پزشکان، عاجز از درمان وضعیت معیشت خود
باورهای عامیانه مردم از رشتههای مرتبط با علوم پزشکی همواره به یک ماشین پولساز ابدی برای محصلان آن متصل شده است. از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان، دیگر هیچچیز روی حساب و کتاب نیست. از مدت طولانی تحصیل در این رشته گروهها تا فشار بالایی که حین تحصیل در این رشته به دانشآموختگان آن تحمیل میشود. اما آنچه این دشواری و چالش را بیشتر میکند این است که وضعیت نابسامان معیشتی و بلاتکلیفی اقتصادی این روزها دیگر تنها محدود به دانشجویان و فارغالتحصیلان کمسابقه نیست. با گسترش تورم و افزایش فشارهای اقتصادی و عدم تناسب حجمکاری با درآمد این رشته حالا گریبان بسیاری از پزشکان و پرستاران را گرفته است. حالا دیگر بسیاری از آنها ترجیح میدهند راننده تاکسیهای اینترنتی باشند اما با ادامه این شرایط دیگر به طبابت نپردازند. اتفاق دردناک دیگر از دست دادن نیروی انسانی و از بین رفتن تعادل میان عرضه و تقاضا در سیستم خدمات و بهداشت کشور است. اتفاقی که اگر هرچه سریعتر آسیبشناسی نشود، اثرات آن در ادامه عمیق و جبرانناپذیر خواهد بود.
به گزارش کاماپرس بنابر اعلام شرق، درآمد پایین و افزایش هزینههای مطبداری باعث شده بسیاری از پزشکان عمومی به مشاغلی همچون مسافرکشی و پرستاری از سالمند روی آوردند؛ افرادی که در تصور عمومی، دستمزدهای بالایی دارند در حالیکه حقوق ماهانه بیشتر آنها هماکنون، بین ۲۵ تا ۳۵ میلیون تومان است. آنطور که بررسیها نشان میدهد در سالهای اخیر بسیاری از آنها به دلیل ناتوانی در پرداخت هزینههای مطب، مجبور به تعطیلی و حتی کنار گذاشتن طبابت شدهاند. طبق گفتههای رئیس انجمن پزشکان عمومی ایران به «شرق»، حدود ۳۵ درصد پزشکان عمومی دیگر طبابت نمیکنند و به فعالیتهای دیگری انجام میدهند.
همچنین سخنگوی سازمان نظام پزشکی با اشاره به موج بیکاری پزشکان، تاکید میکند که پزشکان عمومی برای امرار معاش به سمت مسافرکشی در پلتفرمهای تاکسیهای اینترنتی رفتهاند، در حالیکه ویزیت پزشکان عمومی در سال ۱۴۰۵ برای بیمارستان دولتی، غیردولتی و خصوصی، به ترتیب ۱۴۰ هزار، ۲۴۵ هزار و ۳۶۸ هزار تومان است که با کسر درصد مراکز درمانی از ویزیتها، درآمد پزشک تمام وقت کمتر از ۴۰ میلیون تومان میشود. موضوع درآمد پزشکان از سالها قبل موضوع بحث فعالان این حوزه بود و بارها در رسانههای مختلف در مورد آن صحبت کردند. ولی حالا این مسئله با شرایط اقتصادی دشوارتری مواجه شده است.
علیرضا با رتبه دو رقمی کنکور و معدل الف از دانشگاه تهران فارغالتحصیل شده و مدال کشوری المپیاد دارد. او از روزهایی میگوید که درآمدش از مسافرکشی بیشتر از کار در درمانگاه بود: «یک سال و نیم قبل برای شیفت شب در درمانگاهی در کرج ساعتی ۱۱۰ هزار تومان پرداخت میکردند. همان زمان برای رفت و آمد بین تهران و کرج مسافرکشی هم میکردم که معمولا دو برابر شیفتهای درمانگاه از مسافرکشی درآمد داشتم».
پدرام پول کافی برای اجاره مطب ندارد و در ۴۳ سالگی مدتی است بیکار شده. او میگوید: «پروانه پزشکیام را که گرفتم به دلیل بیپولی نتوانستم مطب بزنم و به شهرستان برگشتم، اینجا هم فرصت شغلی مناسبی نداشتم. پزشکان همسن من الان فقط کار زیبایی انجام میدهند که آن هم فضای جالبی ندارد و نگاه کاسبی بر آن حاکم است. تمام عمر درگیر درسخواندن بودم و هنر دیگری بلد نیستم تا از آن راه کسب درآمد کنم. آنقدر در شرایط سخت مالی قرار گرفتهام که دنبال کار پرستاری از سالمندم. چند جایی پیدا کردهام اما به بدن قوی برای جابهجایی سالمندان نیاز داشت و اگر شرایط بهتر پیدا کنم حتما مشغول میشوم».
پزشک میانسالی با تخصص خون که سالها مطبی در مرکز شهر داشت، بعد از شروع جنگ، مجبور به بستن مطب شده؛ جایی که بهصورت اشتراکی با دیگر همکارانش اجاره کرده بودند. او توضیح میدهد: «از مدتها قبل دچار فشار اقتصادی شده بودم و شروع جنگ شرایط را بدتر کرد. بنابراین توان تأمین پول پیش و اجاره را نداشتم و به سیم آخر زدم. با همفکری همکارانم مطب را بستیم و دو ماه بعد از خانهنشینی، شروع به مسافرکشی کردم. حالا که سن و سالی از من و همسرم گذشته فکر میکنم شاید بهتر بود در سن کمتر مهاجرت کرده بودیم تا به این وضع نیفتاده بودیم و افسوس میخورم».
مهدیه پزشک عمومی جوانی است که این روزها به رانندگی در تاکسیهای اینترنتی فکر میکند: «فکر میکنم اگر مسافرکشی کنم درآمدم بیشتر میشود اما الان حتی توان خرید یک پراید را هم ندارم. در این مدت مجبور شدم از مکانی که فعالیت میکنم چند بار استعفا دهم چون حقوقها بسیار کم است. چند ماه قبل در یکی از مراکز بهداشت شمال تهران کار میکردم که به دلیل حقوق کم و ساعت کار زیاد استعفا دادم. در مرکز بهداشت بعدی که مشغول بودم، حقوقدریافتیام ۳۵ میلیون تومان بود که همان را هم با تأخیر پرداخت میکردند».
انتهای پیام