بازار آنلاین طلا هنوز در ابتدای مسیر بلوغ است
اعتماد، نقطه آغاز مسیر کاربران برای خرید آنلاین طلا است. با وجود اینکه تثبیت جایگاه برندها در این بازار به زمان بیشتری نیاز دارد، داریک از استراتژی و هویت بصری جدید رونمایی کرد تا مسیر خود را به دنبال تکمیل زنجیره ارزش سرمایهگذاری ادامه دهد.
عبدالرضا عسگرخانی، مدیرعامل داریک در گفتگو با کاماپرس به تشریح تفکری پرداخته است که در پس بازتعریف هویت این برند وجود دارد.
مهمترین ضرورتی که داریک را به سمت ریبرندینگ برد چه بود؟
ما فعالیتمان را از سال ۱۴۰۰ آغاز کردیم و طرح «انبار هوشمند فلزات گرانبها» را بهعنوان نخستین سندباکسی که در وزارت صمت مطرح میشد، به این وزارتخانه ارائه دادیم. تقریباً یک سال و نیم زمان برد تا بتوانیم در ساختار حاکمیتی موجود، مجوز سندباکس انبار هوشمند فلزات گرانبها را دریافت کنیم.
از اواسط ۱۴۰۲ فعالیتمان را آغاز کردیم، اما در آن مقطع تمرکز اصلی ما توسعه زیرساخت بود. تلاش کردیم زیرساختهای متنوعی برای اکوسیستمی که در نظر داشتیم، ایجاد کنیم. از اوایل سال ۱۴۰۳ نیز هدف این بود که ابتدا زیرساختها توسعه پیدا کند و پس از آن، ایده و استراتژی خودمان را به شکل جدیتری معرفی و ترویج کنیم.
در اواخر سال ۱۴۰۳ اتفاقهای ناخوشایندی رخ داد و برخی ساختارهای حاکمیتی مشخصاً روی تعدادی از پلتفرمها متمرکز شدند. در نتیجه، موج رسانهای بسیار منفی علیه این پلتفرمها شکل گرفت. از طرف دیگر، ما نمیخواستیم وارد اقیانوس قرمز بیلبوردها و تبلیغات بسیار گستردهای شویم که در آن زمان شکل گرفته بود.
برنامه این بود که در سال ۱۴۰۴ این مسیر را دنبال کنیم، اما متأسفانه سه اتفاق ناگوار رخ داد؛ جنگ ۱۲روزه، وقایع دی و بهمن و در نهایت جنگ ۴۰روزهای که مردم ایران با آن درگیر بودند. این سه اتفاق عملاً بیش از نیمی از سال مردم را درگیر کرد و اساساً فضای مناسبی برای طرح و معرفی استراتژیهای ما وجود نداشت. در سال ۱۴۰۵، زمانی که احساس کردیم فضای کشور تا حدی از آن التهاب شدید خارج شده است، تصمیم گرفتیم استراتژیهایی را که از ابتدا برای آن برنامهریزی کرده بودیم، ارائه کنیم.
این هویت جدید تا چه اندازه با ماهیت کسبوکار داریک تناسب دارد؟
از ابتدا تأکید ما این بود که داریک صرفاً یک کسبوکار نیست؛ داریک یک تفکر و یک اکوسیستم است. از همان ابتدای سال ۱۴۰۱ که طرح انبار هوشمند فلزات گرانبها را به وزارت صمت ارائه کردیم، معتقد بودیم این مدل میتواند یک راهکار مناسب برای فروش آنلاین طلا در فضای اینترنت باشد.
فروش کفش و فروش طلا در فضای آنلاین دو تفاوت اساسی با یکدیگر دارند. زمانی که شما کفش میخرید، الزاماً میخواهید آن را تحویل بگیرید، اما وقتی طلا میخرید، لزوماً به دنبال تحویل فیزیکی آن نیستید. همین موضوع میتواند برای پلتفرمی که طلا را میفروشد، زمینه ایجاد تضاد منافع را فراهم کند.
ما طرح انبار هوشمند را ارائه دادیم تا دولت بتواند با یک منطق روشن و آرامش بیشتر، کسبوکارهای آنلاین را در این حوزه مدیریت و نظارت کند. ضمن اینکه هدف ما هیچوقت صرفاً معاملهگری روی طلا نبوده است. اساساً یک هدف مشخص داریم و آن این است که یک کسبوکار زمانی برای کشور ارزش خلق میکند که بتواند به رشد جیدیپی کمک کند؛ در حالی که صرفاً معاملهگری روی طلا نمیتواند موجب رشد جیدیپی شود.
از ابتدا به دنبال خلق یک زنجیره ارزش بودیم و همین زنجیره ارزش برای ما اهمیت داشت و هویت داریک را از ابتدا شکل میداد. ما نخستین پلتفرمی بودیم که مردم میتوانستند طلای خود را به واسطه آن مستقیماً از بانک کارگشایی تحویل بگیرند. همچنین نخستین ساختاری بودیم که امکان وثیقهگذاری طلا را ایجاد کرد تا مردم بتوانند روی طلایی که در اختیار دارند، تسهیلات دریافت کنند. در کنار این موارد، تلاش کردیم محصولات متنوع دیگری نیز در این فضا ایجاد کنیم تا این زنجیره ارزش تکمیل شود.
با هویت جدید داریک، چه جایگاهی را برای این برند در بازار متصور هستید؟
بازار طلا در حال حاضر بسیار رقابتی شده است. از طرف دیگر، با توجه به اتفاقهای ناخوشایندی که در گذشته رخ داده و محدودیتهایی که اکنون ایجاد شده است، هنوز شرایط در حال تغییر است. البته از یک منظر، همین محدودیتها میتواند موجب افزایش اطمینان مردم و رشد بهتر کسبوکار شود.
به نظر من در شرایط فعلی، تعیین یک جایگاه مشخص نه فقط برای داریک، بلکه برای همه پلتفرمهای فعال در این حوزه زودهنگام است. این کسبوکار بسیار تازه و به تعبیری هنوز نوجوان است و زمان زیادی از شکلگیری آن نگذشته است. به نظرم سه تا چهار سال زمان نیاز است تا بخشی از اشتباهاتی که ممکن است برخی فعالان در این بازار مرتکب شوند، برطرف شود و همچنین عدم اطمینانی که بخشی از کاربران نسبت به این کسبوکار دارند، کاهش پیدا کند. احتمالاً جایگاه واقعی برندهایی که در این حوزه فعالیت میکنند، بعد از سه یا چهار سال مشخص خواهد شد.
داریک بخشهای مختلفی را برای توسعه خود در نظر گرفته؛ از داریک آکادمی تا فعالیتهایی در حوزه امور خیریه. با توجه به این رویکرد، در میانمدت و بلندمدت چه جایگاهی را برای داریک در بازار در نظر دارید؟
از آنجا که نگاه و مدل ما از ابتدا اکوسیستمی بوده است، طبیعتاً تلاش کردیم زیرساختمان را بهگونهای طراحی کنیم که بتواند یک ساختار یکپارچه برای این اکوسیستم ایجاد کند. خوشبختانه بخشی از تلاشهایی که در گذشته انجام داده بودیم، اکنون به نتیجه رسیده و این یکپارچگی و زنجیره ارزشی که ایجاد کردهایم، در حال رشد است. فکر میکنم با ارائه محصولات مناسب و پاسخ دادن به نیازهای مردم، بتوانیم در آینده به جایگاه باارزشی در حوزه کسبوکار سرمایهگذاری در ایران برسیم.
مهمترین تفاوت داریک قدیم با داریک جدید را در چه چیزی میبینید؟
شاید مهمترین تفاوت، فراتر از تغییر لوگو و رنگ، به ساختار سازمانیافتهتر برند بازگردد. ما ایدهها و برنامههایی را که از ابتدای سال ۱۴۰۲ در اختیار داشتیم، توانستیم در یک قالب یکپارچه، منسجم و سامانیافته ارائه کنیم.
فکر میکنید تجربه مشتری با برند جدید داریک چگونه خواهد بود؟
قطعاً تجربه خوبی خواهد بود. علاوه بر دانشی که از ابتدا در مجموعه وجود داشت، طی دو سال و نیم گذشته، سفر کاربر و مسیر راهبری کاربران در پلتفرم را بارها مورد آزمون و بررسی قرار دادهایم. محصولاتی که پس از ریبرندینگ ۱۵ شهریور بهتدریج ارائه میکنیم نیز از نظر مدل کاربری جذابیت قابل توجهی دارند و امیدواریم تجربه مناسبی برای کاربران ایجاد کنند.
در ادامه بحث زیرساخت بازار طلا، بانک مرکزی از چند بانک دیگر برای کمک به ساختار بانک کارگشایی و نگهداری طلا استفاده کرده است. این تصمیم را چگونه ارزیابی میکنید؟
این اتفاق بسیار خوبی است. ساختار انحصاری هیچگاه جذاب، قابل رشد و مقیاسپذیر نیست. بنابراین اتفاق مثبتی است که بانکهای دیگر نیز به این حوزه ورود کنند و بتوانند بهعنوان یک کاستودی و انبار هوشمند، نیاز سایر پلتفرمها را پاسخ دهند. این موضوع میتواند به رشد کلی کسبوکار کمک کند.
با این حال، هنوز تا حدی ابهام وجود دارد که بانکهای جدید چه زمانی فعالیت عملی خود را در این حوزه آغاز میکنند. این تأخیر را چطور ارزیابی میکنید؟
طبیعتاً آغاز یک فعالیت جدید در بانکها، به دلیل ساختارهای لایهبندیشده و پیچیدهای که دارند، زمانبر است. این ویژگی اساساً بخشی از ماهیت یک ساختار بزرگ محسوب میشود. با توجه به اینکه هنوز مدت زیادی از صدور مجوز بانک مرکزی برای این بانکها نگذشته و تقریباً حدود یک ماه از آن زمان گذشته است، این تأخیر غیرمنطقی نیست. امیدوارم بانکها در آیندهای نهچندان دور بتوانند خود را با ساختاری که بانک مرکزی در اختیارشان قرار داده و نمونه مشابه آن نیز در بانک کارگشایی وجود دارد، هماهنگ کنند و نیازهای موجود را پاسخ دهند. در حال حاضر زمان مناسبی برای قضاوت درباره اینکه بانکها به اهداف موردنظر میرسند یا خیر، نیست.
علاوه بر این، بانکها برای اینکه بتوانند زیرساخت مناسبی برای نگهداری طلا داشته باشند، باید انبارهایی در اختیار داشته باشند که امکان ذخیرهسازی طلا در آنها وجود داشته باشد. آن کاستودی که قرار است پول را نگهداری کند، از نظر ماهیت با نگهداری طلا تفاوتهایی دارد. امیدوارم بانکهای دیگر این دو ساختار را به موازات یکدیگر پیش ببرند؛ یعنی هم بتوانند کاستودی مناسبی باشند و هم فضای آنلاین و برخط لازم را برای انبار هوشمند ایجاد کنند.
با این توضیحات، آیا میتوان انتظار داشت اتفاقات مثبتی در حوزه خریدوفروش آنلاین طلا رخ دهد و این بازار رونق بیشتری پیدا کند؟
من واقعاً به اقتصاد ایران و آینده ایران خوشبین هستم و فکر میکنم طلا، نقره و سایر فلزات گرانبها میتوانند سهم قابل توجهی از مدل سرمایهگذاری مردم را به خود اختصاص دهند. با این حال، برای اینکه میان پلتفرمی که این فعالیت را انجام میدهد و کاربری که به آن پلتفرم متصل میشود تضاد منافع ایجاد نشود، انبارهای هوشمند باید در اختیار یک ناظر سوم باشند. به گمان من، بانکها میتوانند ناظران مناسبی برای این موضوع باشند.
البته در اینجا یک خطر نیز وجود دارد؛ اینکه بانکی که قرار است عامل انبار هوشمند و نگهدارنده دارایی باشد، خودش نیز پلتفرم آنلاین فروش طلا داشته باشد. در چنین شرایطی، به نظر من بانک مرکزی نباید اجازه دهد طلایی که آن بانک از طریق پلتفرم خودش میفروشد، در انبار متعلق به همان بانک نگهداری شود. این تفکیک مانع شکلگیری تضاد منافع خواهد بود.
انتهای پیام
مرتبط با: