اصلا جایی برای مسابقه معماری نیست. در اکسپو، باید پاویون را متناسب با موضوع و بر اساس یک سناریوی مناسب طراحی کرد تا وقتی بازدیدکننده از پاویون خارج می‌شود، متوجه دستاوردی که کسب کرده بشود. با این ملاحظات، مسابقه برگزار شد و حدود ۱۸۰ گروه طراحی و معماری از سراسر کشور شرکت کردند. آمار بی‌سابقه و عجیبی بود. من در این 20 سالی که در حوزه اکسپو فعالیت می‌کنم چنین استقبالی را ندیده بودم. در نهایت ۶۰ گروه به فینال رسیدند. با وجود شرایط جنگی، قطع اینترنت و مشکلاتی که برای طراح‌ها پیش آمد، سرانجام داوران ۱۵ طرح را شناسایی کردند. در پایان هم طرح‌های اول، دوم و سوم انتخاب شدند. نکته قابل توجه این است که ما پس از پایان مسابقه از هر ۱۵ گروه نهایی دعوت کردیم تا همه ایده‌ها را بشنویم. حتی به طراح اول هم گفتیم که اگر ایده جذابی توسط سایر گروه‌ها مطرح شد، شما با حفظ مالکیت معنوی، آن ایده را در طرح خودت تلفیق کنید. ما روی حیاط ایرانی که جایی برای بازی‌های بچه‌ها بود، تمرکز کردیم. در این حیاط‌ها همه روی یک تخت یا یک فرش، با حفظ آرامش و احترام دور هم جمع می‌شدند و نسل‌های مختلف یک خانواده با هم بازی و تعامل می‌کردند.

 چه نهادهایی قرار است برای برپایی پاویون ایران در اکسپوی بلگراد در کنار شما قرار بگیرند؟

اگر مصوبه دولت بیاید، کمیته ملی شکل می‌گیرد و نهادهایی که ذی‌نفع هستند، در کمیته عضو می‌شوند. تا این‌جا بیش از همه با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان پیش رفته‌ایم. کانون در اجرای بازی‌ها و انتخاب اسباب‌بازی‌ها به می‌تواند کمک کند. بخشی از کار با وزارت ارشاد است که بحث‌های هنری و فرهنگی را پیش می‌برد. وزارت ورزش و جوانان هم حضور خواهد داشت. برای استفاده از اندوخته‌های علمی کشور و برگزاری کارگاه‌های مختلف در پاویون از وزارت علوم، تحقیقات، فن‌آوری کمک می‌گیریم. علاوه بر این، هفت هفته موضوعی تعریف کردیم و هر هفته را به یکی از این نهادها اختصاص می‌دهیم. یک هفته ملی هم داریم که روز ملی اکسپو است. فضایی را هم برای فعالیت‌های تجاری و اقتصادی در نظر گرفتیم تا شرکت‌ها و اتاق‌های بازرگانی در چارچوب موضوعاتی که اکسپو تعیین کرده، استفاده کنند.

 به نظر می‌رسد طبق برنامه پیش می‌روید.

جنگ اذیت‌مان کرد. ما را در یک سری کارها عقب انداخت و البته هزینه‌ها را خیلی بالا برد. واقعیت نگرانی این را داریم که اگر جنگ کش‌دار شود، شاید حذف شویم و امکان حضور پیدا نکنیم. با این همه، کارها را به صورت کارشناسی و طبق برنامه پیش برده‌ایم و علی‌رغم بروز جنگ اما از تقویم عقب نیستیم. ما سومین کشوری بودیم که قرارداد حضور در اکسپو را امضا کرد. امیدوارم جز اولین کشورهایی هم باشیم که غرفه‌مان را آماده می‌کنیم.

 اعتبار این پروژه از چه محلی تامین می‌شود؟

من این پروژه را با دلار هفتاد، هشتاد هزار تومانی شروع کردم اما نمی‌دانم باید با چه دلاری آن را به سرانجام برسانم. دولت در این رابطه به ما هیچ پولی نمی‌دهد. ما باید در این اکسپوی سه ماهه با اعتبارات خودمان شرکت کنیم. وضعیت صنعت نمایشگاهی هم مشخص است. الان ماه‌هاست که این صنعت تعطیل است و فعالیتی ندارد. بیشترین نگرانی ما هزینه‌های پروژه است.

 به نظر می‌رسد نگران نگاه‌های دستوری و دقیقه نودی هستید. درست است؟

موضوع این اکسپو بازی است. من قرار نیست آن‌جا پتروشیمی و نفت حتی تخت ‌جمشید را نشان بدهم. درست است که ما در کشورمان این مزیت‌ها را داریم اما ربطی به این رویداد ندارد. نهادها گاهی فشار می‌آورند که مثلا ما تراکتورسازی و معدن و موارد مشابه داریم. این‌ها را هم نمایش دهید. اصلا قرار نیست در 320 متر فضا، این چیزهای نامربوط را نمایش داد. اصلا امکان این کار وجود ندارد. این بلایی بود که در اکسپوهای قبلی سر پاویون ایران آمد. نهادها به دو شکل می‌توانند کنار ما باشند؛ یا در تولید محتوای فاخر که در کشور به شدت ضعیف هستیم به ما کمک کنند یا این‌که به ما برنامه بدهند تا در حاشیه اکسپو برای آن‌ها فضا بگیریم و داشته‌های‌شان را به صورت مستقل نمایش دهند. به عنوان مثال اتاق بازرگانی یک استان می‌تواند در یک سالن فضایی را بگیرد، توانمندی‌های خود را نمایش دهد و به مذاکره تجاری بپردازد.

 مثل اکسپوی دبی همه عوامل اجرایی را از ایران می‌برید؟

نه. سعی می‌کنیم از نیروهای بومی صرب هم برای راهنمایی و برنامه‌ریزی استفاده کنیم. این یکی از ضعف‌های اکسپوهای قبلی بود که همه نیروها را از ایران بردیم. بیشتر بازدیدکننده‌های این رویداد صرب هستند. من باید نیروهای محلی را جذب کنم و آموزش بدهم تا بتوانند ایران را به زبان خودشان به بازدیدکننده‌ها معرفی کنند.

 برنامه‌ای برای معرفی فرهنگ غذایی ایران دارید؟

در اکسپوی دبی درباره بخش تجاری پاویون ایران، خیلی حرف و حدیث مطرح شد. شاکی بودند که چرا در پاویون ایران، رستوران درست کردید یا گز و سوهان می‌فروشید. این حرف‌ها از روی ناآگاهی است. در دبی، پاویون کنار متعلق به فرانسه بود. مسیر بازدیدکنندگان آن پاویون از رستوران و کافه شروع می‌شد. بلژیک و سوییس در پاویون‌شان شکلات می‌فروختند. ژاپن به عنوان یکی از پیشرفته‌ترین کشورهای دنیا در زمینه تکنولوژی، همیشه در پاویون خود سوشی می‌فروشد. جز قوانین اکسپو است که کشورها باید 20 درصد فضای خود را به فعالیت تجاری اختصاص دهند چراکه دنیا باید با بازار، سبک بازارداری‌ و میزبانی‌ات آشنا شود. در دبی تمام کشورهایی که پاویون داشتند، بخش رستوران هم ایجاد کرده بودند و مردم دنیا را با فرهنگ غذایی‌شان آشنا می‌کردند. ما در اکسپوی بلگراد یک شربت‌خانه پیش‌بینی کردیم تا نوشیدنی‌های طبیعی و سالم ایرانی را بازدیدکنندگان معرفی کنیم. دقیقا مشابه حیاط ایرانی که مادربزرگ‌ها وسط بازی کردن نوه‌های‌شان، به آن‌ها عرق و شربت می‌دادند. فضایی را هم برای فروش سوغات ایرانی از جمله پسته و زعفران و البته اسباب‌بازی‌ها تدارک دیده‌ایم.

 وقتی دولت اعلام کرد در اکسپوی ژاپن شرکت نمی‌کند، برخی چهره‌های اتاق بازرگانی گفتند حاضر هستند به عنوان نماینده، پاویون ایران را اجرا کنند. قصد ندارم به موضوع اکسپوی ژاپن ورود کنم اما به این بهانه می‌خواهم بپرسم چرا قبل از این‌که به بن‌بست برسیم و زمان را از دست دهیم، از کنشگران غیردولتی و بخش خصوصی برای رفع محدودیت‌های دولت کمک نمی‌گیریم؟

من با جذب مشارکت بخش خصوصی 100 درصد موافق هستم. وقتی از پاویون آمریکا در اکسپوی 2005 بازدید می‌کردید در انتهای مسیر با یک دیوار بزرگ مواجه می‌شدید که روی آن لوگوی شرکت‌های بزرگ آمریکایی قرار داشت. این شرکت‌ها در ساخت پاویون آمریکا مشارکت داشتند. من هم قصد دارم برای اکسپوی بلگراد همین کار را کنم اما نکته این‌جاست که بخش خصوصی ما مشارکت نمی‌کند. برای اکسپوی 2010 شانگهای چین، ما 10 بار فراخوان زدیم و از بخش خصوصی دعوت کردیم که مشارکت کنند اما هیچ ‌کس نیامد. در نهایت یک تفاهم‌نامه بین ما و اتاق ایران و چین به ریاست مرحوم عسگراولادی، منعقد شد. ایشان آمد و فقط مسئولیت بخش تجاری را برعهده گرفت. آخر سر خودشان هم کاری نکردند و آن بخش را به یک آدم دیگر فروخت تا از بخش تجاری بهره‌برداری کند. این نهایت زور بخش خصوصی ما بود. من حداقل در سه اکسپو از بخش خصوصی برای همکاری دعوت کردم؛ آن‌ها با ماشین‌حساب تشریف می‌آورند و چرتکه خودشان را می‌اندازند. می‌بینند هیچ درآمد و سودی برای‌شان ندارد و می‌روند. ما اصرار می‌کنیم و از نمایش برندشان و کسب اعتبار در یک رویداد جهانی می‌گوییم ولی آن‌ها می‌گویند «آقا وقتی تحریم هستیم و من اصلا نمی‌توانم صادرات کنم، نمایش برند چه کمکی به من می‌کنم؟»

 به نظر می‌رسد از فعالان بخش خصوصی خیلی شاکی هستید؟

من دلم می‌سوزد که چرا بخش خصوصی از این رویدادهای جهانی استفاده نمی‌کند. صربستان بالاخره سرپل اقتصاد اروپا است و می‌تواند دروازه ورود برندهای ایرانی به بازار اروپا باشد؛ اما بخش خصوصی حاضر به هزینه کردن نیست. این صحبت‌های من اگر منتشر شود حتما سبب گلایه خیلی از دوستان می‌شود ولی من دارم به یک واقعیت ملموس اشاره می‌کنم. من مشتاقم شرکت‌های ایرانی که در زمینه تولید اسباب‌بازی و لوازم ورزش فعال هستند یا تولیدکنندگان مواد غذایی که استانداردهای مورد نظر اروپا را رعایت می‌کنند، در این رویداد کنار ما باشند. نکته این‌جاست که حضور در اکسپو هیچ سود مالی برای آن‌ها ندارد؛ اما اعتبار بین‌المللی کسب می‌کنند. یک خاطره از اکسپوی دبی بگویم؛ از اتاق بازرگانی یکی از استان‌ها، هیاتی هفتاد نفره وارد پاویون شدند. من سراغ رئیس اتاق بازرگانی رفتم و گفتم: «از دست من چه خدمتی برمی‌آید؟ چه مشاغلی و اصنافی را آوردید تا من زمینه گفتگو با طرف‌های مقابل را فراهم کنم؟» گفت: «آمدیم که بگردیم و تفریح کنیم. فقط این‌جا می‌آییم ناهار بخوریم و می‌رویم». من فقط مجبور شدم به آن‌ها ناهار بدهم. هیچ هدف‌گذاری و برنامه‌ای نداشتند. ما در پاویون ایران، یک اتاق را برای جلسه‌های بی‌توبی در نظر گرفته بودیم. اکسپوی دبی شش ماه طول کشید اما آن اتاق به اندازه شش روز هم مورد استفاده قرار نگرفت. من به عنوان دولت، فضا و بستر را ایجاد کرده بودم اما فعالان بخش خصوصی استفاده نکردند.

 پیشنهادتان به بخش خصوصی برای استفاده از فرصت اکسپوی بلگراد چیست؟

اتاق‌های بازرگانی استان‌ها می‌توانند تشریف بیاورند در کنار این رویداد، خودشان را به صرب‌ها و بازدیدکنندگان سایر کشورها معرفی کنند. البته باید ابتدا بررسی کنند که آن بازار چه علایق و نیازمندی‌هایی دارد. به عنوان مثال آن‌ها از فولاد ما استقبال نمی‌کنند یا ذائقه‌شان با شیرینی، شکلات و چربی ما سازگار نیست. ممکن است برای پسته و زعفران ما خیلی ارزش قائل باشند. اتاق‌های بازرگانی باید مطالعه و هدف‌گذاری کنند. دولت می‌تواند بستر را فراهم کند و مسیر حضور آن‌ها را هموار کند.

 همان‌طور که خودتان اشاره کردید در کشور ما آیین‌ها و فرصت‌های متعددی وجود دارد که می‌تواند برای گردشگران خارجی جذاب باشد. آیا برنامه‌ای دارید که از این رویداد برای معرفی جاذبه‌های فرهنگی و گردشگری ایران استفاده شود؟

ما وزارت میراث فرهنگی و گردشگری را در این رویداد درگیر کرده‌ایم. یک هفته موضوعی هم به آن‌ها اختصاص داده‌ایم تا بازی‌های محلی را به عنوان جاذبه گردشگری معرفی کنند. من چون سابقه فعالیت در سازمان تربیت‌بدنی و فدراسیون‌های ورزشی را داریم، نسبت به گردشگری ورزشی آشنایی دارم. جالب است بدانید در ایران رودخانه‌ای داریم که در هیچ جای دیگر دنیا مشابه آن نیست. این رودخانه قایق‌سواری و پاروزنی تک‌نفره بسیار مناسب است و تیم‌های ورزشی کشورهای پیشرفته حاضر هستند، برای تمرین در این رودخانه سالانه آن را اجاره کنند. همین امکان را ما در صحرا، دریا و کوهستان هم داریم. در این رویداد می‌توان چنین ظرفیت‌هایی را بیش از پیش به مردم دنیا معرفی کرد. دو شرکت هواپیمایی هم اعلام آمادگی کرده‌اند که به بلگراد پرواز مستقیم بگذارند. در حال انجام مکاتبات و دریافت مجوزهای لازم از وزارت راه‌وشهرسازی هستند. قصد داریم در اولین سفری که به بلگراد داریم نماینده این شرکت‌ها را هم ببریم تا به گفتگو با مقامات صربستان بپردازند. در حال حاضر بین ایران و صربستان پرواز مستقیم نداریم و اگر بتوانیم این پرواز را برقرار کنیم، مسیر برای توسعه گردشگری هموار می‌شود. سفیر ایران در صربستان هم در حال تلاش برای برقراری این پرواز مستقیم است. برای جذب گردشگر خارجی به برنامه‌های دقیق کارشناسی نیاز داریم. این‌که چهار نفر را ببریم و لباس محلی به آن‌ها بپوشانیم و از آن‌ها بخواهیم با شیپور زدن جلب توجه کنند، تاثیری ندارد. باید متناسب با نیاز مصرف‌کننده در بازار هدف، تولید محتوای فاخر انجام شود.

انتهای پیام

ارسال نظر