زیانهای اقتصادی و هزینههای قطعی اینترنت
حسین قریب گرکانی درباره پیادمدها و آسیبهای اختطعی اینترنت یادداشتی را در اختیار کاماپرس قرار داده است که در ادامه میخوانید:
اختلال و قطعی اینترنت در سالهای اخیر، به یکی از متغیرهای تکرارشونده و ساختاری در محیط فعالیت اقتصادی ایران تبدیل شده است. اگرچه این اختلالها اغلب با دلایل سیاسی یا امنیتی توضیح داده میشوند، اما پیامدهای آنها به طور مستقیم در عملکرد اقتصاد دیجیتال و به طور غیرمستقیم در کیفیت زندگی روزمرهی شهروندان قابل مشاهده است. بررسی دقیق این پیامدها، مستلزم تفکیک میان زیانهای قابل اندازهگیری اقتصادی و هزینههایی است که ماهیتی کیفی دارند و به سادگی در آمارهای رسمی ثبت نمیشوند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده از سوی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، سهم اقتصاد دیجیتال از تولید ناخالص داخلی ایران در سالهای اخیر حدود ۶ تا ۷ درصد برآورد شده است. این گزارشها همچنین تأکید میکنند که وابستگی بخش قابل توجهی از فعالیتهای خدماتی، تجاری و حتی صنعتی به اینترنت، باعث شده هرگونه اختلال سراسری یا محدودیت گسترده، اثر فوری و مستقیم بر جریان درآمدی بنگاهها داشته باشد. در همین چارچوب، برآوردهای رسمی نشان میدهند که هر روز قطعی یا اختلال گستردهی اینترنت میتواند رقمی بین ۵۰ تا ۸۰ میلیون دلار زیان مستقیم به اقتصاد کشور تحمیل کند؛ رقمی که صرفاً ناظر بر کاهش فروش، توقف خدمات و اختلال در تبادلات آنلاین است و هزینههای جانبی و بلندمدت را در بر نمیگیرد.
وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات نیز در گزارشهای دورهای خود، به طور ضمنی بر این واقعیت تأکید کرده که بخش عمدهای از کسبوکارهای فعال در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، بدون دسترسی پایدار و قابل اتکای اینترنت عملاً امکان تداوم فعالیت ندارند. طبق آمارهای رسمی، بیش از ۹۰۰ هزار کسبوکار خرد و خانگی در بستر پلتفرمهای دیجیتال فعال هستند و میلیونها نفر به صورت مستقیم یا غیرمستقیم از این مسیر درآمد کسب میکنند. قطعی اینترنت، در چنین ساختاری، به معنای توقف همزمان هزاران واحد اقتصادی کوچک و قطع ناگهانی جریان درآمدی خانوارهایی است که اغلب فاقد پسانداز یا پوششهای حمایتی مؤثر هستند.
در حوزهی تجارت الکترونیک، دادههای منتشرشده از سوی مرکز توسعه تجارت الکترونیکی نشان میدهد که ارزش معاملات آنلاین در ایران طی سالهای اخیر از مرز چند هزار میلیارد تومان عبور کرده است. کاهش دسترسی به اینترنت، حتی برای چند ساعت، موجب اختلال و افت محسوس حجم تراکنشها، افزایش سفارشهای لغوشده و کاهش اعتماد مصرفکننده میشود. اگرچه بخشی از این زیانها ممکن است در آمارهای ماهانه تا حدی جبران شوند، اما اثر تجمعی آنها بر رفتار مصرفکننده، تغییر الگوی خرید و کاهش تمایل به استفاده از خدمات آنلاین، در میانمدت و بلندمدت قابل چشمپوشی نیست.
در سطح بینالمللی، صادرات خدمات فناوری اطلاعات و فعالیت فریلنسرهای ایرانی نیز به شدت به کیفیت و پایداری اتصال اینترنت وابسته است. طبق دادههای رسمی منتشرشده از سوی نهادهای داخلی، دهها هزار نیروی متخصص ایرانی در بازار جهانی خدمات دیجیتال فعال هستند. اختلالهای مکرر اینترنت، موجب نقض تعهدات زمانی، کاهش رتبهی حرفهای در پلتفرمهای بینالمللی و در نهایت حذف تدریجی این نیروها از زنجیره ارزش جهانی میشود. این نوع زیان، اگرچه در کوتاهمدت عدد مشخصی ندارد، اما در بلندمدت به کاهش ظرفیت ارزآوری، تضعیف برند نیروی کار متخصص ایرانی در سطح بینالمللی و خروج سرمایهی انسانی منجر میشود.
با این حال، مسئله قطعی اینترنت صرفاً به زیانهای کلان و میانگینهای اقتصادی محدود نمیشود. پرسش مهمتر این است که قطع اینترنت چه کسانی را به زیر خط فقر میکشاند؟ در شرایطی که بخش قابلتوجهی از شاغلان اقتصاد دیجیتال، به ویژه در پلتفرمهایی مانند اینستاگرام و تلگرام، از طریق فعالیتهای خرد، فروش آنلاین یا ارائه خدمات محتوایی امرار معاش میکنند، قطع دو تا سه هفتهای اینترنت میتواند به معنای از دست رفتن کامل منبع درآمد باشد. برای این گروهها، قطعی اینترنت یک شوک معیشتی مستقیم است که میتواند به سرعت آنها را به زیر خط فقر سوق دهد.
در این چارچوب، مفهوم «نااطمینانی» نقشی کلیدی ایفا میکند. به طور کلی، هرجا نااطمینانی وارد شود، امکان برنامهریزی بلندمدت از بین میرود و فعالیتهای اقتصادی دچار اختلال میشوند. آنچه امروز در فضای اقتصاد دیجیتال ایران مشاهده میشود، فراتر از تضعیف سرمایهگذاری بلندمدت است؛ حتی صاحبان کسبوکار برای برنامهریزیهای کوتاهمدت _از این هفته برای هفتهی آینده یا از این ماه برای ماه آینده_ با مشکل جدی مواجه هستند. این سطح از نااطمینانی، انگیزهی تولید، نوآوری و حتی استمرار فعالیت را به شدت کاهش میدهد.
فراتر از زیانهای اقتصادی مستقیم، قطعی اینترنت هزینههایی را به جامعه تحمیل میکند که در محاسبات رسمی کمتر دیده میشوند. اختلال در این زیرساخت، باعث بههمریختگی برنامههای روزمره، افزایش اضطراب، کاهش کارایی فردی و تضعیف روابط اجتماعی میشود. برای بخشی از جامعه، اینترنت صرفاً ابزار ارتباطی نیست، بلکه بستر اصلی حضور اقتصادی و اجتماعی است. قطع ناگهانی این بستر، حس بیثباتی و ناامنی نسبت به آیندهی شغلی و معیشتی را تشدید میکند.
استمرار چنین وضعیتی، به تدریج بر تصمیمهای مهاجرتی نیروی انسانی متخصص، کاهش انگیزهی نوآوری و افت تمایل به سرمایهگذاری در حوزههای دانشبنیان اثر میگذارد؛ روندی که پیامدهای آن بسیار فراتر از زیانهای کوتاهمدت مالی است و میتواند مسیر توسعه اقتصاد دیجیتال کشور را به طور ساختاری تضعیف کند.
در مجموع، دادههای رسمی داخلی به روشنی نشان میدهند که قطعی اینترنت هزینهای سنگین و چندلایه به اقتصاد ایران تحمیل میکند. بخش قابل اندازهگیری این هزینهها، در قالب زیان روزانه دهها میلیون دلاری قابل مشاهده است؛ اما بخش مهمتر، در حوزههایی شکل میگیرد که هنوز ابزار دقیقی برای سنجش آنها وجود ندارد: از سقوط ناگهانی معیشت خانوارهای وابسته به اقتصاد دیجیتال گرفته تا فرسایش اعتماد، افزایش نااطمینانی و تضعیف سرمایه اجتماعی. توجه همزمان به این دو سطح از خسارت، پیشنیاز هر سیاستگذاری مؤثر و واقعبینانه در حوزه اقتصاد دیجیتال است.
انتهای پیام
مرتبط با: