بازار طلا در آزمون نقدشوندگی
در بازار طلا، مساله تنها به خرید دارایی و حفظ ارزش آن محدود نمیشود. در بخش مهمی از این بازار، پرسشهایی درباره نحوه احراز اصالت، ثبت مالکیت، سازوکار بازخرید و امکان دسترسی به دارایی در زمان نیاز مطرح است. تجربه جنگ اخیر نیز اهمیت این مسائل را بیش از گذشته نمایان کرد؛ به ویژه زمانی که برای بخشی از دارندگان طلا، نقد کردن دارایی به یک نیاز فوری تبدیل شد. سمانه اصغریان، مدیرعامل اکسیراز، در این گفتگو درباره تجربه این مجموعه در شرایط بحرانی، چالشهای مالکیت و نقدشوندگی طلا همچنین مسیر توسعه این کسبوکار میگوید.
چه نیازی در بازار طلا باعث تولد اکسـیراز شد؟
اگر بخواهم از نقطه شروع اکسـیراز صحبت کنم، باید به سابقه ۶۰ ساله خانواده در صنعت طلا برگردم که باعث شد اکسـیراز از بیرون بازار و صرفا با یک ایده تکنولوژیک وارد این حوزه نشود. ما سالها با سازوکار بازار طلا، پیچیدگیهای آن، فرصتها و البته مسائلی که خریداران با آن مواجه هستند، از نزدیک دستوپنجه نرم کردیم. ایده اکسـیراز از یک سوال ساده شکل گرفت؛ چرا افراد نباید بتوانند متناسب با توان مالی خود، بخشی از ثروتشان را در قالب یک دارایی واقعی و ملموس در اختیار داشته باشند؟ طلا از این نظر ویژگی متفاوتی دارد. برخلاف بسیاری از اشکال ثروت، میتوان مالکیت آن را به شکل فیزیکی تجربه کرد. از همینجا مفهوم لمس ثروت برای ما شکل گرفت؛ اینکه برای مالک شدن یک دارایی واقعی، الزاما به سرمایه بسیار بزرگی نیاز نیست؛ اما خیلی زود مشخص شد که مساله فقط خرید طلا نیست. وقتی فردی طلا میخرد، پرسشهای دیگری هم مطرح میشود. عیار و وزن دقیق چیست؟ اصالت را چطور میتوان بررسی کرد؟ مالکیت چگونه ثبت میشود؟ و اگر روزی فرد تصمیم به فروش گرفت، چه مسیری برای نقد کردن دارایی خود دارد؟ به همین دلیل تلاش کردیم مساله را فراتر از فروش یک شمش ببینیم و کل چرخه مالکیت را در نظر بگیریم. مساله اصلی، ساختن تجربهای قابل اتکاتر از مالکیت طلاست؛ از لحظهای که فرد تصمیم میگیرد بخشی از سرمایه خود را به این دارایی تبدیل کند تا زمانی که ممکن است سالها بعد بخواهد آن را تحویل بگیرد یا نقد کند.
جنگ و شرایط بحرانی اخیر چه تغییری در رفتار مردم نسبت به طلا و داراییهایشان ایجاد کرد؟
جنگ برای ما یک آزمون واقعی بود. نه فقط از نظر عملیاتی، بلکه برای اینکه ببینیم وقتی شرایط کاملا از حالت عادی خارج میشود، امنیت و اعتماد در عمل چه معنایی پیدا میکنند. یکی از رخدادهای مهم، تغییر نگاه مردم به دارایی بود. در شرایط بحران، افراد بیش از گذشته بخشی از سرمایهشان را به دارایی قابل حمل، در دسترس و مستقیما تحت مالکیت خود تبدیل میکنند. وقتی زیرساختهای مالی و اقتصادی دچار اختلال شوند، داشتن دارایی فیزیکی برای بعضی افراد اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ اما اتفاق مهمتر برای ما افزایش بازخریدها بود. بخشی از این بازخریدها نه به دلیل سرمایهگذاری، بلکه به دلیل فشار اقتصادی اتفاق افتاد. بعضی افراد درآمدشان را از دست داده بودند، کسبوکارشان آسیب دیده بود یا برای تامین هزینههای زندگی و خانواده مجبور بودند بخشی از دارایی خود را نقد کنند. در چنین شرایطی، بازخرید دیگر فقط یک تراکنش مالی نیست. وقتی فردی از روی اجبار داراییاش را میفروشد، مهم است که اضطرار او به عاملی برای پایین آوردن ارزش داراییاش تبدیل نشود. بدین جهت، در همان روزها تصمیم گرفتیم بازخرید را متوقف نکنیم. حتی در شرایط بمباران، مالک اکسـیراز شخصا هر روز در مجموعه حضور داشت تا بازخرید مردم انجام شود. بخشی از اعضای تیم امکان حضور نداشتند؛ اما تصمیم بر این بود که مجموعه باز باشد تا کسی که برای حل یک مساله فوری مراجعه میکند، با در بسته مواجه نشود. این تصمیم برای ما بدون هزینه و ریسک نبود؛ اما دقیقا همان جایی بود که مفهوم اعتماد خود را نشان داد. در شرایط عادی، صحبت از امنیت و اعتماد آسان است؛ اما ارزش این مفاهیم زمانی مشخص میشود که شرایط برای کسبوکار هم دشوار شده باشد. در همان دوره شاهد بودیم که بعضی مجموعهها حاضر به خرید طلا نبودند یا در شرایط اضطراری، با قیمت پایینتری نسبت به ارزش واقعی خرید داشتند. در اکسیراز اگر کسی نیاز به نقد دارایی داشت، مسیر بازخرید با حفظ دارایی برای او باز بود. از طرف دیگر، جنگ اهمیت ثبت مالکیت و اطلاعات دقیق شمش را هم بیشتر نشان داد. وقتی هر شمش شماره سریال، مشخصات، شناسنامه و اطلاعات مالکیت دارد، دارایی فقط یک قطعه طلا نیست بلکه هویت مشخص و قابل پیگیری دارد. در همان دوره تعداد اعضای خانواده اکسـیراز هم رشد قابل توجهی داشت و بخشی از افراد جدید حتی صرفا برای خرید وارد نشده و فقط ثبت نام کرده بودند. این موضوع نشان میداد که در شرایط بحران، مردم بیش از همیشه دنبال ساختاری قابل اتکا و پیگیری برای داراییهایشان هستند. امنیت یک مفهوم تبلیغاتی نیست. امنیت در لحظهای معنا پیدا میکند که شرایط عادی از بین رفته باشد. برای ما، جنگ نشان داد اعتماد چیزی نیست که فقط با محصول ساخته شود؛ باید در سختترین شرایط هم بتوان از آن مراقبت کرد. البته درست نیست که جنگ را از زاویه رشد کسبوکار روایت کنیم. پشت این اتفاق، خانوادههایی بودند که تحت فشار قرار گرفتند و افرادی که ناچار شدند برای تامین زندگی خود داراییشان را بفروشند. این بخش از ماجرا بسیار مهمتر از هر عددی است.
چرا بر مالکیت و امکان تحویل فیزیکی طلا تاکید میکنید؟
مساله ما از ابتدا، دیجیتالی بودن تجربه خرید و مدیریت طلا بود؛ اما این به معنی دیجیتالی شدن دارایی نیست. در خرید طلای آب شده، فرد در نهایت با یک دارایی فیزیکی مواجه است؛ اما موضوعاتی مانند احراز اصالت، عیارسنجی، نگهداری و فروش آن میتواند برای بسیاری از افراد پیچیده باشد. از طرف دیگر، در مدلهای کاملا دیجیتال ممکن است ارتباط کاربر با دارایی فیزیکی کمرنگ شود و در نهایت چیزی که در اختیار اوست، بیشتر یک عدد یا اعتبار در حساب کاربری باشد. ما تلاش کردیم این فاصله را کمتر کنیم. یعنی تجربه کاربری ساده و دیجیتال باشد؛ اما پشت آن یک دارایی فیزیکی مشخص وجود داشته باشد که مالکیتش برای فرد ثبت شده است. در این مدل، در کنار طلای فیزیکی، سازوکار احراز اصالت و مالکیت هم اهمیت پیدا میکند. شناسنامه و گواهی، هولوگرام امنیتی، کیوآرکد اختصاصی، نشان استاندارد، امکان اصالتسنجی و ثبت مشخصات و مالکیت شمش، بخشهایی از همین سازوکار هستند. دسترسی به اطلاعات دارایی از طریق داشبورد نیز برای این طراحی شده که مالک بتواند تصویر روشنتری از دارایی خود داشته باشد. این جزئیات ممکن است در نگاه اول فنی به نظر برسند؛ اما پشت همه آنها یک مساله ساده وجود دارد. فرد باید بداند دقیقا مالک چه چیزی است و بتواند درباره دارایی خود اطلاعات قابل اتکایی داشته باشد. موضوع دیگر، پایان این چرخه است. خرید زمانی معنا پیدا میکند که مالک در صورت نیاز بتواند به دارایی خود دسترسی داشته باشد یا آن را نقد کند. بنابراین بازخرید و امکان تحویل فیزیکی هم برای ما بخشی از مفهوم مالکیت است، نه یک خدمت جانبی. البته این نگاه به معنی نفی خرید سنتی طلای فیزیکی نیست. طلای فیزیکی همچنان جایگاه خود را دارد. مسالهای که ما دنبال کردیم بیشتر مربوط به زیرساخت اطراف این دارایی است؛ اینکه خرید، نگهداری، احراز اصالت، ثبت مالکیت، تحویل و در نهایت نقد کردن، برای مالک شفافتر و قابلاتکاتر باشد. در واقع تفاوت اصلی برای ما این نیست که تجربه طلا را دیجیتال کنیم، بلکه این است که از ابزار دیجیتال برای مدیریت بهتر یک دارایی واقعی استفاده کنیم. به همین دلیل، اکسـیراز را نمیتوان صرفا یک پلتفرم خرید و فروش طلا دانست. ایده اصلی این است که تجربه دیجیتال در خدمت مالکیت فیزیکی قرار بگیرد، نه اینکه جای آن را بگیرد. این تفکیک برای ما از ابتدا اهمیت داشته، چون در نهایت چیزی که باید برای مشتری باقی بماند، یک دارایی واقعی و قابل تحویل است، نه صرفا یک عدد روی صفحه.
مهمترین چالش بازار طلا از نگاه شما چیست؟
مهمترین چالش، ادعای قطعیت در بازاری است که ذاتا قابل پیشبینی نیست. این روزها بعضی افراد برای دیده شدن یا فروش بیشتر، با اطمینان درباره آینده قیمت طلا و بازار صحبت میکنند؛ در حالی که واقعا هیچ کس نمیداند چه اتفاقی قرار است بیفتد. حتی تحلیل بازار طلا هم صرفا با مطالعه و چند نمودار به دست نمیآید. تحلیلگر این صنعت باید سالها در بازار خرید و فروش، سود و زیان کرده باشد. چند روز پیش درباره همین موضوع مثالی شنیدم. فردی خود را تحلیلگر صنعت طلا معرفی کرده بود. از او پرسیدند آخرین بار چه زمانی طلا خریده یا فروخته و چقدر طلا دارد؛ گفت چندان اهل خرید و فروش نیست. چطور میشود درباره بازاری تحلیل قطعی ارائه داد، وقتی در جریان واقعی آن حضور نداشتهاید؟ برای همین، ما در اکسیراز هیچ وقت ادعای پیشبینی آینده نداریم. چیزی که میتوانیم انجام دهیم این است که در شرایط مختلف، مسئولانه تصمیم بگیریم و ریسکهایی را که در اختیارمان است مدیریت کنیم.
در شرایط عدم قطعیت، طلا چگونه میتواند همچنان برای حفظ ارزش دارایی مورد توجه افراد باشد؟
نباید موضوع را صرفا به پیشبینی قیمت محدود کنیم. در اقتصاد ایران، یکی از عوامل مهم، تورم و کاهش قدرت خرید پول است. وقتی ارزش پول ملی در طول زمان تحت فشار قرار میگیرد، طبیعی است که افراد به دنبال داراییهایی باشند که بتوانند بخشی از ارزش سرمایهشان را در برابر این کاهش حفظ کنند. طلا یکی از داراییهایی است که به دلیل ماهیت فیزیکی، امکان معامله و سابقه طولانی در حفظ ارزش، در چنین شرایطی مورد توجه قرار میگیرد. جذابیت طلا را نمیتوان صرفا نتیجه یک شرایط مقطعی در اقتصاد ایران دانست. کسی که طلا را برای حفظ ارزش بخشی از دارایی خود میخرد، نباید الزاما با همان ذهنیتی وارد بازار شود که یک معاملهگر کوتاهمدت دارد. تا زمانی که تورم، بیثباتی اقتصادی و نااطمینانی وجود داشته باشد، احتمالا طلا همچنان بخشی از سبد دارایی مردم خواهد بود.
اکسیراز در شرایط بیثبات چطور به توسعه ادامه میدهد؟
در روزهای سخت، اولویت با دوام آوردن و تابآوری است، نه رشد به هر قیمتی. وقتی شرایط پرریسک میشود، آهستهتر حرکت میکنیم، تصمیمها را با احتیاط بیشتری میگیریم و حتی ممکن است مدتی هیچ قدم جدیدی برنداریم. در چنین شرایطی، لاین جدید اضافه نمیکنیم یا وارد فعالیتی نمیشویم که ریسک آن برای کسبوکار و خانواده اکسیراز قابل قبول نیست. برای ما حفظ امنیت افرادی که به اکسیراز اعتماد کردهاند، از توسعه سریع اهمیت بیشتری دارد. حتی اگر لازم باشد یک یا دو ماه تنها بر حفظ وضعیت موجود تمرکز کنیم، عقبنشینی نمیکنیم. در مقابل، وقتی شرایط باثباتتر میشود، سرعت تصمیمگیری و میزان ریسکپذیری هم میتواند بیشتر شود.
با توجه به تجربه اکسـیراز، مسیر آینده کسبوکارتان را چگونه ارزیابی میکنید؟
پس از تجربهای که پشت سر گذاشتهایم، مهمترین مساله این است که توسعه را صرفا به بزرگتر شدن کسبوکار محدود نکنیم. رشد زمانی ارزشمند است که همزمان با حفظ کیفیت، اعتماد و تقویت زیرساختها اتفاق بیفتد. به همین دلیل، مسیر توسعه اکسـیراز را بیشتر از زاویه ایجاد یک زیرساخت قابل اعتماد برای مالکیت و مدیریت طلا دنبال میکنیم. هر توسعهای باید در نهایت به حل یک مساله واقعی برای مشتری در زمان خرید، نگهداری و مدیریت دارایی، تحویل و فروش منجر شود. یکی از مسیرهای مهم آینده، افزایش دسترسی افراد به مالکیت طلاست. خرید طلا نباید الزاما به معنای خرید یک قطعه بزرگ یا در اختیار داشتن سرمایه قابل توجه باشد. اگر زیرساخت مناسبی وجود داشته باشد، افراد میتوانند متناسب با توان مالی خود و به صورت تدریجی وارد این بازار شوند و مالک بخشی از یک دارایی واقعی باشند. در کنار توسعه محصول، آموزش نیز برای ما اهمیت زیادی دارد. مشتری باید بداند چه میزان طلا در اختیار دارد، مالکیت آن چگونه ثبت شده، داراییاش چه مشخصاتی دارد و در صورت نیاز، چه مسیری برای تحویل یا نقد کردن آن پیش روی اوست. طبیعتا هرچه تعداد کاربران و حجم دارایی افزایش پیدا کند، مسئولیت اکسـیراز نیز بیشتر خواهد شد.
انتهای پیام
مرتبط با: