در حسرت یک نفس راحت
سلامت دیجیتال در ایران طی دوران کرونا با شتابی کمسابقه رشد کرد؛ اما در سالهای بعد، موانع رگولاتوری، تحولات اجتماعی و سیاسی همچنین محدودیتهای سرمایهگذاری، مسیر این صنعت را با توقفها و عقبگردهای متعددی مواجه کرد. به اعتقاد احمد طاهرخانی، رئیس کمیسیسون سلامت دیجیتال انجمن تجارت الکترونیک و مدیرعامل هومکا، این صنعت از سال ۱۴۰۱ تاکنون فرصت چندانی برای حرکت توسعهای نداشته و بخش بزرگی از توان کسبوکارها صرف عبور از بحرانها شده است. او در این گفتگو از سالهای دشوار سلامت دیجیتال و فرصت طلایی از دست رفته سخن میگوید.
سلامت دیجیتال اینروزها در چه وضعیتی است؟
سلامت دیجیتال رونق خود را مدیون دوران کرونا است. طی سالهای 1399 تا 1401 بیشترین امید به سلامت دیجیتال شکل گرفت؛ اما اتفاقهای اجتماعی و سیاسی در کنار مساله قانونگذاری سلامت دیجیتال را در هالهای از ابهام فرو برد. این ابهام باعث شد آن امیدی که به وجود آمده بود، عملا به واقعیت نپیوندد. شاید دوران کرونا روزهای ناخوشایندی برای جامعه بود، ولی تقریبا همه کسانی که در سلامت دیجیتال فعال بودند، بهترین دوران خودشان را همان روزها میدانند؛ چون شرایط ایجاب میکرد مردم بیشتر از فضای دیجیتال و کسبوکارهای مجازی استفاده کنند. به ویژه آن زمان که مساله سلامت مطرح بود، مردم مسائل مربوط به سلامت را از طریق پلتفرمها پیش میبردند. در سالهای ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۴، تقریبا هر حوزهای از سلامت دیجیتال با مساله قانونگذاری روبهرو بود. بنابراین میخواهم بگویم سلامت دیجیتال از سال ۱۴۰۱ تا امروز نتوانسته یک نفس راحت بکشد.
جنگ اخیر چه چالشهایی را به وجود آورد؟
در واقع این شانزده، هفده ماه گذشته، نه فقط برای سلامت دیجیتال، بلکه برای هیچ حوزهای شرایط مطلوبی نبود. همه مدیران عامل، بنیانگذاران و کسانی که در این حوزه فعالیت میکردند، در حال خاموش کردن آتش بودند تا اینکه بخواهند به جلو حرکت کنند. همیشه با یک بحران دست و پنجه نرم میکردند. وقتی یک کسبوکار با جنگ مواجه میشود، باید به این فکر کند که امور جاری کسبوکار را چطور بگذراند و نمیتواند نگاه توسعهای داشته باشد. سایر کسبوکارهای پیش از مواجهه با این شرایط، به سطحی از بلوغ رسیده بودند یا اندوختهای برای عبور از دوران دشوار داشتند؛ اما سلامت دیجیتال هنوز به چنین مرحلهای نرسیده بود و به همین دلیل، شرایط سختتری را تجربه کرد. بر اساس تجربه شخصی، فکر میکنم نرخ شکست استارتاپهای سلامت دیجیتال در پنج، شش سال اخیر، نسبت به سایر حوزهها بیشتر بوده است. این کسبوکارها هنوز در ابتدای مسیر بودند و پیش از آنکه فرصت رشد، جذب سرمایه و توسعه پیدا کنند، با چنین شرایطی مواجه شدند.
در دوران کرونا تجربه کاربری خوبی برای سلامت دیجیتال شکل گرفت. چه اتفاقی افتاد که این روند ادامه پیدا نکرد؟
سلامت دیجیتال متقاضی و ظرفیت رشد بالایی دارد. اگر بیشتر مورد توجه قرار گیرد، میتواند این روند مثبت را چند برابر کند. در این مسیر، دو مانع اصلی وجود دارد. مانع نخست، محدودیتهای خارجی و پیامدهای ناشی از جنگ و تحریمهاست. مانع دوم، چالشهای داخلی، به ویژه در حوزه قانونگذاری است. موانع حاکمیتی، در بسیاری از موارد، سرعت رشد کسبوکارهای سلامت دیجیتال را کاهش میدهند.
اگر بخواهیم از این مسائل به عنوان دستانداز نام ببریم، مهمترین دستانداز امروز اقتصاد دیجیتال چیست؟
مساله قانونگذاری.
چطور؟
سرمایهگذاری لازمه رشد سلامت دیجیتال است؛ اما در شرایطی که این حوزه در هر لحظه درگیر مساله قانونگذاری است، امید به رشد آن کم میشود. در نتیجه، یک شرکت سرمایهگذاری، سلامت دیجیتال را از فهرست سرمایهگذاری خود خارج میکند و معتقد است این حوزه، با وجود جذابیت و چشمانداز مناسبی که داشته، با مسائل متعددی مواجه شده و در شرایط فعلی نمیتوان روی آن تمرکز کرد. اگر یک سرمایهگذار دنبال بازدهی میانمدت و کوتاهمدت باشد، سراغ سلامت دیجیتال نمیآید. تعامل با حاکمیت و قانونگذار، در همه کسبوکارهای نوآور امری طبیعی است؛ اما در سلامت دیجیتال، این تعامل اهمیت و حساسیت بیشتری دارد؛ زیرا همواره موضوع جان و سلامت مردم مطرح است. به همین دلیل، این مساله در مقایسه با سایر حوزهها شدت بیشتری پیدا میکند.
در هومکا شرایط چگونه بود و چطور توانستید این مساله را مدیریت کنید؟
ما از سال ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴ درگیر مساله قانونگذاری و رگولاتوری بودیم. در سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، ضمن اینکه مساله رگولاتوری به نقطه مشخصی رسیده بود، دوباره شرایط سیاسی و اجتماعی وارد ماجرا شد. ما همزمان در یک دوره چهل، پنجاه روزه با افت تقاضای شاید هفتاد تا هشتاد درصدی مواجه شدیم، کمی بعد از آن جنگ دوازدهروزه و اتفاقهای پس از آن مزید بر علت شد. در هومکا سعی کردیم تابآوری داشته باشیم. به نوعی همه کسبوکارها، نه فقط سلامت دیجیتال، باید این تابآوری را یاد بگیرند و در دوران مساعد نسبت به آن مانور دهند. دیگر نمیتوانند خیلی هزینه کنند. نباید کسبوکار خودشان را به هزینههایی که شاید اضافی نباشند؛ اما امکان کاهش آنها وجود دارد، عادت بدهند. باید بخشی از منابع را برای تابآوری کنار بگذارند. در کنار آن، نوآوری در روشهای مختلف بازاریابی، در محصول و بخشهای دیگر میتواند کمک کند که کسبوکار زنده بماند، با این امید که از دورههای اینچنینی عبور کند.
سلامت دیجیتال تا چه اندازه توانسته به تفکیک حوزههایی که دارد در این سالها اثرگذار باشد؟
در حوزه نسخهنویسی الکترونیک، پلتفرمهای خصوصی ورود موفقی داشتهاند و توانستهاند اثرگذاری مثبتی ایجاد کنند. با این حال، به دلایلی که پیشتر مطرح شد، این پلتفرمها نتوانستهاند رشد قابل توجهی را تجربه کنند. اکنون بسیاری از پزشکان به جای اینکه از سامانههای نسخهنویسی تامین اجتماعی یا نیروهای مسلح و غیره استفاده کنند، به این پلتفرمها تمایل دارند. شاید حدود بیست تا سی درصد در میان پزشکان و جامعه پزشکی نفوذ کرده باشند. در حوزه نوبتدهی آنلاین پزشکان، اوضاع از سایر حوزهها بهتر است. پزشک، مدیریت مطب و تردد بیماران را که پیشتر به صورت سنتی و از طریق تماس تلفنی انجام میداد، اکنون از طریق پلتفرم انجام میدهد. ویزیت آنلاین در دوران کرونا وضعیت بهتری داشت؛ اما بعد از آن رشد عجیبی اتفاق نیفتاد. شاید کمتر از چهار تا پنج درصد از بازار را در اختیار دارد. در حوزه سلامت در محل یا همان آزمایش در محل و موارد مشابه که هومکا هم در آن فعالیت میکند، بازار خیلی کوچک است. این حوزه به دلیل مسائلی که اشاره کردم، عملا فرصت رشد و توسعه پیدا نکرده است. با این حال، تقاضا برای آن بسیار زیاد است. تجربه کاربری ما نیز این موضوع را تایید میکند. بسیاری از افراد میپرسند چرا توسعه پیدا نمیکنید؟ یا چرا از طریق بازاریابی فعالیتتان را گسترش نمیدهید؟ ما نمیتوانیم تمام موانع موجود را برای مخاطب توضیح دهیم. به محض اینکه میخواهیم رشد یا توسعهای ایجاد کنیم، با یک سد بزرگ مواجه میشویم. حوزه دارورسانی هم در دو، سه سال اخیر یکی از داغترین حوزههای رگولاتوری بوده که با محدودیت یا توقف مواجه شدند. بسیاری از پلتفرمها، به علت حساسیتهای خاص سازمان غذا و دارو نتوانستند ادامه دهند. پلتفرمهای مختلف سلامت دیجیتال، یا سوپراپلیکیشنهایی هستند که مجموعهای از این خدمات را ارائه میکنند، یا روی ارائه چند خدمت خاص متمرکز شدهاند. هرکدام با استراتژی و سیاست خاص خود، منتظرند این فضا باز شود تا بتوانند با آزادی عمل بیشتری فعالیت کنند. این، تصویری کلی از وضعیت سلامت دیجیتال است.
در کمیسیسون سلامت دیجیتال چه تلاشی برای برقراری این موضوع میشود؟
در کمیسیون سلامت دیجیتال و جلسه با سایر کسبوکارها، در درجه اول تلاش میکنیم این حوزه را به حاکمیت معرفی و زمینه فعالیت آن را فراهم کنیم. در شرایط فعلی، توسعه سلامت دیجیتال اولویت اصلی نیست. بخش عمده فعالیت ما در دو حوزه است. نخست، کسبوکارها مسائل خود را مطرح میکنند و ما در تعامل با حاکمیت برای حل این مسائل تلاش میکنیم. دوم، تجربه و ظرفیتهای این حوزه را به حاکمیت معرفی میکنیم تا با شناخت دقیقتری با کسبوکارهای سلامت دیجیتال برخورد کند. در این مسیر، نمونههای سایر کشورها را نیز بررسی میکنیم. لزوما نیازی به بررسی نمونههای آمریکا و اروپا نیست و میتوان از تجربه کشورهای منطقه نیز استفاده کرد.
یکی از روندهایی که در برخی پلتفرمها شکل گرفته، حرکت به سمت خدمات یکپارچه و اتصال آنها به بیمههاست. این روند را چطور ارزیابی میکنید؟
خدمات یکپارچه زمانی شکل میگیرند که بخشی از مشکلات موجود در این حوزهها حل شده و خدمات مختلف به یکدیگر متصل شوند. آینده سلامت دیجیتال نیز در همین مسیر است. منطقی نیست یک پلتفرم سالها فقط بر آزمایش در منزل، نوبتدهی یا ویزیت آنلاین متمرکز باشد. این چرخه باید کامل شود تا کاربر بتواند تمام نیازهای خود، از جمله بیمه و پرداخت، را از یک پلتفرم دریافت کند. با این حال، مشکلات موجود در هر بخش، مانع اتصال خدمات و شکلگیری این زنجیره میشوند. از سوی دیگر، کسبوکارها توان و انرژی لازم برای فعالیت در همه حوزهها را ندارند و به همین دلیل، یک حوزه را انتخاب میکنند؛ با این امید که در نهایت این زنجیره شکل بگیرد. کسبوکارهای موفق سلامت دیجیتال نیز طی شش، هفت سال گذشته، فعالیت خود را با یک خدمت آغاز کرده و به تدریج خدمات دیگری به آن افزودهاند. در کنار این خدمات، حوزههایی مانند بیمه نیز وجود دارند که اگرچه مستقیما به سلامت دیجیتال مربوط نیستند، با چالشهای جدی رگولاتوری مواجهاند. برای مثال، بیمه ممکن است هزینه خدمتی را که از طریق سلامت دیجیتال دریافت شده، پرداخت نکند. موضوع محرمانگی داده نیز در این میان مطرح است. زمانی که اطلاعات یک فرد در یک پلتفرم تجمیع میشود، بیمه نسبت به محرمانگی داده حساسیت دارد. این حساسیت نادرست نیست؛ اما چارچوب قانونی آن باید مشخص باشد. تعیین این چارچوب وظیفه پلتفرم نیست و باید از سوی حاکمیت انجام شود. تا زمانی که قانون مشخصی وجود نداشته باشد، این مساله همچنان بهعنوان مانعی جدی پیش روی پلتفرمها باقی میماند.
مهمترین فرصت از دست رفته سلامت دیجیتال در ایران را چه میدانید؟
توسعه بعد از دوره کرونا. آن زمان فرصت بسیار بزرگی بود که سرمایهگذاران بیشتری وارد شوند. در فاصله دو تا سه سال بعد از کرونا، از سال ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳، یک دوره طلایی داشتیم. سال ۱۴۰۴ را به دلیل اتفاقات سیاسی کنار میگذارم. این دو سال طلایی را کسبوکارها، سرمایهگذاران و سیاستگذاران از دست دادند. در سلامت دیجیتال، یکی از مسائل مهم، پذیرش آن از سوی متقاضی و کاربر است. این پذیرش هزینه اما در عین حال سود دارد. سفر نکردن بیمار از شهرستان به تهران برای انتخاب پزشک مورد نظر، یک ارزش واقعی است. اگر همه ارکان سلامت دیجیتال آن زمان این فرصت را جدی میگرفتند، فکر میکنم امروز بازار سلامت دیجیتال بسیار بیشتر از امروز توسعه پیدا کرده بود و همه از آن نفع میبردند.
اگر وزیر بهداشت از شما بخواهد برای بهبود شرایط سلامت دیجیتال به ایشان مشورت بدهید، مهمترین توصیه شما چیست؟
وزارت بهداشت متولی حوزه سلامت است و باید نقش تنظیمگر این حوزه را نیز بر عهده داشته باشد. بسیاری از مسائل و مشکلات این حوزه، ریشه در همین دو نقش، یعنی تولیگری و تنظیمگری، دارند. ابتدا باید نقش وزارت بهداشت به درستی تعریف و اجرا شود. در حال حاضر، در تعریف و اجرای این نقش با مشکل مواجه هستیم. بسیاری از تکالیفی که دولت و حاکمیت بر عهده وزارت بهداشت و ارکان مختلف آن گذاشتهاند، در صورت اجرا میتوانستند شرایط متفاوتی ایجاد کنند. برای مثال، سازمان غذا و دارو درباره دارورسانی آنلاین در سلامت دیجیتال تکالیفی دارد که به سال ۱۴۰۱ بازمیگردد. در آن زمان مقرر شده بود این تکلیف ظرف دو تا چهار ماه انجام شود. اکنون سال ۱۴۰۵ است و با گذشت چندین دوره چهارماهه، هنوز این تکلیف اجرا نشده است. در دولت، مسئولیت از یک بخش به بخش دیگری ارجاع شده و برای اجرای آن نیز مهلت مشخصی تعیین شده بود؛ اما این تکالیف انجام نشدهاند. درخواست من از وزیر بهداشت این است که تمام تکالیفی را که در سالهای گذشته ایجاد شده و از این پس نیز ایجاد میشود، جدی بگیرند و برای اجرای آنها اقدام کنند.
انتهای پیام
مرتبط با: