بقا در سالی که همه چیز علیه کسب و کارها گذشت
سال 1404 برای بسیاری از فعالان اقتصادی، سال تصمیمهای سخت، توقفهای ناخواسته و بازاندیشیهای عمیق بود. اختلال در زیرساختها، نااطمینانیهای سیاسی و اجتماعی، نوسانات اقتصادی و فشارهای انباشته، فضایی را شکل داد که در آن ادامه دادن خود به یک دستاورد تبدیل شد. در چنین شرایطی، کسبوکارهای مبتنی بر فناوری بیش از دیگر حوزهها در معرض آسیب قرار گرفتند.
در این راستا، حسین قریب، مدیرعامل سیتکس، در گفتوگو با کاماپرس درباره وضعیت کسبوکارها در سال ۱۴۰۴، تصمیمهای سخت در دل بحران و چشمانداز سال ۱۴۰۵ صحبت کرده است.
برای مشاهده جدیدترین اخبار کسب و کار کاماپرس را در اینستاگرام دنبال کنید.
ارزیابی شما از فضای کلی کسبوکار در ایران در سالی که گذشت چیست؟
سال عجیبی را در فضای کسبوکاری تجربه کردیم؛ سالی که عملا هر اتفاقی که میتوانست رخ بدهد، رخ داد. از دست رفتن زیرساختها، بهویژه در بسترهای اینترنتی، در کنار اتفاقاتی که در این مدت در قالب جنگ، اعتراضات و تنشهای اجتماعی شاهد آن بودیم، مجموعهای از بحرانها را رقم زد که تقریبا همه کسبوکارها را با مشکل مواجه کرد.
در این میان، کسبوکارهایی که ماهیت فناورانه دارند، از جمله مجموعههایی مانند ما، آسیب بیشتری دیدند. دلیلش هم روشن است؛ مواد اولیهی این نوع کسبوکارها مبتنی بر استفاده از اینترنت و اتصال به مسیرهای ارتباطی بینالمللی است و اختلال در این بسترها، شدت آسیب را چند برابر میکند. از سوی دیگر، نسل جدید نیز به شدت با فناوری عجین شده و همین مسئله باعث شد دامنهی این آسیبها گستردهتر شود.
در نتیجهی این شرایط، شاهد توقف فعالیت بسیاری از کسبوکارها، تعدیلهای گستردهی نیروی انسانی و حتی جابهجایی یا انتقال برخی مجموعهها بودیم. به طور کلی، باید بگویم روزهای خوبی را پشت سر نگذاشتیم.
بحرانهایی مانند جنگ، اعتراضات، قطعی اینترنت، نوسانات ارزی و تعطیلیهای خارج از تقویم چه تاثیری بر فعالیت شما گذاشت؟
با توجه به حجم و تنوع چالشهایی که به وجود آمد، میتوان گفت کشور عملا تجربه نوعی تورم شدید و فشرده را لمس کرد. این وضعیت باعث شد تقریبا همه کسبوکارها وارد یک فضای بلاتکلیف و متوقف شوند؛ فضایی که هر مجموعهای واکنش متفاوتی به آن نشان داد.
در عمل، چرخش مالی به شدت کاهش یافت و فعالان اقتصادی تلاش کردند با حداقل تحرک تجاری پیش بروند. چه در مبادلات، چه در توسعه محصولات، همه چیز با احتیاط و با سرعت بسیار پایین انجام میشد. این کاهش سرعت، تبعات جدی به همراه داشت؛ از جمله تعدیلهای گستردهای که از نیمهی دوم سال شدت گرفت. امروز هم اگر به وضعیت بازار کار نگاه کنیم، تعداد زیادی از نیروهای متخصص را میبینیم که در وضعیت جستوجوی شغل قرار گرفتهاند. این چرخه عدم ثبات و توقف فعالیت مستمر، هم به کسبوکارها آسیب زد و هم به نیروهای متخصص.
مسئلهی دیگر، خروج نیروهای انسانی از کشور بود؛ خروجی که در برخی موارد مقطعی و در برخی موارد دائمی شد. بهویژه در حوزههایی که زندگی و کار افراد به فناوری، اینترنت و زیرساختهای دیجیتال وابسته بود، بسیاری ناچار شدند به کشورهای همسایه یا منطقه مهاجرت کنند. این موضوع باعث شد زنجیره همکاری میان کسبوکارهایی که پیشتر از توان یکدیگر استفاده میکردند، عملا قطع شود.
در کنار همه این موارد، شاهد حرکت برخی کسبوکارها به سمت فعالیتهای غیرمولد و حفظ ارزش سرمایه بودیم؛ از جمله پناه بردن به بازارهایی که کارکرد اصلی آنها حفظ سرمایه است. شاید نقد این رفتار ساده باشد، اما واقعیت این است که در نبود بستر مطمئن برای فعالیت مولد، گزینه جایگزین چندانی وجود نداشت. این مسئله خود به کاهش گردش مالی و تشدید فشار بر کسبوکارها و نیروی انسانی دامن زد.
رفتار بازار و کاربران را چگونه ارزیابی کردید و واکنش مجموعه شما چه بود؟
ما هم ناچار به انطباق با شرایط شدیم. اگر بخواهم مثالی بزنم، تجربهای شبیه دوران همهگیری کرونا را پشت سر گذاشتیم؛ در ابتدا همه چیز متوقف شد و نوعی بلاتکلیفی عمومی شکل گرفت، اما به تدریج مسیرهای انطباق و راهکارها پیدا شد.
در مجموعه ما، تلاش کردیم با استفاده از ارتباطاتی که هم در داخل و هم در خارج از کشور داشتیم، از وضعیت توقف کامل خارج شویم. از قبل پیشبینیهایی انجام داده بودیم؛ از جمله تقسیم کار به گونهای که فعالیتها وابسته به حضور فیزیکی کامل نباشد. این پیشبینیها کمک کرد اگر بحرانی مانند جنگ یا بیماری رخ داد، چرخه فعالیت ما دچار اختلال جدی نشود.
همچنین، همکاریهایی که پیشتر با خارج از کشور شکل گرفته بود و فعالیتهایی که در آنجا جریان داشت، باعث شد فشارها به یک عارضه فلجکننده برای کسبوکار ما تبدیل نشود.
مهمترین تصمیم و تغییر راهبردی شما در سال ۱۴۰۴ چه بود؟
مهمترین تغییر ما حرکت به سمت مدل کاری مبتنی بر نتیجه بود. تلاش کردیم از ساختارهای مبتنی بر ساعت کار و حضور صرف فاصله بگیریم و پروژهها را بر اساس خروجی تعریف کنیم. در این مسیر، از الگوهای کاری غیرمتمرکز الهام گرفتیم؛ الگوهایی که با ماهیت کسبوکار ما همخوانی دارد.
هدف اصلی این بود که اگر بحرانی رخ داد، مجموعه دچار اختلال اساسی نشود. این تغییر کمک کرد افراد بتوانند با ساختارهای غیرمتمرکز با یکدیگر در ارتباط بمانند و نیازهای مجموعه تامین شود.
در کنار این موضوع، ایجاد همکاری با افراد فعال خارج از کشور نیز برای ما اهمیت داشت؛ بدون آنکه الزاما خود کسبوکار منتقل شود. این همکاریها باعث شد اگر در داخل کشور با افت فعالیت مواجه شدیم، مسیر کار به طور کامل متوقف نشود. نتیجه این تصمیمها این بود که اگرچه سرعت حرکت ما کاهش یافت، اما فعالیت متوقف نشد.
با توجه به تجربه سال ۱۴۰۴، چشمانداز شما برای فضای کسبوکار در سال ۱۴۰۵ چیست؟
چند سناریو قابل تصور است. اگر توافقات و گشایشهای سیاسی و بینالمللی شکل نگیرد، بسیاری از کسبوکارها ناچارند مسیر انطباق را ادامه دهند؛ مسیری که بخشی از آن را در سال گذشته تمرین کردهاند. معمولا در چنین شرایطی، پس از یک دوره بلاتکلیفی، راهکارها به تدریج پیدا میشود و اوضاع نسبت به اوج بحران کمی بهبود پیدا میکند.
در صورت شکلگیری توافقات، ظرفیت یک شکوفایی قابل توجه وجود دارد. تشنگی بازارهای خارجی برای سرمایهگذاری، مشارکت و همکاری با ایران کاملا محسوس است و ارتباطاتی که سالها مسکوت مانده، میتواند دوباره فعال شود.
در مجموع، چه توافقی صورت بگیرد و چه نگیرد، تصور میکنم سال ۱۴۰۵ نسبت به ۱۴۰۴ سال بهتری برای کسبوکارها باشد.
به نظر شما عامل حیاتی بقا و رشد کسبوکارها در سال آینده چیست؟
شناخت دقیق توان سازمان و توجه به روند محصول و نیاز بازار اهمیت حیاتی دارد. در دورههایی که دنیا در حال تغییرات بزرگ است، غفلت از این موضوع میتواند بسیار آسیبزا باشد. گاهی لازم است سرعت حرکت کاهش پیدا کند، اما توقف کامل اتفاق نیفتد.
ترس و بلاتکلیفی، گاهی اثر مخربتری از خود بحران دارد. اگر فعالان اقتصادی بتوانند با تجمیع توانمندیها، همافزایی صنفی و کاهش منطقی سرعت، از این دوره عبور کنند، شانس بقا و ادامهی فعالیت بیشتر میشود. نباید فراموش کرد که مسئولیت صاحبان کسبوکار فقط حفظ شرکت نیست، بلکه حفظ معیشت افرادی است که به آن وابستهاند.
پیشنهاد شما برای بهبود سیاستگذاری و حکمرانی در حوزه کسبوکار چیست؟
قطع کامل زیرساختها و ارتباطات، هزینههای سنگینی به اقتصاد تحمیل میکند. میتوان با دستهبندیهای منصفانه، شفاف و متناسب با نوع کسبوکار، هم منافع ملی را حفظ کرد و هم مانع از فلج شدن اقتصاد شد.
همچنین، دولت و حاکمیت میتوانند از توان و تجربه همین کسبوکارها در تصمیمگیریها استفاده کنند. نبود ارتباط موثر میان بخش خصوصی و نهادهای تصمیمگیر، به گسترش ناامیدی دامن میزند؛ ناامیدی که ریشهی بسیاری از نارضایتیهاست.
توصیه نهایی شما به فعالان بازار برای سال ۱۴۰۵ چیست؟
سرعت حرکت را کاهش دهند، اما متوقف نشوند. منابع را بهینه مدیریت کنند و تمرکز بیشتری بر کارآمدی نیروی انسانی داشته باشند. در این شرایط، سازمانها به نیروهایی نیاز دارند که جریانساز باشند و نقش فعالتری ایفا کنند. عبور از این مقطع، بدون بازنگری در شیوه مدیریت و استفاده از ظرفیتهای موجود، بسیار دشوار خواهد بود.
انتهای پیام
مرتبط با: