وقتی لبخند ایران خاموش شد…

یادداشتی از دکتر محسن قادری، مدیرعامل گروه گردشگری ژیوار

کد مطلب: ۳۶۲۵۲۳
یادداشتی از دکتر محسن قادری، مدیرعامل گروه گردشگری ژیوار

خبر درگذشت استاد اکبر عبدی، تنها خبر از دست دادن یک بازیگر بزرگ نبود؛ این خبر، خاموش شدن بخشی از حافظه فرهنگی و هویت مشترک ایرانیان بود. هنرمندی که با رفتنش، میلیون‌ها نفر از مردم ایران، به‌ویژه متولدین دهه‌های چهل، پنجاه و شصت، احساس کردند تکه‌ای از کودکی، نوجوانی و جوانی‌شان را برای همیشه از دست داده‌اند.

اکبر عبدی فقط یک بازیگر نبود؛ او زبان گویای مردم ایران بود. هنرمندی که با لبخند، حقیقت را بیان می‌کرد؛ با طنز، دردهای جامعه را به تصویر می‌کشید و با هنر خود، فرهنگ، اخلاق، مهربانی و اصالت ایرانی را به نسل‌های مختلف منتقل می‌کرد. آثار او تنها فیلم نبودند؛ بخشی از تاریخ معاصر ایران بودند که در حافظه چند نسل حک شده‌اند.

نسلی که با «اجاره‌نشین‌ها»، «مادر»، «آدم‌برفی»، «ای ایران» و ده‌ها اثر ماندگار دیگر زندگی کرده است، امروز تنها یک هنرمند را بدرقه نمی‌کند؛ بلکه بخشی از خاطرات مشترک خود را به سوگ نشسته است. گویی با خاموش شدن او، چراغ بسیاری از خاطرات شیرین خانواده‌های ایرانی نیز کم‌نور شده است.

اما از نگاه من به عنوان یک فعال صنعت گردشگری، فقدان چنین هنرمندانی تنها یک ضایعه برای سینمای ایران نیست؛ بلکه زخمی عمیق بر پیکره گردشگری فرهنگی، گردشگری هنری و گردشگری سینما نیز محسوب می‌شود.

امروز در بسیاری از کشورهای جهان، سینما به یکی از بزرگ‌ترین ابزارهای جذب گردشگر تبدیل شده است. میلیون‌ها نفر تنها برای دیدن لوکیشن فیلم‌های مشهور، موزه هنرمندان، جشنواره‌های سینمایی و مسیرهای مرتبط با آثار سینمایی سفر می‌کنند. گردشگری سینما سالانه میلیاردها دلار درآمد ارزی برای کشورهای پیشرو ایجاد می‌کند و به یکی از سودآورترین شاخه‌های اقتصاد گردشگری تبدیل شده است.

متأسفانه ما در ایران سال‌ها از این ظرفیت عظیم ارزآوری غافل مانده‌ایم. کشوری که دارای یکی از معتبرترین سینماهای جهان، صدها فیلم ماندگار، هزاران لوکیشن منحصر‌به‌فرد و هنرمندانی در تراز بین‌المللی همچون اکبر عبدی است، هنوز نتوانسته سهم شایسته‌ای از بازار جهانی گردشگری سینما را به دست آورد.

چرا نباید خانه، محل زندگی، لوکیشن فیلم‌های ماندگار، موزه آثار و یادمان هنرمندانی چون اکبر عبدی به مقصدی برای علاقه‌مندان سینما تبدیل شود؟ چرا نباید جشنواره‌ها، تورهای سینمایی و رویدادهای فرهنگی، گردشگران داخلی و خارجی را به ایران جذب کنند؟ این همان سرمایه‌ای است که علاوه بر حفظ هویت فرهنگی، می‌تواند منبعی ارزشمند برای درآمد ارزی، اشتغال و توسعه پایدار گردشگری کشور باشد.

هنرمندانی مانند اکبر عبدی، تنها بازیگر نیستند؛ آنان برندهای فرهنگی ایران هستند. برندهایی که اگر به‌درستی معرفی و حفظ شوند، می‌توانند همان نقشی را در توسعه گردشگری ایفا کنند که بسیاری از آثار تاریخی و طبیعی ایران ایفا می‌کنند.

امروز که در سوگ این هنرمند بزرگ نشسته‌ایم، شاید بهترین ادای احترام به او، تنها برگزاری مراسم یادبود نباشد؛ بلکه باید میراث هنری او را به سرمایه‌ای ماندگار برای فرهنگ، آموزش و گردشگری ایران تبدیل کنیم. این وظیفه‌ای است که بر عهده سیاست‌گذاران فرهنگی، مدیران گردشگری و همه فعالان این حوزه قرار دارد.

استاد اکبر عبدی از میان ما رفت، اما آثار او تا همیشه سفیر فرهنگ، لبخند و هویت ایرانی خواهند ماند. اگر امروز از این میراث به‌درستی صیانت کنیم، نه‌تنها یاد او را زنده نگه داشته‌ایم، بلکه گامی مؤثر در معرفی ایران به جهان و توسعه اقتصاد گردشگری کشور برداشته‌ایم.

روحش شاد و یادش جاودان.

دکتر محسن قادری

مدیرعامل گروه گردشگری ژیوار

انتهای پیام

ارسال نظر