تحلیل الناز سخائیان از وضعیت بازار صنایع غذایی ایران در سال 1405

صنعت غذا در گردباد نااطمینانی

کد مطلب: ۳۶۳۴۸۴
صنعت غذا در گردباد نااطمینانی

در دو جنگ اخیر، تداوم عرضه و حفظ دسترسی مردم به محصولات غذایی، یکی از مهم‌ترین نشانه‌های عملکرد صنعت غذا بود. پر بودن قفسه فروشگاه‌ها در شرایطی که بخش‌هایی از زنجیره تامین با محدودیت و اختلال مواجه بودند، نشان داد این صنعت با اتکا به ظرفیت تولیدکنندگان، تامین‌کنندگان و شبکه توزیع، توان حفظ جریان تامین را دارد. الناز سخائیان، مدیرعامل نستله ایران، در این گفتگو از تجربه نستله در عبور از این شرایط، توسعه تامین‌کنندگان داخلی، سرمایه‌گذاری خارجی، فن‌آوری و آینده صنعت غذا می‌گوید.

 صنعت غذا در سال گذشته و با توجه به بحران‌های اخیر با چالش‌هایی مانند اختلال در زنجیره تامین از جمله تامین مواد اولیه، ارز و لجستیک مواجه بوده است. این شرایط چه تاثیری بر مدل رفتاری و استراتژی نستله برای عبور از این چالش‌ها داشت؟

در نستله، پیش از مواجهه با بحران‌ها، سناریوهای احتمالی و راهکارهای مورد نیاز برای مدیریت هر یک از آن‌ها را بررسی می‌کنیم. به همین دلیل، تنوع‌بخشی به سناریوها، راه‌حل‌ها، تامین‌کنندگان و مسیرهای لجستیکی و حمل‌ونقل، بخشی از رویکرد ما برای افزایش آمادگی در برابر شرایط مختلف بود. این رویکرد به ما کمک کرد تا متناسب با شرایط پیش‌ آمده، بتوانیم با سرعت بیشتری خود را با وضعیت جدید تطبیق دهیم و از راهکارهایی که از قبل برای آن‌ها برنامه‌ریزی کرده بودیم، استفاده کنیم. البته این موضوع تنها به نستله محدود نمی‌شود. صنعت غذای ایران در بحران‌های اخیر نشان داد که صنعتی تاب‌آور است؛ چراکه یک کارخانه غذایی را نمی‌توان به‌ صورت مستقل از سایر اجزای زنجیره تامین بررسی کرد. تامین‌کنندگان، تولیدکنندگان، کارخانه‌ها، شبکه توزیع، نظام بانکی، حمل‌ونقل و سایر عوامل، در کنار یکدیگر زنجیره تامین صنعت غذا را شکل می‌دهند و تاب‌آوری آن را ایجاد می‌کنند. به اعتقاد من، صنعت غذای کشور از این آزمون سربلند عبور کرد؛ زیرا تامین مواد غذایی و دسترسی مردم به محصولات غذایی، صرفا یک مسئولیت تجاری نیست، بلکه مسئولیت اجتماعی است و صنعت غذا توانست در این زمینه نقش خود را به ‌خوبی ایفا کند.

 آیا نستله پیش از وقوع جنگ برای مواجهه با چنین شرایطی آمادگی داشت؟

ما که پیشگو نیستیم و نمی‌توانیم وقوع اتفاقات آینده را پیش‌بینی کنیم؛ اما از نگاه ما، تاب‌آوری به معنای آمادگی برای مواجهه با طیف گسترده‌ای از سناریوهای احتمالی است. این سناریوها لزوما به معنای وقوع جنگ نیستند، بلکه هر عاملی که بتواند در بخشی از زنجیره تامین اختلال ایجاد کند، باید در نظر گرفته شود. برای مثال، این اختلال ممکن است به دلیل ایجاد صف در گمرک، شکل‌گیری محدودیت در مرز ورودی یا بسته شدن مسیر حمل‌ونقل در پی وقوع حوادث طبیعی رخ دهد. اگر سناریوهای احتمالی و عواملی را که می‌توانند موجب اختلال در بخشی از زنجیره تامین شوند، از قبل شناسایی و برای آن‌ها برنامه‌ریزی نکرده باشیم، در زمان وقوع بحران، فارغ از این‌که منشا آن جنگ، حادثه طبیعی یا هر اتفاق دیگری باشد، امکان تطبیق سریع با شرایط جدید وجود نخواهد داشت. بحران می‌تواند به دلایل مختلفی از یک رویداد خارجی گرفته تا از دست دادن یکی از تامین‌کنندگان به هر دلیل ایجاد شود. آنچه اهمیت دارد این است که سازمان از قبل این احتمالات را بررسی کند و برای مواجهه با آن‌ها راهکار داشته باشد.

 بحران‌ها و چالش‌هایی که صنعت غذا در این مدت با آن مواجه شد، چه درس‌هایی برای نستله به همراه داشت که بتواند در آینده از آن‌ها استفاده کند؟

تاب‌آوری در لحظه بحران ایجاد نمی‌شود چراکه یک انضباط و رویکردی است که باید پیش از ورود به بحران، در افراد و سازمان‌ها شکل گرفته باشد. به علاوه، ما از بحران‌ها با کمک منابع انسانی سازمان عبور می‌کنیم و هرچه بحران‌ها بزرگ‌تر باشند، نقش افراد در عبور از آن‌ها پررنگ‌تر می‌شود. در نستله، یکی از چالش‌هایی که پیش‌بینی می‌کردیم در دوران بحران با آن مواجه شویم، حفظ حضور همکاران و جلوگیری از توقف خطوط تولید بود؛ اما همکاران ما با انگیزه‌ای فراتر از انتظار، تلاش کردند خطوط تولید را فعال نگه دارند. دلیل اصلی این موضوع، شناخت آن‌ها از معنای کاری بود که انجام می‌دادند. اگر پیش از وقوع بحران، انگیزه و احساس معنا در افراد شکل گرفته باشد، در زمان بحران همین درک از اهمیت فعالیت خود و ارزشی که برای جامعه و خانواده‌های ایرانی ایجاد می‌کنند، به عاملی برای افزایش تاب‌آوری افراد و سازمان تبدیل می‌شود. تجربه بحران‌های اخیر این موضوع را به‌ خوبی به ما نشان داد. یکی از اقدامات مهم در این مسیر، استفاده از تامین‌کنندگان جایگزین و توسعه تامین‌کنندگان داخلی بود. بومی‌سازی برای ما اهمیت زیادی دارد و آن را بخشی از مسئولیت خود می‌دانیم تا صنایع داخلی همکار را توسعه دهیم؛ به گونه‌ای که این صنایع بتوانند مطابق استانداردهای مورد نظر ما در حوزه کیفیت و ایمنی فعالیت کنند. در بومی‌سازی تامین‌کنندگان مواد غذایی، کیفیت و ایمنی هرگز نباید تحت تاثیر قرار گیرد. هدف، ایجاد استانداردهای لازم در صنایع داخلی است تا این تامین‌کنندگان بتوانند بر اساس الزامات کیفی فعالیت کنند و در بلندمدت، قابلیت اتکا و اطمینان لازم برای همکاری را داشته باشند.

 نستله در زمینه بومی‌سازی و توسعه تامین‌کنندگان داخلی چه اقداماتی انجام داده است؟

مهم‌ترین اقدام نستله از ابتدای حضور این شرکت در ایران، داخلی‌سازی کامل تامین شیر مورد نیاز کارخانه بوده است. در حال حاضر، ۱۰۰ درصد شیر مصرفی کارخانه از داخل کشور تامین می‌شود و هیچ وارداتی برای شیر خشک یا شیر مورد استفاده در تولید انجام نمی‌شود. سیب، عسل و بادام مورد نیاز نستله نیز از منابع داخلی تامین می‌شود. این مواد اولیه در محصولاتی مانند حریره بادام که متناسب با بازار ایران طراحی شده است، مورد استفاده قرار می‌گیرند. در این مسیر، با همکاری دامداری‌ها، دانشگاه‌ها و جهاد کشاورزی، تلاش شده است این مجموعه‌ها به استانداردهای کیفی مورد نیاز برسند تا امکان تامین کامل شیر مورد نیاز نستله از منابع داخلی فراهم شود. همچنین در حوزه سایر مواد اولیه نیز با همکاری کشاورزان فعال در بخش‌های مختلف، توسعه تامین داخلی دنبال شده است. بخشی از این اقدامات بر تولید بدون استفاده از آفت‌کش‌ها و رعایت استانداردهای زیست‌محیطی متمرکز بوده است. نستله این موضوع را دستاوردی مهم می‌داند که توانسته در کنار خود، مجموعه‌ای از صنایع و تامین‌کنندگان داخلی را توسعه دهد که مطابق استانداردهای مورد نیاز این شرکت فعالیت می‌کنند و به بخشی از زنجیره تامین پایدار تبدیل شده‌اند.

 در شرایط فعلی، با چه چالش‌هایی مواجه هستید؟

کماکان یکی از مهم‌ترین چالش‌ها، بی‌ثباتی در قوانین و مقررات است؛ زیرا بحران‌ها معمولا اثرات ماندگاری بر جای می‌گذارند. ممکن است تصور کنیم یک بحران را پشت سر گذاشته‌ایم؛ اما پیامدهای بلندمدت آن همچنان برای کشور، سیاست‌گذار و بخش خصوصی ادامه دارد. در چنین شرایطی، قوانین و مقررات ممکن است به دلیل تغییر اولویت‌های کشور یا حتی تغییر اولویت‌های کسب‌وکارها دستخوش تغییر شوند. شرکت‌ها می‌توانند با بحران و پیامدهای مستقیم ناشی از آن مواجه شوند و برای آن راهکار پیدا کنند؛ اما آنچه ادامه فعالیت را برای کسب‌وکارها دشوارتر می‌کند، بی‌ثباتی در قوانین و مقررات است. این موضوع به دلیل غیرقابل پیش‌بینی بودن، امکان برنامه‌ریزی را کاهش می‌دهد و ممکن است به‌ صورت ناگهانی کسب‌وکارها را با شرایط جدیدی مواجه کند. دسترسی به مواد اولیه، حمل‌ونقل، تامین ارز، نظام بانکی و انتقال پول همچنان از جمله چالش‌هایی هستند که حتی پس از عبور از یک بحران، برای کسب‌وکارها ادامه دارند.

 با توجه به شرایط موجود، آیا صنعت غذا همچنان مقصد جذابی برای سرمایه‌گذاری است؟

صنعت غذا، همچنان صنعتی جذاب با ظرفیت‌های قابل ‌توجه است. بازار بزرگ، جمعیت کشور، فرهنگ غذایی غنی، نیروی انسانی توانمند و بخش خصوصی توسعه‌یافته که در بحران‌های اخیر نیز ظرفیت خود را نشان داده است، از جمله عوامل جذابیت این بازار هستند. با این حال، جذابیت بازار به ‌تنهایی برای تصمیم‌گیری سرمایه‌گذار کافی نیست. زمانی یک فرصت واقعی سرمایه‌گذاری شکل می‌گیرد که آینده برای سرمایه‌گذار قابل پیش‌بینی و امکان برنامه‌ریزی بلندمدت وجود داشته باشد. هر سرمایه‌گذار داخلی یا خارجی باید اطمینان داشته باشد که مسیر فعالیت در یک صنعت، از تامین مواد اولیه و دسترسی به ماشین‌آلات و فن‌آوری تا تامین مالی و زیرساخت‌های مورد نیاز، قابل تداوم است. بنابراین، ظرفیت‌های بازار غذا در ایران وجود دارد؛ اما ایجاد اطمینان نسبت به آینده و فراهم شدن امکان برنامه‌ریزی بلندمدت، عامل تعیین‌کننده در جذب سرمایه‌گذاری خواهد بود.

 در حوزه سرمایه‌گذاری خارجی، چه موانعی ورود سرمایه‌گذاران را محدود می‌کند؟

برای سرمایه‌گذار خارجی، در کنار پیش‌بینی‌پذیری، شناخت بازار داخلی نیز اهمیت زیادی دارد. سرمایه‌گذار داخلی به دلیل شناخت بازار ایران و تجربه‌ای که در مواجهه با شرایط و بحران‌های مختلف به دست آورده است، یک گام جلوتر از سرمایه‌گذار خارجی خواهد بود. از نگاه مدیریتی، برای سرمایه‌گذار خارجی علاوه بر شناخت بازار، تاب‌آوری و آمادگی برای مواجهه با تغییرات و شرایط پیش‌بینی ‌نشده در این بازار، یکی از چالش‌های مهم محسوب می‌شود. این موضوع را بر اساس تجربه اداره کسب‌وکاری که با سرمایه‌گذاری خارجی در ایران شکل گرفته است، بیان می‌کنم.

 برای تسهیل ورود سرمایه‌گذاران خارجی به صنعت غذا، چه تغییراتی باید در فضای کسب‌وکار و اقتصاد کشور ایجاد شود؟

جذابیت بازار ایران بدون نیاز به اقدام خاصی از سوی ما و به دلیل عواملی مانند جمعیت بالا و ظرفیت‌های موجود، همچنان پابرجاست. آنچه می‌توان برای آن اقدام کرد، تسهیل ورود سرمایه‌گذار خارجی از طریق ایجاد شرایطی است که امکان پیش‌بینی آینده و اطمینان از تداوم سرمایه‌گذاری را فراهم کند. تحقق این هدف نیازمند سرمایه‌گذاری مولد در زیرساخت‌ها، به ویژه حوزه انرژی است، زیرا ناترازی انرژی می‌تواند صنایع و سرمایه‌گذاران را تحت تاثیر قرار دهد. سرمایه‌گذار باید اطمینان داشته باشد که پس از سرمایه‌گذاری اولیه، امکان ادامه فعالیت از طریق دسترسی پایدار به مواد اولیه، فن‌آوری مورد نیاز، تامین و نگهداشت ماشین‌آلات، ارز و منابع مالی وجود دارد. فراهم شدن این شرایط در کنار زیرساخت‌های اصلی صنعت، می‌تواند به ایجاد اطمینان برای سرمایه‌گذاران خارجی و تبدیل ظرفیت‌های موجود بازار به فرصت‌های واقعی سرمایه‌گذاری کمک کند.

 نستله با توجه به شرایط موجود و بحران‌های اخیر، در حوزه فرایندهای مالی و تجاری با چه چالش‌هایی مواجه بوده است؟

نستله از سال 1373 در ایران حضور دارد و با شناختی که در این مدت از بازار ایران به دست آورده، در حوزه سرمایه‌گذاری با چالش جدی مواجه نبوده است. یکی از نقاط قوت شرکت‌هایی که صرفا در دوره‌های کوتاه‌مدت یا زمان بحران وارد بازار نشده‌اند، همین تجربه و شناختی است که طی سال‌ها ایجاد کرده‌اند. حضور بلندمدت در یک کشور این امکان را فراهم می‌کند که زیرساخت‌های مورد نیاز متناسب با شرایط همان بازار ایجاد شود. البته ما نیز با چالش‌هایی مانند تامین مالی، قیمت‌گذاری دستوری و مشکلات زنجیره تامین مواجه بوده‌ایم. این چالش‌ها در بخش‌های مختلف زنجیره، از دسترسی به ارز و مواد اولیه تا همکاری با برخی تامین‌کنندگان خارجی که دیگر امکان فعالیت با ایران را نداشتند و همچنین تامین‌کنندگان داخلی که خود با شرایط و بحران‌های کشور روبه‌رو بودند، نمود پیدا کرده‌اند. نستله همچنان از محل درآمدهای حاصل از فعالیت خود، به ‌صورت سالانه منابعی را برای افزایش ظرفیت تولید، توسعه کسب‌وکار و خلق ارزش مشترک با جامعه اختصاص می‌دهد.

 آیا شرکت‌های بزرگ، بخش خصوصی یا دولت می‌توانند در جذب سرمایه‌گذار داخلی اثرگذار باشند؟

سرمایه‌گذار داخلی به دلیل شناخت بازار، با آگاهی بیشتری درباره حوزه مورد نظر خود تصمیم‌گیری می‌کند. به اعتقاد من، یکی از عوامل موثر در افزایش انگیزه سرمایه‌گذاران داخلی این است که بازده سرمایه‌گذاری در تولید و صنعت بتواند با فعالیت‌های کوتاه‌مدت مالی رقابت کند. سرمایه‌گذاری در تولید، تصمیمی بلندمدت است. صرف علاقه به تولید یا صنعت برای ورود به این حوزه کافی نیست و بازده اقتصادی نیز باید انگیزه لازم را ایجاد کند. بنابراین، علاوه بر بازده سرمایه‌گذاری، فراهم بودن دسترسی‌های لازم و امکان برنامه‌ریزی برای آینده‌ای قابل اتکا، از عوامل مهم در تصمیم سرمایه‌گذاران داخلی برای ورود به صنعت غذا است.

 سرمایه‌گذاری در صنعت غذا دیگر تنها به توسعه خطوط تولید محدود نمی‌شود و فن‌آوری، هوش‌مصنوعی و داده نیز نقش مهمی در آینده این صنعت دارند. نستله چه اقداماتی در این زمینه انجام داده است؟

فن‌آوری برای همه صنایع اهمیت دارد و در نستله نیز حوزه‌ای اثرگذار محسوب می‌شود. البته فن‌آوری تنها به هوش‌مصنوعی، اطلاعات و تحلیل داده‌ها محدود نمی‌شود، بلکه در بخش‌های مختلف کسب‌وکار، از تولید گرفته تا زنجیره تامین، نقش دارد. فن‌آوری برای ما بخشی جدایی‌ناپذیر از فرایند تولید بوده و از آن برای افزایش بهره‌وری، کاهش اختلالات تولید و بهبود عملکرد سازمان استفاده کرده‌ایم. یکی از نمونه‌های آن، نگهداشت پیشگیرانه ماشین‌آلات صنعتی و پیش‌بینی زمان مورد نیاز برای تعمیر و نگهداری است که به کاهش توقف‌ها و افزایش بهره‌وری کمک می‌کند. همچنین با استفاده از ماشین‌آلات جدیدتر و سیستم‌های یکپارچه داخلی، تلاش کرده‌ایم بخش‌های مختلف سازمان را به یکدیگر متصل کنیم تا امکان برنامه‌ریزی دقیق‌تر و هماهنگ‌تر فراهم شود. در زنجیره تامین نیز از فن‌آوری استفاده می‌کنیم تا بتوانیم تقاضا را دقیق‌تر پیش‌بینی کنیم و برنامه‌ریزی تامین را بهبود دهیم. این موضوع از ابتدای فعالیت نستله با هدف افزایش بهره‌وری و کاهش هدررفت منابع انسانی، زمان و مواد اولیه دنبال شده و همواره در مسیر بهبود مستمر قرار داشته است. در سال‌های اخیر، استفاده از داده‌ها و تحلیل آن‌ها نیز به این مسیر اضافه شده است. ما از هوش‌مصنوعی و تحلیل داده‌ها برای شناخت بهتر نیازهای مصرف‌کننده، عادت‌های مصرف و الگوهای خرید استفاده می‌کنیم، زیرا رفتار و نیازهای مصرف‌کنندگان در حال تغییر است. این شناخت به ما کمک می‌کند روندهای آینده بازار را بهتر تحلیل کنیم و محصولاتی متناسب با نیازهای آینده مصرف‌کننده ایرانی ارائه دهیم.

 با توجه به شرایط اقتصادی و تغییر رفتار مصرف‌کنندگان، بازار صنعت غذا را تا پایان سال 1405 چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ما نمی‌توانیم آینده را پیش‌بینی کنیم؛ اما بررسی روندهای موجود در بازار می‌تواند تصویری از مسیر پیش‌رو ارائه دهد. یکی از روندهای مهم فعلی، افزایش فشار بر سبد خانوار و کاهش قدرت خرید مصرف‌کنندگان است. این شرایط احتمالا تا پایان سال نیز ادامه خواهد داشت و می‌تواند عادت‌های خرید، الگوهای مصرف و عملکرد صنعت غذا را تحت تاثیر قرار دهد. در این شرایط، صنایع غذایی کشور مسئولیت مهمی بر عهده دارند. این صنایع باید کیفیت و ایمنی محصولات را مطابق استانداردهای مورد نیاز حفظ کنند و هم‌زمان برای افزایش بهره‌وری و کاهش هزینه‌های تولید، راهکارهای مناسبی توسعه دهند. استفاده از فن‌آوری و ارتقای بهره‌وری می‌تواند به این صنایع کمک کند تا با نیازهای جدید مصرف‌کنندگان و واقعیت‌های اقتصادی امروز جامعه ایران سازگار شوند. تحقق این هدف نیز نیازمند به‌ کارگیری روش‌های مختلف و تمرکز بر بهبود بهره‌وری در زنجیره تولید است.

 نستله در آینده چه جایگاهی در صنعت غذا و بازار ایران خواهد داشت؟

در نستله، همچنان مهم‌ترین مسئولیتی که برای خود تعریف کرده‌ایم، تامین مسئولانه محصولات برای مصرف‌کنندگان ایرانی است. این رویکرد به معنای حفظ و توسعه کسب‌وکار امروز و هم‌زمان آماده شدن برای فرصت‌های آینده است. بر همین اساس، این دو مسیر را در آینده نیز دنبال خواهیم کرد. در کنار فعالیت‌های تجاری، خلق ارزش مشترک با جامعه همواره یکی از محورهای مهم نستله بوده است؛ به این معنا که بتوانیم در حل چالش‌های مهم جامعه نقش داشته باشیم و سهمی در بهبود شرایط ایفا کنیم. ما نقش خود را در آینده کشور و انجام اقدامات موثر و پایدار برای ساختن آینده‌ای بهتر، پررنگ می‌دانیم. در همین راستا، پروژه‌های ارزش مشترکی که امسال تعریف کرده‌ایم، بر موضوعاتی مانند کاهش مصرف آب و کاهش مصرف انرژی تمرکز دارند. به اعتقاد من، یکی از ویژگی‌های مهم صنعت غذا این است که در زمان افزایش فشارها و بحران‌ها، معمولا با خلاقیت و راهکارهای نوآورانه به مسیر خود ادامه می‌دهد. با این حال، خلاقیت در عملکرد نمی‌تواند جایگزین سرمایه‌گذاری بلندمدت شود. باید از این توانمندی به‌ عنوان یک قابلیت ارزشمند در صنایع خصوصی کشور استفاده کرد و با سرمایه‌گذاری مناسب، آن را به دستاوردهای پایدار تبدیل کرد. صنعت غذا باید از مرحله تمرکز صرف بر بقا و تداوم تولید عبور و به سمت ایجاد فرصت‌های سرمایه‌گذاری، افزایش رقابت‌پذیری، رشد و ارتقای بهره‌وری حرکت کند. اگر چنین نگاهی نسبت به آینده این صنعت شکل بگیرد، صنعت غذای ایران این ظرفیت را دارد که تنها یک بازار مصرف برای شرکت‌های تولیدکننده نباشد، بلکه به پایگاه تولید و صادرات منطقه تبدیل شود. آینده‌ای که برای ایران تصور می‌کنیم، نتیجه تصمیم‌هایی است که امروز گرفته می‌شود. اگر هدف حرکت به سمت چنین آینده‌ای باشد، باید از امروز قابلیت‌های لازم را در سازمان‌ها و کسب‌وکارها ایجاد کنیم.

 با توجه به چالش‌ها و بحران‌های اخیر، میزان تاب‌آوری صنعت غذا در ایران و توانایی کسب‌وکارهای این حوزه برای حفظ بقا را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در بحران‌های جدی، قفسه‌های فروشگاه‌ها همچنان مملو از محصولات غذایی بود و دسترسی مردم به کالاهای مورد نیاز حفظ شد. این موضوع نشان داد که صنعت غذای ایران توانایی لازم برای تداوم فعالیت و عبور از شرایط دشوار را دارد. به اعتقاد من، صنعت غذا این مرحله را با موفقیت پشت سر گذاشته است؛ اما تمرکز امروز باید بر تقویت قابلیت‌هایی باشد که این صنعت را برای آینده‌ای مبتنی بر رشد، بهره‌وری و رقابت‌پذیری آماده کند. صنعت غذا توان خود را در حفظ تولید و عبور از بحران اثبات کرده است و اکنون باید از مرحله صرفا بقا و تداوم فعالیت، به سمت توسعه و پیشرفت حرکت کند.

انتهای پیام

ارسال نظر