عقلانیت به جای شعار
اقتصاد ایران سالهاست که فاکتور پیشبینیپذیری را از دست داده است. همین فاکتور موجب شده تا کسبوکارها با چالشهای گوناگونی مواجه شوند. رضا کیمیایی، پژوهشگر و استاد حوزه رسانه در این گفتوگو به ابعاد مختلف مشکلات اقتصادی بنگاهها پرداخته است. او که دغدغه ایران را دارد، ریشه بسیاری از مشکلات را نادیده گرفتن اصول علم اقتصاد و همچنین بیتوجهی به تجربههای سایر کشورها در عبور از بحرانها میداند.
ارزیابی شما از فضای کسبوکار در سال ۱۴۰۴ چیست؟
به مواردی که شما گفتید باید تغییرات در سطح کلان اقتصاد مانند استیضاح وزیر اقتصاد و تغییر رئیسکل بانک مرکزی، نوسان بیسابقه نرخ ارز و وابستگی شدید آن به تصمیمات سیاسی و برخورد حاکمیت با کسبوکارهای کوچک مانند کافهها و ... به بهانههای مختلف را هم اضافه کرد؛ مواردی که به عنوان موانع سال جاری پیشروی اقتصاد و کسبوکارها وجود داشت. اولین و مهمترین عامل برای موفقیت هر کسبوکاری امکان پیشبینی منابع و بازار عرضه و تقاضاست.
متاسفانه اقتصاد ما سالهاست که فاکتور مهم پیشبینیپذیری را از دست داده است. فعال اقتصادی یا فعال صنفی نمیتواند هیچ برنامهریزی در کسبوکار و پیشه خود داشته باشد. نمیداند آنچه امروز انجام میدهد برای سه تا شش ماه آینده چگونه خواهد بود. در شرایط اضطراری سالجاری که دستخوش تغییرات و هیجانات سیاسی و اجتماعی شده، قدرت پیشبینیناپذیری گاهی به هفته، روز و ساعت هم میرسد. دامنه تغییرات آنقدر بالاست که امکان هر گونه مدیریت فضا از فعالان اقتصادی گرفته میشود.
عامل مهم دیگر برای فعالان اقتصادی تأمین مواد اولیه است که از دو جهت میتوان به آن نگاه کرد؛ اول، از بعد وجودی و دوم از بعد توان مالی تأمین کالا. از بعد وجودی، فعال اقتصادی گاهی پیش آمده که تحت هیچ شرایطی نمیتواند ماده مورد نیاز خود را در داخل کشور داشته باشد. از دلایل آن میتوان به تحریم و برخی حساسیتهای نظامی اشاره کرد. چون برخی مواد شیمیایی مورد نیاز صنعت ممکن است کارکرد نظامی خاص هم داشته باشند، لذا در شرایط فعلی کشور تهیه آن در واقع غیرممکن است. بعد دوم توان مالی تأمین مواد اولیه است؛ چرا که نوسان قیمتها به حدی بالاست که فعال اقتصادی یا صنفی نمیداند چه کند و گاهی حتی نمیتواند مواد اولیه مورد نیاز را تهیه کند.
عامل سوم در ارزیابی فضای کسبوکار در سال جاری مشکل تأمین مالی بنگاههاست. بنگاهها معمولا از طریق استقراض، سهام و تسهیلات بانکی تأمین مالی میکنند. وقتی شرایط سیاسی و اقتصادی متزلزل و غیرقابل پیشبینی باشد تقریبا همه راههای تأمین مالی مسدود شده یا به کندی پیش میرود. ابزارهای نوین تأمین مالی بنگاهها عمدتا در اقتصاد سنتی ایران هنوز جا نیفتاده است و حتی اگر در برخی موارد پذیرفته شده باشد هم بازدهی لازم را ندارد. انتشار اوراق قرضه یا سهام در شرایطی که اقتصاد از نااطمینانی رنج میبرد تقریبا غیرممکن است.
عامل چهارم شاید عادیترین موضوع در کشور باشد و آن چیزی نیست جز بیثباتی قوانین و مقرارت که به شکلهای مختلف نظیر تفسیرهای خاص از قوانین، تغییر قوانین با توجه به منافع گروهای خاص سیاسی و اقتصادی و در برخی موارد بیقانونی یا برخوردهای سلیقهای با بخش خصوصی بروز و ظهور پیدا میکند.
آیا در سال 1404 فرصتی برای رشد و توسعه کسبوکارها وجود داشت؟ یا بنگاهها فقط به بقا فکر میکردند؟
به دنبال اتفاقهایی که در سال ۱۴۰۴ رخ داد بخش زیادی از کسبوکارهای کوچک در حوزههایی مانند صنایع وابسته به آب، صنایع مرتبط به استخراج معدن، صنایع وابسته به ساختمان و املاک و مستغلات از بین رفتند و حتی فرصت جنگیدن برای بقا را هم پیدا نکردند. برای احیای مجدد آنها باید منتظر معجزه یا ظهور یک منجی اقتصادی بود. از طرفی برخی کسبوکارها مثل فروشگاههای زنجیرهای خردهفروشی و صنایع وابسته به سفره خانواده مانند کارخانههای تولید روغن خوراکی بهرغم سختیهایی که برای تأمین ماده خام اولیه داشتند و افزایش نرخ ارز و تغییرات قیمتی توانستند رشد قابل توجهی داشته باشند. البته صنایع دلاری و صادراتمحور هم به واسطه افزایش نرخ دلار توانستند سودهای خوبی شناسایی کنند.
چه کسبوکارهایی بیشترین آسیبها را دیدند؟
کسبوکارهای کوچک و بدون پشتوانه اقتصادی معمولا در بحرانهای بزرگ له میشوند. بسیاری از صنوف نظیر رستوران و کافه در سال ۱۴۰۴ روزهای سختی را گذراندند؛ آنها که کوچکتر بودند تعطیل شدند و آنها که برند بودند و پشتوانه داشتند ماندند و ادامه دادند. تغییرات قیمت در مواد غذایی مثل گلوله برف است و هر چه جلوتر میرود بزرگتر میشود؛ به طوری که ممکن است بخشی از جامعه یک ماده غذایی خاص را از سفره خود حذف کند. وقتی قیمت مرغ، گوشت، حبوبات، روغن و سایر مواد غذایی بالا میرود، عملا قیمت یک پرس غذای رستورانی چند برابر میشود. در نتیجه کسبوکارهای مرتبط با غذا به لبه تعطیلی کشیده میشوند.
منظور شما از منجی اقتصادی شخص است یا بهبود شرایط؟
قطعا منظور از منجی، بهبود شرایط است. چراکه هیچ فردی در شرایط و ساختار نامناسب نمیتواند معجزه کند. در شرایط و بستر مناسب است که مفاهیم اقتصادی معنا پیدا میکنند. در ساختار مناسب اقتصادی دو دوتا، چهارتا میشود. کسانی که از دو دوتا انتظار بیش از چهار دارند در توهمات ایدئولوژیک سیر میکنند. بستر و شرایط اقتصادی در واقعیت رخ میدهد نه در شعار و واژهسازی و خرافات. بهترین شرایط برای اقتصاد ایران اقتصاد آزاد با شرایط برابر رقابتی است. شرایط رقابتی زمانی رخ میدهد که هرگونه رانت و حمایت از بین برود. اقتصاد آزاد هم زمانی رخ میدهد که درها باز باشد، تحریم بینالمللی و خودتحریمی داخلی وجود نداشته باشد.
چقدر از اقتصاد به همین دلایل از کارافتاده شد یا آن طور که باید فعالیت نکرد؟
واقعیت این است که اقتصاد مثل ریاضیات و فیزیک، یک علم است و قواعد خاص خود را دارد. در دنیا کشورهایی توسعه یافتهاند که با استفاده از قواعد علم اقتصاد، مشکلات را حل کردهاند. اقتصاد ایدئولوژی ندارد. اقتصاد، چارچوب و ساختار دارد. این چارچوب و ساختار هم منعطف نیست بلکه قاطع و محکم است. اگر اصول اقتصادی زیر پا گذاشته شود و سعی در اجرای شیوههای مندرآوردی شود قطعا نتیجهای بهتر از وضع فعلی کشور ما وجود نخواهد داشت.
تورم رسمی در کشور در حدود ۵۰ درصد و تورم احساسی و ملموس بالای ۸۰ درصد است. رکود در بخشهای حیاتی اقتصاد به بالاترین مقدار خود رسیده است. در کشوری که به مدت ۲۰ روز اینترنت به طور کامل قطع شده باشد، تقریبا باید فاتحه کسبوکارهای آنلاین را خواند. اینها بدیهیاتی است که مورد توجه قرار نمیگیرد. آن کسی که اینترنت را برای امنیت قطع میکند مشکلات بزرگتری به وجود میآورد که همان امنیت را نشانه گرفته است. همه آنچه در کشور ما در بخشهای مختلف اقتصادی رخ داده، قبلاً توسط کشورهای دیگر هم تجربه شده است. اما مدیران کشور ما به دنبال اختراع دوباره چرخ هستند.
پیشبینی شما از سال آینده چیست؟
وضعیت سال آینده و سالهای بعد از آن قطعا به تصمیمهای کلان کشور در بخشهای مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، نظامی و حاکمیتی بستگی دارد. حتما کارشناسان زیادی درباره بودن یا نبودن توافق با غرب گفتهاند و شنیدهاید. احتمالا سناریوهای مختلفی برای این توافق طراحی و ترسیم شده است. اما مهمترین سناریو برای کشور ما حرکت در مسیر توسعه و آبادانی با کمترین آسیب و تلفات است. اگر کشور در این مسیر حرکت کند ممکن است در آینده کمکم نور و روشنایی را به خود ببیند. ممکن است در ابتدای راه و در انجام تغییر مسیرهای مهم دشواریهایی هم وجود داشته باشد اما اگر راه درست باشد، آینده ایران خوب و درخشان خواهد بود.
دستاندرکاران چه بکنند که سال آینده مثل امسال نباشد؟
عاقل باشند. شعار و شعارزدگی راه کنار بگذارند. عقلانیت را محور تصمیمگیری قرار دهند. هدفشان آبادی و توسعه ایران باشد. اجازه بدهند سرمایههای ایرانیان خارج از کشور برگردد. مطمئن باشید اگر این سرمایهها برگردد و در مسیر درست سرمایهگذاری شود در کمتر از 10 سال با ایرانی مواجه خواهیم شد که کشورهای منطقه در لایههای زیرین ما باید حرکت کنند. حرف اول منطقه را خواهیم زد. اگر و اگر و اگر شرایط سیاسی کشور به نحوی پوستاندازی کند که این سرمایهها برگردند. این سرمایهها میتوانند هم از جنس اعتبار باشند هم از جنس سرمایههای انسانی. باید عقلانیت را به جای شعار برگزید و در مسیر توسعه گام برداشت.
اگر سیاستهای فعلی ادامه پیدا کند باید منتظر چه سرنوشتی برای کسبوکارها در انتهای سال آینده باشیم؟
همه چیز بستگی به تصمیمات کلان کشور توسط حاکمیت دارد. واقعیت این است که اقتصاد و کمر مردم شکسته است و دیگران توان و تحمل بیش از این را ندارند. اینکه در سال آینده اتفاق ناگواری رخ دهد یا ندهد خود ما تعیین میکنیم. اگر مسیر گذشته را ادامه دهیم مطمئن باشید شرایط از آنچه امروز است بدتر خواهد شد و در کوتاهمدت چیزی به اسم اقتصاد وجود نخواهد داشت. اما اگر مسیر درست و ارتباط با دنیا و دوستی با سایر ملتها و همچنین اصلاحات داخلی را در نظر بگیریم سال آینده و سالهای بعد از آن بهتر و بهتر خواهد شد. پس اینکه فردای ما چگونه خواهد بود را خود ما تعیین میکنیم. خوشبختی هر ملتی را همان ملت و حاکمان و تصمیمگیران تعیین میکنند.
توصیه شما به فعالان اقتصادی برای دوام آوردن در این آشفتگی چیست؟
توصیه من این است که بمانند و بسازند. سرمایهها را از کشور خارج نکنند. سرمایههای خارج شده را به کشور برگردانند. در ساختن دوباره ایران عزیز سهیم باشند. این خاک مال ماست. ما صاحبخانه هستیم. صاحبخانه هیچ وقت نمیرود. هیچ صاحبخانهای خانه خود را ترک نمیکند. فعالان اقتصادی و بخش خصوصی از جنس مردم هستند. پس برای مردم باید بمانند و بسازند.
چه پیشنهادهایی برای مسولین و دستاندرکاران اقتصادی برای خروج از این وضعیت دارید؟
اولا، در سیاست خارجی قلدربازی را کنار بگذارند. با همسایهها دوست باشند. با جهان دوست باشند. دشمنسازی نکنند. ایران نیاز به دشمن ندارد. سیاستشان دوستی و همکاری حداکثری باشد. اگر کشوری دنبال سنگاندازی است از او فرسخها فاصله بگیرند. هدفشان افزایش ارتباطات بینالمللی در سطح جهان باشد.
ثانیا، در سیاست داخلی سمت مردم باشند؛ نه در شعار یا در مواقع نیاز، بلکه در عمل سمت مردم باشند. سمت درست تاریخ بایستند. مردم ایران را از جنس خودشان بدانند. با آنها گفتگو کنند و با آنها همداستان باشند.
ثالثا، در اقتصاد همه چیز را به مردم و بخش خصوصی بسپارند. لزومی ندارد دولت، شرکتهای دولتی و شبهدولتی و حتی نظامی در اقتصاد نقشآفرینی کنند. اقتصاد را به مردم بسپارند. دولت نقش نظارتی و سیاستگذاری داشته باشد. دولت بنگاهدار نیست. هرگونه رانت را حذف کنند. چه رانت ارزی باشد و چه رانت حمایتی از برخی صنایع ناکارآمد مانند خودروسازی. سیاستهای وارداتی را بر اساس رقابت تعیین کنند چراکه در شرایط فعلی تولیدکننده داخلی به واسطه وجود برخی رانتها و حمایتها، انگیزهای برای ارتقای کیفیت ندارد.
رابعا، به جای تمرکز بر تسلیحات تمرکز بر صنعتیشدن و صنعتیسازی و پیشرفت و توسعه صورت گیرد. اقتصاد قوی و ارتباطات موثر بینالمللی بازدارندگی بیشتری نسبت به سلاحهای قوی ایجاد میکنند. خامسا، در بعد اجتماعی آزادیهای لازم به مردم داده شود تا مردم برای تجربه آنچه که حقشان است ارز کشور را به کشورهای همسایه نبرند. چرا باید پول نفت ما در خیابانها و پاساژهای ترکیه و کشورهای حاشیه خلیج فارس خرج شود. حرف آخر اینکه ایران زیبای ما نیاز به هیچ بیگانه و منجی ندارد. همه تغییرات و اصلاحات میتواند از درون صورت گیرد.
انتهای پیام