یک بام و چند هوا در تولید
تولیدکننده باید مواد اولیه را با قیمت آزاد بخرد، با تورم و هزینههای فزاینده دستوپنجه نرم کند، برای دریافت تسهیلات هزینهای بسیار بالاتر از نرخ رسمی بپردازد و در نهایت محصول را با قیمتی دستوری عرضه کند. تناقضهای سیاستگذاری، در کنار فشار جنگ و تحریم، مسیر تولید را دشوار کرده است؛ با این حال صنعت بهداشتی ایران هنوز سه برگ برنده در دست دارد: نیروی متخصص، مواد اولیه داخلی و موقعیت جغرافیایی. پرسش اصلی این است که آیا سیاستگذاری اقتصادی اجازه خواهد داد این مزیتها به قدرت صادراتی تبدیل شوند؟ علی نقیب، مدیرعامل شرکت بهداشتی دکتر عبیدی و نایب رئیس کمیسیون کسبوکار اتاق بازرگانی ایران در این گفتگو از ایستادگی، صبر و تلاش سخن به میان آورده و از امیدواری به آینده تولید و صادرات میگوید.
جنگ اخیر و رخدادهای پس از آن چگونه صنعت تولیدی محصولات بهداشتی را تحت تاثیر قرار دادند؟
اصولا تحریم و جنگ اثرات نامطلوبی در صنعت و تولید دارند و کسی نمیتواند این موضوع را انکار کند؛ اما یک نکته خوشحالکننده و امیدوارکننده وجود دارد؛ این صنعت در کشور ما بومی شده و نزدیک به ۱۰۰ سال قدمت دارد. شاید در خاورمیانه نخستین کشوری باشیم که صنعت تولید محصولات بهداشتیمان صد ساله است و این یک افتخار برای کشور محسوب میشود. به همین دلیل نیروهای متخصص خوبی داریم و بسیاری از مواد اولیه را به ویژه پس از انقلاب در داخل تولید میکنیم. برای نمونه محصولاتی مانند الایبی (LAB) و اسالاییاس (SLES) که قبلا باید وارد میشدند، امروز در داخل کشور تولید میشوند که از مواد پایه و اصلی تولید محصولات بهداشتی هستند.
اما به نظر میرسد در زمینه تامین مواد اولیه و تولید مشکلاتی به وجود آمد.
بخش زیادی از این مواد از برشهای نفتی به دست میآیند که در جنگ مشکلاتی برای این بخش ایجاد شد. از طرف دیگر، تورم ناشی از جنگ و تحریمهای اقتصادی نیز بر واردات مواد اولیه اثر گذاشت. نبود ارز به اندازه کافی برای صنعت هم اثرات نامطلوبی داشت. با این حال، هیچ کدام از این عوامل نتوانستند جلوی تولید را بگیرند. قطار تولید از حرکت نایستاد.
فعالیت در کارخانه دکتر عبیدی به چه شکل پیش رفت؟
در جنگ اخیر، کارخانه ما در شهر صنعتی قزوین تا حدی آسیب دید. همچنین با مشکلات نبود مواد اولیه و افزایش قیمت آنها نیز مواجه شدیم. همه این موارد روی میزان تولید ما اثر گذاشت و تولید را مقداری کاهش داد؛ اما مانند سایر شرکتها به تولید ادامه دادیم.
از روز حادثه و آسیب به کارخانه برایمان بیشتر بگویید.
یک کارخانه در فاصله حدود 100 متری از کارخانه ما هدف حمله قرار گرفت. موج شدید انفجار و ترکشهای ناشی از اصابت موشک به ساختمان کارخانه آسیب وارد کرد. هر چند تعدادی زخمی شدند اما خدا را شکر تلفات جانی نداشتیم. به هر حال، آسیبها ایجاد شده بود؛ اما بچههای کارخانه خیلی سریع دست به دست هم دادند تا تولید متوقف نشود و فرایند ادامه پیدا کند.
فارغ از مساله جنگ، امروز مهمترین چالش در فرایند تولید محصولات بهداشتی چیست؟
یکی از چالشهای بسیار بزرگ کشور، قیمتگذاری دستوری است. طبق قانون، قیمتگذاری دستوری اصولا باید فقط برای کالاهای ضروری باشد و اگر به شرکتها دستور داده میشود، باید هزینههای آن نیز جبران شود. این طور نیست که تعزیرات یا سازمان حمایت بتواند در هر نوع تولیدی دخالت کند. این سازمانها کارشناسان تخصصی مورد نیاز برای همه صنایع را در اختیار ندارند. به علاوه ساختار و کنترل لازم برای چنین دخالتی نیز وجود ندارد. ضمن اینکه بازار صنعت بهداشتی و آرایشی یک بازار رقابتی است. ما خودمان با یکدیگر برای قیمت و کیفیت رقابت میکنیم. در چنین شرایطی، وقتی یک سازمان دولتی به تولیدکننده قیمت مشخصی برای محصولات میدهد، در واقع خطر بزرگی ایجاد کرده است. اولین خطر، بحث رشد، نوآوری و پیشرفت است. ما برای اینکه سهم بازار خودمان را از رقیب بگیریم، روی کیفیت بالاتر، نوآوری محصول، قیمت و سایر عوامل رقابت میکنیم. وقتی قیمتگذاری دستوری میشود، دیگر توانی برای ما باقی نمیماند. جالب توجه است که قیمتگذاری محصول نهایی دستوری است؛ اما قیمت مواد اولیه در بورس آزاد است. امروز مواد اولیه را با هر قیمتی خریداری کنیم، ممکن است فردا قیمت خرید یکونیم برابر شده باشد. چطور میتوانیم قیمت تمام شده را که به صورت خودکار بالا میرود، ثابت نگه داریم؟ اگر قرار است دولت تا این حد در قیمتگذاری دخالت کند، باید در تمام زنجیره تولید ورود کند. نمیشود مثلا مواد پلیاتیلن و پتروشیمی را این هفته با یک قیمت و هفته بعد با قیمت دیگری در بورس عرضه کرد؛ اما به تولیدکننده گفت قیمت محصول نهایی باید ثابت بماند.
در کنار قیمتگذاری دستوری، آیا در بحث تامین منابع مالی نیز چالشی وجود دارد؟
وامهایی که بانکها در همه جای دنیا برای مشاغل صنعتی در نظر میگیرند، با دیگر مشاغل متفاوت است. این موضوع به سیاستگذاری بانک مرکزی مربوط میشود و اگر تصمیمگیری صحیحی صورت گیرد، به توسعه صنعت کمک زیادی میکند. به دلیل ضعف توان کنترلی بانک مرکزی در ایران و نبود نظارت کافی بر بانکها، آنها به صورت خودمختار عمل میکنند، بخشنامهها را رعایت نمیکنند و اولویتهای خودشان را پیش میبرند. جالب است بدانید قیمت تمامشده وامی که یک واحد تولیدی دریافت میکند، در عمل از سودی که به صورت رسمی از سوی بانک مرکزی اعلام میشود، بسیار بیشتر است و گاهی به 2 برابر میرسد. این موضوع کجا اثر میگذارد؟ در تورم قیمت تمام شده و در نهایت در قیمت مصرفکننده. چه کسی باید این هزینه را پرداخت کند؟ تولیدکننده و مصرفکننده.
نقش اتاقهای بازرگانی در مطالبهگری از دولت و حمایت بخش خصوصی چقدر اهمیت دارد و تا چه اندازه میتواند عملیاتی باشد؟
اتاقهای بازرگانی تشکلِ تشکلها در هر استان هستند و اتاق بازرگانی ایران هم بزرگترین تشکل کشور به حساب میآید. در قانون، اتاقهای بازرگانی مشاور سه قوه قضائیه، مقننه و مجریه تعریف شدهاند. اینکه چقدر از این ظرفیت استفاده میشود و چقدر اتاق میتواند اثر بگذارد، به فرهنگ کشور و میزان پذیرش این موضوع از سوی دولتمردان برمیگردد. در دوران حضورم در اتاق تفاوت دولتها را با یکدیگر دیدهام. بعضی دولتها اعتماد بیشتری به اتاقهای بازرگانی دارند و ارتباط اتاق با دولت عمیقتر و نزدیکتر میشود. مسلما در چنین سالهایی بازار، تولید و اشتغالزایی هم رشد بیشتری میکند.
شما در سالهای اخیر همزمان با شرایط سخت اقتصادی، تولید را پیش بردید و کارخانه را توسعه دادید، تصمیمگیری درباره ادامه این مسیر چقدر برایتان مهم و در عین حال دشوار بود؟
وقتی بانکها سیاستهای انقباضی در پیش میگیرند، مسلما شرکتهای تولیدی آسیب میبینند. در چنین شرایطی این سوال مطرح میشود که آیا اصلا توان اقتصادی ادامه این مسیر را داریم؟ آیا باید توسعه را متوقف کنیم یا ادامه دهیم؟ آیا اشتغالزایی را توسعه دهیم یا تعدیل نیرو کنیم؟ من هیچ وقت اجازه ندادم تحت هیچ شرایطی در شرکت ما تعدیل نیرو صورت بگیرد. همیشه معتقد بودهام که همه باید دور این سفرهای که پهن شده است، بنشینند. در مورد انتقال کارخانه به قزوین تصمیم سختی داشتیم اما در نهایت این کار را انجام دادیم. با وجود افزایش هزینهها نسبت به پیشبینی اولیه، ماشینآلات جدید خریداری کردیم و کار را توسعه دادیم. کارخانه ما در قزوین که قرار بود پیش از این کار خود را آغاز کند در سال 1404 شروع به فعالیت کرد. فشار سختی را تحمل کردیم؛ اما از این تصمیم بسیار راضی و خوشحالم.
با توجه به فعالیتی که در اتاق بازرگانی دارید، حتما به نقش کسبوکارهای کوچک و متوسط در توسعه اقتصادی واقف هستید. توصیه شما به دولت برای حمایت از این کسبوکارها چیست؟
در کشورهای اروپایی، بخش بسیار بزرگی از اشتغالزایی و توان اقتصادی توسط کسبوکارهای کوچک و متوسط ایجاد میشود. این کسبوکارها به دلیل تعددشان اثرگذاری زیادی در اقتصاد کشور دارند. خواهش من این است که دولت به این موضوع توجه داشته باشد. اشتغالزایی این جاست؛ در شرکتهای کوچک و متوسط. اشتغالزایی لزوما در شرکتی نیست که به دلیل نوع تولید، انحصار یا توان مالی بالا، سود زیادی دارد. یکی از مسائلی که میتواند مشکلات دولت را حل کند، اشتغالزایی است. بیتوجهی به کسبوکارهای کوچک و متوسط باعث افزایش بیکاری در کشور میشود.
و توصیه شما به کسبوکارهای کوچک و متوسط؟
به همه دوستان یک توصیه دارم؛ کسی که وارد صنعت میشود باید عاشق آن باشد. در کشور ما و شاید در بسیاری از کشورهای دیگر، ممکن است درآمد و سودآوری در صنعت کمتر از حوزههای دیگر باشد. سرمایهگذاری در زمین یا مسکن سودآوری بیشتری دارد. متاسفانه برخی واسطهگریها درآمدهای بسیار بالایی دارد که اساسا چنین درآمدهایی در صنعت وجود ندارد. به دوستانی که عاشق صنعت هستند توصیه میکنم کسبوکارشان را حفظ کنند و به تولید ادامه دهند؛ لذتی که از تولید و ایجاد یک محصول به دست میآید، چندین برابر درآمدی است که خیلیها از فعالیتهای دیگر دارند.
صنعت آرایشی و بهداشتی ایران تا چه اندازه با دیگر کشورها توان رقابت دارد؟
صنعت بهداشتی، شوینده و آرایشی در کشور ما سه مزیت دارد. مزیت اول، وجود نیروهای متخصص و کارآمد است. مزیت دوم، وجود منابع داخلی کشور است. بخش زیادی از مواد اولیه، برشهای نفتی یا مواد معدنی هستند که صنعت تولید آنها در کشور وجود دارد. انرژی هم در کشور ما نسبت به کشورهای همسایه ارزانتر است. بنابراین در حوزه مواد اولیه، انرژی و موارد مشابه، مزیتهای نسبی داریم. مزیت سوم، موقعیت جغرافیایی و منطقهای کشور است. ایران در نقطهای قرار گرفته که میتواند محصولات خود را به کشورهای همسایه، کشورهای سیآیاس، کشورهای آفریقایی و کشورهای عربی صادر کند. این سه مزیت را کمتر کشوری دارد. برای مثال، ترکیه که در منطقه یکی از بزرگترین تولیدکنندگان صنعت بهداشتی محسوب میشود، فقط یکی از این مزیتها را دارد؛ نیروهای متخصص و ظرفیت تولید. هزینه صادرات ترکیه از ما بالاتر است. هزینه انرژی و مواد اولیه آنجا بسیار بیشتر است و حتی بسیاری از مواد اولیه را از ایران میبرند و در ترکیه تولید میکنند؛ اما چرا ترکیه برخلاف ایران بیش از 50 درصد تولیدات خود را صادر میکند؟ بخشی از این مساله به سیاستهایی برمیگردد که دولت وضع میکند. من اعتقاد دارم با توجه به اینکه صنعت بهداشتی و آرایشی یک صنعت بومی است، قدرت و قابلیت رقابت جهانی زیادی است و این را هم ثابت کردهایم. در مقاطعی که دست و بال ما باز بوده است، صادرات بسیار خوبی داشتهایم؛ اما در مقاطعی که بخشنامهها و مسائل دیگر دست و پای ما را گرفتهاند، صادرات ناگهان افت کرده است. بنابراین اعتقاد دارم این توان را داریم که به یکی از صادرکنندگان بزرگ صنعت بهداشتی و آرایشی، شوینده و محصولات مرتبط در دنیا تبدیل شویم. توانش را داریم؛ اما هنوز به نقطه مطلوبی که میتوانیم برسیم، دست نیافتهایم.
این نقطه مطلوب چگونه به دست میآید؟
نقطه مطلوب بدون حمایت دولت و سیاستگذاری درست به دست نمیآید. باید سدهای صادراتی برداشته شوند. تعرفهها یکی از موانعی هستند که در مسیر صادرات قرار گرفتهاند. بحث چند نرخی بودن ارز هم یک چالش جدی است. وقتی به عنوان صادرکننده مواد اولیه را با قیمت آزاد تهیه میکنم؛ اما هنگام صادرات به من میگویند ارز حاصل از صادرات را باید با یک نرخ مشخص وارد چرخه کنم، این امر تبدیل به یک چالش میشود. باید یک سیاست واحد وجود داشته باشد. نمیتوان یک بام و چند هوا داشت. من اعتقاد دارم اگر بتوانیم از صادرکننده محصول و نه صادرکننده مواد اولیه حمایت کنیم، ظرفیت بسیار بزرگی ایجاد میشود. چراکه صادرکننده مواد اولیه، اشتغالزایی زیادی ایجاد نکرده است. ماده اولیه در کشور وجود داشته و شاید فقط یک فرایند اولیه مانند سولفوناسیون روی آن انجام شده و سپس صادر شده باشد؛ اما محصول نهایی مانند پودر لباسشویی، صابون، شامپو، مایع ظرفشویی و انواع کرمها، محصولاتی هستند که ما با کیفیت بسیار بالا طی فرایندهای متعدد در کشور تولید میکنیم. اگر دولت بتواند دست و پای تولیدکننده و صادرکننده محصول نهایی را باز کند و حمایت بیشتری از آنها داشته باشد، فکر میکنم توان این را داریم که به نقطه مطلوب برسیم.
انتهای پیام