تحلیل محمدحسن کرباسیان از آینده صنعت پست و لجستیک ایران در سال ۱۴۰۵

محاسبه خسارتِ جنگ روی کاغذ

کد مطلب: ۳۶۳۷۴۸
محاسبه خسارتِ جنگ روی کاغذ

صنعت لجستیک در سال‌های اخیر از یک خدمت جانبی و پشتیبان به یکی از حلقه‌های اثرگذار اقتصاد دیجیتال تبدیل شده است. رشد تجارت الکترونیک، تغییر رفتار مصرف‌کنندگان و افزایش انتظار کسب‌وکارها برای تحویل سریع، دقیق و قابل رهگیری نیز اهمیت آن را دوچندان کرده است. با این حال، توسعه این صنعت همچنان با چالش‌هایی مانند پیچیدگی‌های رگولاتوری، نیاز به سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها، کمبود استانداردهای یکپارچه و تاثیرپذیری از بحران‌های اقتصادی و اجتماعی مواجه است. مدیرعامل شرکت دکاپست و رییس هیات مدیره انجمن اپراتورهای پستی و دفاتر پیشخوان تهران، در این گفتگو از تاثیر جنگ اخیر بر صنعت لجستیک، چالش‌های ساختاری این حوزه، ضرورت اصلاح نظام تنظیم‌گری، نقش بخش خصوصی و مسیر تحول فن‌آوری در آینده خدمات پستی کشور می‌گوید.

 جنگ اخیر چه تاثیری بر فعالیت دکاپست گذاشت؟

بدون شک جنگ برای صنعت لجستیک هیچ پیامد مثبتی ندارد. لجستیک بخشی از زنجیره اصلی هر کسب‌وکار است و زمانی که فعالیت اقتصادی کشور دچار رکود یا اختلال می‌شود، این صنعت نیز بلافاصله تحت تاثیر قرار می‌گیرد. مجموعه دکاپست و به‌ طور کلی همه اپراتورهای پستی و شرکت‌های فعال در حوزه لجستیک، به دلیل ماهیت فعالیت‌شان بیش از بسیاری از کسب‌وکارها تحت تاثیر شرایط جنگ قرار می‌گیرند. فعالیت ما به تردد جاده‌ای، حمل‌ونقل بین‌شهری و جابه‌جایی مستمر مرسولات وابسته است و در چنین شرایطی، اولین بخشی که با اختلال مواجه می‌شود، چرخه حمل‌ونقل است. در دو جنگ اخیر نیز همین اتفاق افتاد. بخشی از شهرهایی که در معرض تهدید قرار داشتند، تا حد زیادی تخلیه شدند و بسیاری از مردم به‌ صورت موقت از محل زندگی خود خارج شدند. در برخی شهرها کسب‌وکارها تقریبا متوقف شدند و بسیاری از سازمان‌ها نیز به دلیل محدودیت‌های اینترنتی یا شرایط ناشی از جنگ، فعالیت عادی خود را از دست دادند. این موضوع برای صنعت لجستیک اهمیت دوچندان دارد، زیرا بخش قابل توجهی از مشتریان ما کسب‌وکارهای اینترنتی هستند که از طریق وب‌سایت‌ها یا شبکه‌های اجتماعی فعالیت می‌کنند. قطعی اینترنت باعث شد بسیاری از این کسب‌وکارها برای مدت نسبتا طولانی امکان فعالیت نداشته باشند و همین موضوع به شکل مستقیم حجم مرسولات و ترافیک پستی را کاهش داد. در هفته‌های نخست هر بحران، این وضعیت شدت بیشتری پیدا می‌کند. در آن مقطع، هیچ ‌کس نمی‌داند شرایط تا چه زمانی ادامه خواهد داشت و بلاتکلیفی، تصمیم‌گیری را برای همه دشوار می‌کند. فروشنده نمی‌داند کالا را عرضه کند یا خیر؛ چراکه مشخص نیست بتواند آن را با چه قیمتی جایگزین کند. از سوی دیگر، خریدار هم تردید دارد که اکنون باید منتظر آرام شدن بازار بماند یا خرید خود را انجام دهد. نوسانات نرخ ارز نیز این بلاتکلیفی را تشدید می‌کند؛ چراکه بخش قابل توجهی از کالاهایی که در تجارت الکترونیک یا زنجیره تامین جابه‌جا می‌شوند، به قیمت ارز وابسته هستند. در کنار این مسائل، محدودیت‌های حمل‌ونقل بین‌شهری، افزایش ایست‌های بازرسی، ملاحظات امنیتی، اختلال در توزیع سوخت و نگرانی برخی رانندگان برای تردد در بعضی مسیرها نیز بر روند عملیات تاثیر گذاشت. حتی در برخی نقاط که جاده‌ها آسیب دیده بودند، امکان تردد به ‌طور موقت از بین رفت و این مساله مستقیما بر زمان‌بندی حمل مرسولات اثرگذار بود. از سوی دیگر، در حالی که حجم مرسولات به‌ شدت افت می‌کند، هزینه‌های عملیاتی شرکت‌ها کاهش نمی‌یابند. چنین وضعیتی تعادل اقتصادی شبکه لجستیکی را بر هم می‌زند. یکی دیگر از چالش‌های مهم، مدیریت نیروی انسانی است. تربیت نیروی متخصص در صنعت لجستیک زمان‌بر است و گاهی دو یا سه سال طول می‌کشد تا یک فرد به تجربه و مهارت لازم برسد و در شرایط بحران، مدیریت سرمایه انسانی تصمیم ساده‌ای نیست. این‌ها خسارت‌هایی هستند که شاید روی کاغذ قابل محاسبه باشند؛ اما آثار واقعی‌شان در برنامه‌ریزی و آینده کسب‌وکار بسیار عمیق‌تر از اعداد و ارقام است. البته در برخی مقاطع از اینترنت داخلی برای ادامه فعالیت استفاده شد؛ اما واقعیت این است که بسیاری از مشتریان آمادگی استفاده از چنین بسترهایی را نداشتند یا ترجیح می‌دادند در فضایی فعالیت کنند که محدودیت‌های کمتری داشته باشد.

 آیا دکاپست ناچار به تعدیل نیرو شد؟

یکی از مزیت‌های ما این بود که از ابتدا، سبد مشتریان را به‌ گونه‌ای انتخاب کرده بودیم که حتی در شرایط سخت هم بتوانیم فعالیت مجموعه را با حداقل ظرفیت ادامه دهیم. همین موضوع باعث شد فشار ناشی از کاهش حجم مرسولات، کمتر از آن چیزی باشد که برخی شرکت‌های دیگر تجربه کردند. البته جنگ و کاهش فعالیت‌های اقتصادی، طبیعتا بر همه فعالان این صنعت اثر گذاشت؛ اما در دکاپست تعدیل نیروی جدی و قابل توجهی نداشتیم و خوشبختانه توانستیم نیروی انسانی خود را حفظ کنیم.

 با توجه به تجربه جنگ اخیر، برای مدیریت بحران‌های مشابه در آینده چه برنامه‌ای دارید؟

بخش قابل توجهی از مشکلاتی که در شرایطی مانند جنگ به وجود می‌آید، اساسا خارج از اختیار اپراتورهای پستی و شرکت‌های لجستیکی است. شاید تنها بتوان برای حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد این چالش‌ها برنامه‌ریزی و چاره‌اندیشی کرد و بخش عمده آن، یعنی حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد، تحت تاثیر شرایطی است که امکان کنترل آن وجود ندارد. برای مثال، در جنگ اخیر، بخش بزرگی از جمعیت تهران به ‌صورت موقت شهر را ترک کردند. در چنین شرایطی، حتی اگر یک شرکت پستی تمام فرایندهای خود را به ‌درستی مدیریت کرده باشد، وقتی گیرنده در مقصد حضور ندارد، عملا امکان تحویل مرسوله وجود نخواهد داشت. این مساله ارتباطی به کیفیت خدمات یا آمادگی شرکت ندارد، بلکه نتیجه مستقیم شرایط بحرانی است. البته این امر به آن معنا نیست که هیچ اقدامی نمی‌توان انجام داد. در حوزه مدیریت بحران، برای بخشی از فرایندها می‌توان تمهیداتی در نظر گرفت و آمادگی بیشتری ایجاد کرد تا آثار بحران کاهش یابد؛ اما باید واقع‌بینانه پذیرفت که در چنین شرایطی، بخش عمده مشکلات از اختیار شرکت‌های فعال در حوزه لجستیک خارج است و نمی‌توان برای همه آن‌ها راه‌حل عملیاتی تعریف کرد. به هرحال ما با مستندسازی تجربیات اخیر و افزایش آمادگی تیم‌ها تلاش می‌کنیم در شرایط مشابه نیز امکان تداوم عملیات وجود داشته باشد و رضایت مشتریان فراهم شود.

 به نظر شما مهم‌ترین چالش امروز صنعت لجستیک در ایران چیست؟

کیفیت خدمات لجستیکی در ایران هنوز با استانداردهای مطلوب فاصله دارد. البته این مساله فقط به عملکرد شرکت‌های فعال در این حوزه مربوط نمی‌شود؛ بلکه ریشه آن را باید در عوامل مختلفی مانند فرهنگ عمومی، شیوه شهرسازی، الگوی تردد شهری و حتی رفتارهای اجتماعی جست‌وجو کرد. صنعت لجستیک هم بخشی از همین جامعه است و طبیعتا از همین شرایط تاثیر می‌پذیرد. امروز برخی شرکت‌ها توانسته‌اند شبکه گسترده‌ای از خدمات ایجاد کنند؛ اما کیفیت خدمات آن‌ها در سطح مطلوب نیست. در مقابل، مجموعه‌هایی هم هستند که کیفیت قابل قبولی ارائه می‌دهند؛ اما گستره فعالیت‌شان محدود است و امکان پوشش وسیع بازار را ندارند. از سوی دیگر، لجستیک صنعتی سرمایه‌بر است و ایجاد زیرساخت‌های آن به سرمایه‌گذاری قابل توجهی نیاز دارد. به همین دلیل، بسیاری از سرمایه‌گذاران یا وارد این حوزه نشده‌اند یا پس از سرمایه‌گذاری، به بازدهی مورد انتظار خود نرسیده‌اند. نتیجه این چرخه، عقب ‌ماندن تدریجی صنعت لجستیک از نیازهای بازار است. در حالی که تحویل کالا، یکی از مهم‌ترین حلقه‌های زنجیره هر کسب‌وکار محسوب می‌شود، این بخش در سال‌های گذشته آن ‌طور که باید مورد توجه قرار نگرفته است. البته برخی شرکت‌ها با تکیه بر فن‌آوری، توسعه زیرساخت‌ها و استفاده از تجهیزات مناسب، اقدامات ارزشمندی انجام داده‌اند؛ اما این تجربه‌های موفق هنوز به یک جریان فراگیر در صنعت تبدیل نشده است. به اعتقاد من، یکی از مهم‌ترین مشکلات، نگاه کم‌ اهمیت به لجستیک است. بسیاری از مردم هنگام خرید اینترنتی، بیشتر به این فکر می‌کنند که کالا را از کدام فروشگاه تهیه کنند؛ اما کمتر به این موضوع توجه دارند که چه شرکتی قرار است آن کالا را به دست‌شان برساند. در حالی که کیفیت عملکرد اپراتور پستی می‌تواند تمام زحماتی را که از مرحله تولید تا فروش برای یک محصول کشیده شده است، حفظ کند یا از بین ببرد. به همین دلیل، لازم است نگاه سیاست‌گذاران و مدیران کشور به صنعت لجستیک تغییر کند. توسعه این بخش فقط به معنای بهبود خدمات پستی نیست؛ بلکه می‌تواند به کاهش ترددهای غیرضروری، مصرف سوخت، آلودگی هوا، هزینه‌های حمل‌ونقل و بخشی از تنش‌های ترافیکی و شهری ناشی از مراجعات حضوری کمک کند. به همین دلیل، لجستیک باید به‌ عنوان یکی از زیرساخت‌های اصلی اقتصاد کشور مورد توجه قرار گیرد، نه صرفا یک خدمت جانبی.

 به قوانین و رگولاتوری صنعت پست اشاره کردید. این حوزه امروز با چه چالش‌هایی مواجه است؟

یکی از مهم‌ترین مشکلات صنعت پست و لجستیک، نبود یک نظام قانون‌گذاری و رگولاتوری منسجم است. هنوز قوانین جامع و شفافی که بتواند همه ابعاد این صنعت را پوشش دهد، وجود ندارد و همین موضوع باعث شده هر دستگاه یا نهاد، بر اساس بخشی از قوانین، خود را متولی این حوزه بداند. امروز فعالیت شرکت‌های پستی و لجستیکی تحت تاثیر قوانین و مقررات نهادهای مختلفی مانند شهرداری، سازمان راهداری و حمل‌ونقل جاده‌ای، وزارت راه و شهرسازی، گمرک، شرکت ملی پست، وزارت صنعت، معدن و تجارت و سایر دستگاه‌های مرتبط قرار دارد. هر کدام از این نهادها نیز از منظر وظایف خود به موضوع نگاه می‌کنند و همین تعدد مراجع تصمیم‌گیر، باعث شده فضای فعالیت برای کسب‌وکارها پیچیده و گاهی مبهم شود. در چنین شرایطی، ممکن است برخی فعالان بازار با استناد به بخشی از قوانین، مسیر فعالیت خود را پیش ببرند و برخی دیگر با برداشت متفاوتی از همان مقررات عمل کنند. نتیجه این وضعیت، نبود وحدتِ رویه و دشوار شدن فرایند تنظیم‌گری در صنعت پست و لجستیک است. در حالی که این صنعت نقش مهمی در اقتصاد کشور دارد و می‌تواند بر کاهش هزینه‌های اجتماعی و اقتصادی اثرگذار باشد. بخشی از هزینه‌هایی که امروز در حوزه لجستیک به مردم و کسب‌وکارها تحمیل می‌شود، ناشی از خلاهای قانونی و تعدد مراجع تصمیم‌گیر است. البته این مساله فقط به قانون‌گذاری محدود نمی‌شود. در برخی موارد قانون وجود دارد؛ اما اجرای آن با چالش مواجه است و در مواردی نیز فعالان اقتصادی به‌ درستی به الزامات قانونی عمل نمی‌کنند. بنابراین برای بهبود وضعیت این صنعت، قوانین نیازمند بازنگری و یکپارچه‌سازی هستند. اجرای دقیق آن‌ها نیز باید بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد.

 یکی از چالش‌های جدی صنعت پست، فعالیت مجموعه‌های فاقد مجوز است. این موضوع چه تاثیری بر بازار و فعالان این حوزه دارد؟

فعالیت در هر حوزه اقتصادی نیازمند رعایت یک چارچوب مشخص است. همان‌طور که فردی برای راه‌اندازی یک واحد صنفی مانند فروشگاه یا یک واحد کسب ساده باید مجوزهای لازم را دریافت کند و تحت نظارت صنف مربوطه فعالیت داشته باشد، در حوزه پست و لجستیک نیز باید همین اصول رعایت شود. این نظارت‌ها در نهایت برای حفظ حقوق مشتری، ایجاد استانداردهای مشخص و جلوگیری از بروز مشکلات احتمالی است. شرکت‌هایی که مجوز فعالیت دریافت کرده‌اند، هزینه‌های مختلفی را پرداخت می‌کنند، تحت نظارت نهادهای مسئول قرار دارند و موظف هستند استانداردهای مشخصی را رعایت کنند؛ اما مجموعه‌ای که بدون مجوز فعالیت می‌کند، ممکن است با هزینه‌های کمتری خدمات ارائه دهد و همین موضوع باعث ایجاد رقابت نابرابر در بازار می‌شود. این تفاوت فقط به مسائل اقتصادی محدود نیست؛ زیرا در صنعت پست، موضوع اعتماد مشتری و سلامت فرایند جابه‌جایی کالا اهمیت بسیار بالایی دارد. وقتی مجموعه‌ای بدون چارچوب مشخص فعالیت می‌کند، ممکن است مشکلاتی برای مشتریان، کسب‌وکارها و حتی در حوزه‌های مهم‌تری مانند کنترل قاچاق کالا یا مسائل امنیتی ایجاد شود. به همین دلیل، یکی از درخواست‌های جدی فعالان رسمی این حوزه از دولت، مجلس شورای اسلامی و دستگاه‌های مسئول این است که با فعالیت‌های غیرمجاز برخورد و شرایطی فراهم شود که همه فعالان بازار تحت یک نظام مشخص فعالیت کنند. در کنار نقش حاکمیت، فعالان بخش خصوصی نیز باید این موضوع را جدی بگیرند. هر کسب‌وکاری برای فعالیت حرفه‌ای نیازمند رعایت اصول و مقررات است و صنعت پست نیز از این قاعده مستثنی نیست. اگر همه مجموعه‌ها در یک چارچوب مشخص فعالیت کنند، هم حقوق شرکت‌های قانونی حفظ می‌شود و هم مردم می‌توانند خدمات استانداردتر و مطمئن‌تری دریافت کنند.

 بخش خصوصی چه نقشی در توسعه زیرساخت‌های لجستیکی کشور ایفا می‌کند؟

بخش خصوصی در برخی حوزه‌ها قربانی شرایط موجود است و گاهی اختیار چندانی برای تغییر وضعیت ندارد. طبیعتا هر بنگاه اقتصادی به دنبال سودآوری و مدیریت هزینه‌های خود است و تلاش می‌کند از ظرفیت قوانین، مقررات و تعامل با نهادهای دولتی و حاکمیتی بهترین استفاده را ببرد. این رفتار، بخشی از منطق فعالیت اقتصادی است. با این حال، بخش خصوصی می‌تواند نقش بسیار مهمی در توسعه زیرساخت‌های لجستیکی کشور ایفا کند چراکه بخش قابل توجهی از سرمایه‌گذاری‌ سال‌های اخیر توسط فعالان بخش خصوصی صورت گرفته است. از نظر تعداد شرکت‌ها، حجم سرمایه‌گذاری و حتی کیفیت خدمات، بخش خصوصی امروز ظرفیت قابل توجهی در این صنعت ایجاد کرده است. با این وجود، هنوز جایگاه بخش خصوصی آن‌ طور که باید برای دولت، قانون‌گذاران و حتی افکار عمومی شناخته نشده است. در بسیاری از تصمیم‌گیری‌های کلان، نظر و تجربه فعالان این حوزه کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد؛ در حالی که آن‌ها بخش مهمی از بار سرمایه‌گذاری و توسعه صنعت را بر دوش کشیده‌اند. یکی از دلایل شکل‌گیری انجمن اپراتورهای پستی نیز همین موضوع بود. ما به همراه ۲۱ شرکت دارای پروانه فعالیت از سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی، تصمیم گرفتیم این انجمن را تشکیل دهیم تا بتواند از حقوق بخش خصوصی دفاع و مطالبات این صنعت را به‌ صورت منسجم پیگیری کند. شرکت‌های خصوصی بدون آن‌که وظیفه‌ای حاکمیتی بر عهده داشته باشند، با سرمایه‌گذاری خود به توسعه صنعت پست و لجستیک کشور کمک کرده‌اند؛ اما در بسیاری از موارد، هنگام مواجهه با مشکلات یا تصمیم‌های برخی دستگاه‌ها، پشتوانه و حمایت موثری در اختیار ندارند. انتظار ما این است که قانون‌گذار و نهادهای مسئول، جایگاه بخش خصوصی را به رسمیت بشناسند و از سرمایه‌گذارانی که برای توسعه این صنعت وارد میدان شده‌اند، حمایت بیشتری کنند.

 هوش‌مصنوعی و هوشمندسازی چه تغییری در آینده صنعت لجستیک و تجربه مشتری ایجاد خواهد کرد؟

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های اپراتورهای پستی، میزان بهره‌گیری آن‌ها از فن‌آوری و هوش‌مصنوعی است. اگر فرایند ارائه خدمات پستی را به چند بخش شامل پذیرش مرسولات، پردازش، رهسپاری، حمل و در نهایت توزیع تقسیم کنیم، تقریبا در تمام این مراحل می‌توان از فن‌آوری‌های نوین و هوش‌مصنوعی برای افزایش بهره‌وری استفاده کرد. البته ماهیت صنعت پست همچنان عملیاتی است و جابه‌جایی فیزیکی مرسولات بخش جدایی‌ناپذیر آن محسوب می‌شود. با این حال هوش‌مصنوعی می‌تواند رفتار مشتری را تحلیل کند، میزان رضایت او را بسنجد، الگوهای رفتاری را شناسایی کند و به اپراتور نشان دهد که چه تصمیمی می‌تواند هزینه‌ها را کاهش یا کیفیت خدمات را افزایش دهد. این فن‌آوری در بهینه‌سازی عملیات نیز نقش مهمی دارد. برای مثال، اگر خودرویی قرار است ۵۰۰ مرسوله را حمل کند، هوش‌مصنوعی می‌تواند بهترین شیوه جانمایی مرسولات یا مناسب‌ترین مسیر حرکت را پیشنهاد دهد تا زمان، هزینه و خطای عملیاتی به حداقل برسد. چنین ابزارهایی به اپراتور کمک می‌کنند با منابع موجود، خدمات سریع‌تر و دقیق‌تری ارائه و رضایت مشتری را افزایش دهد. خوشبختانه از نظر توان فنی، کشور ما کمبودی نسبت به بسیاری از کشورهای دنیا ندارد و متخصصان توانمندی در حوزه فن‌آوری فعالیت می‌کنند. چالش اصلی، هماهنگ کردن این ظرفیت‌ها و تبدیل آن‌ها به یک سیستم یکپارچه و کارآمد است. از سوی دیگر، بخشی از این مسیر به فرهنگ‌سازی و آموزش نیز بازمی‌گردد. در سال‌های گذشته، به دلیل بحران‌های مختلفی که کشور با آن‌ها مواجه بوده، توسعه فن‌آوری در برخی حوزه‌ها از اولویت خارج شده و همین موضوع باعث شده در بعضی بخش‌ها از روند جهانی عقب بمانیم. با این حال، در سال‌های اخیر نرم‌افزارهای قابل توجهی در صنعت پست توسعه یافته و استفاده از هوش‌مصنوعی بسیاری از فرایندها را ساده‌تر و دقیق‌تر کرده است. در دکاپست از همان ابتدای فعالیت تلاش کردیم صرفا تکرارکننده تجربه دیگران نباشیم، بلکه بر اساس تجربه‌ای که از سال‌ها فعالیت در صنعت پست به دست آورده بودیم، نواقص موجود را برطرف کنیم و سامانه‌ای توسعه دهیم که پاسخگوی نیازهای امروز این صنعت باشد. سامانه دکاپست کمک کرده است ارتباط موثرتری با مشتریان برقرار کنیم، هزینه‌های عملیاتی را کاهش دهیم و فرایندهای داخلی را با دقت بیشتری مدیریت کنیم. در نتیجه این رویکرد، مسیری را که برخی شرکت‌ها طی ۱۰ تا ۱۵ سال طی کرده‌اند، ما در مدت دو سال پشت سر گذاشته‌ایم و توانسته‌ایم جایگاه مناسبی در میان اپراتورهای پستی کشور به دست آوریم. البته نباید فراموش کرد که فن‌آوری به ‌تنهایی کافی نیست. نرم‌افزار می‌تواند بهترین راهکار را پیشنهاد دهد؛ اما اجرای آن به عملیات وابسته است. گاهی فن‌آوری سریع‌تر از ظرفیت عملیاتی یک مجموعه حرکت می‌کند. برای مثال، همان‌طور که در یک تاکسی اینترنتی زمان تقریبی رسیدن خودرو نمایش داده می‌شود، ممکن است یک گره ترافیکی همه محاسبات را تغییر دهد. در صنعت پست نیز همین اتفاق رخ می‌دهد؛ بنابراین موفقیت زمانی حاصل می‌شود که فن‌آوری و عملیات، هم‌زمان و متناسب با یکدیگر توسعه پیدا کنند. در سال‌های گذشته مشتری پس از تحویل مرسوله، تا زمان رسیدن آن به مقصد تقریبا اطلاعی از وضعیت بسته خود نداشت؛ اما امروز می‌تواند تمام مراحل جابه‌جایی را به‌ صورت لحظه‌ای دنبال کند، زمان تحویل را تغییر دهد، اعلام کند در چه ساعتی در محل حضور دارد یا در صورت نیاز، مرسوله به فرد دیگری تحویل داده شود. این امکانات، نتیجه توسعه فن‌آوری در صنعت پست است و تجربه مشتری را نسبت به گذشته به ‌طور محسوسی متحول کرده است.

 چشم‌انداز شما از صنعت پست و لجستیک در سال ۱۴۰۵ چیست؟

نیازهای صنعت پست و لجستیک، به ‌طور مداوم تغییر می‌کند. اگر شرکتی تصور کند می‌تواند با برنامه‌ای که پنج سال پیش تدوین کرده، همچنان مسیر خود را ادامه دهد، به نظر من موفق نخواهد بود. امروز سرعت تغییر نیازهای بازار به ‌قدری زیاد است که حتی برنامه‌ریزی‌های دو یا سه ساله هم باید به ‌طور مستمر بازنگری شوند. امروز مشتری فقط انتظار رسیدن مرسوله‌ به مقصد را ندارد. او می‌خواهد در هر لحظه از وضعیت سفارش، زمان دقیق تحویل، امنیت مرسوله و هویت نامه‌رسان مطلع باشد. از سوی دیگر، نیازهای جامعه نیز با سرعت زیادی در حال تغییر است. برای مثال، شاید سال‌ها پیش اگر تلفن همراه فردی برای چند روز در دسترس نبود، مشکل جدی ایجاد نمی‌کرد؛ اما امروز بسیاری از کسب‌وکارها به گونه‌ای هستند که حتی چند ساعت دور بودن از تلفن همراه می‌تواند فعالیت آن‌ها را مختل کند. بنابراین اگر قرار باشد ارسال یا جایگزینی چنین کالایی چند روز طول بکشد، عملا زندگی یا کسب‌وکار آن فرد با مشکل مواجه می‌شود. این یعنی صنعت لجستیک باید همواره یک گام جلوتر از نیازهای بازار حرکت کند. به همین دلیل، در ترسیم چشم‌انداز آینده باید علاوه بر نیازهای امروز، نیازهای آینده مشتریان را نیز پیش‌بینی کرد. بخشی از این مسیر به توسعه فن‌آوری، بخشی به آموزش نیروی انسانی و بخشی دیگر به نوسازی تجهیزات و زیرساخت‌های حمل‌ونقل بازمی‌گردد. بدون سرمایه‌گذاری هم‌زمان در این حوزه‌ها، پاسخگویی به نیازهای آینده امکان‌پذیر نخواهد بود. البته در شرایط اقتصادی امروز کشور، تدوین چشم‌اندازهای بلندمدت نیز دشوار شده است. سرعت تغییرات به اندازه‌ای بالاست که برنامه‌های پنج یا ده ساله، ممکن است در مدت کوتاهی نیازمند بازنگری شوند. ما این موضوع را در دکاپست نیز تجربه کرده‌ایم. زمانی که فعالیت خود را آغاز کردیم، برای چند سال آینده برنامه‌ریزی کرده بودیم؛ اما رشد مجموعه به‌ گونه‌ای رقم خورد که بخش قابل توجهی از اهداف پیش‌بینی‌ شده، خیلی زودتر از موعد محقق شد. به همین دلیل، ناچار شدیم برنامه‌ها، بودجه‌ها و اهداف خود را در فاصله‌های زمانی کوتاه‌تر بازنگری کنیم. به اعتقاد من، امروز چشم‌اندازهای کوتاه‌مدت، واقع‌بینانه‌تر و اثربخش‌تر هستند. وقتی یک مجموعه بتواند اهداف یک ‌ساله خود را محقق کند، برنامه‌ریزی برای گام بعدی نیز منطقی‌تر و دقیق‌تر خواهد بود. در صنعتی که با چنین سرعتی در حال تحول است، انعطاف‌پذیری در برنامه‌ریزی، به اندازه خود برنامه اهمیت دارد.

 سخن پایانی...

دکاپست، زیرمجموعه هلدینگ دکا، با هدف توسعه خدمات پستی و لجستیکی فعالیت خود را آغاز کرد و طی حدود دو سال و نیم توانست شبکه‌ای شامل ۷۰۰ شعبه فعال در سراسر کشور ایجاد کند. این مجموعه با مدیریت کامل فرایند توزیع توسط شبکه داخلی خود، کنترل بیشتری بر کیفیت خدمات و تجربه مشتری دارد. دکاپست در ۳۱ مرکز استان دارای مرکز مبادله فعال است. بخشی از حمل‌ونقل را با ناوگان ملکی انجام می‌دهد و با توسعه زیرساخت نرم‌افزاری اختصاصی، فرایندهای پستی را یکپارچه مدیریت می‌کند. امروز بیش از ۳۲۰۰ کسب‌وکار و سازمان با دکاپست همکاری دارند. این مجموعه در مدت کوتاه فعالیت خود، به یکی از مجموعه‌های پیشرو خدمات پستی کشور پس از شرکت ملی پست تبدیل شده است.

انتهای پیام

ارسال نظر