مسیر پرچالش بارادلند برای ایجاد سبک زندگی سالم
تغییرات گسترده در سبک زندگی افراد، موجب شکلگیری عادتهای غذایی جدیدی در بین آنها شده است. برندهای مختلف مواد غذایی سعی کردهاند با ارائه محصولات غذایی سالم و بدون شکر نیازهای آن دسته از افرادی را که به اصلاح عادتهای غذایی خود تمایل دارند، برآورده سازند. با این همه، هنوز هم شناخت و اطلاعات کافی از ارزش محصولات خوراکی که در این حوزه وجود دارد، شکل نگرفته یا اگر هم شکل گرفته، نیاز به اصلاحات اساسی دارد.
محمدجواد حسینپور، مدیرعامل بارادلند در گفتوگوی اختصاصی با کاماپرس از ظرفیتهای گسترده این مجموعه برای ارائه محصولات غذایی سالم میگوید و چالشهای مربوط به عدم اعتماد به محصولات جدید را بررسی میکند.
برای مشاهده جدیدترین اخبار کسب و کار کاماپرس را در اینستاگرام دنبال کنید.
درباره داستان تولد بارادلند بگویید که با چه هدف و دغدغهای ایجاد شده است؟
ما در بارادلند به این فکر کردیم که در قسمتی از بازار بتوانیم بحث سلامت غذایی را گسترش دهیم. یکی از دلایل مهمی که من وارد این حوزه شدم، پدرم بود که سالها دیابت داشت و من در سال 1398 به دلیل همین بیماری ایشان را از دست دادم. ما از همان سالها خلا محصولات بدون قند و سلامتمحور را در بازار احساس میکردیم. ضمن اینکه این حوزه بسیار هم کممخاطب بود. ابتدای فعالیتمان را در حوزه محصولات سالم با آجیل و خشکبار شروع کردیم و به مرور زمان به دنبال یک سری محصولات دیگر رفتیم و در این زمینه با برخی تولیدکنندهها هم ارتباط گرفتیم.
به این ترتیب در قسمت خاصی از بخش سلامت، با ارائه چند محصول غذایی فعالیتمان را شروع کردیم. در این حوزه چند دستهبندی هم انجام دادیم. یک بخش از محصولات برای افراد مبتلا به دیابت بود. بخش دیگر از فعالیت برای افرادی بود که محصولات بدون گلوتن استفاده میکردند و از بیماری سلیاک رنج میبردند. این حوزه خیلی دیده نشده بود. در آن دوره فکر کردیم شاید بتوانیم در بستر فضای آنلاین عرضه این محصولات را درست، کامل و ساده پیادهسازی کنیم. خیلی هم فعالیت خودمان را ساده آغاز کردیم.
شروع کارمان با کمترین امکانات بود. به عنوان مثال، کارمان از یک اتاق شروع شد. در قسمتی از اتاق یک کامپیوتر گذاشتیم. قسمت دیگر اتاق هم میز بستهبندی داشتیم. چند قفسه کوچک هم برای محصولاتمان گذاشتیم. محصولاتی که یا خودمان آنها را بستهبندی کرده بودیم یا اینکه بستهبندی شرکتی داشتند. شاید باورش سخت باشد اما من در زمان آغاز به کار در این حوزه در شبانهروز سه ساعت هم استراحت نمیکردم و دائما به دنبال تولید محتوا برای سایت بودم.
سفارشات گرفته میشد، ما فعالیتهای مربوط به بستهبندیها را انجام میدادیم و برای رسیدن به دست مشتری آنها را تحویل پست میدادیم. در زمان شروع به کار شاید روزانه 4 تا 5 سفارش داشتیم. آشنایی با محصولات ما هم از طریق سایت و شبکههای اجتماعی مثل اینستاگرام و تلگرام انجام میشد. کمکم بحث تبلیغات را فعال کردیم و همکاری با پیجهایی را که در حوزه کاری خودمان فعالیت میکردند جهت اطلاعرسانی بیشتر آغاز کردیم. علاوه بر این به صورت مداوم با اینفلوئنسرها و کارشناسان تغذیهای که در این حوزه فعالیت میکردند هم تعامل و همکاری میکردیم. روند کارمان به این صورت بود که یک سری از محصولاتمان را برای این افراد ارسال میکردیم و بعد از این که آنها محصولات مورد نظر را تایید میکردند، تبلیغ محصولات را برایمان انجام میدادند.
پیش از این برای خرید یک محصول خوراکی رژیمی و سالم نیاز بود به فروشگاههای فانتزی مراجعه کرد تا بتوان به عنوان مثال نان جو یا هر خوراکی سالم دیگری را تهیه کرد. به طور کلی تنوع در این حوزه بسیار کم بود. به مرور زمان تنوع زیادی در این حوزه شکل گرفت. کمی در مورد سیر تکامل تنوع محصولات در این حوزه توضیح دهید.
ما یک کلمه رژیم داریم که همه گمان میکنند این کلمه به معنای کاهش وزن است؛ حال آنکه رژیم خودش تعریف جدایی دارد. برای مثال ما افرادی را داریم که در بحث گرفتن رژیم به افزایش وزن فکر میکنند. یا حتی افراد دیگری که نه به چاق شدن و نه به لاغر شدن فکر میکنند، فقط تمایل دارند، سالمخوری در اولویت خوراکیهایی باشد که به صورت روزانه استفاده میکنند.
در حال حاضر، ما در بارادلند بیش از هزار و 200 مدل محصولات متنوع داریم. کلوچه، بیسکویت، تنقلات رژیمی، روغنهای فرابکر، برنجهای کشت ارگانیک، روغنهای ارگانیک و ... تنها چند نمونه از محصولات ما در بارادلند هستند. ارائه محصولات متنوع در کار ما از آنجایی مورد توجه قرار گرفت که ذائقه ایرانیها در زمینه یک سری محصولات همیشه متفاوت بوده است. به عنوان مثال ماستهای میوهای که اکنون در بازار موجود هستند، یکی از این موارد است. ذائقه خاص مردم ما موجب شده که همیشه خاصپسند باشند.
به طور کلی، تقریبا از سال 1401 خیلی از برندهای محصولات غذایی و خوراکی وارد این حوزه شدند. این برندها به این موضوع فکر کردند که به عنوان مثال دغدغه بسیاری از مردم این است که دلشان میخواهد، خوراکیهایی با شکر کمتر مصرف کنند. به این ترتیب شکر را در انواع تنقلات یا محصولات جدیدی مانند گرانولا که بیشتر جنبه مغذی بودن دارند، حذف کردند. تنوع بیشتر زمانی ایجاد شد که مغذی بودن در کنار بدونشکر بودن این خوراکیها مورد توجه قرار گرفت. ما هم مانند خیلی از افرادی که در این حوزه تولیدکننده بودند، محصولات و خوراکیهای بازار را بررسی میکردیم و ایدههای جدیدی را برای برخی خوراکیها مطرح و اجرا میکردیم. به عنوان مثال ایده بیسکویت یا کلوچه بدون شکر را مورد توجه قرار دادیم و به این فکر کردیم که این خوراکیها به غیر از شکر با چه افزودنیهای دیگری میتوانند شیرین شوند. در اصل تنوع در این حوزه به این شکل ایجاد شد. شاید پیشتر به این حوزه اهمیت زیادی داده نشده بود اما اکنون خیلیها در حال تولید این محصولات هستند و فکر میکنم جای کار بیشتری برای متنوع کردن محصولات این حوزه وجود دارد. از این جهت معتقد هستم ما میتوانیم اقدامات بیشتری برای متنوع کردن این حوزه انجام دهیم.
محصولی هست که خودتان هم خورده باشید و آنقدر خوشمزه باشد که با نسخه غیررژیمیاش تفاوتی نداشته باشد؟
من میتوانم این را با اطمینان به شما بگویم که 90 درصد محصولاتی که در بارادلند داریم، همین ویژگی را دارند. یعنی اگر شما چشمتان را ببندید و من یک نمونه از آن محصولات را به شما بدهم تا میل کنید، متوجه نخواهید شد که این محصول فاقد قند و شکر است و هیچ مواد نگهدارنده و شیمیایی مضری هم ندارد. به نظرم تقریبا 90 درصد محصولات بارادلند این ویژگی را دارند. یک بار یک تبلیغی را تحت عنوان خوراکیهای رژیمی اما خوشمزه انجام دادیم. که بازتاب بسیار عجیبی در شبکه اجتماعی اینستاگرام داشت. جالب اینجا بود که همه فکر میکردند، محصول خوراکی رژیمی یعنی محصولی که بدمزه باشد. در صورتی که اصلا اینطور نیست. واقعا یک سری از محصولات رژیمی را که تست میکنید، به هیچ عنوان این حس را نخواهید داشت که در حال امتحان کردن یک خوراکی بدمزه هستید.
شاید یک سری از محصولاتمان هم طوری باشند که برای حفظ سلامت محصول و رژیمی بودنشان مجبور به انجام اقدامات خاصی روی طعم و ترکیبات آنها شده باشیم. سسهای رژیمی که جهت تبدیل کردنشان به یک محصول خوراکی سالم، از میزان چربیشان کم کردهایم، جز این دسته هستند. در اصل انجام این اقدام در وهله اول به این خاطر است که بتوانیم انتظارات افراد و مشتریانمان را که تمایل به مصرف یک محصول رژیمی دارند، تامین کنیم. اما من به شما با اطمینان میگویم که 90 درصد محصولات ما به هیچ عنوان بدمزه نیستند. خیلیها این محصولات ما را هنوز امتحان نکردهاند یا حتی ریسک اینکه آنها را تست کنند هم نپذیرفتهاند. گرانولا، جز همین دسته از محصولات است که در حال حاضر خیلیها به جای آجیل از آن استفاده میکنند و بسیار هم مغذی و جذاب است. به اعتقاد بنده هر کسی باید این موارد را به سبد محصولات غذایی که دارد، اضافه کند.
مهمترین چالشی که در این مسیر با آن مواجه بودید، چیست؟ در مورد فرآیند ترغیب افراد جهت انتخاب محصولات شما و فعالیتهایتان در بخش مربوط به بازاریابی هم توضیح دهید.
مهمترین چالش ما این است که در بسیاری از موارد هنوز هم آگاهی لازم در مورد این گروه از محصولات خوراکی و غذایی وجود ندارد. متاسفانه هنوز هم آن اعتماد اجتماعی که نسبت به یک سری از مسائل وجود دارد، شکل نگرفته و سالم بودن این محصولات هنوز برای خیلیها باورپذیر نیست. البته که شرایط نسبت به چهار یا پنج سال گذشته بسیار متفاوت شده است. با این حال هنوز هم وقتی که به یک سری از افراد در مورد محصولاتمان و بدون قند بودنشان توضیحاتی میدهیم، حرفهای ما را باور نمیکنند. اکثر افراد در برابر معرفی که برایشان از محصولمان ارائه میدهیم، این پاسخ را میدهند که اصلا مگر میشود، خوراکی بدون قند را خورد؟ هنوز هم علامت سوال در این حوزه وجود دارد. لازم است یک نکته بسیار مهم را خدمت شما عرض کنم و آن این است که متاسفانه بسیاری از افراد هنوز هم تفاوت بین خوراکی بدون قند و بدون شکر را نمیدانند. خیلیها بر این باورند که هر خوراکی که بدون شکر باشد، صرفا بدون قند هم هست. در صورتی که این دو مقوله کاملا از یکدیگر جدا هستند. ما سعی و تلاش بسیاری کردهایم که به بقیه بفهمانیم که این دو مورد کاملا از هم جدا هستند.
عدم آگاهی افراد از محصولات ما در موارد دیگری هم وجود دارد. زمانی که ما فعالیتمان را در این حوزه شروع کردیم، متوجه این موضوع شدیم که یک سری از بیماریها هستند که افراد زمانی که به آنها مبتلا میشوند، واقعا نیاز به استفاده از یک سری محصول خاص دارند. در حالی که متاسفانه این محصولات در بازار وجود ندارند. در همین رابطه با یکی از برندهای محصولات غذایی صحبت کردیم تا با همکاری هم یک سری از محصولات خاص را برای بیماران مبتلا به «پیکییو» تولید کنیم. افرادی که به مصرف پروتئین حساسیت دارند و به عنوان مثال آردها و بیسکویتهای کمپروتئین استفاده میکنند. موضوع حائز اهمیت این است که خیلیها هنوز به حوزه کاری ما و فعالیتی که در حوزه سلامت انجام میدهیم، اعتماد ندارند. خیلی از افراد حتی اگر محصولاتمان را ببینند، باز هم رژیمی و سالم بودنشان را باور نمیکنند. متاسفانه این یکی از مهمترین چالشهایی است که همواره در کار ما همراهمان بوده است. هنوز هم گاهی از اوقات که بعضی از محصولاتمان را معرفی میکنیم، خیلیها میگویند اصلا چنین محصولی وجود ندارد. البته این موضوع را هم عنوان کنم که با همه این بیاعتمادیها، باز هم شرایط نسبت به دوران قبل بسیار بهتر شده است.
به نظرتان باید چه اقدامی برای رفع این بیاعتمادی انجام داد؟
در قدم اول، بحث بالا بردن سرانه مطالعه در کشور را که موجب افزایش اطلاعات افراد شود، توصیه میکنم. من فکر میکنم تمرکز بر این حوزه به مرور زمان موجب بهبود نگاهها به کسبوکار ما نیز خواهد شد. از سوی دیگر به نظر من تلاش برای تقویت معرفی این حوزه در رسانههایی که فضایشان به گونهای است که بیشتر از سوی مردم دیده میشوند و پرمخاطب هستند، میتواند راهگشا باشد. من معتقدم به واسطه رسانه راحتتر میتوان دیدگاه مخاطبان را تغییر داد. ضمن اینکه لازم است، افرادی هم باشند که بتوانند در این حوزه اطلاعات درستی به دیگران منتقل کنند. فکر میکنم هر یک از این موارد بتواند به مرور زمان، چالشهای این حوزه را کمتر کند.
برنامه خاصی برای توسعه بارادلند دارید؟
بارادلند کارهای زیادی برای انجام دارد. در حال حاضر این برند به عنوان یک فروشگاه رژیمی و بدون قند محسوب میشود، اما تفکر کلی ما ایجاد یک شهر سلامتی است. چیزی که شاید نمونهاش را تنها در دو یا سه کشور دیگر بتوان پیدا کرد. جایی که باور داشته باشید تنها محصولات سالم را برایتان عرضه میکند. همین حالا، بسیاری از مشتریان ما به عنوان افرادی که خوراکیهای بدون قند مصرف میکنند، وقتی از نزدیک محصولاتمان را میبینند، میگویند مثلا سه سال است مربا نخوردهاند به این خاطر که دیابت دارند. یا اینکه از ما این سوال را میپرسند که آیا واقعا میتوانیم این مربای بدون قند را استفاده کنیم. برای اینها قرار است اتفاقی در بارادلند بیفتد که حتی اگر مبتلا به بیماری خاصی هم هستند، دیگر دغدغه اینکه چه چیزی را باید بخورند، نداشته باشند.
مجموعه ما به صورت تخصصی در حال کار در این حوزه است و تا جایی که بتوانیم این موضوع را پیش میبریم. شاید نیاز باشد با افراد بسیاری که در این حوزه فعالیت میکنند، در ارتباط باشیم. همانطور که در حال حاضر با حدود 200 کارشناس تغذیه در ارتباط هستیم و همکاری میکنیم. مربیها و کارشناسهایی که دارای مدرک هستند و تخصصشان در زمینهای که فعالیت میکنند، ثابت شده است. ما تمام سعیمان را کرده ایم که با افرادی کار کنیم که متخصص هستند و اطلاعاتی که میدهند هم کاملا صحیح است. گاهی حتی تحقیقات بسیاری را در مورد بسیاری از اظهارنظرهایی که از جانب این کارشناسان مطرح شده، انجام میدهیم تا در نهایت بتوانیم فضایی درست، مطمئن و کامل برای مخاطبهایمان نه فقط در ایران بلکه در خارج از ایران ایجاد کنیم و همه اینها بتوانند از خدماتمان استفاده کنند. اما دغدغه اصلی ما این است که آن چیزی که مردم ایران واقعا لایقش هستند در حوزه محصولات خوراکی سالم پیادهسازی و اجرا کنیم. این آرزوی قلبی من است. چشمانداز ما بسیار متفاوت است.
آخرین باری که خودتان یک نوشابه غیررژیمی خوردید چه زمانی بود؟
فکر میکنم دو، سه روز پیش بود. خیلی از دوستانم به من میگویند شما که در حوزه خوراکیهای رژیمی کار میکنید، چرا بدن فیتنسی ندارید؟ من به آنها میگویم، این یک انتخاب است. یعنی شما خودتان تصمیم میگیرید، قسمتی از داستان را انتخاب کنید. ما چشمپزشکهای زیادی داریم که خودشان عینک میزنند. قرار نیست هر فردی که در حوزهای فعالیت میکند، خودش در آن حوزه بینقص باشد. این یک انتخاب است. انتخاب من هم این است که در زندگی و موقعیت کنونیام به این شیوه فکر یا رفتار کنم. امکان دارد سال بعد نوع نگاه و تفکر من دچار تغییر شود. کلیت داستان ما این است: خودمان اولین کسانی هستیم که از محصولات خودمان استفاده میکنیم. داخل خانه ما همیشه انواع و اقسام نوشابههای بدون قند وجود دارد. اما گاهی اتفاق میافتد مهمانی داشته باشیم که تمایل نداشته باشد نوشیدنی بدون قند مصرف کند. قطعا ما نمیتوانیم افراد را مجبور به انجام کاری کنیم. از این جهت، معمولا در مهمانیهای ما هم نوشابه بدون قند هست و هم نوشیدنیهای با قند. برخی از افراد همچنان تمایل به نوشیدنی با قند دارند و ما قصد تحمیل چیزی را به کسی نداریم.
آیا فروشگاه فیزیکی هم دارید که اگر کسی بخواهد محصولات شما را تهیه کند به آن مراجعه کند؟
در حال حاضر یک فروشگاه داریم. آن هم به این خاطر بوده که بسیاری از مخاطبان ما بر این تاکید دارند که محصولاتمان را از نزدیک ببینند. البته که قصد داریم شعب مختلفی را در کشور راهاندازی کنیم تا افراد مختلف به صورت حضوری امکان تهیه و خرید محصولاتمان را داشته باشند. در این رابطه بحث اعطای نمایندگی به شهرهای دیگر را هم مد نظر داریم.
اگر نکته دیگری هست که فکر میکنید، لازم است به مصاحبه شما اضافه شود، مطرح کنید.
من دو نکته را مطرح میکنم. نکته اول من خطاب به آن بخش از مخاطبانی است که تمایل دارند از محصولات ما استفاده کنند. مهمترین بحثی که در این زمینه مطرح میشود این است که به نظر من باید در ابتدا اطلاعاتشان را در زمینه محصولات خاصی که در این زمینه وجود دارد، بالا ببرند. به عنوان مثال افراد در یوتیوب، ویدئویی در زمینه مصرف ماچا میبینند اما نمیدانند که چرا اصلا ماچا را باید استفاده کرد یا مثلا اطلاعاتی در زمینه استویا ندارند اما تصمیم میگیرند آن را استفاده کنند. بهتر است، اول بفهمند هدف از استفاده از محصولی که قصد خریدش را دارند، چیست.
نکته دوم من برای کسانی است که علاقهمند هستند در این حوزه فعالیت کنند. شاید بازار خوبی برای فعالیت در این حوزه وجود داشته باشد. اما ورود ناآگاهانه ما به این حوزه نه تنها برای خودمان، بلکه برای افراد دیگری که قرار است محصولات ما را خریداری کنند، با خطراتی همراه خواهد بود.
متاسفانه افرادی هستند که بدون تصمیمگیری صحیح قصد سرمایهگذاری در این حوزه را دارند. حتی افرادی هم بودهاند که به من مراجعه کرده و گفتهاند، فلان مقدار بودجه را دارند و از من میپرسند، آیا میتوانند وارد این حوزه شوند یا خیر. من به همه این افراد میگویم، مهم نیست بودجه شما چه مقدار است. چرا که بحث بودجه فقط در قسمتی به شما کمک خواهد کرد که بخواهید کارتان را توسعه دهید و جذابترش کنید.
مساله مهم این است که شما عشق به این کار را داشته باشید و درکش کنید. صرف داشتن سرمایه و انجام کار فقط مربوط به بحث بیزنسی است. آنچه برای فعالیت در این حوزه مهم است، در وهله اول بالا بردن اطلاعات است. من حتی به افراد توصیه میکنم اگر نیاز است جایی کار کنید تا این اطلاعات را به دست آورید و حتما این کار را انجام دهید. از همه مهمتر اینکه عاشقانه این کار را انجام دهید. صرف فکرکردن به درآمدزایی برای پیشبرد کار کافی نیست. چرا که اگر این کار به خوبی انجام نشود و نتوانید با اطلاعات کامل وارد آن شوید، هیچ صرفه اقتصادی برای شما نخواهد داشت.
لازم است این نکته را هم بگویم که آغاز فعالیت من در بارادلند با همکاری و همراهی همسرم بود. ایشان اطلاعات بسیار خوبی در این حوزه داشت. کمکهای زیادی به من کرد و بخش عمده کارهایی که مربوط به بحث فروش و ارتباط با مشتریان و مخاطبان است بر عهده او بوده است. تجربه فوقالعادهای هم در این حوزه دارد که برای بانوانی که نیازمند دریافت اطلاعات خاصی هستند، میتواند بسیار مفید باشد.
انتهای پیام
مرتبط با: