ریزه کاریهای بازاریابی و تبلیغات در دنیای رنگارنگ ادویهها
برخی معتقدند سرو کار داشتن صنعت غذا با طعم و رنگ، طراحی کمپینهای تبلیغاتی و محیطی را برای آن تسهیل کرده است. با این حال گستردگی این حوزه و وجود زیرشاخههای کاملا متنوع، تدوین و اجرای استراتژیهای متفاوت بازاریابی و تبلیغاتی را میطلبد.
محمد صرمی، مدیر ارشد بازاریابی مزید، طی گفتوگویی اختصاصی با کاماپرس از چالشها و ریزهکاریهای بازاریابی و تبلیغات در حوزه گسترده و متنوع صنایع غذایی سخن به میان آورده است.
طراحی کمپینهای بازاریابی در صنایع غذایی، چالشها و پیچیدگیهای خاص خود را دارد. در این میان برخی معتقدند، ازآنجاکه این صنعت با طعم و رنگ سروکار دارد، طراحی کمپینهای تبلیغاتی در آن آسانتر است، نظر شما چیست؟ طراحی کمپینهای تبلیغاتی در این حوزه با چه فرایندها و محدودیتهایی روبروست؟
ادویه طیف گستردهای از مخاطبان را دربرمیگیرد که همین مساله مهمترین مزیت رقابتی آن در بازار به شمار میرود. اگرچه این موضوع در رابطه با سایر بخشهای صنایع غذایی نیز صدق کند، اما در مورد ادویه بسیار ملموستر است. از سویی دیگر، داشتن نیمنگاهی به کهن الگو یا هویت اصلی برند، یکی از مهمترین موضوعاتی است که در حوزه بازاریابی و برندینگ باید مدنظر قرار بگیرد. از آنجاکه ادویه طیف بالایی از مخاطبان را در برمیگیرد، گاهی در انتخاب این الگو و ادامه مسیر با چالشها و مشکلات متعددی مواجه میشود.
نکات مهم بودجه ریزی در کسب و کارهای متوسط و در حال رشد
جدا از نکتهای که مطرح شد، مهمترین چالشی که تیمهای بازاریابی و مدیران مارکتینگ بازار ایران، بهویژه در کسب و کارهای متوسط و در حال رشد را درگیر میکند، بحث بودجهریزی و مدیریت هزینههاست. البته این چالش در کسب و کارهای نوپا از جنس عدد و رقم نیست، بلکه باید بدانیم که با هدف دریافت بیشترین بازخورد، بودجه مذکور را به چه بخشهایی تخصیص دهیم؛ فرایندی که به اعتقاد بنده «سرمایهگذاری در بازاریابی» است نه «هزینه بازاریابی».
بازتعریف این موضوع در کسب و کارهای متوسط، شکل دیگری به خود میگیرد. ممکن است در این مرحله، جریان نقدی کسب و کار، هزینه تبلیغات محیطی را پوشش ندهد، بنابراین باید کمپین را باتوجه به بودجهبندی بازتعریف کنیم. احتمال دارد کانسپتی بسیار عالی و با درجه خلاقیت بالا در تیم بازاریابی شکل گرفته باشد، اما تکمیل فرایند اجرایی آن ازجمله انتخاب رسانه، سایر ابزارهای بازاریابی و نوع کمپین با چالشهایی روبرو شود.
نکته مهمتر اینکه، بازاریابی به معنای واقعی کلمه هنوز در بخش ادویه تعریف نشده و به همین دلیل شاید نمونه تبلیغات و کمپین تاثیرگذاری به ذهن مخاطب خطور نکند. با این حال تلاش ما در مجموعه مزید این است که به یک برند پیشرو و پرچمدار در این حوزه تبدیل شویم. این درحالیست که در برخی کشورهای منطقه برندهای ادویه در حوزه بازاریابی بسیار پیشرو هستند؛ برندهایی با قدمت ۲۰ تا ۳۰ ساله که دستاوردها و آثار موثر و چشمگیری در این حوزه داشتهاند.
با نگاهی به سایر بخشها و لاینهای بازار FMCG ایران، متوجه میشویم که خلاقیت حداقل در حال شکلگیری بوده و مسیر رشد خود را طی میکند. در این میان بارها دیدهایم که با برگزاری یک کمپین بازاریابی، بسیاری دست به نقد آن زده و ایرادات آن را مطرح میکنند، اما تعریف شخصی من این است که رشد و پیشرفت صنعت نسبت به چند سال پیش، تعیین کننده روند مثبت آن است. به عبارت دیگر حتی اگر ایراد و نکات منفی نیز داشته باشد، باتوجه به روند روبه رشد، قابل چشم پوشی است. ضعف و اشتباه ممکن است درهمه تاچپوینتها؛ چه آفلاین و چه آنلاین رخ دهد، شاید تیم بازاریابی چیزی را ندیده یا فراموش کرده و یا حتی کارفرما با کانسپت اصلی همنظر نبوده و تیم مجبور شده تا راهحل دیگری ارایه کند که گاهی به خرابکاری و اجرای کاری ضعیف منتج شده باشد.
من این چالشها را از جنس بودجهبندی در کسب و کارهای متوسط و در حال رشد میدانم. به عبارتی، میتوان کسب و کارها را به سه دسته تقسیم کرد؛ کسب و کارهای رشد یافته که تکلیفشان مشخص است. این دسته به دنبال فتح بازارهای جدید بوده و چندان درگیر عدد و رقم نیستند. دسته بعدی، کسب و کارهایی که هنوز شکل نگرفته و فاصله زیادی با بازار دارند. در نهایت، کسب و کارهای در حال رشد که شرایط بسیار سختی دارند. این دسته همواره خود را با کسب و کارهای رشد یافته مقایسه کرده و به دنبال اجرای برنامههای مشابه آنها هستند که قطعا برایشان زود است. گاهی نیز خود را با کسب و کارهای شکلنگرفته مقایسه کرده و با تصور اینکه جلوتر هستند، دست به اقداماتی میزنند که همیشه با نتایج مثبت همراه نیست.
چالش های بازاریابی کسب و کارهای در حال رشد در بازار ایران
کسب و کارهای در حال رشد در بازار ایران با چالشهای بیشتری دست و پنجه نرم میکنند. مجموعه مزید نیز به عنوان یک کسب و کار در مسیر رشد، هر روز با چالش متفاوتی روبهرو میشود. یک روز فروش، یک روز صادرات، روز دیگر بازاریابی و گاهی بازرگانی. به طور کلی، این چالشها را میتوان به سه بخش بودجه، چالشهای عمومی مشترک در همه کسب و کارها و در آخر مداخله کارفرما در ایدهها و کانسپتهای بازاریابی تقسیم کرد.
برخی معتقدند که مدیرعامل باید در دو حوزه تحقیق و توسعه و بازاریابی ورود کند. اگرچه با این مساله مخالف نیستم،اما این ورود نباید به میکرومدیریت منتهی شود. مدیرعامل بهعنوان صاحب کسب و کار و کسی که هسته اصلی آن را شکل داده، باید گاهی پرنده خلاقیت را رها کرده و منتظر نتایج آن باشد.
در رابطه با فرایند بودجه ریزی تبلیغات در مجموعه مزید بیشتر توضیح دهید، به نظر شما هر یک از این بخشها باید چه سهمی از بودجه را به خود اختصاص دهد، آیا کمپین باید ۳۶۰ درجه باشد یا بر اساس نیاز؟
اتفاقی که امسال در حوزه مارکتینگ مزید رقم زدیم، شکلگیری نگاهی بزرگتر و آگاهیمحورتر نسبت به برند بود. خوشبختانه یا متأسفانه، ما مدل بودجهبندی را بر همین اساس تغییر دادیم.
یکی از بزرگترین مشکلات برند مزید ناشناخته بودن آن است، چراکه اجرای کمپین آگاهیمحور به بودجه هنگفتی نیاز دارد. متاسفانه امروزه ورود به بازار ادویه با هر سطح کیفی و بودجهای امکان پذیر است، اما شرایط در مجموعه مزید به گونهای متفاوت رقم میخورد. کارخانه مستقل، بکارگیری بهترین نوع مواد اولیه و حضور تمام وقت کارشناسان کشاورزی با هدف کنترل کیفی و نظارت بر کل مراحل و فرایندهای تولید، تنها بخشی از فعالیتهای مجموعه در جهت حفظ و ارتقای کیفیت را شامل میشود. بنابراین در بازاری که هر روز با ظهور برندی جدید در حوزه ادویه روبرو میشویم، اهمیت طراحی و اجرای کمپینهای تبلیغاتی و نحوه تخصیص بودجه برای آن، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.
حرکت مزید به سمت ترید مارکتینگ
در این میان بسیاری از آژانسهای تبلیغاتی علاج و راهکار شناساندن برند را در بازاریابی آگاهیمحور تعریف میکنند. در این طرح باید برای کلیه ابزارهای بازاریابی بودجهای مستقل تخصیص داد، به عنوان نمونه بخشی برای تلویزیون، بخشی برای تبلیغات محیطی و بودجهای را نیز برای تبلیغات در فضای دیجیتال در نظر گرفت. با این حال ما در مجموعه مارکتینگ مزید تصمیم گرفتیم تا ترمز دستی را کشیده و به جای آن، بودجه را به سمت ترید مارکتینگ ببریم. میتوان با ذکر نمونهای مساله را روشنتر کرد. زمانیکه افراد برای خرید ادویه به فروشگاههای زنجیرهای مراجعه میکنند، دو حالت پیش میآید؛ یا وفادار به یک برند بوده و بلافاصله همان را انتخاب میکنند، یا در انتخاب برند، مردد بوده و نیاز به یک تلنگر دارند. در این مرحله میتوان با یک فعالیت کوچک ترید مارکتینگ همچون تغییر نوع قفسه، چینش
آن، تخفیف و یا سمپلینگ، به تصمیم مشتری شکل و جهت داد. مجموعه مزید در این حوزه دست به اقدام جالبی زد. حدودا یک ماه پیش به یکی از فروشگاههای زنجیرهای گفتیم که قصد داریم محصول خود را با سمپلینگ معرفی کنیم. ابتدا برایشان عجیب بود که چگونه میتوان ادویه را سمپلینگ کرد، ولی ما این کار را با سرو غذایی که با ادویه مزید پخته شده بود و با حضور شِف تکنیکال که طعمسازی را دقیق انجام میداد، اجرایی کردیم. طرحی که در چند شعبه اجرا شد و نتیجهای بسیار مثبت به همراه داشت.
در مجموع میتوان گفت، زمانیکه کسب و کار در حال رشد است، لزوماً نیازی به تزریق آمپول آگاهی ندارد. گاهی با یک قدم کوچکتر در لحظه خرید میتوان ۲۰ تا ۳۰ درصدِ مشکل را حل کرد. بازگشت سرمایه در ترید مارکتینگ بسیار سریعتر بوده و برای کسب و کارهای در حال رشد بسیار ثمربخش خواهد بود.
یکی از مهمترین ابزار تبلیغاتی برگزاری کمپینهای محیطی است، نقطه نظر شما در ارتباط با کمپینهای برگزار شده در ایران چیست؟ چگونه میتوان کمپین موثرتری برگزار کرد؟
به اعتقاد بنده تاثیر کمپینهای تبلیغات محیطی طی سالهای اخیر با روندی نزولی روبرو بوده است. به عبارت دیگر از سالهای بعد از کرونا،هزینه بیلبوردها و کمپینهای محیطی بسیار افزایش یافته و لذا بسیاری از برندها در این حوزه سرمایهگذاری نمیکنند، تا جاییکه بسیاری از بیلبودها خالی ماندهاند. مجموعه مزید نیز برای پایان سال هنوز تصمیم قطعی اتخاذ نکرده، اما احتمالاً امسال در این حوزه فعال نباشیم و بیشتر بر ترید مارکتینگ تمرکز کنیم.
چالش نگاه کارفرمایی در تبلیغات محیطی
متاسفانه برخی برندها تنها با اهداف نمایشی به سمت تبلیغات محیطی حرکت کرده و برنامه مشخصی برای اثربخشی آن ندارند. به خاطر دارم که چند سال پیش مدیر یک آژانس تبلیغاتی آدرس خانه مدیرعامل را میخواست تا بیلبورد را در آن محدوده اکران کند! این نگاه کارفرمایی است که تبلیغ را نه برای تأثیرگذاری واقعی، بلکه برای نمایش دادن و خوشآمد مدیرعامل اجرایی میکند. در بسیاری از سازمانها نقش واحد بازاریابی اغلب بهعنوان بخشی تعریف شده که تنها هزینه تراشی میکند و بسیاری از مدیران عامل نیز به دلیل عدم آگاهی نسبت به اثربخشی این واحد، تنها به دنبال فعالیتهای نمایشی و بدون خروجی مشخص هستند. در این میان، متاسفانه برخی مدیران بازاریابی نیز برای تثبیت جایگاه خود به همین سمت میروند. به عنوان نمونه، با بلاگرهایی که مدیرعامل فالو کرده، همکاری میکنند!
البته گاهی شما به دنبال خروجی بوده و برخی بیلبوردهای تبلیغاتی را با هدف معرفی و شناساندن برند طراحی و اجرا میکنید. اما گاهی مدیر بازاریابی با هدف تثبیت جایگاه خود، عملاً مدیرعامل و بیزینس را دور میزند. این نوع عملکردها واقعاً مانند غده سرطانی بوده که متاسفانه در برخی برندها و کسب و کارها رخ میدهد. بسیاری از تازهواردان به دلیل ترس از دست دادن شغل، حقوق ماهیانه و یا دغدغههای روزمره، بدون فکر و اندیشه نسبت به تبعات منفی آن برای بیزینس و تنها با هدف کاهش ریسک، دست به چنین کارهایی میزنند.
معتقدم یکی از دلایل کاهش عمر همکاری آژانسهای تبلیغاتی با برندها، از همین موضوعات نشات میگیرد. گاهی آژانس برای افزایش اثربخشی و خلق نوآوری، خواستار آزادی عمل بوده، اما گاهی اولویت را جیب مدیر یا تیم بازاریابی تعیین میکند که مطمئنا نتایج مثبتی به دنبال ندارد. در این شرایط نه برند راضی خواهد بود و نه آژانس تبلیغاتی؛ چالشی که امروز بسیاری از کسب و کارها را تحت الشعاع قرار داده است.
آیا اخیرا بیلبورد تبلیغاتی جالبی اجرا شده که در ذهنتان باقی مانده باشد؟
بیلبورد اخیر کرانچی به نظرم بسیار جذاب و نوآورانه بود، تا جاییکه در فضای لینکدین نیز سر و صدای زیادی کرد. بعد از محدودیتهای اعمال شده برای تبلیغات اسنک که البته اکنون کمرنگتر شده، با یک طرح بسیار ساده که شاید به ذهن هر کسی برسد، اما با یک پیادهسازی و اجرای مطلوب که مهمترین بخش قضیه است، خلاقیت بسیار خوبی نشان دادند و در ذهن مخاطب ماندگار شدند.
نقش اینفلوئنسر مارکتینگ در فضای تبلیغات را چگونه میبینید؟ آیا از این ابزار در مجموعه مزید استفاده میکنید؟
اینفلوئنسر مارکتینگ در ایران به یک تیغ دو لبه تبدیل شده است. اگر برند یا آژانس بتواند شناخت کافی از اینفلوئنسر کسب کرده و دستورالعمل مناسبی ارائه دهد، مؤثر خواهد بود، اما اگر شناخت کافی نباشد و دستورالعمل نیز اشتباه و نادرست اجرا شود، تاثیرگذاری آن کاملاً از بین میرود.
چند سال گذشته بازار اینفلوئنسر مارکتینگ از واینر و بلاگر گرفته تا میکرو و مگا اینفلوئنسر، بسیار داغ بود. در این فضا حتی کسبوکارهای خانگی با یک استوری متحول میشدند، تاثیری که در مورد برندها به چندین برابر میرسید. اما امروز شرایط بسیار سختتر شده، چراکه هوش اجتماعی افراد در شبکههای اجتماعی به شدت افزایش یافته است. به محض اینکه متوجه شوند محتوا رنگ و بوی تبلیغاتی به خود گرفته، سریعا واکنش منفی نشان میدهند. این موضوع اگرچه کار را برای برند سختتر کرده، اما تأثیرگذاری آن را بیشتر کرده است. به عبارت دیگر، اگر برندی بتواند ضمن شناخت کافی از اینفلوئنسر و تناسب و سازگاری او با کمپین موردنظر، دستورالعمل مناسبی نیز ارائه کند، بسیار مؤثر خواهد بود.
ما نیز در مجموعه مزید از این ابزار استفاده کردهایم و احتمالاً طی یکی دو ماه آینده شیب آن به صورت تصاعدی بالا میرود. با این حال سعی ما این است که با یک انتخاب و محتوای درست، کاری کنیم که اینفلوئنسر اشاره مستقیمی به برند نداشته و تنها خیلی آرام از کنار برند ما بگذرد. یکی از چارچوبها و خط قرمزهای ما در حوزه مارکتینگ و تبلیغات همین موضوع است. تا پیش از این بلاگرها و اینفلوئنسرها با اشاره مستقیم به یک برند، تبلیغ آن را میکردند، اما مردم دیگر نسبت به این سبک از تبلیغات اشباع شده و واکنش منفی نشان میدهند که در نهایت نتیجه آن هدررفت بودجه تبلیغات است.
شیوه مزید برای اثربخشی اینفلوئنسر مارکتینگ
امروز برند باید هوشمندانه عمل کرده و با انتخاب صحیح اینفلوئنسر و طراحی سناریوی مناسب، تاثیرپذیری آن را ارتقا دهد. ما در مجموعه مزید روش خاصی را اجرا میکنیم . ابتدا حدود دو هفته فعالیت اینفلوئنسر را رصد کرده و پس از آن از طریق کارشناس سوشال مدیا با او ارتباط میگیریم. به عنوان نمونه، برای معرفی لاین جدید تاپینگ تخممرغ، به سراغ ورزشکارانی میرویم که تم آنها به آشپزی مرتبط نباشد. سیاست ما ایجاد کامیونیتی مستمر، بهینه و دوطرفه است، نه فقط اهدای کالای رایگان و یا نمایش استوری در ازای دریافت پول.
آمارها نشان میدهند که اهدای گیفت پک تأثیر چندانی ندارد. ارتباط باید دوطرفه باشد تا بلاگر یا اینفلوئنسر نیز با برند یا تیم مارکتینگ احساس نزدیکی پیدا کند. این شرایط قطعا در دستورالعملدهی و تولید محتوا بسیار مؤثر خواهد بود. یکی از چالشهای این بخش ارائه دستورالعمل به اینفلوئنسر است، چراکه گاهی اینفلوئنسرها خودسر عمل کرده و دستورالعمل را اجرا نمیکنند. راهکار این معضل، همانطور که پیشتر مطرح شد، ایجاد کامیونیتی مناسب و برقراری ارتباط دوطرفه بوده تا در همه اتفاقات و مناسبتها، پیج اینفلوئنسر رنگ و بوی برند شما را نمایش دهد.
اگرچه برخی معتقدند که تاثیرگذاری اینفلوئنسرها کاهش پیدا کرده، اما من مخالفم و معتقدم که اثر آن کم نشده، بلکه با توجه به افزایش هوش اجتماعی افراد جامعه، باید مدل همکاری را تغییر داده و تبلیغات برند را با شرایط امروز سازگارتر کنیم. شعار بسیاری از برندها همکاری با نسل Z است، درحالیکه تعریف درستی از نسل Z نداشته و دغدغههای آن را نمیشناسند. در این میان، هنر برند آن است که با اینفلوئنسر ارتباط درست برقرار کرده، مخاطب نسل Z را شناخته و در نهایت دستورالعمل صحیح ارایه کند.
نقش محتوای کاربرمحور را در بازار تبلیغات و مارکتینگ ایران چگونه میبینید؟
ارایه محتوای کاربرمحور در ایران بسیار دشوار است. طی این سالها با کمتر برندی روبرو شدهام که محتوای کاربرمحور یا UGC ساخته و خودش در همان ابتدا وارد موضوع نشده باشد. معمولاً ابتدا خود برند یا چند اینفلوئنسر آن را مطرح میکنند تا گلوله برفی شروع به حرکت کرده و کم کم شکل بگیرد و بزرگتر شود. محتوای کاربرمحور بسیار خوب است، اما پیادهسازی آن سختیهایی داشته و به خلاقیت بسیار بالایی نیاز دارد. ایده باید آنقدر تمیز و جذاب باشد که حتی افرادی ناآشنا با برند نیز در همان نگاه اول، آن را به اشتراک گذاشته و برای آن تولید محتوا کنند.
ساخت گجتی برای انتقال حس رنگ و بوی ادویه در وبسایت مزید
موضوع دیگری که به اعتمادسازی کاربر کمک میکند، جستوجوهای گوگل است. آیا در مزید استراتژی مشخصی برای تقویت سئو وجود دارد؟
یکی از کانالهایی که اکنون بسیار روی آن کار کرده و اصرار میکنیم، کانال آنلاین مزید مختص رستورانها، مصرفکننده خانگی و کارخانجات است. هدف ما این است که مخاطب کیفیت محصولات مزید را درک کرده و از همان ثانیه اول ورود به وبسایت این حس را دریافت کند. از نظر ما طراحی وبسایت در این زمینه بسیار موثر بوده و لذا در این سه لاین آن را تقویت میکنیم.
رفتارمصرفکننده در خرید آنلاین ادویه هنوز کاملاً شکل نگرفته و بیشتر خریداران تمایل دارند تا حساسات خود را در خرید درگیر کنند. میخواهند رنگ و بوی ادویه را حس کرده و محصول برایشان قابل لمس باشد. در همین راستا، مجموعه مزید در حال ساخت گجتی است که بتواند این حسها را در وبسایت ایجاد کند و بهزودی نیز رونمایی میشود. بنابراین، زمانی که اولین سفارش رخ داده و کیفیت محصول درک شود، وفاداری به برند ایجاد شده و در پی آن میزان خرید آنلاین افزایش پیدا میکند؛ روندی که در مزید در حال وقوع است.
در حوزه محتواسازی، هوش مصنوعی ابزاری کمککننده است، نه پایاندهنده
نظر شما درباره نقش هوش مصنوعی در محتواسازی چیست؟
در حوزه محتواسازی، هوش مصنوعی ابزاری کمککننده است، نه پایاندهنده. چند سال پیش ویدیوهای CGI ترند شد که ابتدا تأثیرگذار بود، اما با شناخت بیشتر مردم، تأثیرش کم شد. هوش مصنوعی نیز همین مسیر را طی میکند. مردم محتواهای طراحی شده توسط هوش مصنوعی را تشخیص داده و همین موضوع اثربخشی آن را کاهش میدهد. هوش مصنوعی بهویژه در محتواسازی، تسریعکننده و کمککننده بوده، اما هنوز توان کوچک سازی تیمهای مارکتینگ را ندارد. ما نیز در تیم مارکتینگ مزید گاهی ازاین ابزار بهره میگیریم، اما با انجام صفر تا صد کار با هوش مصنوعی، موافق نیستم. مخاطب نیز پس از مدتی همین حس را خواهد داشت.
این روزها، جستوجوی کاربران در چتباتها بیشتر شده، به طوریکه هرچه بیشتر از نام و هویت برند در فضای آنلاین صحبت شود، احتمال توصیه شدنش در چتباتها نیز بالاتر میرود. نقش رسانههای تخصصی حوزه صنعت غذایی را در اجرای کمپینها و به خصوص در این زمینه چگونه میبینید؟
هیچکس نمیتواند مدعی بی تاثیر بودن نقش رسانه در این حوزه باشد. برند از طریق رسانه میتواند پیام خود را به گوش مخاطب هدف رسانده و یا حتی آن را فریاد بزند. با این حال مساله این است که با توجه به قانون ۸۰-۲۰، باید تعیین شود که سهم هر یک از طرفین موضوع یعنی رسانه و کانسپت چند درصد باشد. به عبارت دیگر، ۸۰ درصد تمرکز روی رسانه و۲۰ درصد روی کانسپت که البته هزینه زیادی به سازمان تحمیل میکند و یا ۸۰ درصد روی کانسپت تا خود مردم در رابطه با آن صحبت کنند؟
گاهی یک برند همه بیلبوردهای VIP تهران را به صورت انحصاری اجرا میکند که در نتیجه آن حداقل در جامعه بازاریابی درباره این برند صحبت میشود، اما آیا تاثیر آن بر روی عامه مردم نیز همین میزان است. برخی برندها فکر میکنند که با برگزاری مراسم رونمایی و ایونتهای بزرگ، شرایط کامل برای ریبرندینگ مهیا میشود، اما چقدر مخاطب عام با این موضوع همراهی میکند و چقدر بر روی مخاطب اصلی تاثیرگذار است؟
در این میان، اگر رسانه برگ برنده باشد، پس از پایان کمپین تأثیر نوسانی آن مشخص میشود، اما اگر کانسپت قوی باشد، صحبت درباره برند طولانیتر خواهد بود. مثال آن موجهایی است که برندها در توییتر ایجاد کرده و مردم دربارهشان صحبت میکنند. اما اگر کانسپت خشک و جدی بوده و تنها در رسانه محیطی یا چاپی حضور داشته باشد، تأثیر کمتری دارد. رسانه نیاز است، اما باید هوشمندانه و در زمان مناسب استفاده شود.
انتهای پیام
مرتبط با: