هیجان در بازار طلا
در چند سال اخیر، خرید طلای آبشده بیش از گذشته مورد توجه مردم قرار گرفت. کاهش مداوم ارزش پول ملی، افراد را ناچار کرد، حتی سرمایهها و پساندازهای کوچک خود را نیز به داراییهای باثباتتری تبدیل کنند. با رونق گرفتن پلتفرمهای خرید و فروش طلا، این امکان فراهم شد تا کاربران با سهولت بیشتری سراغ طلای آبشده بروند. عبدالرضا عسگرخانی، مدیرعامل و بنیانگذار شرکت داریک طلایی رخشان و پلتفرم داریک در این گفتوگو آنچه در سال ۱۴۰۴ بر این بازار گذشت را روایت میکند.
سال ۱۴۰۴ بر مجموعه داریک چطور گذشت؟
۱۴۰۴ سال پرچالشی بود و مشخصا چند اتفاق در حوزه بینالملل و حوزه داخلی رخ داد که تاثیرهای متعدد و مهمی بر بازارهای مالی از جمله خرید و فروش طلای آبشده به همراه داشت. جنگ خردادماه و اتفاقهای اواخر دیماه، منجر به قطع شدن اینترنت و نابسامانی در فضای آیتی شد. این اتفاقها تاثیرات متعددی به همراه داشت؛ از یک سو با هیجان بالای کاربران مواجه بودیم و از سوی دیگر برای ما آزمون بسیار خوبی بود که توانستیم از یکسری بحران و اتفاقهای وحشتناک در فضای کسبوکار عبور کنیم؛ مثلا در جنگ دوازدهروزه که اینترنت قطع و تلاطم بسیار زیادی بر فضا حاکم بود ما توانستیم به فعالیت خود ادامه دهیم و سرویسدهی کنیم.
به دلیل هیجانات زیادی که وجود داشت، چه از بعد سیاسی و چه از بعد اجتماعی، حجم کار و تراکنش افزایش پیدا کرد. بهرغم اینکه در آن روزها، بورس بسته شد و خیلی از ساختارهای مالی متوقف شدند اما ما از همان ابتدا فعال بودیم تا بتوانیم به مشتریان سرویس ارائه کنیم که طبیعتا جنبه مثبتی برایمان بود. در زمانی که اختلالات اینترنتی باعث قطع شدن خدماتدهی برخی از بانکها شد، سعی کردیم با روشهای نوینتری به کاربرانمان سرویس ارائه دهیم. در شرایطی که بانکها نمیتوانستند رمز یکبارمصرف، دریافت کنند، ما وارد شدیم و گفتیم کاربر کد ملی خود را ارسال کند و بعد از احراز هویت، پول را برای آنها جابهجا میکردیم. این بحرانها برای تیم ما تجربه خوبی بود تا در یک موقعیت پرفشار در معرض آزمایش قرار گرفت.
در این مدت رفتار کاربران و بازار طلا را چگونه ارزیابی کردید؟
متاسفانه رفتار کاربران در زمان وجود بحران و تنش، کاملا هیجانی است. به نظرم این رفتارها باید آزمایش و کنترل شود؛ چراکه مردم معمولا در زمانهایی که بازارها نوسان را تجربه میکنند، رفتارهای هیجانی دارند و به داراییهایشان آسیب وارد میکنند. در آکادمی داریک تلاش داریم به افراد آموزش دهیم که در شرایط پرتنش، تصمیمهای هیجانی نداشته باشند و همواره آینده کلی فضا را در نظر بگیرند.
در سالی که گذشت، آیا برای گذر از بحرانها، تغییر استراتژی دادید؟
در برنامهای که از سال ۱۴۰۲ طرحریزی کرده بودیم سرویسهای متنوعی را در نظر گرفته بودیم، اما نکتهای که وجود داشت فشارهایی بود که در سال 1404 به بازار وارد شد. از آن پس مدل سرویسدهی ما تغییر پیدا کرد و سعی کردیم نسبت به سال ۱۴۰۳ تنوع سرویسدهی را افزایش دهیم تا کاربران علاوه بر اینکه فضا را بهعنوان کانسپت سرمایهگذاری میبینند، بتوانند از محصولات متنوعی هم در این ساختار استفاده کنند.
کمی مصداقیتر در این باره توضیح دهید.
مثلا وقتی افراد طلا را برای پسانداز میخریدند، طبیعتا از آن استفاده هم میکردند. از آنجایی که روند رشد طلا همواره صعودی بوده و سود آن از سود بانکی نیز بیشتر است، ما سعی کردیم مدلهای اعتباری و وامدهی را طراحی کنیم تا مردم بهجای فروش طلاهای خود، همان را وثیقه کنند و وام بگیرند. همین موضوع باعث شد کاربران ما سود بیشتری دریافت کنند.
با توجه به تجاربی که در این مدت داشتید، فضای کسبوکار را در سال ۱۴۰۵ چگونه ارزیابی میکنید؟
با توجه به اتفاقها و مدلهای ذهنی که وجود دارد به آینده ایران بسیار خوشبینتر هستم و تلاشهای خودم را بهعنوان یک ایرانی انجام میدهم تا بتوانم گامهای بهتر و مثبتتری را در سال جدید بردارم. به هر حال این امید و این نگاه مثبت به ایران برای من بسیار اهمیت دارد و تمایل دارم این امید را به تیم، جامعه و افرادی که با آنها در ارتباط هستم منتقل کنم. کسبوکاری که دارم هم بر همین اساس پایهریزی شده است.
از سال ۸۲ در فضاهای مختلف کسبوکار استارتاپی و کارآفرینی فعال هستم. بعد از مدتی به این فکر کردم که اگر به آرامش مردم در فضای مالی کمک کنم، میتواند اقدام مثبتی باشد. کاهش آرامش مالی مردم، در سالهای اخیر به یک چالش تبدیل شده است. امیدوارم داریک بتواند در سال ۱۴۰۵ باعث آرامش بیشتر مردم در مدل پسانداز و سرمایهگذاری شود. من ۱۴۰۵ را بسیار مثبتتر از سال گذشته میبینم.
اگر کسبوکارها بخواهند در سال ۱۴۰۵ رشد کنند، چه نکاتی را باید رعایت کنند؟
نکته مهمی که در هر کسبوکار وجود دارد و در شرایط متفاوت باید در نظر گرفته شود، بهخصوص در حوزه طلا که اهمیت آن بیشتر هم میشود، بحث مدیریت ریسک است. شما باید سعی کنید ریسک پروژهها و ریسک عملکردتان را نسبت به اتفاقهایی که ممکن است در جامعه رخ دهد بهدرستی محاسبه کنید. حالا اگر بخواهم بهصورت عملی صحبت کنم، ما اکنون درگیر برخی از مناقشات سیاسی هستیم که ریسک حمله نظامی به کشور را بالا میبرد.
ممکن است برای سه تا چهار ماه درگیر اتفاقهای ناخواستهای شویم که باید ریسک آن را از همین حالا پیشبینی کنیم و برای آن ضریب درستی در نظر بگیریم تا بتوانیم در فضای کسبوکار خودمان زنده بمانیم. در موضوع طلا این نکته اهمیت بالایی دارد، چراکه نوسان و هیجانات بازار طلا بسیار زیاد است. توجه ویژه به مدیریت ریسک، مهمترین توصیه من به صاحبان کسبوکارها است.
به عبارت دیگر، شما مسیر رشد کسبوکارها را در مدیریت ریسک میدانید.
بله دقیقا؛ علاوه بر کسبوکارها، به افراد عادی نیز توصیه میکنم تا به اندازه هزینههای دو تا سه ماه خود پسانداز مالی داشته باشند. در مدل سرمایهگذاری و پسانداز همیشه به افراد میگویم باید آنقدر پسانداز داشته باشید که در مواقع بروز بحرانهای غیرمترقبه، بتوانید با آرامش از آن شرایط عبور کنید.
فرض کنید فردی که با ماشین خود کار میکند، دچار سانحه شود و امکان کار کردن را برای مدتی از دست بدهد. این شخص باید برای دو تا سه ماه به میزان کافی پسانداز داشته باشد تا بتواند با آرامش خاطر این دوران بحران را سپری کند. کسبوکارها نیز همین شرایط را دارند و همواره باید یک اندوخته و ذخیرهای داشته باشند تا اگر دچار بحرانهای بسیار حاد شدند، بتوانند راحتتر از آن عبور کنند.
چه پیشنهادی برای بهبود سیاستگذاری و حکمرانی در حوزه کسبوکارهای طلا در سال 1405 دارید؟
این سوال، سوال بسیار عمیقی است. چرا که طلا سرمایه ملی کشور است. شما فرض کنید یک کیلو طلا دارید که شامل زیورآلات، انگشتر، النگو، گوشواره و غیره است. این طلا در داخل ایران متعلق به خودتان است اما زمانی که میخواهید از کشور خارج شوید، به جز میزان مشخصی، اجازه خروج طلا را ندارید. چرا که در خارج از کشور این طلا دیگر صرفا متعلق به شما نیست، بلکه ذخیره و دارایی کشورتان است. در ایران سه نهاد متفاوت درباره طلا تصمیمگیری میکنند؛ اولین نهاد بانک مرکزی است که سیاستهای پولی و پشتوانهای کشور را تعیین میکند.
دومین نهاد بورس است که با یک رویکرد سرمایهگذاری به طلا نگاه میکند. معتقدم اگر صندوقهای طلا نبودند، بورس دچار آسیب میشد. البته این موضوع یک علامت سوال ایجاد میکند که آیا وظیفه بورس صرفا تولید صندوقهای طلا بوده یا اینکه باید این سرمایه را وارد حوزه صنعت میکرد؟ متاسفانه باید بگویم که بورس در این جهت نتوانست عملکرد موفق و قوی داشته باشد.
نهاد سوم تصمیمگیر در حوزه طلا هم وزارت صمت است؛ چراکه زنجیره ارزش طلا هم به عنوان سرمایه و هم به عنوان یک کالای تولیدی در کارخانهها زیر نظر این نهاد انجام میشود.
متاسفانه یک سیاست مشخص، منسجم و قوی برای این سه نهاد وجود ندارد و هرکدام از آنها بر اساس قدرت و توان مدیران ارشدی که دارند، دو نهاد دیگر را تحت تاثیر قرار میدهند. ما در حوزه کسبوکارهای خصوصی و خرد سعی داریم تا یک زنجیره ارزش برای طلا بسازیم. به معنای دیگر هم آن را به عنوان کالای سرمایهای ببینیم و هم به عنوان یک موتور محرک بسیار درست و قوی برای کارخانههای طلا. کشورهای جهان اول همواره به طلا از این دید، نگاه میکنند. سایر کشورها نیز رفتهرفته در حال تغییر نگاه نسبت به طلا هستند.
و سخن پایانی...
پیشنهاد میکنم افراد و شرکتها تناسب اندام مالی داشته باشند. تناسب اندام مالی، مدلهای سرمایهگذاری و پسانداز را به شما آموزش میدهد. حتی شرکتها هم میتوانند از این مدل استفاده کنند. به طور مثال شرکت مپنا تناسب اندامش برای سرمایهگذاری با شرکتی که به تازگی تاسیس شده، فرق دارد. من توصیه میکنم شرکتها برای پسانداز سبدهای متفاوتی را در نظر بگیرند تا میزان ریسک را کاهش دهند. شرکت داریک برای انبار هوشمند فلزات گرانبها میتواند جای مناسبی باشد برای اینکه افراد بخشی از دارایی خودشان را به طلا یا نقره تبدیل کنند و از سرویسهای متنوعی که وجود دارد، استفاده کنند.
انتهای پیام
مرتبط با: