پست اول در گذار از نخستین اپراتور خصوصی در یک مسیر بیسابقه
مسیر موفقیت پست و لجستیک در ایران از ارتباطهای موثر کسبوکارهای این حوزه با یکدیگر میگذرد. پست اول به عنوان اولین اپراتور خصوصی پست کشور، یکی از شرکتهای زیرمجموعه هلدینگ فاخر است که توانسته گامهای بلندی در زمینه همافزایی شرکتهای فعال در بازار لجستیک و توانمندسازی آن بردارد.
امیر علیپور، مدیرعامل پست اول در گفتوگوی اختصاصی با کاماپرس، ضمن معرفی این مجموعه و اهداف آن از فضای حاکم بر صنعت لجستیک کشور سخن گفته است.
برای مشاهده جدیدترین اخبار کسبوکار کاماپرس را در اینستاگرام دنبال کنید.
پست اول خود را اپراتور تخصصی حوزه پست میداند. در حالی که در بازار، برندهای متعددی نیز فعال هستند که اپراتور پستی محسوب نمیشوند اما در حوزه لجستیک فعالیت میکنند. پرسش اصلی این است که پست اول چه مزیتی نسبت به این برندها دارد و اساساً چرا مخاطب باید پست اول را انتخاب کند؟
به نظر میرسد برای پاسخ به این سؤال، بررسی پیشینه شکلگیری پست اول میتواند کمککننده باشد. پست اول بهعنوان نخستین اپراتور خصوصی پست کشور، در مقطعی شکل گرفت که در فضای رگولاتوری تصمیم بر این شد که همانند اپراتورهای حوزه ارتباطات، فضای پست نیز وارد منطق اپراتوری شود، تحت تنظیمگری قرار گیرد و فعالیتهای خود را در چارچوبی رگولهشده پیش ببرد. این موضوع به سال ۱۳۹۶ و دوره پایانی ریاستجمهوری آقای روحانی برمیگردد. در آن زمان، این فرایند از طریق یک مناقصه انجام شد و شرکت «پست اول فاخر ایرانیان» بهعنوان نخستین اپراتور خصوصی پست کشور متولد شد. همزمان، یک مجموعه دیگر نیز که مجموعه معظمی نیز هست، بهعنوان اپراتور دوم انتخاب شد و فعالیت رسمی از همان نقطه آغاز شد.
هدف اصلی این ساختار آن بود که مرجعیت و ذات تنظیمگری بر این دو مجموعه متمرکز شود و در نهایت، تمامی فعالان و بازیگران حوزه پست و لجستیک در ذیل این چارچوب و تحت لوای این اپراتورها فعالیت کنند. مشابه آنچه در حوزه اپراتورهای مخابراتی و ارتباطی کشور تجربه کردهایم. البته باید اشاره کرد که با گذر زمان و تغییرات بعدی، مفهوم و ماهیت اپراتوری دستخوش تحول شد و امروز با نگاهی متفاوت به آن نگریسته میشود. در حال حاضر، نزدیک به ۲۰ اپراتور خصوصی در کشور فعال هستند که با ابعاد، توانمندیها و مدلهای فعالیت متفاوت به ارائه خدمات میپردازند.
پست اول از هر فرایندی که به نظاممند شدن و قانونمند شدن این صنعت کمک کند، استقبال کرده و در آن مشارکت فعال داشته است. همچنین، اضافه شدن هر مجموعهای که با درک مشترک از این رویکرد وارد این فضا شود، از نگاه پست اول امری مثبت تلقی میشود.
به نظرتان چه مزیتی باعث شد تا پست اول در آن مناقصه انتخاب شود؟
باید گفت که این انتخاب قطعاً مبتنی بر توانمندیهایی بوده که به حاکمیت اثبات شده است. واقعیت این است که پست اول، همتراز با پست جمهوری اسلامی ایران، از سابقهای حدود ۶۶، ۶۷ ساله در حوزه دانشی پست و لجستیک برخوردار است و پس از پست جمهوری اسلامی، بزرگترین شبکه را در اختیار دارد. لنگردر حال حاضر، پست اول دارای ۱۵ هاب سراسری و نزدیک به ۹۰ مرکز CDC و LCDC در سراسر کشور است. لنگرمنظور از هاب، مراکزی با ظرفیت بالای پردازش مرسولات است که برخی از آنها کاملاً مکانیزه بوده و فرایند سورتینگ در آنها بهوسیله تجهیزات و دستگاههای تخصصی انجام میشود. لنگرتمامی این ۱۵ هاب به دستگاههای پیشرفته ایکسری مجهز هستند و تمامی مرسولات از این مسیر عبور میکنند. موضوعی که به سالمسازی شبکه پستی و ارتقای کیفیت آن کمک شایانی میکند.
یکی از بزرگترین مزیتهای پست اول، همین زیرساخت گسترده و پیشرفته است. مزیت مهم دیگر، دانش انباشته چند دههای در این صنعت است؛ دانشی که حدود هفت دهه در این حوزه رسوب کرده و بهطور مستمر بهروزرسانی شده است. پست اول در کنار این سابقه، از فناوری و نوآوری نیز غافل نبوده است. امروز علاوه بر هابهای عملیاتی، در مجموعه هلدینگ فاخر بخشهایی فعال هستند که بهصورت مستقیم در حوزه نوآوری و توسعه فعالیت میکنند. بخشی که از یک شتابدهنده آغاز شده و به یک مرکز نوآوری تبدیل شده است. افزون بر این، دو مجموعه دیگر نیز در حوزه مشاوره کسبوکار، توسعه ایده، سرمایهپذیری و رشد مجموعهها فعالیت دارند.
از دیگر مزیتهای رقابتی پست اول، تعهد کامل به الزامات مقرراتی و رگولاتوری است. پست اول بهعنوان یک اپراتور دارای پروانه، تمامی رفتارهای کسبوکاری خود را در چارچوب قوانین و مقررات حاکمیتی کانالیزه کرده و در این مسیر سرمایهگذاری گستردهای انجام داده است. سرمایهگذاری در مقیاس چند صد میلیارد تومان که با هدف پاسخگویی به الزامات حاکمیتی و ایفای نقش شایسته یک اپراتور پستی متکی بر قانون انجام شده است. این موضوع یکی از ارزشهای بنیادین پست اول محسوب میشود.
علاوه بر این موارد، پست اول در سالهای اخیر شبکهای مستقل و گسترده ایجاد کرده است. شبکهای که الزاماً محدود به خانواده هلدینگ فاخر هم نیست. بسیاری از مجموعههایی که در فضای اپراتوری بهتنهایی موفق نبوده یا زیرساختهای کاملی نداشتهاند، امروز از ظرفیت ساماندهی و شبکه پست اول استفاده میکنند. این فضا به آنها امکان توسعه جغرافیایی و رشد کسبوکار را میدهد و کمک میکند همگام با تحولات فناوری و تغییر ذائقه مردم در حوزه پست و لجستیک حرکت کنند. عمده مزیتهای پست اول را میتوان در همین ابعاد مشاهده کرد. مزیتهایی که لزوماً در تمامی مجموعهها، چه در سطح فعالان و چه در سطح اپراتورها، بهصورت یکسان قابل تحقق نیست.
تاثیر رگولاتوری را بر رشد صنعت پست چگونه میبینید؟
هر مجموعهای که تصمیم به بزرگ شدن دارد، ناگزیر باید تن به قوانین بدهد. ورود پست اول به این مسیر، انتخابی آگاهانه و هوشمندانه بوده، نه یک گزینه اجباری. با این حال، میان ظرفیتی که برای رگولاتوری متصور بودیم و میزان تحقق آن، همچنان فاصله قابلتوجهی وجود دارد. بخشی از این فاصله به روندهای جهانی این صنعت برمیگردد. چرا که در سطح بینالمللی نیز رویکردها در حوزه تنظیمگری، قوانین و مدیریت ریسکها متفاوت است. در برخی کشورها، پست دولتی بهطور کامل از مدار خارج شده و ساختار بهصورت کامل به بخش خصوصی واگذار شده است. در مقابل، کشورهایی نیز وجود دارند که با مشاوره و مفاهمه منطقی، نقش پست حاکمیتی را پررنگتر کرده و بخش خصوصی را بهعنوان مکمل در زنجیره خدمات، آن هم در حوزههایی که پست دولتی توان ورود نداشته، فعال کردهاند.
در ایران، متأسفانه این مرزبندیها هنوز بهطور کامل شفاف نیست. در بسیاری از موارد، شاهد خلط نقشها میان حاکمیت، قانونگذار، داور و بازیگر کسبوکاری هستیم. بهگونهای که گاه نقش داوری از رگولاتور جدا شده و به پست جمهوری اسلامی منتقل میشود یا در تدوین و ابلاغ برخی دستورالعملها چنین تداخلی دیده میشود. با این حال، نمیتوان انکار کرد اگر رگولیشن در مسیر درست و همسو با کسبوکار حرکت کند، همواره عامل کمککننده خواهد بود. اگر با هم صادق باشیم، واقعیت این است که برخی از این چالشها در کشور هنوز بهطور کامل حل نشده و هارمونی لازم میان بدنه حاکمیتی و بخش خصوصی شکل نگرفته است؛ هرچند امید میرود این مسیر به تدریج به سمت بهبود حرکت کند.
آیا پست اول خود را رقیب شرکت ملی پست میداند یا در کنار آن؟
باید گفت بر روی کاغذ، فلسفه شکلگیری پست اول مکمل بودن برای سرویسهایی بوده که پست جمهوری اسلامی یا توان ارائه آنها را نداشته یا در اولویت فعالیتش نبوده است. در این چارچوب، پستهای خصوصی قرار بوده مکمل صنعت پست و در نهایت مکمل پست جمهوری اسلامی باشند. با این حال، در عمل و خارج از چارچوب نظری، اتفاقاتی رخ داده که در فضای سهم بازار، جلب توجه بازار و حتی ایجاد دافعه، چالشهایی را به وجود آورده است. در برخی موارد، احساس میشود پست از جایگاه حاکمیتی و تمرکز بر سرویسهای پایه فاصله گرفته و به حوزههایی ورود کرده که پیشتر توافق شده بود از طریق پستهای خصوصی ارائه شود.
با وجود این، رویکرد استراتژیک پست اول همچنان مبتنی بر مکمل بودن برای پست جمهوری اسلامی است. این باور وجود دارد که پست دولتی، حتی با تمام ظرفیتهای خود، نمیتواند یا ضرورتی نمیبیند که تمامی سرویسها را ارائه دهد. در حالی که تقاضای بازار، تغییر سلایق مردم و رشد فناوری اطلاعات، نیاز به سرویسهای جدید و قابل اتکا را اجتنابناپذیر کرده است. امروز، با گسترش پلتفرمها، مارکتپلیسها و نفوذ بالای شبکههای اجتماعی در فروش کالا، همچنان به مجموعههایی نیاز است که بتوانند خدمات قابل برنامهریزی، در شأن مشتری و قابل اتکا ارائه دهند. خدماتی که مبنای توسعه کسبوکار قرار گیرد.

توسعه پست اول به چه شکل خواهد بود؟ آیا در مسیر توسعه پست اول با یک پلتفرم که همه چیز را به صورت یکپارچه ارائه میدهد مواجه خواهیم شد؟
اینجا باید به دو مفهوم اشاره کنم. در ابتدا باید بدانیم که پست اول ذاتاً یک کسبوکار پلتفرمی نیست، اما اگر قرار باشد از منظر پلتفرمی به آن نگاه شود، این نگاه باید در راستای همنواسازی فعالان صنعت باشد. هدف، ایجاد ظرفیتی است که مجموعههای مختلف با سطوح متفاوت توانمندی بتوانند در آن نقشآفرینی کنند. تحقق این هدف نیازمند ابزارهایی است که میتوان از آنها با عنوان پلتفرم، عمدتاً در قالب ابزارهای مدیریتی، یاد کرد. در همین راستا، ابزاری با نام «لگاریتم» در مجموعه راهاندازی شده که به فعالان حوزه پست و لجستیک کمک میکند تا به شبکه متصل شوند، توسعه جغرافیایی پیدا کنند و فرایندهای خود را بهبود بخشند. برای نمونه شرکتی که به دلیل نداشتن زیرساختها فقط در استان خوزستان فعالیت میکرده، با استفاده از لگاریتم امکان فعالیت در 10 استان دیگر را نیز پیدا کرده است.
البته این موضوع فقط محدود به فعالان این حوزه نیست. اپراتورها نیز در این فضا وارد تعامل و همافزایی با یکدیگر میشوند. این همافزایی میتواند به ارائه سرویسهای مشترک میان مجموعهها منجر شود تا هر یک از این مجموعهها بتوانند از این ظرفیت استفاده کنند، دامنه جغرافیایی کسبوکار خود را گسترش دهند، سرعت و دقت خدمات را بالاتر ببرند و از همه مهمتر، تنوع خدمات ایجاد کنند. در نتیجه، سرویسها معنادارتر میشوند و برای برخی مجموعهها حتی تعریف جدیدی از سرویس شکل میگیرد. این موارد، بخشی از قابلیتهایی است که در این مدل، که میتوان آن را نوعی پلتفرم تلقی کرد، در پست اول وجود دارد و در برنامههای آن پیشبینی شده است.
مخاطبان یا مشتریان پست اول عمدتاً چه نوع کسبوکارهایی هستند؟
اگرچه نمیتوان درصد مشخصی ارائه داد، اما میتوان گفت که این مشتریان شامل هر 3 دستهبندی کسبوکارها از جمله B2B، B2C و B2G هستند. در این فضا، انواع خدمات برای طیف وسیعی از مشتریان، از مصرفکننده نهایی گرفته تا کسبوکارهای کوچک و بزرگ، وجود دارد. در سایه همین یکپارچگی که به آن اشاره شد، این مجموعهها به یکدیگر سرویس میدهند. با این حال، نگاه اصلی پست اول معطوف به ایجاد ارتباط مؤثر میان مجموعهها با حاکمیت و رگولاتور است و تلاش میکند به حل مسائل موجود در این فضا کمک کند.
نکته مهم این است که در برخی موارد، نقش پست اول از قالب متعارف خارج میشود و در مفهومی جدید تعریف میشود، مفهومی که میتوان آن را در قالب راهبری و حمایت توأمان توصیف کرد. این نقش راهبری میتواند تمامی طیفها را در بر گیرد و هر مجموعه، متناسب با نیاز خود، برداشت مشخصی از این فضا داشته باشد. جالب است بدانید در برخی موارد، پست اول نقش واسط میان یک پیک محلی و یک کوریر دیگر را ایفا میکند؛ چه در قالب پلتفرمهایی مانند زیگوم و چه در سایر مدلهایی که در هلدینگ درباره آنها تصمیمگیری میشود. این فضاها از کوچکترین فعالان تا سطوح حمایتی گسترده را در بر میگیرد. موضوعی که بهویژه در دورههای بحرانی، از جمله در همین جنگ ۱۲روزه، بهصورت عملی و اثباتشده تجربه شد. این نشان میدهد پست اول برای مجموعههایی که تحت راهبری آن در حوزه پست و لجستیک فعالیت میکنند، بستری قابل اتکا فراهم کرده است.
اشارهای که در خصوص تلاش برای بهبود وضعیت پست مطرح شد، بسیار قابل توجه است. آنچه در میان بسیاری از شرکتهای لجستیکی دیده میشود، نوعی تعامل و حتی دوستی میان آنها است. تا جایی که گاه این پرسش پیش میآید که آیا این برندها رقیب یکدیگر هستند یا خیر. نگاه شما به این موضوع چگونه است؟
مجموعهها در فضایی که مبتنی بر همافزایی است، میتوانند فرصتهای بیشتری خلق کنند. اهمیت این موضوع در جایی مشخص میشود که دستاورد جمعی از آنچه هر مجموعه بهصورت منفرد به دست میآورد، فراتر رود. صنعت پست و لجستیک، صنعتی نسبتاً مهجور است و از منظر سودآوری نیز برای بسیاری از سرمایهگذاران جذابیت بالایی ندارد. در چنین شرایطی، آنچه باقی میماند، همکاری و حمایت متقابل مجموعههایی است که در این فضا فعال هستند. این تعاملات بهتدریج شکل گرفته و بخشی از آن نیز ناشی از الزامات عملیاتی و شرایط حاکمیتی بوده است. افزایش تعداد اپراتورها باعث شده مجموعههایی شکل بگیرند که از نظر ذهنی و رویکردی به یکدیگر نزدیکترند و فضایی برای تعامل و گفتوگو میان آنها ایجاد شود. فضایی که شاید در گذشته یا وجود نداشت یا کمتر به آن توجه میشد.
در گذشته، نمایشگاههای حوزه حملونقل بیشتر ماهیت رقابتی داشت، اما امروز این فضا بیش از آنکه رقابتی باشد، به سمت گفتمان، همکاری و همافزایی حرکت کرده است. مجموعهها از پنلها، تجربهها و ظرفیتهای یکدیگر استفاده میکنند، چرا که این ادبیات در نهایت میتواند به شکلگیری سرویسها، کسبوکارها و پروژههای مشترک منجر شود. البته همچنان فاصلهها زیاد است، اما واقعیت این است که مجموعهها به یکدیگر نزدیکتر شدهاند. ساختارهایی که صرفاً بر پایه هیجان شکل گرفته بودند، بهتدریج و به دلایل مختلفی مانند عدم درک صحیح از بازار یا مسائل سرمایهای، از چرخه فعالیت خارج شدهاند و آنچه باقی مانده، هستهای از مجموعههای حرفهای است که تعامل مؤثری با یکدیگر دارند. اگرچه این تعامل هنوز با وضعیت مطلوب فاصله دارد اما نسبت به بسیاری از صنایع دیگر، پیشرفت قابل توجهی حاصل شده و شبکهای داخلی بین مجموعهها در حال شکلگیری است.
در خصوص ظرفیت بازار پست و لجستیک در ایران، آیا باید آن را اشباع شده بدانیم یا اینکه هنوز ظرفیت برای حضور برندهای جدید وجود دارد؟
باید گفت این بازار عملاً پایانی ندارد؛ مگر آنکه تحولی بنیادین، مانند صنعتی شدن و فراگیر شدن فناوریهایی نظیر تلهپورت رخ دهد. در غیر این صورت، بازار پست، لجستیک و زنجیره تأمین همواره قابلیت رشد و تحول خواهد داشت. حتی در آن صورت ما نیز به آن فضا وارد خواهیم شد و بازهم همین رقابت و بازار وجود خواهد داشت. در حقیقت این صنعت زیرساختی اساسی برای سایر صنایع محسوب میشود و با تغییر سبک زندگی، افزایش جابهجایی کالا و رشد تجارت، همواره در حال گسترش بوده است. هرچند ممکن است نرخ رشد در دورههایی کاهش یا افزایش یابد، اما روند کلی آن همواره صعودی بوده است. پس فعلا در این بازار حرکت وجود خواهد داشت.
از سوی دیگر، نهتنها سلایق مصرفکنندگان نهایی، بلکه شبکههای تخصصی مورد نیاز برای صنایع مختلف نیز هنوز بهطور کامل شکل نگرفته است. برای مثال، در حوزه سلامت، تجهیزات پزشکی یا کالاهای باارزش مانند طلا، شبکههای تخصصی لجستیکی که بتوانند بهصورت کامل این نیازها را پوشش دهند، وجود ندارد. این نیشمارکتها نشان میدهد که بازار همچنان ظرفیت توسعه قابل توجهی دارد و میتوان روی آن حساب کرد. چالش اصلی، مدیریت صحیح این بازار با حاشیه سود پایین و ایجاد ارزشافزوده پایدار است. موضوعی که تمامی فعالان این صنعت با آن مواجه هستند.
آیا هوش مصنوعی نیز نقشی در پست اول دارد؟
هوش مصنوعی تفاوتی جدی با موجهای فناوری پیشین دارد. این فناوری محدود به صنعت یا بخش خاصی نیست و در تمامی سطوح، از تحلیل دادههای ساده تا کاربردهای پیچیده صنعتی، حضور دارد. برای پست اول، استفاده از هوش مصنوعی یک گزینه یا انتخاب نیست، بلکه یک الزام است. چرا که در غیر این صورت، در آینده هم در ارائه سرویس و هم در تجربه مشتری از رقبا عقب خواهد ماند.
مجموعه نوآوری هلدینگ فاخر بهطور جدی بر این حوزه متمرکز شده است. به طوریکه تیم 50 تا 60 نفره متخصص، با سطح علمی بالا و فارغالتحصیل از دانشگاههای معتبر، در این بخش فعالیت میکند. کاربرد هوش مصنوعی در پست اول صرفاً به تجربه مشتری محدود نیست، بلکه در مدیریت ناوگان، جانمایی هابها و تکمیل ظرفیتهای عملیاتی نیز مورد استفاده قرار میگیرد. هدف این است که علاوه بر کنترل هزینهها، تجربهای بهتر برای تمامی ذینفعان ایجاد شود. اگرچه هوش مصنوعی در برخی ابعاد میتواند نگرانکننده باشد، اما قابل کتمان هم نیست. استفاده صحیح از آن، مسیری است که آغاز شده و بخش عمده آینده صنعت نیز بر همین مبنا شکل خواهد گرفت.
سخت پایانی ...
در جمعبندی، نخست باید تأکید کرد که پست اول خود را رقیب پست جمهوری اسلامی نمیداند، بلکه مکمل سرویسهایی میداند که امکان یا اولویت ارائه آنها از سوی پست وجود ندارد و ظرفیت نقشآفرینی پست اول در این فضا بسیار بیش از آن چیزی است که امروز مشاهده میشود.
نکته دوم هم این است که صنعت پست و لجستیک، بهطور ذاتی صنعتی نیست که بهصورت مستقل و بدون وجود مولدهای مرسوله، مانند مارکتپلیسها، جذابیت سرمایهگذاری بالایی داشته باشد. با این حال، هلدینگ فاخر درآمدهای خود را مجدداً در همین صنعت سرمایهگذاری کرده است. این نکتهای است که دوست دارم حاکمیت نگاه جدیتری به آن داشته باشد. اینکه هلدینگ فاخر در همین ایامی که عدم قطعیت و عدم شفافیت در آن موج میزند، همچنان در حال سرمایهگذاری است. نمونه بارز این رویکرد، مجموعه K20 است که افتتاح آن در دیماه پیش رو انجام میشود. مجموعهای با ظرفیت پردازش چندبرابری مرسولات در سطح خاورمیانه که در تهران مستقر است و برنامه توسعه آن برای سایر شهرها نیز وجود دارد. این هابها و مجتمعهای لجستیکی با همین رویکرد در سراسر کشور توسعه خواهند یافت. در شرایطی که سرمایهگذاران بیرونی تمایل کمتری به ورود دارند، نقش حاکمیت در حمایت هوشمندانه، در کنار نظارت متعادل، بسیار حائز اهمیت است تا بخش خصوصی بتواند به نیاز بازار پاسخ دهد و در نهایت، رضایت مشتریان ارتقا یابد.
انتهای پیام
مرتبط با: