روایتی از تجربه مدیرعامل لیام در حفاظت از داده‌های مالی:

امنیت فضای ابری در صدر خواسته‌ های مشتریان

کد مطلب: ۳۶۱۰۵۷
امنیت فضای ابری در صدر خواسته‌ های مشتریان

لیام به‌عنوان یکی از پیشگامان نرم‌افزار حسابداری ابری در ایران، مسیر رشد خود را در فضایی پرچالش و متغیر طی کرده است. این مجموعه با تکیه بر توسعه مستمر، شفافیت اطلاعات، امنیت داده‌ها و سازگاری با تحولات محیطی، تلاش کرده از یک ابزار داخلی به یک کسب‌وکار مستقل و اثرگذار در سطح ملی تبدیل شود.

وحید امیری مقدم، مدیرعامل لیام در گفت‌وگوی اختصاصی با کاماپرس از ضرورت حفظ داده‌‌ها در فضای ابری و اعتمادسازی در مسیر تحول دیجیتال کسب وکارها می‌گوید.

برای مشاهده جدیدترین اخبار کسب و کار کاماپرس را در اینستاگرام دنبال کنید.

چه نیاز و دغدغه‌ای در بازار موجب اقدام شما برای راه‌اندازی لیام شد؟

 من و تمام افرادی که با من همراه شدند، کاربران نرم‌افزارهای حسابداری بودیم. با اکثر نرم‌افزارها نیز کار کرده بودیم و اعتقاد دارم از اولین نفراتی بودیم که در حوزه مالی، به‌صورت پیمانی فعالیت کردیم؛ یعنی اجرای خدمات مالی، مالیاتی و بیمه‌ای را ـ نه حسابرسی ـ از شرکت‌ها بر عهده گرفتیم. در آن زمان تصور غالب این بود که شرکت‌ها حسابدار یا مدیر مالی را به تعداد مورد نیاز خود استخدام می‌کنند. توجیه این شرکت‌ها برای برون‌سپاری موضوعی که به‌شدت تخصصی شده بود و همچنین توضیح چالش‌های حوزه منابع انسانی برای ما کار ساده‌ای نبود؛ اما از مقطعی به بعد نتیجه گرفتیم و شرکت‌ها قانع شدند.

به این ترتیب وارد فضای جدیدی شدیم و توانستیم تعداد زیادی از فعالیت‌های مالی، مالیاتی و بیمه‌ای شرکت‌ها را به‌صورت پیمانی انجام دهیم. بخشی از این فعالیت‌ها توسط نیروهای ما و بخشی دیگر توسط نیروهای خود شرکت‌ها انجام می‌شد، اما تعهد و مسوولیت اصلی بر عهده ما بود. هر یک از این مجموعه‌ها نرم‌افزارهای خاص خود را داشتند و ما سال‌ها در این حوزه فعالیت کردیم. در این مسیر، هم با چالش‌هایی که خودمان با نرم‌افزارها داشتیم مواجه بودیم و هم با چالش‌هایی که کاربران تحت تعهد ما ـ چه نیروهای خودمان و چه نیروهای شرکت‌ها ـ با این نرم‌افزارها تجربه می‌کردند.

کارفرمایان و صاحبان کسب‌وکار نیازهای خاصی از نرم‌افزارها داشتند که گاهی ما را مستأصل می‌کرد و باعث بروز اختلاف‌هایی با شرکت‌های نرم‌افزاری می‌شد؛ چراکه اغلب این نرم‌افزارها ویندوزی بودند، درحالی‌که از حدود ۱۵ سال پیش، وب وارد بازار شده بود و برای برخی مجموعه‌های بزرگ و خاص، نرم‌افزارهای تحت وب یک نیاز واقعی به‌شمار می‌رفت. از آنجا که ما در این حوزه پیشرو بودیم، قراردادهای متنوعی در حوزه خدمات مالی داشتیم؛ از یک مغازه کوچک گرفته تا فروشگاه‌های زنجیره‌ای، شرکت‌ها و کارخانه‌های بزرگ. به‌مرور زمان اتفاق‌های مثبتی رخ داد، فرهنگ جدیدی شکل گرفت و توانستیم قراردادهای مشاوره با ارقام قابل‌توجه منعقد کنیم و در این حوزه تقویت شویم.

با این حال، به دلیل تیپ شخصیتی‌ام که بسیار فعال بودم، به ایده تولید ابزار کار خودمان نیز فکر کردم. این تصمیم بسیار جسورانه و حتی ترسناک بود و هنوز هم اگر بخواهیم در این زمینه از کسی مشاوره بگیریم، اغلب دیدگاه‌های مخالفی مطرح می‌شود. بیشتر شرکت‌های نرم‌افزاری که در ایران می‌شناسم، در حوزه آی‌تی و برنامه‌نویسی فعالیت داشتند و با استفاده از مشاوران و مدیران مالی، نرم‌افزارهایی تولید کرده بودند؛ اما این مدل به دل ما نمی‌نشست، چراکه نرم‌افزار توسط فردی نوشته نشده بود که خود انجام‌دهنده کار باشد و هم دانش عملی و هم دانش آکادمیک حوزه مالی را به‌صورت توأمان داشته باشد. در این موارد، برنامه‌نویس شنیده و پیاده‌سازی کرده بود.

شما در این راه در ابتدای کار دست به چه اقدامی زدید؟

ما این مسیر را برعکس طی کردیم و اولین نرم‌افزار حسابداری ابری ایران را آغاز کردیم. سه بار این ایده را با افراد مختلف شروع کردم و شکست خوردم. این کار فوق‌العاده پرهزینه و دشوار بود و من نیز دانش فنی آن را نداشتم. در نهایت، در مرتبه سوم با افرادی همکاری کردیم که تا حدی انگیزه‌هایی مشابه من داشتند و توانستیم نرم‌افزار را راه‌اندازی کنیم. در مقطعی که تصمیم‌گیری می‌کردیم، این سؤال مطرح بود که نرم‌افزار ویندوزی بنویسیم یا به سمت وب و فضای ابری با جدیدترین متدهای روز دنیا برویم. به نظر من تصمیم بسیار بزرگی گرفتیم، چراکه از ابتدا مشخص بود تا چهار، پنج سال هیچ منفعت مالی عایدمان نخواهد شد.

وقتی با مدیران مالی که مخاطبان هدف ما بودند صحبت می‌کردم، بسیاری از آن‌ها سؤال‌های بسیار پایه‌ای مطرح می‌کردند. چنین پرسش‌هایی نشان می‌داد که محصول هنوز به مرز فروش نرسیده و سطح اعتماد برای پذیرش آن پایین است. با این حال، ما تولید ماژول حسابداری را آغاز کردیم تا ابتدا مشکل خودمان را حل کرده و از شرکت‌های نرم‌افزاری مستقل شویم. این ماژول در ابتدا مانند کودکی نارس بود که هنوز به بلوغ نرسیده است. هر بار که قصد داشتیم قراردادهای جدید را با نرم‌افزار خودمان پیش ببریم، نگرانی‌هایی مطرح می‌شد. اما چهار، پنج سال بعد، حتی مدیران میانی خودمان تأکید می‌کردند که اگر قراردادی با لیام قابل اجراست، همان قرارداد بسته شود.

در این مرحله، مسیر تغییر کرد؛ نرم‌افزار ما تکامل یافت و از چارچوب اتاق فکر اولیه فراتر رفت. نظرات کاربران به آن اضافه شد و خود ما نیز به‌عنوان کاربر، نقش مؤثری در این تکامل داشتیم. امروز وقتی یک مدیر مالی باتجربه با لیام کار می‌کند، به‌وضوح بیان می‌کند که این نرم‌افزار توسط فردی متخصص نوشته شده، فاقد امکانات اضافی و درعین‌حال دارای عمق کافی است. استفاده از ابزاری که متناسب با نیاز واقعی کاربر طراحی شده، حس بسیار خوبی ایجاد می‌کند.

از چه زمانی لیام به یک کسب‌وکار مستقل تبدیل شد؟

پس از برآورده‌شدن نیازهای داخلی، ماژول‌های دیگری نیز اضافه کردیم. تمرکز من به‌گونه‌ای بود که بسیاری از قراردادها، مشاوره‌ها و زمان خود را صرف تحلیل و توسعه این محصول کردم و سرمایه‌گذاری عظیمی در این حوزه انجام شد. در حسابداری مفهومی به نام «هزینه فرصت از دست‌رفته» وجود دارد؛ هزینه‌ای که شاید عددی نباشد، اما بسیار بزرگ و تأثیرگذار است. این سرمایه‌گذاری دقیقاً از همین جنس بود. پس از مدتی متوجه شدیم لیام به‌تنهایی به یک کسب‌وکار مستقل تبدیل شده است؛ به‌طوری‌که بسیاری از مجموعه‌ها از ما خدمات حسابداری دریافت نمی‌کردند، اما به‌شدت با مشکل نرم‌افزار مواجه بودند.

از آنجا که ما به سمت خدمات آنلاین حرکت کرده بودیم، امکانات خاص و منحصربه‌فردی در اختیار داشتیم. اولین بودن در این مسیر بسیار دشوار است. در بسیاری از سال‌ها منابع مالی ما به پایان می‌رسید و واقعاً آرزو می‌کردم رقبایی وارد این حوزه شوند تا فرهنگ‌سازی فضای ابری در ایران شکل بگیرد. هرچند این رقابت برای ما چالش ایجاد می‌کرد، اما در نهایت به نفع کل بازار بود. از سوی دیگر، برخی نرم‌افزارهای برند قدیمی همچنان در شرکت‌ها مورد استفاده قرار می‌گرفتند. به همین دلیل، لیام را به‌صورت جدی به یک کسب‌وکار مستقل تبدیل کرده و به‌مرور آن را تقویت کردیم.

با آغاز همه‌گیری کرونا، مفهوم دورکاری و فعالیت آنلاین بیش از پیش درک شد و این موضوع به رشد ما کمک کرد. پس از آن، سامانه‌های متعددی در کشور به‌صورت ابری راه‌اندازی شدند؛ ازجمله سامانه مودیان، سامانه ۱۶۹ و سایر سامانه‌های مرتبط با تجارت و بانک مرکزی. بسیاری از این سامانه‌ها پنل ورود مستقل نداشتند و ارسال اطلاعات از طریق نرم‌افزارها الزامی شد. این موضوع به یک قانون سراسری تبدیل شد و به توسعه زیرساخت‌های آنلاین کمک کرد. حرکت به سمت فضای ابری برای تأمین امنیت در سطح جهانی نیز امری پذیرفته ‌شده است؛ هرچند بسیاری از فناوری‌ها در ایران با تأخیر وارد شده‌اند و در ابتدا با مقاومت مواجه بوده‌اند. لیام نیز از این قاعده مستثنی نیست. در سمینارها، در ابتدای مسیر، تنها درصد کمی از مخاطبان فعالیت آنلاین را می‌پذیرفتند، اما امروز اکثریت قریب ‌به‌ اتفاق آن را ترجیح می‌دهند. این نشان‌دهنده موفقیت مسیر فرهنگ‌سازی است. کسانی که در یک حوزه پیشرو هستند، بهای زیادی برای ماندن می‌پردازند؛ اما اگر ادامه دهند، نتایج مثبتی حاصل می‌شود. به‌مرور، زبان لیام قوی‌تر شد و امروز به مرجع تولید قابلیت‌ها تبدیل شده است.

از ابتدا رویکردی باز داشتیم؛ API را به‌صورت رایگان در اختیار قرار دادیم و شرکت‌های مختلف، بدون هماهنگی، لیام را به نرم‌افزارهای خود متصل کردند و این دقیقاً خواسته ما بود. لیام به‌تدریج به یک شرکت مستقل و سپس به یک کسب‌وکار بزرگ در سطح ملی و فراملی تبدیل شد. با این حال، به دلیل تخصص و علاقه‌مان، دپارتمان خدمات مالی را حفظ کردیم. مشتریان قدیمی متعددی داریم و نمی‌خواهیم این مزیت رقابتی را از دست بدهیم. بخش خدمات مالی ما شامل استقرار، پیاده‌سازی، مشاوره و آموزش به‌صورت کاملا حرفه‌ای انجام می‌شود و مخاطبان نیز به این موضوع واقف هستند. تلاش ما این است که همواره به‌روز بمانیم و از تغییرات و بخشنامه‌های جدید عقب نباشیم. به همین دلیل، همچنان قراردادهای خدمات مالی منعقد می‌کنیم تا نیروهایی که در این مجموعه رشد کرده‌اند، در سطح بالای تخصصی باقی بمانند و در پروژه‌های مختلف، به‌ویژه پروژه‌های اضطراری، به ما کمک کنند. اتاق‌های فکر ما تقویت شده‌اند و اگرچه چالش‌هایی وجود دارد، چه عمومی و چه مختص کسب‌وکار ما، اما همواره در تلاش برای مدیریت و عبور از آن‌ها هستیم.

صرف‌نظر از چالش‌های نظارت‌های حاکمیتی، چالش خاص فعالیت شما چه بوده است؟

چالش‌های خاص فعالیت ما در بازه‌های زمانی مختلف، متفاوت بوده است. به‌عنوان مثال، طی پنج تا شش سال گذشته، چالش اصلی ما در حوزه منابع انسانی بود. جلسات متعددی نیز برای بررسی دلایل بروز این مساله برگزار کردیم.

چالش دیگر، موضوع مهاجرت از نرم‌افزارهای ویندوزی به فضای ابری بود. به‌طور طبیعی، هر کسب‌وکاری برای بقا نیاز به ورودی مالی دارد و نمی‌توان همواره از منابع شخصی برای تداوم فعالیت استفاده کرد. ما به‌عنوان مشاور کسب‌وکار، برای راه‌اندازی و ادامه مسیر، الگوهایی در اختیار داریم. برای نمونه، یک کاسب با خود برنامه‌ریزی می‌کند که اگر در ابتدای فعالیت، تا شش ماه اجاره محل کسب را از سرمایه شخصی پرداخت کند، مشکلی نخواهد داشت.

در کسب‌وکارهای استارت‌آپی و دانش‌بنیان نیز الگوهای مشخصی وجود دارد. بسیاری معتقدند اگر تا سه سال آینده به درآمد نرسیدید، باید جلوی ضرر بیشتر را گرفت. گاهی ورود من به بازار از این منظر است که تازه‌وارد هستم؛ به این معنا که افراد زیادی مشابه من در بازار فعالیت می‌کنند و من تصمیم دارم نفر بعدی این جریان باشم و همان محصول را با همان تیم ارائه دهم. همین موضوع، چالش‌های خاص خود را در زمینه اعتمادسازی و جذب مشتری به همراه دارد تا بتوانم وارد رقابت با این مجموعه‌ها شوم.

حال اگر فرض کنیم وارد این فضا شده‌ام و محصولی ارائه می‌دهم که کاملاً متفاوت از محصولات موجود است، در این صورت کار من دوچندان دشوار می‌شود. در چنین شرایطی، نوعی طردشدگی اتفاق می‌افتد؛ ضمن آنکه بازیگران قدیمی‌تر از نظر سابقه، منابع مالی و سرمایه انسانی، بسیار قدرتمندتر از من هستند. چالش اصلی در اینجا این است که از امروز، نگاه شما به آینده باشد؛ موضوعی که ریسک بالا و دشواری زیادی دارد. شما به‌خوبی می‌دانید که هزینه تولید نرم‌افزار، آن هم یک محصول کاملا تخصصی برای مخاطبی متخصص که لزوما حاضر به پرداخت هزینه نیست، تا چه اندازه سنگین و پیچیده است.

حال شرایطی را تصور کنید که به اصطلاح «کارد به استخوان می‌رسد» و تصمیم می‌گیرید فعالیت را به‌طور کامل متوقف کنید؛ درحالی‌که سال‌ها هزینه و زمان صرف کرده‌اید و اکنون باید ناگهان همه‌چیز را رها کنید. در چنین موقعیتی، اتخاذ یک تصمیم شجاعانه ضروری است. ایجاد فرهنگ‌سازی و اعتمادسازی نسبت به این موضوع که راهکارهای ابری هم از نظر قیمت و هم از منظر امنیت در سطح بالاتری قرار دارند، کاری دشوار و پرریسک است.

با این حال، اگر به هر حوزه‌ای نگاه کنید، متوجه می‌شوید که گروهی محدود از افراد این مسیر را طی کرده‌اند و همواره در اقلیت بوده‌اند. ما بخش قابل‌توجهی از منابع خود را صرف این موضوع می‌کنیم که نشان دهیم اولین بوده‌ایم؛ درحالی‌که ممکن است شرکت دیگری که به منابع مالی نامحدود متصل است، محصولی تولید کند و به‌واسطه موقعیت خود، به‌راحتی از «اولین بودن» عبور کند. این مساله برای تمام افرادی که این مسیر دشوار را طی کرده‌اند، بسیار تلخ و دردناک است.

این فضای ابری تا چه اندازه توانست آن امنیتی را که در صحبت‌هایتان به آن اشاره کردید، تأمین کند؟

نخست اینکه ما بدون استثنا با هر مشتری و مخاطبی، منظورم مدیران مالی و حسابداران است، درباره موضوع امنیت گفت‌وگو کرده‌ایم و در اغلب موارد، پس از توضیحات، قانع شده‌اند. چالش اصلی ما این است که امکان برگزاری چنین گفت‌وگوهایی با تک‌تک افراد وجود ندارد. مساله اصلی، متقاعدسازی است و فرهنگ‌سازی در هر حوزه‌ای، همواره دشوار بوده است.

در سطح جهانی، از سال‌ها پیش این باور پذیرفته شده که امنیت فضای ابری از اهمیت بالایی برخوردار است. به‌عنوان مثال، اگر هارد اکسترنال شخصی یا خانوادگی من دو بار دچار آسیب شود، ترجیح می‌دهم اطلاعاتم را در گوگل‌درایو ذخیره کنم؛ درحالی‌که نه می‌دانم سرور آن کجاست و نه قرارداد مشخصی با آن دارم. با این حال، به آن بیشتر از هارد شخصی خودم اعتماد می‌کنم، زیرا اطمینان دارم اطلاعاتم از بین نخواهد رفت. یا اگر تلفن همراه من آسیب ببیند یا به سرقت برود، می‌توانم تمام اطلاعاتم را روی گوشی جدید بازیابی کنم و این به‌معنای امنیت است.

شاید فضای ابری به همین دلیل امنیت دیرتر فراگیر شود...

در بحث امنیت، دو موضوع اساسی مطرح است: نخست، از بین نرفتن اطلاعات و دوم، محرمانه‌بودن آن‌ها. اینکه چرا منطق امنیت در فضای ابری از نرم‌افزارهای ویندوزی بالاتر است، دلایل متعددی دارد. بسیاری از کسب‌وکارها از درون دچار آسیب می‌شوند؛ چه توسط یک کاربر عادی، چه فردی آشنا به آی‌تی، چه کارمندی که حسابدار است و در نهایت، در نتیجه اختلافات داخلی میان کارکنان یا شرکا. این افراد، ناخواسته یا آگاهانه، می‌توانند به سوءاستفاده‌کنندگان از اطلاعات کسب‌وکار تبدیل شوند.

نرم‌افزارهای ویندوزی موجود در بازار همگی قابلیت تهیه نسخه پشتیبان دارند. این نرم‌افزارها را می‌توان در مکان‌های دیگر نیز نصب کرد و نسخه پشتیبان را روی آن‌ها بارگذاری نمود. به این ترتیب، اطلاعات یک شرکت می‌تواند توسط یکی از نیروهای داخلی روی نرم‌افزار دیگری منتقل شود. در بسیاری از موارد، خسارتی که یک کارمند در مدت کوتاهی به کارفرما وارد می‌کند، با مطالبات حقوقی او قابل مقایسه نیست. در مقابل، در لیام نه امکان تهیه بک‌آپ توسط کاربر وجود دارد و نه امکان بارگذاری نسخه پشتیبان؛ بنابراین، این ریسک به‌طور کامل حذف می‌شود.

موضوع بعدی، نحوه تهیه نسخه پشتیبان است؛ اینکه در چه بازه‌هایی بک‌آپ گرفته شود، در کجا نگه‌داری شود و چگونه از آن محافظت شود. ما مشتریان را از تمام این دغدغه‌ها به‌طور کامل رها کرده‌ایم. به‌این‌معنا که با تهیه نرم‌افزار از لیام، تمامی این خدمات نیز به‌صورت یکپارچه ارائه می‌شود. لیام در هر شبانه‌روز چهار مرتبه از اطلاعات تمام مشتریان نسخه پشتیبان تهیه می‌کند. این داده‌ها به‌صورت مجزا و بدون هم‌پوشانی نگه‌داری می‌شوند. یکی از این چهار نسخه، به‌صورت روزانه از دیتاسنتر اصلی خارج شده و با فاصله‌ای حدود هزار کیلومتر، در دیتاسنتری دیگر که صرفاً برای پشتیبان‌گیری طراحی شده و اپلیکیشن روی آن فعال نیست، ذخیره می‌شود. علاوه‌براین، هفته‌ای یک‌بار نیز نسخه‌ای دیگر از آن محل خارج می‌شود.

در صورت درخواست رسمی کارفرما، حتی با ارائه یک نامه، امکان بازگردانی اطلاعات به شش ماه، دو سال قبل، یا حتی روز گذشته و صبح همان روز وجود دارد. ما تنها شرکت نرم‌افزاری هستیم که مسوولیت حفظ اطلاعات و محرمانگی داده‌های مشتری را به‌طور کامل بر عهده می‌گیریم؛ تعهدی که دقیقا برخلاف رویه رایج سایر شرکت‌هاست. این تعهد سنگین بر پایه چند مؤلفه اساسی شکل گرفته است. نخستین مولفه، همان ساختار بک‌آپ‌گیری است. مولفه دیگر، استفاده از قفل‌های یک‌طرفه و کلیدگذاری‌شده است که با تعهد خود مشتریان روی نسخه‌های پشتیبان اعمال می‌شود؛ مشابه رمزهای کیف پول‌های ارز دیجیتال.

علاوه‌بر این، از رمزهای یک‌بارمصرف نیز استفاده می‌کنیم؛ به‌گونه‌ای که علاوه‌بر نام کاربری و رمز عبور، مشابه اینترنت‌بانک ، با هر بار ورود کاربر به پنل مدیریت، یک پیامک تایید ارسال می‌شود و بدون آن، حتی در صورت داشتن رمز عبور، امکان انجام عملیات وجود ندارد. از سوی دیگر، در دیتاسنترهای خود از آنتی‌ویروس‌ها، فایروال‌های مخابراتی، برق اضطراری، کنترل رطوبت و سیستم‌های حفاظتی استفاده می‌کنیم؛ اقداماتی که مطابق با استانداردهای بین‌المللی دیتاسنترهاست.

می‌توانید مثال روشنی از این موضوع بزنید؟

برای روشن‌تر شدن موضوع، می‌توان این مثال را مطرح کرد: شما می‌توانید پول خود را در خانه نگهداری کنید یا آن را به بانک بسپارید و کارت بانکی دریافت کنید. بانک متعهد است حتی در صورت بروز حادثه، مانند آتش‌سوزی، موجودی شما را بازگرداند. در لیام نیز منطق مشابهی حاکم است؛ محل نگهداری اطلاعات، شرکت نیست، بلکه دیتاسنتر است؛ جایی که داده‌ها در برابر عوامل داخلی و بیرونی، به‌مراتب امن‌تر محافظت می‌شوند.

عوامل بیرونی شامل حملات بدافزاری و هکری است که اغلب به‌صورت گسترده و بدون هدف مشخص انجام می‌شوند و اطلاعات را مسدود کرده و اقدام به اخاذی می‌کنند. بسیاری از مشتریان ما پس از تجربه چنین حوادثی، به سمت استفاده از فضای ابری روی آورده‌اند؛ درحالی‌که تمامی سیستم‌های داخل شرکت‌ها به اینترنت متصل هستند.

در عمل، نرم‌افزار ویندوزی شما روی سیستمی نصب شده که به اینترنت متصل است؛ شاید آنتی‌ویروس داشته باشد، اما از نگاه من، چنین اطلاعاتی عملا در کف خیابان قرار دارد. هم افراد بیرونی و هم افراد داخلی می‌توانند به آن دسترسی پیدا کنند. افزون بر این، این سیستم‌ها اغلب به‌صورت ریموت مورد استفاده قرار می‌گیرند و از فضاهایی بهره می‌برند که محل تغذیه بدافزارها هستند. در نتیجه، سطح امنیت به‌شدت کاهش می‌یابد. بنابراین، یکی از ارکان اصلی امنیت، مدل نگه‌داری اطلاعات در دیتاسنتر است که توسط ما اجرا می‌شود.

علاوه‌بر زیرساخت، بخشی از امنیت باید در خود نرم‌افزار پیاده‌سازی شود. در برخی مجموعه‌ها، یک مدیر می‌تواند در یک لحظه و با یک دستور، دسترسی هزار کاربر را قطع کند؛ بدون توجه به اینکه کاربران از چه دستگاهی یا در چه مکانی در حال استفاده هستند. چنین قابلیتی در نرم‌افزارهای ویندوزی وجود ندارد. شاید این موارد در ظاهر به‌عنوان امکانات دیده شوند، اما از نگاه من، این‌ها مصداق واقعی امنیت هستند. یا برای مثال، مدل‌های قفل‌گذاری و سطح‌بندی دسترسی. در نرم‌افزارهای ویندوزی، نهایتا می‌توان مشخص کرد چه کسی، در چه زمانی و با چه سیستمی فاکتوری ثبت کرده است؛ اما در لیام، تمام ردپای کاربران ثبت و نگهداری می‌شود. پیاده‌سازی چنین سیستمی هزینه بسیار بالایی دارد و ممکن است بسیاری از مشتریان هرگز به آن نیاز پیدا نکنند، اما لیام این قابلیت را فراهم کرده تا در صورت بروز مشکل، پاسخ‌گوی نیاز کاربران باشد. از نگاه من، این تعریف واقعی امنیت است.

بعد از جنگ دوازده‌روزه، بسیاری از کسب‌وکارها راهبردهای متفاوتی را در پیش گرفتند؛ برخی راهبرد بقا را انتخاب کردند و برخی دیگر به توسعه اندیشیدند. برنامه لیام در این زمینه چیست؟

به نظر من، توسعه برای تمام کسب‌وکارها و به‌ویژه برای نرم‌افزارها، که معمولاً با دو مفهوم «زنده» و «مرده» از آن‌ها یاد می‌شود، شرط بقاست. یک نرم‌افزار تنها در صورتی زنده می‌ماند که فرآیند توسعه آن متوقف نشود. نمی‌توان توسعه یک نرم‌افزار را متوقف کرد و همچنان انتظار ادامه حیات آن را داشت.

اگر بخواهم این موضوع را به پرسش شما مرتبط کنم، باید بگویم تقریباً تمام کسب‌وکارها در ایران هر روز با شرایطی هیجانی و متغیر مواجه هستند. ما این وضعیت را در کشورمان آموخته‌ایم؛ زیرا در همین فضا بزرگ شده‌ایم، تحصیل کرده‌ایم، کارمندی و کارگری کرده‌ایم و به این شرایط عادت کرده‌ایم. در ایران همواره یک اتفاق جدید، نوسان، مساله یا قانون تازه وجود دارد و ما محصول همین شرایط هستیم. برای مواجهه با این متغیرها، مدل‌های نسبتاً ثابتی طراحی کرده‌ایم.

یکی از این مدل‌ها، شفاف‌سازی است. به اعتقاد من، سخت‌ترین تصمیم‌ها در شرایط بحرانی را مدیرانی می‌گیرند که دید شفاف‌تری نسبت به وضعیت خود دارند. ما شفافیت را همواره سرلوحه کار خود قرار داده‌ایم و بر این موضوع تأکید داریم که مدیران، در هر زمان، مکان و شرایطی، باید به اطلاعات خود دسترسی داشته باشند.

موضوع مهم دیگر، سازگاری است. برنده کسی است که سازگارتر باشد، نه لزوما کسی که محصولی بسیار خاص دارد اما توان تطبیق با شرایط را ندارد. ما هم محصول و هم تیم خود را به‌گونه‌ای طراحی کرده‌ایم که بتوانند با متغیرهای مختلف، سریع سازگار شوند. به‌اصطلاح، سیستم خود را ماژولار کرده‌ایم و در حوزه منابع انسانی نیز همین نگاه را دنبال می‌کنیم.

نگاه سوم، داشتن چشم‌انداز بلندمدت است. زمانی که یک مجموعه بر اساس نگاه بلندمدت مدیریت شود، حتی تصمیم‌های کوچک نیز در همین چارچوب اتخاذ می‌شوند. در چنین شرایطی، نگاه ما به شرکت و ساختار سازمانی، نقطه‌ای و مقطعی نخواهد بود. تصمیم‌گیری‌های مقطعی، شبیه تصمیم‌گیری در اوج عصبانیت است که احتمال خطا در آن بسیار بالاست.

من همیشه تاکید می‌کنم که برای ارزیابی وضعیت یک شرکت، باید بررسی کنیم در پنج یا ده سال گذشته چه تغییراتی داشته‌ایم و امروز در چه جایگاهی قرار داریم. اگر نگاه ما فقط به سال جاری محدود شود، دچار آشفتگی در تصمیم‌گیری خواهیم شد. به‌عنوان نمونه، در مواجهه با چالش منابع انسانی، ما همواره در حال ارزیابی و گزینش هستیم؛ نه صرفا بر اساس نیازهای فعلی، بلکه با حفظ نگاه بلندمدت. اگر قرار است محصول ما یک محصول زنده باشد، باید در هر شرایطی آمادگی کامل داشته باشیم.

لیام چقدر به حوزه مسوولیت اجتماعی ورود کرده است؟

ما به‌شدت به این موضوع افتخار می‌کنیم که در برخی حوزه‌ها، به‌ویژه آموزش، نگاه صرفا انتزاعی نداشته‌ایم و آن را به‌عنوان یک رسالت و مسوولیت اجتماعی در نظر گرفته‌ایم. من سال‌ها در حوزه آموزش تدریس می‌کردم و حتی پس از ورود جدی به فضای کسب‌وکار، آموزش همچنان برای من در اولویت باقی مانده است. در همین راستا، لیام در بسیاری از آموزشگاه‌های کشور تدریس می‌شود. ما هزینه قابل‌توجهی برای این مسیر پرداخت کرده‌ایم؛ هزینه‌ای که می‌توانست صرف تبلیغات محیطی شود، اما آگاهانه بخش بزرگی از بودجه خود را به آموزش اختصاص دادیم و از این بابت رضایت داریم.

این به آن معنا نیست که هیچ منفعتی از این حوزه حاصل نشده، اما اولویت اصلی ما سودآوری نبوده است. هدف ما آشنا کردن حسابداران نسل جدید با ابزارهای نوین کاری‌شان است و به‌نظر من، این یک گام بسیار مهم به‌شمار می‌رود. برای تحقق این هدف، منابع انسانی و مالی قابل‌توجهی نیز صرف کرده‌ایم.

نکته دیگری که تمایل دارم مطرح کنم این است که نمی‌خواهم درباره بحران‌ها به‌صورت کلیشه‌ای صحبت کنم. نمی‌توان گفت بحران‌ها همیشه فرصت‌ساز بوده‌اند؛ در بسیاری از موارد، باعث خستگی و فرسودگی ما نیز شده‌اند. بحران‌ها شبیه «مار» در بازی مار و پله هستند؛ گاهی نیش می‌زنند و ما را به انتهای مسیر بازمی‌گردانند، برنامه‌ها و هزینه‌هایمان را از بین می‌برند و مانند یک سونامی عمل می‌کنند. ذات بحران، ذات مخربی است و معمولاً ما را به عقب می‌راند.

با این حال، چاره‌ای جز مواجهه با آن‌ها نداریم. من همواره به همکارانم می‌گویم بحران‌ها می‌آیند و می‌روند، اما آنچه اهمیت دارد، استراتژی ماست. می‌توان فرض کرد اتفاقی که رخ می‌دهد، نوعی دورخیز برای پیشرفت بیشتر است. به اعتقاد من، هرچند این اتفاقات هزینه‌های زیادی برای ما داشته‌اند، اما در مجموع نتایج مثبتی نیز به همراه آورده‌اند. اگرچه آسیب‌ها و مشکلاتی تجربه کرده‌ایم، اما اقدامات مؤثری نیز انجام شده و برآیند کلی عملکرد، رو به رشد بوده است.

من تاکنون برندی را ندیده‌ام که بدون عبور از مشکلات، تنها رشد کرده باشد. وجود بحران در هر کشوری طبیعی است، هرچند شاید در کشور ما تعداد و شدت آن‌ها بیشتر باشد. در مجموع، معتقدم می‌توان بحران‌ها و مشکلات را با دو رویکرد شفافیت و سازگاری مدیریت کرد. امیدوارم جامعه ما در برابر پذیرش فناوری‌های جدید مقاومت نکند. نباید فراموش کنیم که انحصار در محصولات قدیمی و منسوخ، اغلب به فساد منجر می‌شود. اشاره شما به جوانان خلاق، پرانرژی و اثرگذاری که پشت سایه برخی مجموعه‌ها دیده نمی‌شوند و تلاش شما برای معرفی آن‌ها، اقدامی بسیار ارزشمند است. اگر ما نیز بتوانیم در این مسیر نقشی ایفا کنیم، احساس رضایت بیشتری خواهیم داشت و تلاش کرده‌ایم این موضوع را مورد توجه قرار دهیم.

امیدوارم در شرایطی که حمایت مؤثری از سوی دولت صورت نمی‌گیرد و گاهی حتی این احساس ایجاد می‌شود که مسیر پیشرفت با موانع بیشتری همراه شده با روی کار آمدن نسل جدید مدیران، فرهنگ تازه‌ای شکل بگیرد. لیام نیز در همین مسیر حرکت می‌کند. ما هر کدی که می‌نویسیم، API آن را نیز توسعه می‌دهیم. نسل آینده مدیران، ترجیح می‌دهند ساعت هوشمند، تلفن همراه، سیستم‌ها و سایر ابزارهایشان به‌صورت یکپارچه و متصل با یکدیگر کار کنند و ما نیز در لیام، دقیقاً همین رویکرد را دنبال می‌کنیم.

انتهای پیام

ارسال نظر