فیلمتئاتر «نیوجرسی» و تجربه تماشای عشق، جنون و زخمهای بیپایان در قاب فیلم نت
فیلمتئاتر «نیوجرسی» آغازگر طرح جدید پلتفرم فیلم نت است که اکران آنلاین تئاترها را کلید زده و فرصت جدیدی پیش روی هنر نمایش و مخاطبان آن قرار دهد.
به گزارش کاماپرس تئاتر به عنوان زیربنا و پایه هنرهای تصویری، جذابیتهای بسیار برای تماشاگران خود دارد که مهمترین آن تخیل و قراردادهای نمایشی ناشی از آن در کنار مواجهه بیواسطه بازیگر با تماشاگر است. دیگر ویژگی جهان نمایش، تاریخ تولید و انقضای کوتاه مدت آن است که ماندگاری کوتاه آن را رقم میزند. فیلمتئاتر دقیقا از همین نقطه وارد ماجرا می شود و با تبدیل اجرا به اثری قابل ارائه در پلتفرمهای نمایش آنلاین، ماندگار شدنشان را تضمین کرده و تماشاگرانی متفاوت با تئاتربینهای حرفهای را جذب میکند؛ کاری که پلتفرم فیلمنت به تازگی انجام داده و اکران آنلاین فیلمتئاتر «نیوجرسی» به کارگردانی سعید دشتی، نخستین نمونه آن به حساب میآید. این اتفاق ارزشمند در صورت تداوم میتواند به اقتصاد نحیف تئاتر کشور نیز کمک کند.
«نیوجرسی» آن دسته نمایشهایی است که کاملا متکی بر مونولوگ است و قصه خود را با تکیه بر آن به خوبی روایت میکند؛ قصهای بدون جغرافیای مشخص و با زیرمتنهای فراوان که در مدت زمان ۷۰ دقیقه، تماشاگر را به دنبال خود میکشاند.
روایت غیرخطی قصه به دشتی این اجازه را داده تا از پنج شخصیت خود به یک اندازه سود جسته و از زاویه دید هر یک قصه را روایت کند؛ داستان تلخ دختری جوان به نام سارا دانشجوی پزشکی که آینده درخشانی را برای خود ترسیم کرده ولی به سد محکم جامعه کوچک روستا و هنجارهای اجتماعی آن برخورد میکند. پرده نخست با نقطه عطفی آغاز میشود که متعلق به یک سوم پایانی نمایش است و تماشاگر را به خوبی با سارای هراسان و آشفته آشنا میکند. طرف دیگر داستان، اصلان جوان قرار دارد که الگویش غلامرضا تختی است و تحلیل متفاوت و عجیبی از ماجرای خودکشی او دارد. اصلان شخصیتی کلیدی است که کارگردان از طریق او به مساله سقوط اخلاقی انسان و اضمحلال آن می پردازد و سوال بیرحمانهای را با مضمون چگونه دوست داشتن و به چه شکل به دست آوردن را مطرح می کند و سپس آینهای تمام قد پیش روی تماشاگران نمایش قرار میدهد.
ایرج نیز روی دیگر سکه اصلان است که زمانی عاشق سارا بوده و حال سالها بعد از شکست، دوباره سر راه او قرار گرفته و نقطه عطف پرده پایانی را رقم میزند. ایلناز خواهر اصلان هم شخصیتی پیچیده و چند وجهی به حساب میآید که زخمی عمیق بابت به ثمر نرسیدن عشقی ناکام به تن دارد و در این مسیر حتی به سارا به عنوان همجنس خود نیز رحم نمیکند! دشتی با تکیه بر ایلناز، روی جامعه مردسالار نمایش خود مانور دقیقتری داده که حتی او را از قامت قربانی به هیبت متجاوز درمیآورد.
عشق، شکست و جنون ناشی از آن، یکی از تمهای اصلی نمایشنامه «نیوجرسی» به قلم صالح علویزاده محسوب میشود که به شکل مطلوبی در عرض گسترش پیدا کرده و عنصر کلیدی پیش برنده قصه به حساب میآید. در عین حال، زیاده خواهی انسان دیگر عنصر کلیدی نمایشنامه است که روی هر یک از شخصیتها به شکلی اثر گذاشته و شکلهای متنوعی از آن را شاهد هستیم برای نمونه میتوان به سیروس اشاره کرد که درگیر عشق از جنسی دیگر و به ملکه زنبورها است و حتی شیرین عقلیاش نیز مانع ظلم بزرگ او به خواهرش سارا نمیشود.
دشتی در مقام کارگردان به بهترین شکل به نمایشنامه «نیوجرسی» جان بخشیده و با استفاده از اندک دیالوگهای پینگپنگی و مونولوگهای متعدد درخشان، کار را پیش برده است. از طرف دیگر، به خوبی از تخیل بهره گرفته که نمونه شاخصی از آن را در ترسیم فضایی ذهنی از سد کنار روستا و زیبایی آن میبینیم؛ جذاب، عاشقانه و خیالانگیز که خیلی زود وجوه هولناک خود را به رخ تماشاگران خود میکشد.
طراحی صحنه و دکور یکی از ابزار مهمی است که به کارگردان برای ترسیم فضای موردنظر خویش کمک میکند و از این حیث «نیوجرسی» با دکوری مینیمال که در مرکز صحنه قرار گرفته است و شخصیتها روی آن ایستاده و یا حرکت میکنند، کیفیت مطلوبی دارد. در طراحی لباس و گریم بازیگران نیز ظرایفی به چشم میخورد که مهمترین آن به پاهای خون آلود و باندپیچی شده ایلناز و سارا باز میگردد.
دشتی در انتخاب بازیگران «نیوجرسی» که نام هوشمندانهای هم برای آن به حساب میآید، سنجیده عمل کرده و آن را به یکی از نقاط قوت کار تبدیل کرده است به ویژه مهتاب ثروتی که کاملا متناسب با کاراکتر سارا است و چند لحظه درخشان و تاثیرگذار را در پرده آخر نمایش خلق میکند. امیرحسین فتحی، پیام لاریان، فاطمه مسعودی فر و میثم میرزایی نیز درک درستی از کاراکترها دارند و تقریبا به اندازه بازی کردهاند.
انتهای پیام
مرتبط با: