همه تخممرغها در یک سبد
جمال رازقی، رئیس اتاق بازرگانی ایران و عمان معتقد است ایران میتواند حجم تجارت خود با عمان را به 25 تا 30 میلیارد دلار برساند؛ مشروط به اینکه ارادهای جدی برای تغییر مسیر تجارت خارجی وجود داشته باشد. به گفته او، تمرکز بیش از حد تجارت ایران بر امارات، کشور را در برابر تحولات منطقهای آسیبپذیر کرده است و اکنون عمان میتواند یکی از مهمترین مسیرهای جایگزین باشد. رازقی در این گفتگو از پشت صحنه تلاشهای بخش خصوصی برای ایجاد فضای تجاری پرده بر میدارد و بر اصلاح سیاستهای دولت و حاکمیت تاکید میکند.
ارزیابی شما از نقش عمان در حوزه تجارت خارجی ایران چیست و چه فرصتها و چالشهایی در این مسیر وجود دارد؟
صرف نظر از اتفاقهای چند ماه اخیر، عمان کشوری است که در سیاستهای کلان خود میان کشورهای حاشیه خلیج فارس، کمتر وارد مسائل و درگیریهای سیاسی منطقه شده است. ارتباطات سیاسی محکمی هم از قبل از انقلاب میان ایران و عمان وجود داشته که تا همین اواخر تداوم پیدا کرده است. علاوه بر این، احساس قرابت میان مردم عمان و ایران وجود دارد. عمانیها حتی امروز هم اگر سرما بخورند، دست زن و بچهشان را میگیرند و به شیراز میآیند. بعضی از آنها در شیراز خانه دارند و اخیرا کلاردشت هم مقصد دوم آنها شده است. متاسفانه ما از این دوستی عمیقی که به خصوص عمانیها نسبت به ایران داشتهاند، برای تقویت روابط اقتصادی استفاده نکردهایم. طی سالیان تحریم، تمرکز مبادلات تجاری ما بیشتر به سمت امارات و به خصوص دبی رفت. تراستیهای ما هم در دبی مستقر شدند و کارها را از آنجا انجام دادهاند. حجم مبادلات تجاری سالانه ایران و امارات به حدود 25 تا 26 میلیارد دلار رسید، در حالی که با وجود همه تلاشهایی که در سه، چهار سال گذشته انجام دادهایم و رشد دورقمی تجارت با عمان، هنوز حجم مبادلاتمان با این کشور به پنج میلیارد دلار نرسیده است. یعنی حتی یک کسر قابل توجه از مبادلات تجاری ما با امارات است. بارها تاکید کردیم که همه تخممرغهای خود را در یک سبد گذاشتهایم و اگر روزی این مسیر دچار مشکل شود، کشور با مشکل جدی مواجه خواهد شد. متاسفانه امروز این اتفاق افتاده است. دیگر نمیتوانیم از ظرفیتهای جبلعلی استفاده کنیم و تجارت ما به واسطه محدودیتهایی که در امارات ایجاد شده نه به اندازه صفر اما به حداقل خود رسیده است. در جنگ رمضان، ملاقاتی با سفیر عمان در ایران، آقای بوسعیدی، داشتیم. یک نکته را به ایشان عرض کردم که خودشان هم به آن اعتقاد داشتند؛ اگر ایران و عمان از فرصتی که امروز برای توسعه روابط تجاری ایجاد شده استفاده نکنند، شاید این فرصت دیگر تکرار نشود.
به نظر میرسد عمان تا حدودی تحت فشار طرف آمریکایی قرار دارد.
اتفاقهای اخیر ممکن است بر روابط سیاسی ما تاثیر بگذارد. فشار آمریکا به عمانیها برای عبور کشتیها از بخش جنوبی تنگه هرمز و آبهای عمان، نمونهای از همین شرایط است. عمان کشوری کوچک با حدود پنج میلیون نفر جمعیت است و اقتصاد آن در مقایسه با سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس عقبتر است. امروز، عمان در جایگاه 15 سال قبل امارات قرار دارد و در حال حرکت و رشد است. بدین جهت ناچار به تبعیت است. اگر خودمان را جای عمان بگذاریم، میبینیم که این کشور تا حدی ناچار به تبعیت است. بنابراین هنوز مشخص نیست اتفاقات اخیر چه اثری بر روابط سیاسی و اقتصادی ایران و عمان خواهد گذاشت.
شما از علاقه خاص عمانیها به ایرانیها صحبت کردید. این علاقه از کجا ناشی میشود؟
به لحاظ نژادی، عمانیها اساسا با تصور رایج درباره عربهای منطقه متفاوتاند. تعداد زیادی بلوچ در عمان زندگی میکنند و عمانیهایی که ریشه عرب داشته باشند، در مقایسه با سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس کمتر هستند. از طرف دیگر، اتفاقات پیش از انقلاب که باعث نزدیکتر شدن روابط سیاسی ایران و عمان شد، اهمیت زیادی دارد. مراودات میان دو کشور از گذشته وجود داشته؛ اما اتفاق جنگ ظفار و مسائلی از این دست باعث شد ارتباط سیاسی ایران و عمان بسیار محکمتر شود. پس از ملاقات با سفیر عمان، ایشان را به اتاق ایران دعوت کردم. او گفت سلطان هیثم به او دستور داده است که هر کاری میتوانید برای ایران انجام دهید. این موضوع بسیار ارزشمند است و امیدوارم مسئولان ما هم این مساله را به خوبی درک کنند.
وضعیت فعالان اقتصادی را که با امید استفاده از ظرفیت عمان به این کشور نگاه میکردند، چگونه ارزیابی میکنید؟
مهاجرت از امارات به عمان تقریبا در حال شکلگیری بود؛ اما با وقوع اتفاقات اخیر، این روند متوقف شد و در شرایط فعلی امکان تغییر چندانی وجود ندارد. انتظار ما از سیاستگذار این است که در روابط تجاری خود، به خصوص با کشورهایی که روابط دوستانه عمیقی با آنها داریم، تجدیدنظر اساسی انجام دهد.
آیا این مهاجرت الگویی شبیه به فعالیت تجار در امارات داشت؟
امارات بازار بزرگی برای کالاهای ایرانی نیست. کالای ایرانی به دبی میرود و از آنجا به کشورهای دیگر ریاکسپورت میشود. در واقع دبی یک سرپل تجاری است. واردات ایران نیز از طریق دبی انجام میشود. اینچنین نیست که تصور کنیم حجم صادرات ایران مختص خود بازار امارات است. درباره عمان هم همین وضعیت وجود دارد. عمان کشوری پنج میلیون نفری است که بخش قابل توجهی از جمعیت آن را مهاجران تشکیل میدهند؛ اما عمان میتواند یک سرپل مهم برای مبادلات تجاری باشد. نزدیکی عمان به کشورهای آفریقایی و یمن، این کشور را به یک مسیر بسیار مناسب برای ارتباط تجاری با آفریقا تبدیل میکند. از طرف دیگر، بندر چابهار نیز فاصله نسبتا نزدیکی با این ظرفیتها دارد. در جریان جنگ اول و بسته شدن تنگه هرمز، بخشی از مسیر ترانزیت کالاهای ایرانی یا کالاهایی که قرار بود وارد ایران شوند، از طریق عمان عبور کرد. البته در آن زمان مشکلی وجود داشت. بنادر بزرگ عمان، مانند صحار، که قابلیت جایگزینی با جبلعلی را دارند، با سرمایهگذاری هلندیها ایجاد شدهاند و آنها به واسطه تحریمها اجازه این کار را نمیدادند. در نهایت چهار بندر برای این کار فعال شد. ایرانیها برای سرمایهگذاری در امکانات زیربنایی یکی از بنادر عمان وارد شدند. عمانیها نیز بندر سلطان قابوس را که عمدتا مسافری است، تا حدی برای حملونقل کانتینری آماده کردند. حتی در جریان محاصره آمریکا و بسته شدن تنگه هرمز، کشتیهای کوچک میتوانستند از مسیر جنوبی تنگه، از آبهای عمان عبور کنند و وارد خلیج فارس شوند. این اتفاق انجام میشد و حتی این کشتیها به بندرعباس، بندرلنگه و بوشهر میآمدند. البته کشتیهای بزرگ نمیتوانستند از این مسیر عبور کنند.
در این مسیر، نقش بخش خصوصی را چگونه ارزیابی میکنید؟
اراده دولت و حاکمیت تجارت از همان مسیر بندر جبلعلی بوده است. تراستیهای ما نیز در آنجا مستقر بودند و این مسیر برای آنها تبدیل به یک مرکز فعالیت شده بود. وقتی تنگه و مسیر امارات بسته شد و محاصره اتفاق افتاد، بخش خصوصی به صورت خودکار به سمت عمان رفت. بخشی از سرمایهگذاری برای امکانات زیربنایی یکی از بنادر عمان را بخش خصوصی انجام داد و دولت عمان هم کمک کرد. بندر سلطان قابوس نیز برای حملونقل کانتینری مورد استفاده قرار گرفت. همه این کارها را بخش خصوصی انجام داد و دولت ایران در آن نقشی نداشت.
اکنون توصیه شما به دولت و حاکمیت چیست؟
تمرکز تجارت خارجی ما بر امارات را بخش خصوصی ایجاد نکرد؛ کار حاکمیت و دولت بود. امروز اگر از بالا به موضوع نگاه کنیم، شاید در دامی که برایمان پهن شده بود، افتادیم. متاسفانه حاکمیت و دولت ما چندان توصیهپذیر نیستند. اگر توصیهپذیر بودند، در تمام این سالها که همه بر نقش بخش خصوصی تاکید کردهاند، سهمی از اقتصاد کشور را به بخش خصوصی واگذار میکردند. امروز سهم بخش خصوصی از اقتصاد کشور حداکثر ۱۵ درصد است، در حالی که بیش از ۸۰ درصد اشتغال کشور را بخش خصوصی ایجاد کرده است. به نظر میرسد با وجود همه توصیههای بزرگان، تمایلی برای واگذاری سهم واقعی اقتصاد به بخش خصوصی وجود ندارد. اگر این اتفاق افتاده بود، وضعیت امروز اقتصاد کشور چنین نمیشد. از سوی دیگر، تضعیف تولید کشور به یکی از سیاستهای مستمر تبدیل شد. با نامگذاری سالهای مختلف به نام تولید، سعی شد بر اهمیت تولید تاکید شود؛ اما در عمل اتفاق مثبتی برای بخش خصوصی و تولید کشور رخ نداد؛ برعکس، روزبهروز فشارهای بیشتری را تحمل کردیم.
شما خودتان سابقه طولانی در حوزه تولید دارید. توصیهتان به تولیدکنندگان و کسانی که میخواهند در این فضا فعالیت کنند، با توجه به شرایطی که پشت سر گذاشتهایم، چیست؟
اگر کسی امروز از من درباره تولید در ایران بپرسد پاسخ من بستگی به افق زمانی او دارد. اگر هدف کوتاهمدت باشد، اقداماتی مانند ورود به دلالی و واسطهگری یا خرید سکه و طلا بازدهی بیشتری دارند؛ اما اگر نگاه بلندمدت به آینده داشته باشد، از نظر من آینده ایران بسیار درخشان است. کسانی که امروز به سمت تولید و سرمایهگذاری در تولید حرکت کنند، برندههای آینده ایران خواهند بود. هیچ نمونهای نمیتوان در دنیا پیدا کرد که بدون ساخت صنعتی به توسعه رسیده باشد. ایران هم راهی جز توسعه صنعتی ندارد. آینده ایران به ساخت صنعتی و تولید گره خورده است.
برای این اتفاق چه چشم اندازی را متصور هستید؟
سیاستگذار کلان کشور باید مشخص کند این اتفاق چه زمانی قرار است رخ دهد. اگر از من بپرسید، باید خیلی زودتر اتفاق میافتاد. امروز برای آن بسیار دیر شده است و فقط امیدوارم به نقطه بیبازگشت نرسیده باشیم.
با این حال امیدوار باشیم؟
حتما. ایران با جمعیتی حدود 85 تا 90 میلیون نفر، جمعیت جوان، ظرفیتهای بزرگ معدنی، منابع طبیعی، نیروی انسانی و دانشگاههای متعدد، پتانسیل بسیار بالایی دارد. ایران، لیبی و افغانستان نخواهد شد. به محض اینکه راه نفس اقتصاد ایران باز شود، کشور با سرعت رشد خواهد کرد. من به این موضوع ایمان دارم.
اتاقهای بازرگانی در این مسیر چه نقشی ایفا کردهاند؟
اتاقهای بازرگانی نتوانستهاند نقش خود را ایفا کنند. من جز قدیمیهای اتاق هستم و از نزدیک این فضا را دیدهام. اثرگذاری اتاقها بسیار محدود شده و به چند گلایه و جلسه با مسئولان خلاصه میشود. مسئولان هم میآیند، صحبتها را میشنوند، حتی ممکن است تحت تاثیر قرار بگیرند؛ اما بعد میروند و کار خودشان را انجام میدهند. دو بال توسعه کشور، تشکلها و ساخت صنعتی هستند. ما از نظر تعداد تشکلها وضعیت خوبی داریم؛ اما از نظر اثرگذاری وضعیت مناسبی نداریم. متاسفانه کسی به حرف تشکلها و اتاقها گوش نمیدهد.
در اتاق ایران و عمان چه برنامههایی داشتید که مورد توجه قرار نگرفت؟
مهمترین موضوع، انتقال بخشی از تجارت کشور به عمان بود. جلسههای بسیار زیاد و متعددی با دولتیها در سطوح مختلف داشتم. البته شاید دلشان میخواهد اما نمیتوانند.
اگر بخواهید چشماندازی برای روابط اقتصادی ایران و عمان ترسیم کنید، این روابط را در چه سطحی میبینید؟
عمان این پتانسیل را دارد که حجم تجارت ایران با این کشور به 25 تا 30 میلیارد دلار برسد. این ظرفیت به شرط اراده وجود دارد.
این عزم و اراده را همچنان به نظام حاکمیت موکول میکنید؟
امروز میگویم این عزم و اراده در عمانیها وجود دارد؛ اما در ما خیر.
چرا؟
امروز با کشوری مواجهیم که فساد در تکتک سلولهای آن رخنه کرده است و همین عوامل فساد اجازه تحرک نمیدهند. اصل این فساد، اقتصادی است؛ اما در قالب گروههای مختلف سیاسی خود را نشان میدهد. داشتن منابع مالی بدون امکان اثرگذاری بر سیاستگذاری کافی نیست و بخش خصوصی باید بتواند در سیاستگذاری نیز نقش داشته باشد. بحث کاسبان تحریم درست است. عدهای نمیخواهند تحریم برداشته شود و عدهای نمیخواهند تورم از کشور رخت بربندد. چطور ممکن است کشوری بیش از ۴۰ سال با تورم دورقمی مواجه باشد و مردم هر روز با کاهش قدرت خرید و فقر بیشتر مواجه شوند؟ امروز بزرگترین مساله کشور، معیشت مردم است. عوامل سیاسی و اقتصادی فساد باید ریشهکن شود. این کار شبیه یک جراحی بزرگ است. اگر این جراحی در کشور انجام شود، ایران نفس خواهد کشید. امروز بزرگترین دشمن ایران، نه ترامپ است و نه نتانیاهو؛ مفسدان داخل کشورند.
با فرض نبود تحریمها، اقتصاد ایران را چطور ارزیابی میکنید؟
از نظر ظرفیت بالقوه توسعه، شاید امروز در دنیا کشوری با استعداد توسعهای ایران پیدا نکنیم. کافی است فساد از کشور دور شود. تحریم نیز به طور یقین با برچیده شدن بساط فساد رفع خواهد شد و زمینه برای رشد و شکوفایی کشور فراهم میشود. ایران کشوری با ظرفیتهای بسیار بالاست. اینکه آمریکا، روسیه و چین همچنان به ایران توجه دارند، باید به ما یادآوری کند که در چه موقعیت مهمی قرار گرفتهایم.
انتهای پیام
مرتبط با: