لبخند تلخ
ورود رمزارزها به بازار ایران، چندان ساده نبود اما به کوشش فعالان این حوزه، در چند سال اخیر زمین بازی برای آنها هموارتر شده و کاربران بیشتری در این بازار سرمایهگذاری کردهاند. میرسهیل نیکزاد، یکی از بنیانگذاران انجمن بلاکچین ایران، در این گفتگو به بررسی نقش حمایتی حاکمیت، زیرساخت پایدار و رفتارهای قانونمدار برای حفظ جریان این بازار میپردازد.
در سال 1404 بازیگران بازار کریپتو چگونه نقشآفرینی کردند؟
نقشآفرینی نادرست بازیگران حوزه کریپتو در ایران، سرمایهگذاری مطمئن را غیرممکن کرده است؛ این موضوع درباره زیرساخت اینترنت هم صدق میکند. در این بازار یک پارادوکس بانمک وجود دارد، کسی قطعی اینترنت را گردن نمیگیرد ولی در نهایت خاموشی اتفاق میافتد. این موضوع زیرساختها را مخدوش و معلول میکند. کسبوکارهای آنلاین از دو جهت به زیرساخت احتیاج دارند؛ اول زیرساخت فنی که پایدار باشد و دوم زیرساخت تجاری. به این معنی که علاوه بر ابزارهای فنی لازم، زمینه و انگیزه تعامل مردم نیز برای آن اتفاق تجاری فراهم باشد. به عقیده من در سالی که گذشته هر دو زیرساخت مخدوش بودهاند. بنگاههای بزرگ در حوزه کریپتو و فینتک بهت زده به ماجرا نگاه میکنند.
در نتیجه این اتفاق، کسبوکارهای کوچک حذف میشوند و کسبوکارهای بزرگ هم تأمل میکنند. شرکتهای بزرگ برای بقا هزینههای لجستیک را افزایش میدهند؛ در نتیجه، خدمات کمکیفیتتر و گرانتر میشوند. برخی کسبوکارهای رمزارزی به هر طریقی توانستهاند نقدینگی خود را تامین کنند و خطر این شرایط را از سر بگذرانند. اما متاسفانه مورد استقبال مخاطبان قرار نگرفتند، چراکه نتوانستند در یک بازار رقابتی خودشان را با همه خواستههای مخاطبان تطبیق دهند.
روند صدور مجوز را چگونه ارزیابی میکنید؟
من فکر میکنم ۱۴۰4 همهاش انحصار بود. تصمیمهایی گرفته شد که نتیجه آن هزینههای گزافی بود که بر دوش مردم تحمیل شد. انگار فقط چند کسبوکار محدود توانستهاند از سد رگولاتوری عبور کنند، نهادهای دولتی و خصوصی نیز فقط از همین تعداد حمایت میکنند. در این بین، بقیه کسبوکارها همچنان معطل دریافت مجوز از سوی وزارت صمت و نهادهای امنیتی هستند. مجوز انحصاری برای بعضی از کسبوکارها یعنی بیکاری دیگران. گاهی یک شخص برای امن کردن معامله فقط از یک صرافی رمزارزی حمایت میکند و بقیه را کنار میزند.
نتیجه این کار خاموشی چراغ بیش از 140 کسبوکار رمزارزی و بیکاری حدود 2 هزار نفر است. در حوزه کریپتو کسبوکارهایی هستند که میتوانند یک نفره یا با تعداد کمی نیرو اداره شوند، اینها بدون مجوز هم میتوانند به کارشان ادامه دهند. اینها همان موجی هستند که طوفانی را در آینده رقم میزنند. استعدادهای درخشان ایرانی در بهترین پلتفرمهای جهانی کدزنی میکنند و باید به آنها افتخار کرد.
اختلال و قطعی اینترنت کسبوکارها و کاربران را با چه مشکلاتی مواجه کرد؟
تقریبا نیمی از افراد نمیدانند که برایشان چه اتفاقی افتاده است و کاملا در بهت به سر میبرند. بسیاری از اطلاعات به واسطه قطع و وصل اینترنت از بین رفت و داراییها مورد حمله قرار گرفت. انگار اصلا امنیتی وجود ندارد. مطالبهگری از مسئولان هم هیچ نتیجهای نداشته است. در زمان جنگ، طی یک سهلانگاری به 140 کسبوکار رمزارزی حمله سایبری شد و این در لحظهای اتفاق افتاد که میخواستند آیپیها را سفید کنند.
عکسالعمل بازار به چنین بحرانهایی چیست؟
بیشتر مردم به حفظ داراییهای خود روی میآورند و بازار راکد میشود. افراد کمی هم هستند که به معامله و سرمایهگذاری یا حتی تولید پروژه و محصول فکر میکنند. در این شرایط اعتماد کاملا از بین میرود. نمیتوان در بازاری سرمایهگذاری کرد که ارتباط با مشتریان ناگهان دو ماه قطع میشود. در آن طرف دنیا وقتی افشای اطلاعات رخ میدهد، مسئولان برای پاسخگویی یا عذرخواهی، چندین برنامه تلویزیونی راه میاندازند؛ اما اینجا اینطور نیست؛ نه از عذرخواهی خبری هست، نه همدردی، نه پذیرش مسئولیت، نه استعفا و نه جبران خسارت.
دولت گفت وقتی نمایش قیمت دلار روی تابلوی صرافیها متوقف میشود، معامله تتر روند قیمت دلار را همچنان صعودی نگه میدارد. امسال تنها با این گمان که معامله تتر، ریال را گران میکند، بسیاری از کسبوکارها تعطیل شدند؛ یک روز صبح بیدار شدیم و دیدیم حدود 200 درگاه پرداخت بسته شده است.
آیا کسبوکارهای کریپتویی در سال 1405 روی خوش میبینند؟
گزارشهای غیررسمی از خروج تعداد زیاد کاربران از پلتفرمهای ایرانی خبر میدهند و این بسیار ناراحتکننده است. به نظرم قرار نیست به زودی کاربران با پلتفرمهای ایرانی آشتی کنند. اینکه بانک مرکزی تصمیم بگیرد، صرافیهای رمزارزی را به چرخه برگرداند، میتواند رابطه مردم را با قانونگذار بهتر کند. وجود این صرافیها امکان معامله ریال با هر چیز دیگری را در دنیا فراهم میکند. سیاستهای بانک مرکزی ریال را تضعیف کرده است. ریال اگر توانایی تبادلپذیری با داراییهای مختلف را داشت، خیلی پول قدرتمندتری بود. برای کسی که با اتریوم، بیتکوین و سایر رمزارزها معامله میکند، نرخ ریال تفاوتی ندارد. باید تدابیری صورت بگیرد که ریال بیشتر قابل معامله باشد، نه اینکه جلوی معامله آن گرفته شود.
توصیه شما به فعالان بازار چیست؟
به عقیده من صاحبان کسبوکارها در این شرایط بهتر است درمورد سرمایهگذاری کمی دست نگه دارند. سعی داشته باشند که تجربههای خود را بیشتر کنند. کارهای جسورآنهای انجام ندهند تا زمانی که از نتیجه آن اطمینان و یقین داشته باشند. بیش از هر چیز برای بقا تلاش کنند. راهاندازی کسبوکار جدید ایده کارآمدی در این شرایط نیست؛ اما اگر از نتیجه آن اطمینان دارید، حتما انجام دهید. حفظ بقا و دارایی باید در اولویت باشد. از پلتفرمهای ایرانی گرفته تا آمریکایی، هندی، استرالیایی و روسی دوری کنید.
از هر چیزی که سِروِر دارد دوری کنید. تجربهای که من دارم نشان میدهد سِروِرها در مواقع حساس باجگیری میکنند؛ شیاد میشوند. تا حد امکان، داراییهای خود را در اختیار بگیرید. مهارتها را در حوزه دیفای توسعه دهید. ببینید آیا میتوانید یک مشتری غیرایرانی را برای یک رابطه تجاری متقاعد کنید؟ گاهی فقط به خاطر اینکه تصور میکنیم تحریم هستیم، نه به سراغ سرمایهگذار خارجی میرویم و نه به فکر ایجاد شعبه در کشور دیگری هستیم. اما حقیقت این است که آگاهی و توانایی ما برای ارایه این موضوع به طرف خارجی کم است. شاید تنها هفت درصد سرمایهگذاران دردسرهای سرمایهگذاری در ایران را بپذیرند ولی ما قدرت متقاعدکردن همان هفت درصد را هم نداریم. با یک لبخند تلخ میخواهم این را بگویم که در این شرایط بهتر است مهارتهای خود را بالاتر ببرید.
به نظرتان حاکمان باید چه کار کنند که خیال کسبوکارها راحت شود؟
بازار جایی است که افراد داراییهای خود را جابهجا میکنند. هر چه قدر این بازار کمتر دستکاری شود، اتفاقها واقعیتر هستند و مواجه شدن با آنها هم آسانتر میشود. اما انگار نظام حکمرانی اینطور فکر نمیکند. کنترل کردن جریآنهای بسیار بزرگ اقتصادی کار بسیار پرهزینهای است. اگر بگذاریم جریآنها بر اساس منطق تجاری، منطق ارجحیت یا حتی منطقهایی از جنس خیریه و بنگاههای آموزشی پیش بروند، کنترل کردن آنها بسیار راحتتر خواهد بود.
توصیهام به نظام حکمرانی همین است. بازار باید با میل خودش به سمتی که میخواهد حرکت کند؛ شاید فقط لازم باشد تغییرات کوچکی اعمال شود. هرچه این تغییرات بیشتر باشد، دردسر اداره آن نیز بیشتر میشود. گاهی یک پلتفرم برای ثبت مجوز اقدام میکند؛ اما نهتنها به آن مجوزی داده نمیشود بلکه دولت یک کپی از آن را میسازد و راهاندازی میکند. این کپیکاری، بیانصافی در حق بخش خصوصی است. دولت به جای مانعتراشی بهتر است یا از کسبوکارها حمایت کند یا کاری به کار آنها نداشته باشد.
انتهای پیام
مرتبط با: