سرمایه گذاری 400 میلیارد تومانی تکنوتجارت در حوزه فناوری
تکنوتجارت با هدف حمایت از استارتاپها، ایدهها و نورآوریهای حوزه مالی و بانکی کشور از سال ۱۳۹۸ تا به امروز فعالیت میکند. این شرکت که در پی تصمیم بانک تجارت مبنی بر ورود به اکوسیستم نوآوری ایجاد شده، درصدد ایجاد خطوط کسبوکاری جدید، راهاندازی مرکز نوآوری بانک تجارت و درنهایت رفع نیازهای فناورانۀ حوزۀ کسبوکار برآمده است. رزرومه حمایتی این شرکت از برندهای مطرح امروزی نشان از سیاست درست سرمایهگذاری خطرپذیر این مجموعه دارد. تمرکز بر کسبوکارهای حوزه فینتک یا فناوریهایی که دارای وجه مالی هستند، در اولویت تخصیص سرمایه این شرکت قرار دارند.
علی اخوان، مدیرعامل تکنوتجارت در گفتوگوی اختصاصی با کاماپرس از اهداف و فعالیتهای این شرکت و چالشهای شرکتهای سرمایهگذاری خطرپذیر در حوزههای مالی و فینتک سخن گفته است.
برای مشاهده جدیدترین اخبار کسب و کار کاماپرس را در اینستاگرام دنبال کنید.
تکنوتجارت بر اساس چه هدفی ایجاد شده و قرار است تا چه ذغذغهای را از جامعه و بازار برطرف کند؟
تکنوتجارت توسط بانک تجارت و با دغدغه نوآوری ایجاد شد. این شرکت از سال ۱۳۹۸ تأسیس شده و محور اصلی فعالیت آن، پیگیری نوآوری از طریق سرمایهگذاری خطرپذیر بوده است. البته فعالیتهای تکنوتجارت به این حوزه محدود نمانده و موضوعاتی مانند شتابدهی، استودیوی کسبوکار یا به اصطلاح استارتاپ استودیو و سایر رویکردهای مشابه و همچنین ارائه مجموعهای از خدمات مرتبط با نوآوری را نیز در دستور کار قرار داده است. به عنوان مثال، آن بخش از خدمات که به اکوسیستم نوآوری، دانشبنیان و استارتاپی کشور مربوط میشود، از جمله خدماتی مانند اعتبار مالیاتی که قوانین مشخصی در این حوزه دارد، به تکنوتجارت در گروه بانک تجارت سپرده شده است. عمده فعالیتهای این شرکت در حوزه نوآوری، با محوریت بانک تجارت و زنجیره ارزش آن انجام شده و تا کنون یک پورتفوی سرمایهگذاری شکل گرفته که موضوعات مختلف را دنبال میکند.
در خصوص فرایند سرمایهگذاری، چه در حوزه استارتاپها و چه در مورد کسبوکارهایی که شکل گرفتهاند و قصد رشد دارند، با چه چالشهایی مواجه بودهاید؟
اگر بخواهیم بهصورت پایهای به موضوع نگاه کنیم، هر نوع سرمایهگذاری دو طرف دارد. سرمایهگذار و سرمایهپذیر طرفین این فرآیند هستند و در هر دو سمت ممکن است با مسائل و محدودیتهایی مواجه شویم. از سمت سرمایهگذار، نخستین پرسش این است که چرا میخواهم سرمایهگذاری کنم، راهبرد و سیاست من در این حوزه چیست و چه اهدافی را دنبال میکنم. در بسیاری از موارد، موضوع با یک گمان اولیه آغاز میشود، اما معمولا به یک راهبرد و سیاست مشخص که مورد اجماع باشد، تبدیل نمیشود. این مساله بهویژه در سازمانهای بزرگ، که ساختار پیچیدهای دارند و مدیران و ذینفعان متعددی باید درباره موضوع نظر بدهند، اهمیت بیشتری پیدا میکند. نبود اجماع در خصوص مأموریت، فلسفه و راهبردهای سرمایهگذاری باعث میشود در تصمیمات بعدی نیز تردید و عدم اطمینان وجود داشته باشد. بنابراین مدلی از سرمایهگذاری که ما در تکنوتجارت شکل دادهایم، نیازمند درک شفاف و روشن از این موضوع است که چرا این نهاد سرمایهگذاری ایجاد شده و چه اهدافی را دنبال میکند.
مرحله بعد، فقط طراحی ساختار متناسب و سپس تخصیص منابع کافی است که هرکدام از اینها نیز مسائل خاص خود را دارد. شما میتوانید یک ساختار کاملاً شرکتی با مالکیت صددرصدی ایجاد کنید و نیروی انسانی را بهصورت کارمند به کار بگیرید، یا مدلی را انتخاب کنید که افراد سهامدار باشند، یا شرکت را با مشارکت دیگران شکل دهید یا حتی از طریق قراردادها پیش بروید. همچنین میتوان این نهاد را کاملاً نزدیک به بانک و تحت قواعد آن ایجاد کرد یا با ایجاد فاصلهای مشخص، چابکی بیشتری به آن داد. همه این تصمیمها، از میزان اختیارات و تفویض اختیار گرفته تا ساختار تصمیمگیری، اینکه تصمیمها در سطح خود شرکت گرفته شود یا با یک یا چند لایه بالاتر مانند هیئتمدیره هلدینگ یا بانک، مستقیماً بر خروجی شرکت و میزان تحقق اهداف آن تأثیر میگذارد.
پس از آن، تأمین و تخصیص منابع مطرح میشود. برخلاف تصور عمومی، حتی برای مجموعههای بزرگ نیز تأمین منابع بهسادگی اتفاق نمیافتد. پس از تأسیس، همچنان باید برای جذب منابع از سازمان بالادستی تلاش شود. علاوه بر این، نگاه به سرمایهگذاری میتواند صرفاً مالی باشد و بازده سرمایهگذاری را بسنجد، یا در کنار آن، نگاه غیرمالی نیز وجود داشته باشد و اثر سرمایهگذاری بر سازمان را ارزیابی کند. در این مرحله، هنگام شکلدهی پورتفوی سرمایهگذاری، این سؤال مطرح میشود که چگونه میتوان این سرمایهگذاریها را به سازمان و زنجیره ارزش آن متصل کرد و از ظرفیتهای متقابل برای ایجاد همافزایی استفاده کرد. موضوعی که به خودی خود چالشهای خاصی دارد.
در سمت سرمایهپذیر نیز مسائل متعددی وجود دارد. نخستین چالش، شناسایی کسبوکارهای مناسب برای سرمایهگذاری است که کار سادهای نیست. تشخیص اینکه کدام کسبوکار واقعاً گزینه مناسبی برای سرمایهگذاری است، نیازمند تجربه و ارزیابی دقیق است. شاید بتوان گفت که ما با کمبود کسب وکارهای خوب و توانمند مواجه هستیم. حتی گاهی کسبوکارها خوب هستند اما اساساً سرمایهپذیر نیستند یا نیازی به سرمایهگذاری ندارند. سرمایهگذاری زمانی معنا دارد که طرف مقابل تمایل به شراکت، جذب سرمایه یا استفاده از مزیتی را که سرمایهگذار ایجاد میکند، داشته باشد. شناسایی، ارزیابی صحیح و طراحی ساختار حقوقی مشارکت بهگونهای که هر دو طرف راضی باشند و زمینه رشد و انتفاع آتی فراهم شود، همi چالشهای این مسیر است. پس از آن نیز در ادامه شراکت، مسائل و چالشهای متعددی ممکن است به وجود آید.
مهمترین شاخصهای تشخیص کسبوکار مناسب برای سرمایهگذاری از نگاه تکنوتجارت چیست؟
نخستین معیار این است که موضوع فعالیت کسبوکار در حوزه مدنظر ما و در زنجیره ارزش بانک تجارت قرار گیرد. به عنوان مثال، کسبوکاری مانند نوبتدهی سالنهای ورزشی ارتباطی با حوزه فعالیت ما ندارد. تمرکز اصلی ما بر کسبوکارهای فینتک یا فناوریهایی است که دارای وجه مالی هستند. حتی اگر این کسبوکار ذاتاً فینتک نباشند اما دارای مؤلفههایی مانند خرید اعتباری، تسهیلات یا لیزینگ باشند نیز میتوانند مورد توجه قرار گیرند. از این دست پروژهها میتوانم کسبوکارهایی مانند خرید و فروش خودروی نو یا دستدوم را مثال بزنم. همچنین کسبوکارهای لجستیکی یا خدمات مکملی که در یک زنجیره فعالیت میکنند و بانک برای آن زنجیره محصولات اعتباری طراحی کرده، میتوانند روی زیرساخت بانک قرار بگیرند یا استفادهکننده از محصولات بانکی باشند. بنابراین نخستین بررسی ما این است که آیا کسبوکار مورد نظر در این حوزهها قرار میگیرد یا خیر.
معیار دوم، تیم کسبوکار است که اهمیت بسیار بالایی دارد و در مورد ما حتی اهمیت بیشتری پیدا میکند. این تیم علاوه بر توانمندیهای فنی، مدیریتی و کسبوکاری، باید توان تعامل، مذاکره و عقد قرارداد با یک سازمان بزرگ را داشته باشد. کار در فضای B2B و تعاملات سازمانی، توان و انرژی خاصی میطلبد و هر تیمی از عهده آن برنمیآید. ممکن است فردی در فضای B2C یا در حوزه فنی بسیار توانمند باشد، اما توان یا تمایل ورود به تعاملات پیچیده سازمانی را نداشته باشد. بنابراین تیم نقش کلیدی دارد.
پس از آن، محصول و ارزش پیشنهادی کسبوکار ارزیابی میشود. ما از منظر محصول، بازار، ارزش ارائهشده، مخاطبان و مشتریان، تحلیل کسبوکاری انجام میدهیم تا مشخص شود آیا این کسبوکار توان تبدیل شدن به یک کسبوکار موفق را دارد یا خیر. علاوه بر این، به دلیل اینکه ما زیرمجموعه بانک هستیم و نظارتها بر بانک و شرکتهای وابسته بسیار شدید است، شفافیت و رسمیت برای ما اهمیت بالایی دارد. شاید اگر یک شرکت خصوصی بودیم، این موضوع فرق میکرد، اما ما نمیتوانیم وارد سرمایهگذاری در کسبوکارهایی شویم که از نظر شفافیت و رسمیت فعالیتها در سطح قابل قبول قرار ندارند.
در خصوص پروژههای موفق سرمایهگذاری در تکنوتجارت نیز صحبت کنید. آیا برندهایی هستند که شاخص باشند و به داشتن آنها در زیرمجموعه تکنوتجارت افتخار کنید؟
باید تأکید کنم ما ادعایی مبنی بر انجام مستقیم این کارها نداریم. این شرکتها هستند که فعالیتهای بزرگ و موفق را انجام دادهاند و ما صرفاً در آنها سرمایهگذاری کرده و تا حد توان به رشدشان کمک کردهایم. در پورتفوی ما، شرکت «دیجیپی» حضور دارد که بازوی مالی گروه دیجیکالا محسوب میشود و یکی از بزرگترین لندتکهای کشور است. سرمایهگذاری ما در دیجیپی از سال ۱۴۰۲ انجام شد و در همان زمان، بانک تجارت بزرگترین خط اعتباری را که تاکنون یک بانک به یک لندتک اعطا کرده بود، در اختیار این شرکت قرار داد. هم اینک نیز بزرگترین خط اعتباری در اختیار دیجیپی است. دیجیپی هم توانست بخش عمده این خط اعتباری را از طریق فرایندهای اعتبارسنجی، احراز هویت، تخصیص و مصرف اعتبار به کار بگیرد. این فرایند که بهصورت سنتی در بانکها از طریق شعب فیزیکی و با هزینه و زمان بالا انجام میشد، در این مدل به شکل کاملاً آنلاین، سریعتر و با هزینه کمتر هم برای بانک و هم برای مشتری انجام میشود.
نمونه دیگر، شرکت آوای اطمینان است که در حوزه بازار سرمایه فعالیت میکند. این شرکت پروژههای متعددی با بانک داشته و اگرچه کمتر برای عموم شناختهشده است، اما یکی از ارائهدهندگان توانمند راهکارهای فنی در بازار سرمایه به شمار میرود. آوای اطمینان عمدتاً در حوزه بورس و بورس انرژی فعالیت دارد و بخش عمدهای از سامانههای نرمافزاری کارگزاریهای بورس کالا، با سهمی بیش از ۷۰ درصد، در اختیار این شرکت است. این شرکت محصولات متنوعی در حوزه عرضه و فروش محصولات بانکی در بستر معاملات بورس کالا، پرداختها، اتصال و یکپارچهسازی سامانهها و سایر راهکارها نیز ارائه داده و به همین دلیل مشتریان بزرگ و مهمی در بازار دارد. آوای اطمینان نیز از جمله نمونههای موفق پورتفوی سرمایهگذاری ما به شمار میآید.
ما شرکت پیبار را هم در پرتفوی خودمان داریم که در واقع یک فینتک لجستیکی محسوب میشود. این سامانه فرایند تصفیه بارنامه را برای شرکتها، بهویژه شرکتهای بزرگ و عمدتاً شرکتهایی که روزانه چند ده یا چند صد حمل دارند، انجام میدهد. مدیریت این حجم از حملونقل کار بسیار دشواری است و پیبار این فرایند را بهصورت کاملاً سیستماتیک و خودکار انجام میدهد. این خدمات هم برای صاحبان بار و هم برای تصفیه وجوه با رانندگان طراحی شده است. بهگونهای که بانک، صاحب بار و راننده همگی رضایت دارند و به خصوص راننده بسیار راحتتر وجوه خود را دریافت میکند.
نمونه دیگر، شرکت قاصدک است که در حوزه پیامهای انبوه در بستر پیامرسانهای ایرانی فعالیت میکند. همچنین شرکت امضانو را داریم که در حوزه مدیریت چرخه عمر قرارداد فعال است و احراز هویت و امضای دیجیتال نیز از اجزای این چرخه عمر قرارداد محسوب میشوند.
در نهایت باید به یکی از کسبوکارهای شاخص ما در تکنوتجارت اشاره کنم که تلاش کردهایم این کسبوکار را ذیل خود بانک توسعه دهیم. دلیل این تصمیم آن بود که با یک کسبوکار پلتفرمی مواجه بودیم که میتوانست بهعنوان بستر یا واسط مجموعهای از خدمات عمل کند. این کسبوکار داراوان نام دارد که در واقع یک پلتفرم دیفای است. دیفای، یا همان پلتفرم مالی غیرمتمرکز، به مجموعه خدمات مالی و بانکی اطلاق میشود که بهجای ساختارهای متمرکز سنتی، بر بستر بلاکچین و در فضای غیرمتمرکز ارائه میشوند. بنابراین دامنه آن به اندازه گستره خدمات مالی است. هرچند موضوعی کاملاً جدید به شمار میرود، اما ما به این نتیجه رسیدیم که باید نزدیک به بانک شکل بگیرد و به بستری تبدیل شود که کسبوکارهای متعددی بتوانند روی آن خدمات خود را ارائه دهند. به همین دلیل این پروژه را در تکنوتجارت دنبال کردیم و تحت عنوان داراوان فضاهای تست و آمادهسازی آن را پیش بردیم. پیشبینی ما این است که از دیماه، راهاندازی و لانچ این پلتفرم انجام شود.
در این بستر، مجموعههایی که علاقهمند به فعالیت در حوزه دیفای هستند، بهویژه در گام نخست آنهایی که میتوانند نقش نهاد امین برای برخی داراییها را ایفا کنند یا نیازمند توثیق دارایی هستند، امکان فعالیت خواهند داشت. کسبوکارهای لندتکی، مؤسسات ارائهدهنده وام و اعتبار، یا فعالان حوزه سرمایهگذاری نیز از استفادهکنندگان این پلتفرم خواهند بود. همچنین موضوعاتی مانند توکنسازی داراییها و ابزارهایی که امروز در بورس نیز مطرح هستند، همگی در داراوان امکانپذیر خواهد بود. داراوان قرار است با مجموعهای از شرکای تجاری که مخاطب آنها همه کسبوکارهای فعال در این حوزهها هستند، همکاری کند و پلتفرمی بسازد که این شرکتها و مشارکتها در آن شکل بگیرد.
تکنوتجارت چه اعداد و رقمهایی را در این مدت فعالیت ثبت کرده است؟ شما در این شرکت چه حجم از سرمایهگذاری را انجام دادهاید؟
معمولاً ترجیح این است که در مورد اعداد و ارقام صحبت نشود. اما ما در حوزه فناوری تا به امروز بیش از ۴۰۰ میلیارد تومان سرمایهگذاری انجام دادهایم. این رقم بر مبنای بهای تمامشده است و ارزش روز آن طبیعتاً بیش از این مقدار خواهد بود. این عدد شاید مهمترین شاخصی باشد که بتوانم به آن اشاره کنم. البته اثرات مالی این کسبوکارها، از حیث میزان فروش، گردش مالی و تعداد مشتریان، بهمراتب بزرگتر از این ارقام است. آنچه گفته شد، صرفاً میزان سرمایهگذاری نقدی انجامشده در کسبوکارها است.
چه برنامههایی برای توسعه تکنوتجارت دارید؟
در برنامههای توسعه، بخشی به موضوع سرمایهگذاری و منابع آن برمیگردد. ما یک بستر یا بهعبارتی یک نهاد جدید تحت عنوان CVC بانک تجارت ایجاد کردهایم که نهاد سرمایهگذاری خطرپذیر شرکتی محسوب میشود. لنگربه این معنا که یک سازمان بزرگ، در راستای زنجیره ارزش خود و بهعنوان مکمل خدماتش، در کسبوکارها سرمایهگذاری میکند. اگر این CVCها در قالب صندوقهای پژوهش و فناوری تأسیس شوند، از مزایای قانونی و مالیاتی نیز برخوردار میشوند. لنگرما این مسیر را در تکنوتجارت دنبال کردیم و موفق شدیم آن را برای بانک تجارت، با مشارکت صندوق نوآوری و شکوفایی به مرحله تأسیس برسانیم. فعالیت این CVC نیز به امید خدا از دیماه آغاز میشود. با این اتفاق، دست ما در سرمایهگذاری بازتر، جدیتر و فرایندها کوتاهتر و سریعتر خواهد شد و تمرکز بیشتری بر سرمایهگذاری در حوزه فناوری خواهیم داشت. این دستاورد به یکباره اتفاق نیفتاد و فرآیند تأسیس این CVC بیش از یک سال زمان برد.
در خود بانک نیز در حال بازتعریف مأموریتهای تکنوتجارت هستیم. هدف ما این است که نقش تکنولوژی را بهعنوان نقطه اتصال کسبوکارهایی که قصد همکاری نوآورانه با بانک دارند، پررنگتر کنیم و این نقش را تثبیت نماییم. این نقش هماکنون نیز ایفا میشود، اما قطعاً باید به شکل مؤثرتری انجام شود. در این مسیر ممکن است نیاز باشد تا محصولات جدیدی تعریف شود. مانند نمونه داراوان که بهعنوان یک پلتفرم دیفای مطرح شد. یا سایر بسترها و محصولات جدیدی که برخی خدمات استارتاپها و کسبوکارها بر روی آنها ارائه شود و این اتصال میان بانک و کسبوکارها در تکنوتجارت شکل بگیرد.
موضوع سوم، بحث اعتبار مالیاتی است. قانونگذار تحت قانون جهش تولید دانشبنیان، امتیازی با عنوان اعتبار مالیاتی برای شرکتهای کوچک، متوسط و بزرگ در نظر گرفته تا آنها را به هزینهکرد در حوزه نوآوری تشویق کند. این اعتبار میتواند در قالب هزینههای تحقیق و توسعه یا سرمایهگذاری اعمال شود. بهطور کلی، قانون این امکان را فراهم کرده که هزینههای تحقیق و توسعه یا سرمایهگذاری دانشبنیان، بهجای پرداخت مالیات، از محل همان مالیات تأمین شود. این سیاستها همگی مشوقهایی برای توسعه فعالیتهای دانشبنیان هستند. ما در این حوزه مشاوره ارائه میدهیم و از سال گذشته این خدمت را آغاز کردهایم و در سال آینده نیز برنامه داریم که آن را بهصورت جدیتر توسعه دهیم.
در شرایط بحران، مانند آنچه در جنگ ۱۲روزه تجربه شد و تأثیری که بر فضای کسبوکار گذاشت، بسیاری از کسبوکارها به حمایت بیشتری نیاز داشتند. استراتژی شما در این زمینه و در شرایط بحران به چه شکل است؟
در چنین شرایطی، مدیریت ریسک اهمیت ویژهای پیدا میکند. ما در تکنوتجارت با پایش مستمر شرایط و عملکرد کسبوکارها تلاش میکنیم مسائل را زودتر شناسایی کرده و با تعامل مستقیم با کسبوکار یا در صورت لزوم با بانک، در جهت پیشگیری یا رفع مشکلات اقدام کنیم. همچنین استقرار حاکمیت شرکتی صحیح، خود به پیشگیری از بسیاری از ریسکها کمک میکند. توانمندسازی اعضای هیئتمدیره، مطالبه جدی مدیریت ریسک و ایفای نقش فعال سهامداری از جمله اقداماتی است که انجام میدهیم.
