اقتصاد دیجیتال در آزمون تابآوری
بخشی از تغییرات اقتصاد دیجیتال ایران به رشد فروشگاههای آنلاین و استارتاپها برمیگردد. بخش مهم دیگر، از وابستگی کسبوکارها به زیرساخت و کانالهای ارتباطی همچنین تاثیر هوشمصنوعی بر آینده وردپرس ناشی میشود. این تغییرات، نگاه کسبوکارها به تابآوری و حتی معنای داشتن سایت را هم تغییر داده است. وحید بهرامیان، مدیرعامل ژاکت درباره تابآوری کسبوکارها، آینده وردپرس، تغییر رفتار مشتریان، هوشمصنوعی و مسیر اقتصاد دیجیتال ایران میگوید.
بحرانهای اخیر، از جنگ و قطعی اینترنت تا محدودیتهای زیرساختی، چه تاثیری بر فضای کسبوکارهای دیجیتال گذاشته است؟
در اقتصاد سنتی، بحران ممکن است فروش یک کسبوکار را کاهش دهد؛ اما در اقتصاد دیجیتال، اختلال زیرساختی میتواند اصل کسبوکار را از بین ببرد. وقتی اینترنت بینالملل مختل یا قطع میشود، مساله فقط کاهش بازدید سایت نیست. فروش، تبلیغات، پشتیبانی، دسترسی به سرویسهای ابری، رابطهای برنامهنویسی، ابزارهای توسعه، بهروزرسانی نرمافزارها و حتی فعالیت روزمره تیمهای فنی تحت تاثیر قرار میگیرد. کلادفلر در جنگ دوازدهروزه از چند مرحله محدودیت و در نهایت افت تقریبا کامل ترافیک اینترنت ایران گزارش داد. در سال ۲۰۲۶ نیز یک دوره بسیار طولانی قطع دسترسی ثبت شد که هنگام آغاز بازگشایی، ترافیک اینترنت ایران در ۲۷ مه فقط حدود ۴۰ درصد سطح پیش از قطعی بود. این قطعی برای کسبوکار دیجیتال، ریسک سیستماتیک است. به همین دلیل، مفهوم تابآوری هم باید بازتعریف شود. پیش از این، تابآوری بیشتر به معنای نقدینگی مناسب، تیم خوب و کنترل هزینه بود. امروز معماری فنی مقاوم، نسخه پشتیبان واقعی، چند مسیر ارتباط با مشتری، چند کانال فروش و جذب و توان ادامه عملیات در شرایط محدودیت نیز بخشی از تابآوری است. ما این مساله را در ژاکت از نزدیک لمس کردیم. وقتی در مرکز اکوسیستم وردپرس فعالیت میکنید، اختلال فقط بر خودتان اثر نمیگذارد. طراح سایت، توسعهدهنده، فروشگاه اینترنتی و هزاران کسبوکاری که سایت برایشان کانال درآمد است نیز تحت تاثیر قرار میگیرند. به همین دلیل، در دوره بحران فقط به اطلاعرسانی بسنده نکردیم. تلاش کردیم مشکل کاربران برای دسترسی، بهروزرسانی محصولات و ارتباط با سرویسهای مورد نیاز وردپرس را در شرایط محدودیت کاهش دهیم. در ژاکت سرویس نیز یکی از اولویتهای جدی ما رفع کندی و اختلال سایتها، انتقال زیرساخت در موارد ضروری و کمک به بازگرداندن کسبوکارها به چرخه فروش بود. این اقدامات برای ما یک مسئولیت اکوسیستمی است، نه صرفا ارائه یک سرویس. با این حال، بحرانها باعث نشدهاند میل جامعه به دیجیتالی شدن از بین برود. طبق آمار مرکز توسعه تجارت الکترونیکی، در نیمه نخست ۱۴۰۴ تعداد تراکنشهای تجارت الکترونیکی ایران به حدود 2.5 میلیارد رسید که نسبت به دوره مشابه سال قبل ۱۴ درصد رشد داشت. ارزش اسمی معاملات نیز ۵۲ درصد افزایش پیدا کرد. نباید تمام رشد ریالی را به رشد واقعی بازار نسبت داد، چون تورم هم موثر است؛ اما افزایش تعداد تراکنشها نشان میدهد رفتار دیجیتالی مردم عقبنشینی نکرده است. بنابراین، مساله ایران کمبود تقاضا برای اقتصاد دیجیتال نیست. سرعت رشد تقاضای دیجیتال از سرعت توسعه و پایداری زیرساخت جلو زده است. تصمیمهای سیاستگذار برای قطع یا محدود کردن اینترنت بینالملل در دورههای بحران نیز به جای جبران این شکاف، هزینه مضاعفی به این بخش تحمیل میکند. من قطع اینترنت را به یک معنا، مالیات پنهان بر رشد اقتصاد دیجیتال میدانم که نه فقط استارتاپها، بلکه فروشگاههای کوچک، فریلنسرها، توسعهدهندگان و حتی کسبوکارهای سنتی که بخشی از فروششان دیجیتال شده است، آن را پرداخت میکنند.
بازار طراحی سایت و خدمات وردپرسی ایران این روزها در چه وضعیتی قرار دارد؟
ما از بازار ساخت وبسایت به سمت بازار ایجاد زیرساخت برای کسبوکار دیجیتال در حال حرکت هستیم. چند سال قبل، بسیاری از مشتریان فقط درخواست طراحی سایت داشتند؛ اما امروز درباره میزان فروش، سرعت و امنیت سایت، اتصال به درگاه پرداخت، سیستم مدیریت ارتباط با مشتری، سیستم پیامکی، لجستیک، بازارگاهها و ابزارهای بازاریابی، نحوه مدیریت داده مشتری و امکان خودکارسازی بخشی از عملیات سوال میکنند. وردپرس در چنین بازاری مزیت بزرگی دارد، چون نه با یک سایتساز بسته، بلکه با اکوسیستم روبهرو هستیم. با ترکیب وردپرس، ووکامرس و افزونههای حرفهای میتوان فروشگاه، سیستم مدیریت ارتباط با مشتری، باشگاه مشتریان، اتوماسیون بازاریابی، اتصال به سرویسهای پرداخت و حملونقل، سیستم آموزشی، عضویت، رزرو، پشتیبانی و دهها فرایند دیگر را بر زیرساخت توسعهپذیر ایجاد کرد. بدین جهت، نگاه ما در ژاکت صرفا فروش قالب و افزونه نیست و هدف، فراهم کردن زیرساخت لازم برای راهاندازی و توسعه کسبوکار دیجیتال است. آمار جهانی نیز جایگاه وردپرس را نشان میدهد. طبق آمار ۲۵ اوت ۲۰۲۶ وبسایت دبلیوتیتک، وردپرس روی 40.7 درصد کل وبسایتهای جهان استفاده میشود و در میان سایتهایی که سیستم مدیریت محتوای آنها قابل شناسایی است، 58.9 درصد بازار را در اختیصار دارد. در همین بازار، هزینه و پیچیدگی شروع کردن نیز کاهش پیدا کرده است. هوشمصنوعی، ابزارهای بدون کدنویسی، سایتهای آماده و محصولی شدن فرایند طراحی باعث شده بسیاری از کسبوکارها برای شروع دیگر به پروژهای سنگین و پرهزینه نیاز نداشته باشند. ما نیز در ژاکت با سایتهای آماده، بخش زیادی از مسیر فنی و طراحی را از قبل طی کردهایم تا کاربر سریعتر وارد بازار شود. اخیرا امکان لایسنس یک ساله را نیز در کنار مدلهای قبلی فراهم کردهایم تا کسی که میخواهد کسبوکاری را شروع یا ایدهای را اعتبارسنجی کند، مجبور نباشد از ابتدا حداکثر هزینه را بپردازد. میتواند با هزینه ورود پایینتر پروژه را راهاندازی کند و در صورت ادامه کسبوکار، لایسنس را تمدید یا مدل آن را تغییر دهد. هزینه شکست تجربه دیجیتال باید پایین بیاید. وقتی هزینه امتحان کردن یک ایده کاهش پیدا کند، کسبوکارهای بیشتری وارد اقتصاد دیجیتال میشوند. البته این تغییر، بازار طراحان سایت را هم تحت تاثیر قرار میدهد. در لایه ابتدایی بازار، ساخت سایت ساده، ارزانتر و سریعتر میشود و ارزش اقتصادی صرفا اجرای چند صفحه کاهش پیدا میکند. در لایه حرفهای اما ارزش کسانی بیشتر میشود که مساله کسبوکار را بفهمند، معماری سایت را درست طراحی کنند و تجربه کاربری، عملکرد و سرعت، سئو، امنیت، نرخ تبدیل، اتصال سرویسها و داده را کنار هم قرار دهند. ما در پروژههای ژاکت سرویس نیز نقطه شروع را صرفا طراحی سایت نمیدانیم، بلکه ابتدا هدف کسبوکار را مشخص میکنیم. سایت باید برای یک شاخص کلیدی عملکرد مشخص مانند فروش، جذب سرنخ، ثبت نام یا کاهش هزینه عملیات ساخته شود.
تغییر رفتار مشتریان را پس از عبور از شرایط بحران و تابآوری چگونه ارزیابی میکنید؟
یک تصور اشتباه این است که پس از پایان بحران، رفتار مشتری به نقطه قبل بازمیگردد. تجربه من این موضوع را تایید نمیکند. بحران تمام میشود؛ اما حافظه آن در تصمیم مشتری باقی میماند. مشتری پس از تجربه نااطمینانی معمولا سختگیرتر و منطقیتر خرید میکند. در دوره ثبات، مشتری بیشتر امکانات را مقایسه میکند؛ اما در دوره نااطمینانی میخواهد بداند اگر شرایط غیرعادی شد، چه کسی پشت محصول ایستاده است. این موضوع در بازار وردپرس اهمیت بیشتری دارد، چون ارزش محصول فقط به فایل قالب یا افزونه محدود نمیشود و اکوسیستم توسعهدهنده، پشتیبانی، استانداردهای امنیتی، امکان بهروزرسانی و سازگاری نیز بخشی از آن است. تغییر مهم دیگر، توجه بیشتر مدیران به خطر اجارهنشینی دیجیتال است. اگر تمام ارتباط کسبوکار با مشتری در یک شبکه اجتماعی، پلتفرم یا کانال خارج از کنترل آن باشد، مهمترین دارایی کسبوکار روی زمینی ساخته شده که مالک آن نیست. به همین دلیل، داشتن وبسایت، پایگاه داده مشتری و کانالهای ارتباطی تحت کنترل کسبوکار اهمیت بیشتری پیدا کرده است. همیشه یک سوال ساده از مدیران میپرسم. اگر فردا مهمترین کانال جذب مشتری شما برای یک ماه از دسترس خارج شود، آیا هنوز میتوانید مشتری جدید پیدا کنید، به مشتریان قبلی دسترسی داشته باشید و فروش را ادامه دهید؟ اگر پاسخ منفی است، اولویت بعدی نباید کمپین تبلیغاتی بزرگتر باشد، بلکه باید وابستگی به یک کانال واحد را کاهش دهید. این یکی از مهمترین درسهایی است که بحرانهای چند سال اخیر به کسبوکارهای ایرانی دادهاند.
مهمترین تغییری که هوشمصنوعی در بازار طراحی سایت ایجاد کرده است، چیست؟
هوشمصنوعی توانایی اجرا را از یک مزیت کمیاب به یک قابلیت فراوان تبدیل کرده است. تا چند سال قبل، کدنویسی، طراحی صفحه فرود، تولید متن و تصویر یا اجرای بخشی از یک فرایند فنی، مهارتهایی نسبتا کمیاب بودند؛ اما امروز هوشمصنوعی بخش قابل توجهی از این کارها را با هزینه و زمان بسیار کمتر انجام میدهد. بنابراین، ارزش از اجرای صرف به سمت تصمیمگیری حرکت کرده است. با این حال، من هوشمصنوعی را پایان وردپرس نمیدانم. برعکس، فکر میکنم ترکیب وردپرس و هوشمصنوعی میتواند یکی از مهمترین دورههای تحول این اکوسیستم را ایجاد کند. پروژه وردپرس به صورت ساختاری در همین مسیر حرکت کرده است. آینده فقط این نیست که هوشمصنوعی یک صفحه متن را بنویسد. آینده این است که یک عامل هوشمند بتواند قابلیتهای سایت را بشناسد و با مجوز مشخص، اقداماتی مانند تحلیل محتوا، مدیریت اطلاعات محصول، اجرای فرایندهای فروش یا قرار دادن چند ابزار در یک گردشکار را انجام دهد. یعنی از هوشمصنوعی داخل سایت به سمت سایتی که برای همکاری با هوشمصنوعی معماری شده حرکت میکنیم. معماری متنباز وردپرس نیز در اینجا یک مزیت است. به جای وابستگی به سایتساز بسته و مدل هوشمصنوعی مشخص، هزاران توسعهدهنده میتوانند قابلیتهای جدیدی بر اساس این استانداردها ایجاد کنند. ما در ژاکت نیز این روند را جدی دیدهایم و بخشی از پاسخ ما سرمایهگذاری بر محصول هیرو ایآی بوده است. هدف این زیرساخت، دسترسی سادهتر توسعهدهندگان و کاربران ایرانی به مدلهای مختلف هوشمصنوعی و وارد کردن آن به محصولات، سایتها و فرایندهای کسبوکار است. برای ما هیرو ایآی محصولی منفصل از وردپرس نیست، بلکه بخشی از این فرض است که نسل بعدی محصولات وردپرسی از ابتدا مبتنی بر هوشمصنوعی یا دست کم مجهز به قابلیتهای هوشمصنوعی خواهند بود.
چشمانداز و پیشبینی شما از آینده رشد اقتصاد دیجیتال در ایران چیست؟
اقتصاد دیجیتال ایران از جهت زیرساخت، سرمایهگذاری و سیاستگذاری آسیبپذیر است. در آخرین اندازهگیری اعلام شده توسط وزارت ارتباطات با همکاری مرکز آمار، سهم اقتصاد دیجیتال در سال ۱۴۰۳ حدود 7.14 درصد تولید ناخالص داخلی اعلام کرده است؛ این سهم در سال ۱۴۰۰ حدود 4.49 درصد بود. معاون وزیر ارتباطات نیز هنگام اعلام این آمار تاکید کرده که رشد تقاضا سریعتر از ظرفیت زیرساختی و سرمایهگذاری پایه حرکت کرده است. در تجارت الکترونیکی، ارزش معاملات در سال ۱۴۰۳ حدود ۵۵۰۰ هزار میلیارد تومان و تعداد تراکنشها حدود 4.7 میلیارد بوده است. تعداد تراکنشها نسبت به سال قبل ۲۱ درصد رشد داشته و در نیمه نخست ۱۴۰۴ نیز ۱۴ درصد دیگر افزایش پیدا کرده است. این اعداد نشان میدهند جامعه ایرانی دیجیتالی شدن را پذیرفته است. مساله در سمت دیگر معادله است. اینترنت ناپایدار، محدودیت دسترسی به سرویسهای جهانی، کاهش سرمایهگذاری زیرساختی، مهاجرت سرمایه انسانی، تحریم، تامین سرمایه و مهمتر از همه پیشبینیناپذیری سیاستگذاری، این مسیر را آسیبپذیر میکنند. اقتصاد دیجیتال میتواند با تورم، رکود و حتی تحریم کنار بیاید؛ اما وقتی دسترسی به زیرساخت ارتباطی قابل پیشبینی نباشد، مدلسازی ریسک بسیار دشوار میشود. پیشبینی من این است که اقتصاد دیجیتال ایران حتما رشد میکند؛ اما بدون حل مساله زیرساخت و سیاستگذاری، این رشد پرهزینهتر، کندتر و پایینتر از ظرفیت واقعی کشور خواهد بود. بزرگترین ریسک اقتصاد دیجیتال ایران، هدررفت ظرفیت بازار است. موج بعدی اقتصاد دیجیتال الزاما از ساخت هزار استارتاپ جدید نمیآید، بلکه بخش بزرگی از آن میتواند از دیجیتالی و هوشمند شدن میلیونها کسبوکار موجود شکل بگیرد. تولیدکننده، پزشک، آموزشگاه، عمدهفروش، شرکت خدماتی یا فروشگاه فیزیکی، وقتی وبسایت، فروش آنلاین، سیستم مدیریت ارتباط با مشتری، داده مشتری، اتوماسیون و هوشمصنوعی را وارد عملیات خود میکند، بخشی از اقتصاد دیجیتال میشود. وردپرس به دلیل متنباز بودن، اکوسیستم گسترده، هزینه ورود مناسب، امکان بومیسازی و حرکت جدی به سمت هوشمصنوعی، میتواند یکی از ابزارهای اصلی این تحول باشد. هر کسبوکاری باید از همین امروز ارتباط مستقیم با مشتری، داده اختصاصی و فرایندهای قابل اتوماسیون را شکل دهد. شرکتی که این سه دارایی را داشته باشد، در شرایط عادی سریعتر رشد میکند و در بحران کنترل بیشتری بر سرنوشت خود دارد. در چنین آیندهای، وبسایت صرفا بروشور آنلاین شرکت نیست، بلکه بخشی از سیستمعامل کسبوکار است.
انتهای پیام
مرتبط با: