از «مارمولک» تا عشق ممنوعه؛

کمال تبریزی در «بی عاطفه» چه کرده است؟

کد مطلب: ۳۶۲۰۶۱
کمال تبریزی در «بی عاطفه» چه کرده است؟

«بی ‌عاطفه» پس از پخش 10 قسمت، نشان داده که قصد دارد حرفی برای گفتن داشته باشد. کارگردانی کمال تبریزی، فیلمنامه‌ای از امیرعباس پیام  و ترکیبی از بازیگران باتجربه و چهره‌های تئاتری، مجموعه‌ای ساخته‌اند که شاید در نگاه اول یادآور ملودرام‌های کلاسیک باشد، اما در اجرا و جزئیات، چیزهایی فراتر از کلیشه‌های همیشگی دارد.

عشقی که بر دیوار کینه سایه انداخته

به گزارش کاماپرس، داستان از یک ایده ساده اما جهان‌شمول شروع می‌شود: دو برادر (یا در برخی روایت‌ها دو دوست قدیمی) که روزگاری نزدیک بودند، حالا سال‌هاست با کینه‌ای کهنه از هم جدا افتاده‌اند. یکی، کامران، مردی مقتدر و سرد با بازی رضا کیانیان که زندگی‌اش در قطب ثروت و قدرت تعریف می‌شود؛ دیگری، بهرام، مردی از طبقه کارگر و سنتی با بازی حامد بهداد که هنوز در کارگاه کوچکش زحمت می‌کشد. سال‌هاست بین این دو حرفی نرفته، تا اینکه عشق میان فرزندانشان ، علی و عاطفه، این دو جهان را دوباره در برابر هم قرار می‌دهد.

این الگو عشق ممنوعه در سایه اختلاف خانوادگی در ادبیات و سینما بارها دیده شده. از رومئو و ژولیت تا سینمای بالیوود. اما چیزی که «بی‌ عاطفه» که یکی از تولیدات اختصاصی فیلم نت است، را از یک کپی تکراری نجات می‌دهد، تمرکزش بر ریشه‌های این کینه است. سریال از همان قسمت اول نشان می‌دهد که ماجرا صرفاً بر سر یک ملک موروثی یا یک سوءتفاهم ساده نیست. چیزی عمیق‌تر در گذشته این دو مرد رخ داده که هر چه سریال جلوتر می‌رود، لایه‌های آن بیشتر آشکار می‌شود. فلش‌بک‌های دقیق و نورپردازی گرم و خاک‌خورده‌ی دهه شصتی، مخاطب را به سفری در زمان می‌برد و او را شریک معمایی می‌کند که جوابش در انتظار قسمت‌های بعد است.

رضا کیانیان و بازگشتی قدرتمند

یکی از برگ‌های برنده «بی‌ عاطفه»، بدون شک حضور رضا کیانیان است. این بازیگر پس از مدتی کم‌کاری، با نقشی چندلایه و خاکستری به نمایش خانگی بازگشته است. کامران او نه کاملاً شرور است و نه قهرمان. مردی که پشت میز پوکر با خونسردی بازی می‌کند، همان پدری است که با دخترش عاطفه با بازی مهتاب ثروتی رابطه‌ای سرد و از سرِ کنترل دارد. کیانیان با کمترین دیالوگ، بیشترین بار احساسی را منتقل می‌کند. یک نگاه، یک مکث، یک لبخند خشک ، اینها ابزار او برای ساختن شخصیتی هستند که مخاطب هم از او می‌ترسد و هم برایش دل می‌سوزاند.

در مقابل، حامد بهداد که در قسمت دوم وارد قصه می‌شود، نقش استاد بازیگری را ایفا می‌کند؛ شخصیتی مرموز و منضبط که مرز میان اجرا و واقعیت را کمرنگ می‌کند. حضور بهداد در این نقش که کمی شبیه به فراز و نشیب‌های حرفه‌ای خودش است، تنوع جذابی به فضای سریال بخشیده است. بازی او در سکانس کلاس بازیگری، جایی که یک مونولوگ ساده به اوج احساسی می‌رسد، نشان می‌دهد که او و تبریزی چقدر به ظرفیت‌های تئاتری تکیه کرده‌اند.

تئاتری‌ها در قاب دوربین

کمال تبریزی که کارنامه‌ای از «مارمولک» تا «دوران سرکشی» دارد، این بار آشکارا به سمت بازیگران تئاتر رفته است. مهتاب ثروتی (عاطفه) و دانیال خیری‌خواه (علی) هر دو از نسل جدید تئاتر ایران هستند. ثروتی پس از بازی درخشان در نمایش «خرچنگ»، اینجا نقش دختری را بازی می‌کند که میان عشق به پسرعمویش و وفاداری به پدری سرد و حسابگر، گیر افتاده. خیری‌خواه هم که در تئاتر «بر زمین می‌زندش» توانایی‌اش را ثابت کرده، در نقش علی، پسر فقیری که دل به دختر عموی مرفه بسته، باورپذیر و طبیعی ظاهر شده است.

این انتخاب هوشمندانه باعث شده دیالوگ‌ها و واکنش‌ها حس ساختگی و شلوغ بازی‌های تلویزیونی را نداشته باشند. به جای آن، با لحن‌هایی نسبتاً روزمره و گاه خام مواجهیم که به واقع‌گرایی سریال کمک می‌کند. شاید بعضی از مخاطبان که به بازی‌های اغراق‌آمیز در ملودرام‌ها عادت کرده‌اند، این ریتم و لحن را کمی سرد یا بی‌احساس بدانند، اما دقیقاً همین سردی و درون‌گرایی است که نام «بی ‌عاطفه» را برازنده سریال کرده است. لازم به ذکر است که برای تماشای این سریال می‌توانید به فیلم نت مراجعه کنید.

تبریزی در قاب سینمایی

یکی از ویژگی‌های قابل توجه «بی‌عاطفه»، تلاش آن برای فراتر رفتن از فرم استاندارد سریال‌های خانگی است. تبریزی در دکوپاژ و قاب‌بندی، به وضوح تحت تأثیر سینماست. سکانس پرتنش کافه پیش از سورپرایز تولد عاطفه، یا فلش‌بک عروسی در دهه شصت، با نورپردازی حساب‌شده و حرکت آرام دوربین، حس یک فیلم سینمایی را تداعی می‌کنند. حتی طراحی صحنه و لباس از خانه مدرن کامران تا کارگاه قدیمی بهرام، با وسواس انتخاب شده‌اند تا تضاد طبقاتی را نه با دیالوگ، که با تصویر نشان دهند.

این نگاه سینمایی ممکن است برای برخی بینندگان که انتظار ریتم تند و دیالوگ‌پردازی مستقیم دارند، کمی کند یا حتی لوکس به نظر برسد. اما برای مخاطبی که به سریال به مثابه یک اثر هنری نگاه می‌کند، همین جزئیات بصری لذت‌بخش است. موسیقی متن سریال نیز که متناسب با حال و هوای هر صحنه انتخاب شده، بدون آنکه در لحظات احساساتی خودش را تحمیل کند، فضا را کامل می‌کند.

آن سوی سکه؛ چالش‌هایی که شاید به چشم بیایند

منصفانه است اگر بگوییم «بی‌عاطفه» خالی از نقاط قابل بحث نیست. از همان دو قسمت ابتدایی، برخی مخاطبان ممکن است از «آشنایی» بیش از حد طرح اولیه پسر فقیر و دختر پولدار با اختلاف خانوادگی، احساس تکرار کنند. همچنین ریتم سریال در قسمت های ابتدایی عمداً آرام است و بیشتر به شخصیت‌پردازی اختصاص دارد؛ شاید این کندی برای بخشی از مخاطبان که به شروع پرشتاب عادت دارند، کمی صبرطلبی کند. اما نکته اینجاست که سریال در قسمتهای بعدی با ورود به لایه‌های گذشته و اضافه‌شدن حامد بهداد، سرعتش را تنظیم کرده و گره‌های تازه‌ای باز کرده است.

نکته دیگر، حضور برخی شخصیت‌های فرعی نسبتاً تیپیک (مثل دوستان علی) است که هنوز جای رشد دارند. اما با توجه به تجربه تبریزی در سریال‌های چندلایه‌ای مثل «شهریار» و «دوران سرکشی»، می‌توان امیدوار بود که این شخصیت‌ها در قسمت‌های بعدی بیهوده رها نشوند.

چرا ارزش دیدن دارد؟

اگر از ملودرام‌های اجتماعی خسته نشده‌اید و دوست دارید ببینید یک کارگردان باتجربه چگونه می‌تواند یک ایده کلاسیک را با اجرای سینمایی و بازیگران توانمند، تازه و تماشایی کند، «بی‌عاطفه» گزینه مناسبی است. این سریال تا اینجا نشان داده که قرار نیست فقط یک قصه عاشقانه سطحی باشد. دلایل کینه قدیمی، رازی که به نظر می‌رسد زندگی هر دو خانواده را تحت تأثیر قرار داده، و معمای شخصیت استاد بازیگری (حامد بهداد) که گویی خودش هم درگیر یک تراژدی شخصی است، همگی لایه‌هایی هستند که در قسمت‌های آینده باز خواهند شد.

تبریزی در دو قسمت اول، زمین بازی را چیده و مهره‌ها را معرفی کرده است. حالا باید دید آیا می‌تواند این معمای احساسی را بدون افتادن در دام شعار یا کلیشه به سرانجام برساند. اما تا اینجا، «بی‌ عاطفه» نوید یک تجربه دراماتیک جدی و سینمایی را می‌دهد؛ سریالی که به جای تکیه بر هیجان‌های زودگذر، روی شخصیت‌ها، روابط و سایه‌های گذشته سرمایه‌گذاری کرده است. اگر اهل تماشای آرام و عمیق هستید، از آن لذت خواهید برد.

سریال «بی عاطفه» ساخته کمال تبریزی، به تهیه‌کنندگی محمدصادق میرکریمی و به نویسندگی امیرعباس پیام هر جمعه ساعت 12 ظهر از پلتفرم فیلم نت پخش می‌شود.

انتهای پیام

مرتبط با:

ارسال نظر