چطور دولت‌ها به عامل ناترازی انرژی تبدیل شدند؟

بهینه‌سازی؛ بدون متولی

کد مطلب: ۳۶۲۲۷۰
بهینه‌سازی؛ بدون متولی

انرژی یکی از ارکان ضروری برای توسعه کسب‌وکارهاست. نیاز به گاز و برق غیرقابل انکار است و از سوی دیگر هر مصرفی نیاز به مدیریت دارد. مدیریت ناکارآمد مصرف گاز و برق در کشور ما موجب شده به‌رغم وجود ذخایر غنی انرژی، بحران و ناترازی هم در فصل‌های گرم، هم در فصل‌های سرد سال اتفاق بیفتد که آسیب نهایی آن به بنگاه‌های اقتصادی وارد شده است. آرش نجفی، رئیس هیئت مدیره انجمن مصرف انرژی، چالش اساسی ناترازی انرژی در کشور را نبود متولی می‌داند که بهینه‌سازی را در بخش خانوار و صنعت نهادینه کند. ضمن اینکه دولت‌ها همواره در قیمت‌گذاری نقش داشته‌اند و این خود آسیب‌زا بوده است.

یکی از مشکلاتی که کسب‌وکارها در سال ۱۴۰۴ با آن مواجه بودند بحران انرژی هم در تابستان و هم در زمستان بود. به‌رغم اینکه در کشور منابع عظیم انرژی وجود دارد اما همواره در تامین انرژی چالش وجود داشته است. دلیل این چالش به نظر شما چیست؟

چالش‌های امروز تامین انرژی صنعت ناشی از نداشتن توجه، تدبیر و مدیریت مناسب در سنوات گذشته است. با چند دستورالعمل و رویه تعریف شده در حوزه برق از جمله ثابت نگه داشتن قیمت برق در سال ۸۳، همه انگیزه فعالان اقتصادی این حوزه گرفته شد و فرآیند تولید برق از یک فرآیند سودده و درآمدزا به یک فرآیند زیان‌ده و خسارت‌بار تبدیل شد. بنابراین بخشی از کمبود برق به دلیل نبود سرمایه‌گذار برای بازسازی، نوسازی و ایمن‌سازی نیروگاه‌ها در سال‌های گذشته است. در واقع هدایت اقتصادی نیروگاه‌ها را به بخش خصوصی سپردیم بدون آنکه قیمت‌گذاری را به آن‌ها بسپاریم. این مساله باعث شده تولیدکنندگان برق در نسبت هزینه‌ها و درآمدهای خودشان با ضرر و زیان روبرو شوند؛ بنابراین ادامه ندادند.

از طرفی هم در طول ۲۱ سال گذشته توسعه شهرنشینی، توسعه تجهیزات، استفاده از انواع سیستم‌ها را به خصوص در لوازم برودتی داشتیم و بدون اضافه کردن ظرفیت تولید برق، توسعه مصرف‌کنندگی اتفاق افتاده است. تعریف مدل‌های مختلف مالی برای صنایع موجب شده صنایع سرمایه‌‌گذار در حوزه نیروگاهی که در فاصله سال‌های ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۰ در نیروگاه سرمایه‌گذاری کردند، به نیروگاه‌های بدهکار تبدیل شوند. دلیل آن هم مابه‌التفاوت قیمت ارز و پرداخت نکردن به موقع مطالبات از طرف وزارت نیرو بوده است. بنابراین به طور کلی در حوزه برق به ناترازی رسیدیم.

نکته حائز اهمیت این است که در بهینه‌سازی مصرف انرژی هم هیچ برنامه‌ریزی مشخص و مدونی انجام نشده است. به‌رغم اینکه سال 1388 را سال اصلاح الگوی مصرف نام‌گذاری کردند و حتی قانون اصلاح الگوی مصرف در سال ۸۹ مصوب شد، می‌بینیم که دولت وقت با انحراف جدی با پرداخت مستقیم یارانه‌ها، هدررفت یارانه‌ها را رقم می‌زند نه هدفمندی را. ماهانه ۲.۴ میلیارد دلار را به عنوان یارانه در جامعه توزیع می‌کرد که واقعی‌سازی قیمت‌ها را انجام دهد. نتیجه این شد که یک تورم فزاینده به همراه افزایش نقدینگی داشته باشیم و حتی یک درصد اصلاح الگوی مصرف رخ ندهد.

بنابراین در حوزه برق هیچ فرآیند جدی برای بهینه‌سازی مصرف برنامه‌ریزی نشده است. اخیرا هم دولت روی انرژی‌های تجدیدپذیر کار می‌کند و برنامه‌ریزی برای ایجاد نیروگاه خورشیدی انجام می‌شود که آن هم دارای انحرافات زیادی است و در آینده مشکلات این انحرافات مشخص خواهد شد و ما را به طور جدی دچار مشکلات و چالش‌ها خواهد کرد.

این چالش را در مورد گاز هم داشتیم؟

بهینه‌سازی مصرف گاز هم به هیچ عنوان صورت نگرفت. اصلا بهینه‌سازی متولی نداشته که کاری انجام شود. یک متولی در وزارت نفت به نام شرکت بهینه‌سازی مصرف سوخت وجود داشت که آن هم از دولت نهم و دهم سیاسی‌زده شد و برخورد سیاسی با آن شد. در آن دولت، شرایط پیچیده و دشوار شد و دیگر هرگز به سامان نرسید. بنابراین در شرکت گاز دیگر متولی برای کاهش مصرف گاز نداشتیم. از جمله موارد هدررفت جدی گاز می‌توان به بخاری‌های گازی اشاره کرد؛ در سال ۱۳۸۸ شرکت بهینه‌سازی مصرف سوخت تاکید داشت که این بخاری‌ها تعویض شوند اما تا به امروز این اتفاق نیفتاده است. هر بخاری گازی حداقل هفت مترمکعب در روز هدررفت گاز مازاد بر راندمان دارد. 10 تا 20 میلیون بخاری گازی در مدار مصرف کشور قرار دارند که مقادیر قابل توجهی از هدررفت گاز را به خود اختصاص می‌دهند. در موتورخانه‌ها، جداره‌های ساختمان، پنجره‌ها، دریچه‌ها و ... همه این‌ها مشکلاتی است که با اجرای نادرست مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان باعث شده که اتلاف انرژی در ساختمآن‌ها هم وجود داشته باشد.

از طرف دیگر شرکت گاز همچنان در حال توسعه گازرسانی به روستاهاست. در حالی‌که بعد از مدت‌ها به این استراتژی رسیده‌اند که بهتر است به‌جای گازکشی و تامین انرژی روستاها از امکانات آبگرمکن خورشیدی، نیروگاه‌های خورشیدی به‌طور منطقه‌ای و روستایی و حتی از الکتریسیته استفاده شود. نهایتا در طرح‌های بهینه‌سازی مصرف گاز هم هیچ اهتمامی نورزیدند و حتی فعالانی که در این حوزه فعالیت کرده بودند، به‌رغم مصوبه بند ق تبصره ۲ بودجه ۱۳۹۳ هزینه گاز صرفه‌جویی شده آن‌ها از سوی شرکت گاز پرداخت نشد. نمونه آن هم شرکت تانیر بود که سه نیروگاه جمعا به ظرفیت چهار مگاوات در برج میلاد احداث کرد که منجر به صرفه‌جویی شش میلیون مترمکعبی گاز شد. توانیر گواهی لازم را هم از شرکت ایفکو دریافت کرده بود اما شرکت گاز هیچ‌گونه پرداختی انجام نداد و حتی حاضر نشد این مطالبه را تهاتر کند. این‌ها را گفتم که بگویم در زمینه مصرف گاز طبیعی که روزانه ۳۵۰ میلیون متر مکعب کمبود گاز داریم، اهتمامی از سوی شرکت ملی گاز ایران جهت کاهش مصرف ورزیده نشده است.

بنابراین ناترازی ما در حوزه گاز و برق استراتژیک است و باعث شده کارآمدی واحدهای تولیدی ما در طول سال به صد روز برسد. نتیجه این ناکارآمدی و تعطیلی تحمیلی صنایع در اثر کمبود گاز، برق و گازوئیل افت نرخ شامخ به حدود 42 و 43 است. در حالی که نرخ شامخ هیچ وقت نباید از ۵۰ پائین‌تر باشد. این‌ها همه مبین این است که صنعت ما به‌طور جدی آسیب دیده، تشکیلات تولیدی ما قابلیت رقابت را از دست داده، هزینه‌ها پابرجاست و درآمدها ناقص و محدود شده است. همه این‌ها زمینه را برای خروج واحدهای تولیدی از مدار فراهم می‌کند؛ نه می‌توانند رقابت بکنند، نه قدرت صادرات دارند، نه می‌توانند فناوری داشته باشند و نه برای توسعه برنامه‌ریزی کنند. در نهایت مجبور هستند خودشان را سرکوب کنند و به سمت تعطیلی بروند.

اینکه شما می‌گویید ناترازی ما استراتژیک است، یعنی هیچ راهکاری هم ندارد؟

باید ذات شرکت گاز را عوض کرد. ذات شرکت گاز براساس تولید و توسعه است و ذهنش براساس صرفه‌جویی و کاهش مصرف نیست. یا شرکت توانیر به دنبال گرفتن پول بیشتر تحت عنوان افزایش قیمت برق و اخذ مبالغ است و به دنبال مدیریت مصرف کاهنده نیست. هیچ کدام این شرکت‌ها فرآیند کاهنده را به‌عنوان وظایف نمی‌بینند.

اگر وضعیت مصرف به همین شکل پیش برود، پیش‌بینی شما از فضای بازار در سال ۱۴۰۵ چیست؟

قطعا قیمت برق آزاد بالاتر می‌رود. بنابراین قیمت تمام‌شده کالا افزایش پیدا می‌کند. از طرفی با افزایش قیمت دلار و تورم‌های افسارگسیخته، توانایی خرید کالا در بازار داخلی از بین می‌رود. قیمت‌ها به سمتی بالا می‌رود که نمی‌توان انتظار داشت خریدار توانایی تامین این هزینه‌ها را داشته باشد. عملا گفته می‌شود بازار فرو می‌ریزد.

آیا باید منتظر ورشکستگی‌های کسب‌وکارهای کوچک و متوسط باشیم؟

اگر به دنبال چاره اساسی نباشیم، حتما این اتفاق می‌افتد. تعارف که نداریم. همه اتفاقاتی که در طول این سال‌ها گفتیم انشاالله نیافتد، بالاخره رخ داد.

حل بسیاری از چالش‌هایی که اشاره کردید، از دایره اختیارات و قدرت کسب‌وکارها خارج است. در این شرایط توصیه شما برای بقای کسب‌وکارها چیست؟

ما در اتاق بازرگانی پیشنهاد دادیم که بنگاه‌های اقتصادی متعهد شوند سهامداران مشترک باشند، با هم مشارکت کنند تا به سمت نیروگاه‌های خورشیدی مشترک برویم؛ به طوری که هر کدام از بنگاه‌ها قدرالسهمی از موضوع داشته باشند و با این روش بحران را مدیریت کنیم.

آیا این طرح مورد استقبال هم قرار گرفته یا در حد یک پیشنهاد بوده است؟

طرح را به استانی مانند اصفهان ارایه دادیم و مورد استقبال معاون استاندار قرار گرفت. امیدواریم زودتر ترتیب اثر داده شود. با سازمان گسترش مراحل آماده‌سازی برای تولید برخی تجهیزات را انجام می‌دهیم که کمک‌کننده است. از جمله تولید ذخیره‌سازهای برق که در ایامی از سال دوایر دولتی و واحدهای تولیدی کوچک و منازل بتوانند از برق ذخیره استفاده کنند و اجازه بدهیم برقی که در واحدهای مسکونی قطع می‌شود، به سمت صنعت میل کند و صنعت را حمایت کند. بالاخره سعی داریم به هر روشی که ممکن است بخشی از این مصرف افسارگسیخته را مدیریت کنیم.

اشاره کردید که استفاده از انرژی خورشیدی که از سوی دولت انجام می‌شود، دارای خطاهایی است که ما را درگیر چالش‌هایی خواهد کرد. مشکل این کار کجاست؟

هیچ‌گاه دولت نتوانسته مانند یک واحد اقتصادی، موفق عمل کند. اخیرا دولت برای راه‌اندازی نیروگاه‌های خورشیدی ورود کرده است. دولت خودش هم تعرفه‌بندی می‌کند، هم موازین را تعریف می‌کند و هم انحصار توزیع برق را در اختیار می‌گیرد. این‌ها همه باعث می‌شود واحد تولیدی برای استمرار تولید، احساس امنیت نکند.

در کشورهای دیگر مخصوصا اروپایی مزارع پنل‌های خورشیدی و انرژی باد را زیاد می‌بینیم؛ اما در کشور ما با اینکه بسیار هم مستعد است، استفاده از انرژی خودشیدی و باد بسیار کم است. آیا همین تصدی‌گری دولت موجب این مساله است؟

بخشی از معضل به همین موضوع تصدی‌گری برمی‌گردد. بالاخره اینکه ما فرآیندهای اقتصادی را درست نمی‌بینیم، درست احصا نمی‌کنیم و به موقع واکنش نشان نمی‌دهیم، همه موجب می‌شود به نتیجه مطلوب هم نرسیم. درست رفتار نکردن در مواجهه با موضوعات می‌تواند این معضلات را ایجاد کند.

انتهای پیام

مرتبط با:

ارسال نظر