با این حال، برخی چالشها قابل پیشبینی یا برنامهریزی کامل نیستند. در چنین شرایطی، هرچه لایه سهامداری و هیئتمدیره قویتر باشد، مدیریت بحران آسانتر خواهد بود. شبکه ارتباطی، منابع و خبرگی اعضای هیئتمدیره میتواند نقش تعیینکنندهای ایفا کند. بهعنوان یک مجموعه بانکی، از این ظرفیتها استفاده میکنیم و هرجا لازم باشد، مشورت، ارتباط یا کمک عملی ارائه میدهیم. اینطور نیستیم که صرفا نقش یک سهامدار ساکت را داشته باشیم. بلکه برای حل مشکلات کسبوکارها به خصوص در مواقع بحران واقعا دوندگی میکنیم.
آیا در حوزه مسوولیت اجتماعی هم فعال هستید؟
به تعبیری که برخی از سازمانها در امور خیریه، آموزش و توانمندسازی، انجام میدهند، چنین اقداماتی را نداریم و تمرکز ما بیشتر بر اکوسیستم خودمان است. از جمله تولید و انتشار محتوای آموزشی، به اشتراکگذاری اسناد تخصصی، حمایت از تدوین و انتشار استانداردها در حوزههایی مانند حاکمیت شرکتی و ارزشگذاری و مشارکت در رویدادها و برنامههایی که به تقویت اکوسیستم استارتاپی کمک میکنند. همچنین در سرمایهگذاریهای مراحل ابتدایی، که نرخ شکست بالایی دارند، بسیاری از فعالان این حوزه از منظر مسوولیت اجتماعی وارد میشوند. چه با سرمایه مالی، چه با منتورینگ، مشاوره یا سرمایهگذاری مشترک که همه از مسوولیتهای اجتماعی ما محسوب میشود.
آیا بحث تولید محتوا و آموزش که اشاره کردید، در قالب یک آکادمی صورت میگیرد؟ و اینکه کدام حوزهها و موضوعات را شامل میشود؟
در حوزه آموزش، عمدتاً از طریق انتشار محتوای آموزشی و حضور فعال در رویدادها و نمایشگاهها اقدام میکنیم. به طوری که معمولا محتوا و اسنادی را منتشر میکنیم که در فضای کسبوکاری حوزه خودمان قابل استفاده است. معمولا این آموزشها در فضاهای آموزشی خودمان و در بخشهای جنبی نمایشگاههایی مانند الکامپ و بانک و بیمه پررنگتر میشود.
علاوه بر این، در هلدینگ فناوری اطلاعات بانک تجارت، یک آکادمی تحت عنوان «آکادمی تژ» تأسیس شده که با هدف ارائه آموزشهای تخصصی متناسب با نیازهای حوزه فناوری اطلاعات در داخل و خارج از بانک فعالیت میکند و ما در تکنوتجارت نیز در این فعالیتها مشارکت داریم.
و توصیه شما برای فعالان اقتصادی چیست؟
با توجه به شرایط اقتصادی کشور، سود فعالیتهای اقتصادی در هر بنگاه اقتصادی و حتی مانند آنچه که شما در یک رسانه اقتصادی انجام میدهید، نه فقط به خودتان بلکه به کل جامعه میرسد. به نظر من هر نوع فعالیت اقتصادی مولد، خود نوعی مسوولیت اجتماعی محسوب میشود. ادامه فعالیت اقتصادی در چنین شرایطی، به جامعه، کشور و بهویژه جوانان امید میدهد و زمینه حرکت رو به جلو برای شکوفا شدن را فراهم میکند. امروز بیش از هر زمان دیگری، فعالیت اقتصادی مولد معنای مسوولیت اجتماعی به خود گرفته و اگر بخواهیم زیست و زندگی مسوولانهای داشته باشیم، باید این مسوولیت را در کار خود ببینیم. این نگاه، به فعالیت اقتصادی معنا و ارزش مضاعف میبخشد.
انتهای پیام
مرتبط با: