توسعه زیرساختها در شرایط جنگی
در چند سال اخیر شاهد رشد روزافزون سیستمهای ابری بودهایم و به نظر میرسد که در آینده نزدیک این نوع از سیستمها به طور کلی جایگزین روشهای پرهزینه سنتی خواهد شد. به خصوص اینکه شرکتهای بزرگ، بانکها و فعالان حوزههای امنیت به مزایای این نوع از سیستمهای جدید برای ارائه سرویسهای کمهزینه، پایدار و امن پی بردهاند. رضا رجالزاده، مدیرعامل عصر دادههای آسیاتک در این گفتگو از مزایای استفاده از سیستمهای ابری و وضعیت امروز ایران و جهان در این حوزه سخن میگوید.
جنگ چه چالشهایی برای شما به عنوان شرکت فعال در حوزه ارتباطات ایجاد کرد؟
از زمانی که جنگ تحمیلی دوازدهروزه شکل گرفت، عملا مجموعه عصر دادههای آسیاتک با شرایط نامتعارف و غیرقابل پیشبینی در زیرساخت کشور مواجه شد. از سال 1398 به عناوین مختلف قطعی اینترنت را در ایران تجربه کردیم و زیرساختها با اختلال روبهرو شدند؛ اما در سال ۱۴۰۴ با شرایط عجیب و غریبی مواجه شدیم. به خصوص در طول جنگ دوازدهروزه که به طور کلی نوع بهرهبرداری از زیرساختها در کشور متفاوت شد. اینترنت برای حفاظت از زیرساختهای کشور و همچنین جلوگیری از حمله سایبری دچار اختلال شد. در نتیجه طی یک سال گذشته با مجموعهای از اتفاقات خاص روبهرو شدیم. برای نمونه، کسبوکارهایی بودند که پیش از مراجعه به ما از ارائهدهندگان خارجی سرویس گرفته بودند. دلیل استفاده از سرورهای خارجی این بود که گوگل راحتتر و با تاخیر کمتری به آن سرورها دسترسی داشت و در نتیجه میتوانستند بر کیفیت سئوی سایت و سرویس اثر بگذارد؛ اما در یک سال گذشته چنین چیزی عملا امکانپذیر نبود. یعنی جستجویی وجود نداشت که کسی بخواهد از سئو هم استفاده کند. بنابراین، کسبوکارها مانند فروشگاههای آنلاین، سیآرامها یا نرمافزارهای یکپارچه به این سمت آمدند که دستکم سایتشان در داخل کشور قابل بهرهبرداری باشد تا بتوانند سرویسهای خود را به کاربران ارائه کنند.
به نظر شما مهمترین هدف کسبوکارها از این تصمیمها چه بود؟
در واقع، این افراد و کسبوکارها به دنبال زیرساختهای پایه بودند و ارائه خدمات به آنها پیچیدگی زیادی هم نداشت؛ اما عدهای هم دنبال این موضوع بودند که اصلا نمیخواستند زیرساخت مورد استفاده در نقطه متمرکز کشور، یعنی تهران، مستقر باشد؛ حتی نمیخواستند این زیرساخت در حوالی تهران هم باشد؛ چراکه احتمال حملات سنگینتر به کل زیرساختهای تهران وجود داشت. ما آمادگی لازم را داشتیم اما بسیاری از همکارانمان این پیشبینی را نکرده بودند و خسارت دیدند. دلیل آمادگیمان هم این بود که به واسطه ماهیت گروه آسیاتک، جز اولین شرکتهایی بودیم که از طرف وزارت ارتباطات برای ایجاد توزیعشدگی مکلف شدیم. ما در هلدینگ آسیاتک همزمان با سرویسهای پایه، زیرساخت توزیعشده در سطح کشور را هر چند در ابعاد کوچک، راهاندازی کرده بودیم. یعنی در ابتدا برآوردمان این نبود که ناگهان با ظرفیتی مثلا چندین پتابایتی ذخیرهسازی و ارائه سرویس خدمات در خارج از تهران مواجه شویم. ما فقط ظرفیتی را برای مشترکینی که واقعا نیازمند استفاده از این سرویس بودند، طراحی کرده بودیم.
چطور در شرایط جنگ و بحرانها توانستید به این آمادگی برسید؟
در جنگ دوازدهروزه، مقداری زیرساخت و تجهیزات در انبارهایمان وجود داشتند. به این ترتیب توانستیم تا حد زیادی مساله را حل کنیم؛ اما بعد از جنگ دوازدهروزه و با اتفاقاتی که تا جنگ بعدی رخ داد، واقعا شرایط ناپایدار بود و نمیتوانستیم روی آن مقدار ظرفیت حساب باز کنیم. پس بر این موضوع تمرکز کردیم که تجربه جنگ دوازدهروزه تکرار خواهد شد و اسرائیل قطعا به دنبال این است که کشورمان را به وضعیتی مشابه لبنان تبدیل کند. ما باید آمادگی این را داشته باشیم که با توجه به وسعت کشور، از این مزیت به درستی استفاده کنیم تا بتوانیم زیرساخت را به صورت توزیعشده نگه داشته و سرویس پایدار به همه ارائه دهیم. خوشبختانه توزیع سرویسهای پایه و حیاتی، در سطح کلان مسئولیت کشور جا افتاده است. بر همین اساس، نه فقط ما، بلکه شرکتهای مشابه آسیاتک نیز تلاش میکنند تا این اتفاق به طور کامل روی دهد؛ اما در جنگ اخیر شرایط خیلی پیچیدهتر شد. ما پیش از آن هم بحرانهایی داشتیم؛ به عنوان مثال، اتفاقاتی که در دیماه رخ داد و نوعی حالت توقف و خلسه در خدمات مجموعه ایجاد کرد. در آن زمان هم اینترنت قطع شد یا کند بود. درآمد هلدینگ نیز به شدت کاهش پیدا کرد و شرایط خاصی را شاهد بودیم. در آن دوره تمام تلاشمان این بود که این مساله را به هر نحو ممکن حل کنیم و با ارائه خدمات داخلی، مشکلات را مرتفع کنیم؛ اما در ادامه، درگیری در جنوب کشور به اوج خود رسید. از کشور امارات به ما حمله میشد و طبیعتا سیستم دفاعی ایران هم به عنوان نخستین هدف، مناطقی را در امارات مورد اصابت قرار میداد. به این ترتیب، روابط اقتصادی با امارات به طور کامل و ناگهانی قطع شد. تجهیزات مورد نیاز دیگر از سمت جنوب وارد کشور نمیشد و تامین تجهیزات از مرزهای غیر از مرزهای جنوبی بسیار پرهزینه بود. تعداد کمی از شرکتها هم تجربه این را داشتند که از مرزهایی غیر از مرزهای جنوبی این نوع تجهیزات را وارد کنند؛ چراکه معمولا مرجع واردات تجهیزات مورد نیاز؛ امارات یا چین بود و حتی محصولات چینی هم از مسیر امارات به دستمان میرسید.
در واقع تقاضا زیاد و عرضه کم بود.
در همین زمان، حجم زیادی از درخواستها ایجاد شد که شاید سه تا چهار سال بود که برای آنها التماس میکردیم تا مسئولان را مجاب به انجامشان کنیم. ناگهان کار به جایی رسید که همه آن زیرساختهایی که میگفتند گران است به یکباره به چتر نجات کشور تبدیل شد؛ به طوری که شب عید خرید تجهیزاتمان بیشتر شد. البته این وضعیت برای تامین کنندهها به شدت منفعت داشت. آنها در ابتدا استرس داشتند که انبارشان را بزنند؛ اما ما تجهیزات را میخریدیم و حداقل خیالشان راحت میشد که انبار خالی میشود؛ اما عملا از پنجم فروردین به بعد دیگر تجهیزاتی در بازار وجود نداشت. هر آنچه که وجود داشت با کم لطفی برخی از تامین کنندگان گاهی تا ۲ برابر قیمت و بر اساس نرخ روز دلار به دست ما میرسید. طبیعی است که این هم بر بهای تمام شده برای ارائه سرویس به مشتریان تاثیر میگذاشت. در جلسه کارگروه داخلی به این جمعبندی رسیدیم که به هر حال ارائه این سرویس به صورت بلندمدت ادامه خواهد داشت. پس باید این ریسک را بپذیریم و با حداقل افزایش قیمت بتوانیم این سرویس را به مشترکین خود ارائه کنیم.
خدمات ابری تا چه اندازه میتواند چالشهای سختافزار را مرتفع کند؟
هنر خدمات ابری دقیقا رفع همین چالشها است. به عنوان نمونه در مسائل کنونی که برای بانکهای کشور پیش آمده است، در نهایت مساله سختافزار مطرح میشود؛ اما وقتی شما به سمت استفاده از خدمات ابری میروید، یکی از نکات فوقالعاده مثبت این است که در انحصار هیچ برندی نیستید و از هر تجهیزاتی در بازار میتوانید استفاده کنید تا سرویس و خدمات را ارائه دهید. مهم این است که زیرساخت، سازگاری لازم با زیرساخت ابری را داشته باشد. در واقع، بزرگترین مزیت خدمات ابری این است که شما درگیر سختافزار انحصاری نیستید و به راحتی میتوانید تغییرات را در هر زمان ممکن، اعمال کنید. در این مدت مشترکین بسیاری داشتیم که زیرساخت خود را سازگار با خدمات ابری طراحی کرده بودند. کار انتقال و مهاجرت در این شرایط با چند اقدام ساده انجام میشد و این برای تیم ما بسیار لذت بخش بود.
شما در صحبتهایتان به حمله سایبری علیه چند بانک مهم کشور اشاره کردید. اصولا این حجم گسترده از حملات سایبری چرا اتفاق میافتد؟
نکته مهم نحوه برخورد با بحث امنیت در شرکتهای غیر مرتبط با امنیت سایبری است. در چنین سازمانهایی وقتی مدیرعامل به یک نفر در واحد آیتی اعتماد میکند، آن فرد به همه کاره آن حوزه به خصوص در بحث امنیت تبدیل میشود. حالا هر کسی هم بگوید که خطای خاصی در سیستم وجود دارد، چون به آن فرد اعتماد شده است، دیگر حرف منتقد را قبول نمیکنند. اینکه این اعتماد درست است یا اشتباه، در همین بحرانها مشخص میشود. وقتی شما با یک حمله سایبری طرف هستید که از طریق سختافزار انجام شده است، نشان میدهد که پتانسیل مقابله با آن وجود داشته است. میتوانید سختافزارها را به روزرسانی کنید تا امنیت لازم ایجاد شود؛ اما وقتی این نوع از حملات از طریق زیرساختهای نرمافزاری اتفاق میافتد، افراد بسیار بیشتری درگیر میشوند. به عنوان مثال برنامهنویس در نوشتن کدها اشتباه کرده یا تنظیمات امنیتی درست نبوده است. ولی واقعیت این است که در کشور ما امنیت به معنای واقعی آن به درستی پیادهسازی نشده است. از سوی دیگر، زیرساختهای استفاده شده در سازمانها به شدت مستهلک هستند. خیلی از سازمانها و مراکزی که در حال فعالیت هستند، تجهیزات سوئیچینگ فوقالعاده قدیمیشان اصلا امکان به روزرسانی ندارند. برخی از نقاط ضعف هم به دلیل طرز برخوردمان پیش میآید. وقتی تجهیزات دست دوم را به این دلیل که بهای تمام شده کمتری داشته باشیم، از امارات وارد میکنیم، به همین مشکل برمیخوریم. چراکه طرف اماراتی این تجهیزات را از مزایدهای در آمریکا خریده تا آنها را به کارخانههای ضایعات طلا در امارات بفروشد. ما در ایران به دلیل صرفهجویی و قیمت بالای محصولات جدید، از نسل هشت اچپی که مربوط به حدود ۲۰ سال پیش است یا نسل ۹ که مربوط به حدود پنج یا شش سال پیش است، استفاده میکنیم. با توجه به اینکه دشمن باهوشی هم داریم، او میتواند اسکریپت مخرب را به کمک این سختافزارهای ضایعاتی وارد شبکه ما کند یا حتی میتواند این کدها را در داخل به روزرسانیهای نرمافزاری قرار دهد؛ چراکه میداند هیچ کشوری جز ایران از این سختافزارهای قدیمی استفاده نمیکند. اگر همه اینها را کنار بگذاریم، امنیت باید متولی داشته باشد. متولیای که فقط قانونگذار نباشد و با توصیههایی چون «اجازه ندارید از این نرمافزار استفاده کنید»، «اجازه ندارید از آن محصول استفاده کنید»، «این محصول مورد تایید ما نیست»، «این سختافزار مورد تایید ما نیست» کار را پیش نبرد. باید قبول کنیم که وظیفه اولیه این سازمانها متولی شدن برای آموزش امنیت است. به بیان بهتر، اگر ما امنیت را به معنای واقعی ایجاد کنیم، خیلی سریعتر به نتیجه میرسیم تا اینکه بخواهیم محدودسازی را در دستور کار قرار دهیم. البته استثنائاتی هم وجود دارد. برای نمونه اگر سختافزاری واقعا مخرب بوده و تشخیص درستی درباره آن داده شده باشد، طبیعتا نباید استفاده شود؛ اما وقتی فرهنگسازی و آموزش به بهترین نحو انجام شده و دانش روز دنیا نیز مورد بررسی قرار گرفته باشد، خیلی سریعتر به نتیجه خواهیم رسید. این در حالیست که با چند دستورالعمل و با ایجاد چند قانون دستوپاگیر، فقط فرایند را سختتر میکنیم. یک نکته دیگر هم در این زمینه وجود دارد. اینکه با قوانین خاص، فقط تامین کنندههای خاصی قادر به انجام کار هستند و این بهای تمام شده را افزایش میدهد. معمولا بخش خصوصی به خاطر یک سری قوانین هزینه زیادی به خود تحمیل نمیکند تا از تامین کنندههای خاص خرید کند و ترجیح میدهد که تجهیزات را از مبادی خریداری کند که ارزانتر است.
پس همه حملات سایبری مشخصا به دوره جنگ مربوط نمیشود.
همه حملات سایبری که اتفاق میافتد به جنگ مربوط نمیشود. ما آنقدر ضعف عملیاتی در زیرساختهای تجهیزاتی و طراحی امنیت داریم، که این موضوع همیشه برایمان جدی خواهد بود. برای نمونه همیشه باید مطمئن باشیم که واحد اساوسی شرکتمان که وظیفه نظارت، پایش، تجزیه و تحلیل و پاسخگویی به تهدیدات سایبری و حوادث امنیتی را بر عهده دارد، به درستی کار میکند. آیا واحد اناوسی شرکت که باید به صورت متمرکز و شبانهروزی وظیفه مانیتورینگ، مدیریت، و نگهداری از زیرساختهای شبکه را بر عهده داشته باشد هم به درستی کار میکند؟
واکنش شما به این حملات چه بود؟
یکی از دغدغههای اولیه تیم ما در زمینه ارائه خدمات ابری این بود که داشبوردهایی را برای رصد دائمی اتفاقات داشته باشیم. همانطور که در حمله سایبری اردیبهشت ۱۴۰۲به آسیاتک هیچ کدام از مشتریهای ما تلفات ندادند. این در حالی بود که زیرساخت ما حملهای حدود ۴۹۰ گیگابیت در ثانیه را تحمل کرد. این حجم از حمله، حمله اختصاصی به آسیاتک بود و به سایر سرویسهای کشور ارتباطی نداشت. هر چند بعد از آن حمله سایبری بخش محافظت از حملات دیدیاواس و مراکز اسکرام را در آسیاتک راهاندازی کردیم.
به نظرتان چه چیزی در ساخت فرهنگ امنیت، کارساز است؟
مساله فرهنگ امنیت در ذهن یک کارمند شرکت کوچک تا مالک یک شرکت بزرگ وجود دارد. شاید بهتر است بگوییم ما در زمینه فرهنگسازی مشکل داریم. یعنی تا زمانی که به سمت فرهنگسازی نرویم، همین مشکلات را خواهیم داشت. در واقع، باید در اتاقهای فکر بزرگ کشور در مورد این مسائل بیاندیشیم و برای جا انداختن فرهنگ امنیت راهکار ارائه دهیم. اگر فرهنگ اصلاح شود، میتوانیم قوانین درستی را تعریف کنیم که رعایت خواهند شد. اینگونه بهروز هستیم و نرخ حملات سایبری و آسیبهایش کاهش مییابد. واقعیت این است که حدود ۴۶ سال است که کل دنیا را از ایران ترساندهایم. تازه الان به این جمعبندی رسیدهایم که این کار اشتباه بوده است. این حملهها هم به صورت مهندسی شده در جریان هستند. هرچند اگر آمادگی داشته باشیم، خسارت کمتری به ما وارد میشود. بانکهایی که مورد حمله قرار گرفتند هم تا به امروز هزینههای بسیار زیادی کردهاند؛ اما قطعا خسارت از دست دادن مشتری برایشان گرانتر تمام خواهد شد. در نتیجه مهندسی اشتباه در طراحی زیرساخت و انحصاری بودن برخی از آنها باعث آسیب یکسان به همه خواهند شد. شما هیچگاه نمیتوانید تضمین کنید که آن شرکت انحصاری، این قابلیت را داشته باشد که مجموعهها را در برابر چنین مواردی حفاظت کند.
بنابراین به نظر میرسد که فضای ابری میتواند راهحل مناسبی برای چالشهایی از این دست باشد.
امروزه شاهد یک واقعیت به نام فضای ابری یا کلاود در جهان هستیم. در واقع دنیا در حال حرکت به سمت سیستم ابری است. این حرکت از سال ۲۰۰۸ در دنیا آغاز شد؛ اما ما به دلایل مختلف حدود هفت یا هشت سال است که آن را شروع کردهایم. شاید مشکل همان فرهنگسازی و عدم آموزش کافی باشد. هرچند منافعی که سیستمهای قدیمی برای عده خاصی داشته نیز در این زمینه تاثیرگذار بوده است. وقتی از زیرساخت صحبت میشود، باید بدانید که توسعه، امنیت و عملیاتی که باید اتفاق بیفتد، سه پارامتر کلیدی هستند. شما هر سه پارامتر را در سیستم ابری خواهید داشت؛ با سیستم ابری میتوان از انحصار سختافزاری و نرمافزاری جلوگیری کرد. همچنین با حرکت به سمت دنیایی که اپنسورس، کد و دستیارهای هوشمصنوعی در آن حکمفرمایی، سیستم ابری میتواند یک تغییر مهم در کشور ایجاد کند.
نقش متولی را در فرهنگسازی استفاده از سیستمهای ابری چطور میبینید؟
متاسفانه این مورد نیز متولی خاصی در کشور ندارد. البته با توجه به تجربههای قبلی نیز متولی دستوپای بخش خصوصی را خواهد بست. معمولا متولیها در کشور کسانی هستند که اقدام به انحصاری کردن سیستمها میکنند. یک متولی تعرفه میگذارد و دیگری میان اپراتورهای مسئول اختلاف میاندازد. در حقیقت از اپراتورهایی که سهامداران خاصی دارند، حمایت بیشتری میکنند. به شخصه معتقد هستم که بازار آزاد باید در رابطه با این موارد تصمیم بگیرد و متولیان بیشتر مسئول فرهنگسازی باشند. متولی حوزه خدمات ابری باید سازمانها و حاکمیت را به سمت تولید محصولات مبتنی بر سیستم ابری ترغیب کند. اگر میخواهید نرمافزار جدیدی بخرید یا تولید کنید، باید از خدمات تیمی استفاده کنید که شرایط لازم را برای تولید نرمافزارهای ابری داشته باشد. وقتی شما ابزار و محصول ابری تولید کنید، قطعا خروجی مطلوبتری خواهید داشت. در این نوع زیرساخت شما میتوانید نظارت کاملی به پردازشهای صورت گرفته داشته باشید و به این وسیله نرمافزار خود را امنتر کنید. به هر حال، خطای برنامهنویسی خواسته یا ناخواسته اتفاق میافتد. هماکنون سیستمهای هوشمصنوعی فراوانی وجود دارند که برنامهنویسها کدهای خود را به منظور انجام تست نفوذ در اختیار این سیستمها قرار میدهند. نتایج خوبی هم گرفتهاند و اگر حجم تولیدات نرمافزاری روز دنیا را بنگرید، مشاهده خواهید کرد که به شدت باکیفیتتر، دقیقتر و کمخطاتر شدهاند.
حرکت دنیا به سمت سیستمهای ابری تا چه اندازه امنیت را افزایش داده است؟
تقریبا تمام آن اخباری که در رابطه با بازار جهانی هک و رخنه به زیرساخت میبینید، همگی به پلتفرمهای قدیمی بازمیگردد. تمام موارد مشابه حتی در یاهو، اینستاگرام یا متا نیز مربوط به سیستمهای قدیمی آنها بوده است. به جرات میتوانم بگویم که در چهار سال اخیر، آمار هک و نفوذ در تولیدات نرمافزاری جهانی به شدت کاهش یافته است؛ چراکه تقریبا همه آنها از سیستمهای هوشمصنوعی و دوسکاپس که شامل سیستمهای یکپارچه توسعه، امنیت و عملیات هستند، استفاده میکنند تا بتوانند به طور مطلوبی از سیستم خود حفاظت کنند؛ اما اگر شما کمی عقبتر بروید و وارد سازمانهای سنتی بشوید که اصلا ساختاری برای این موارد وجود ندارد، با یک بحران روبهرو خواهید شد. وقتی از آنها در مورد زیرساختهای امنیتی سوال میکنید، معمولا از خرید تجهیزات خاصی سخن میگویند. در حالیکه حتی به آن تجهیزات در حد اسناد موجود در اینترنت نیز مسلط نیستند. اگر شما نتوانید از ابزاری که در اختیار دارید استفاده کنید، چگونه میتوانید آن را بهینه کرده یا ایمنسازی مناسبی انجام دهید؟ اینجاست که خواسته یا ناخواسته مجبور به استفاده از خدمات ابری هستید و راهکاری هم غیر از این برای آینده این صنعت وجود ندارد. هماکنون چند بانک اروپایی به این نتیجه رسیدهاند که فقط دادههای خود را در سیستمهای فیزیکی جدا از اینترنت نگهداری کنند و بقیه زیرساختشان را کاملا به زیرساخت ابری و توزیع شده منتقل کنند. این راهکارها در سیستم بانکی بسیار موفق بودهاند. دلیل این تصمیم فقط مسائل امنیتی نیست و مربوط به هزینههای سختافزاری نیز میشود. همانطور که گفتم، تراشه در دنیا به شدت گران شده است. به طوریکه هزینههای تجهیزات سختافزاری و تراشهها بین ۵۰۰ تا ۷۰۰ درصد رشد داشته است. قریب به یقین در آینده نیز بین ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ درصد شاهد افزایش نرخ خواهیم بود. به این ترتیب برای سازمانهای بزرگ که زیرساختهای سنگین دارند، هزینههای نگهداری دیتاسنتر و نیروی متخصص گران قیمت معقول نخواهد بود. رشد 2 هزار درصدی در هزینههای این سازمانها شوخیبردار نیست و به طور یقین باعث تغییر نگرش آنها میشود. شاید ما در کشور خودمان تورم نقطه به نقطه وحشتناکی را تجربه میکنیم و به آن عادت کردهایم؛ اما در بیشتر نقاط جهان، اثر تبدیل تورم نیم درصدی به تورم یک درصدی در حد تورم ۵۰ تا ۱۰۰ درصدی ما خواهد بود. آنهایی هم که اندک دانش اقتصادی دارند، میدانند که این کار اشتباه است. در نتیجه، همه به سمت استفاده از خدمات ابری میآیند.
به نظر میرسد خدمات ابری برای پلتفرمهایی که ترافیک بالا در بازه زمانی مشخص دارند نیز کاربردی باشد.
زیرساخت بسیار قوی در سیستمهایی مانند سایت ثبت نام خودرو به صورت دورهای نیاز میشود. وقتی بخواهید به صورت مستقل کار کنید، باید حجم وحشتناکی از زیرساخت را هزینه کنید که در طول سال نیز بلااستفاده میماند. در صورتی که در خدمات ابری، با چند کلیک سیستم را ارتقا میدهید و از فردای ثبت نام دوباره به حالت قبل برمیگردانید. این کار باعث مدیریت هزینههای شرکت خودروسازی میشود. یکی از بهترین روشهای سودآوری هم مدیریت هزینه است. در جایی غیر از سیستم ابری نمیتوانید خدمات بهینه ارائه دهید و به صورت همزمان مدیریت هزینه نیز داشته باشید.
پیشبینی شما از فضای کسبوکار تا انتهای سال 1405 چیست؟
با اینکه در شرایطی مانند برزخ قرار داریم؛ اما برداشت شخصی من افزایش حجم و نرخ خرید تجهیزات و خدمات تا پایان سال است. به تبع این موضوع، ما به عنوان تامینکننده خدمات، سعی میکنیم تا آنجا که ممکن است، در سال جدید از کسبوکارها حمایت کنیم و بر توسعه سرویسهای بر پایه خدمات ابری متمرکز شویم. به این ترتیب میتوانیم آن را به مرحلهای برسانیم که تا حد امکان، همان مزایا و ابزارهای اشاره شده را به صورت ملی و داخلی داشته باشیم. به مرور زمان، اعتماد حوزه مدیران آیتی و امنیت کشور به خدمات ابری بسیار بیشتر خواهد شد. مطمئنا خدمات ابری به مرور زمان، جایگزین قابل اعتمادی برای زیرساختهای مستقل مجموعهها، چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی، خواهد بود. این موضوع نشان میدهد که ما در سال جاری به شدت نیازمند آموزش بهرهبرداری از خدمات ابری و همچنین آموزش مهاجرت به این خدمات هستیم. ما نیز در مجموعه خودمان سعی میکنیم این موضوع را برنامهریزی و بر این داستان متمرکز شویم که بتوانیم دست کم چند رویداد در شرایط پایدار برگزار کنیم. اگر این موارد به صورت مداوم و تکرارشونده باشند، در بحث آموزش کمک کننده خواهند بود.
انتهای پیام
مرتبط با: